به بهانه اعتراضات ضدسلطنتي مردم بريتانيا؛ آتش در دامن آتش افروز

چندي است زمزمه هايي از مخالفت مردم بريتانيا عليه نظام سلطنت و شخص ملكه شنيده مي شود. شروع اعتراضات علني به سلطنت از سال گذشته و پس از برگزاري جشن ازدواج نوه ملكه، شاهزاده «ويليام» و «كيت ميدلتون» بود كه 48 ميليون دلار هزينه بر دوش ماليات دهندگان بريتانيايي گذاشت و اين روزها نيز برگزاري جشن شصتمين سالگرد تاج گذاري ملكه...

مقدمه:

اروپا را در حالي مي توان خيزشگاه و خاستگاه اوليه قيام هاي مردمي عليه نظام هاي پادشاهي و سرآغاز انقلابات بزرگ ناميد كه در عين حال، برخي از كشورهاي آن امروزه همچنان زير سلطه و سيطره نظام هاي پادشاهي مي باشند. شايد شگفت آور باشد كه گفته شود در حال حاضر، هفت كشور اروپايي همچنان داراي حاكميت پادشاهي هستند و جالب تر اينكه، نظام هاي پادشاهي آنان نه تنها تشريفاتي نبوده؛ كه بالعكس، داراي حكومت هاي قرون وسطايي با پوششي زرورقي زيبا و به روز هستند. يكي از اين كشورهاي مرتجع قرون وسطايي، كشور «امپراتوري متحد بريتانياي كبير» (UK) است كه در اشتباهي رايج، كشور انگلستان خوانده مي شود. در حالي كه بسياري از مردم جهان و حتي بسياري از مردم خود اين كشور، مقام و جايگاه ملكه بريتانيا را مقام و جايگاهي تشريفاتي مي دانند؛ اما واقعيت امر، غير از اين است و ملكه اين كشور قانوناً از چنان اختيارات و قدرت بي حد و حصري برخوردار است كه امروزه حتي غيردموكراتيك ترين حاكمان كشورهاي جهان سومي نيز از آن قدرت و سيطره برخوردار نيستند؛ اما چون سياستمداران اين كشور، آن را زيركانه و در زير لفافه هاي پر زرق و برق مولفه هاي دموكراسي اي چون؛ پارلمان، دولت، نخست وزير و... پنهان كرده اند؛ قدرت ملكه به صورت مخفي و در پشت پرده اعمال مي شود. چندي است زمزمه هايي از مخالفت مردم بريتانيا عليه نظام سلطنت و شخص ملكه شنيده مي شود. شروع اعتراضات علني به سلطنت از سال گذشته و پس از برگزاري جشن ازدواج نوه ملكه، شاهزاده «ويليام» و «كيت ميدلتون» بود كه 48 ميليون دلار هزينه بر دوش ماليات دهندگان بريتانيايي گذاشت و اين روزها نيز برگزاري جشن شصتمين سالگرد تاج گذاري ملكه موسوم به «دايموند جوبيلي» و هزينه هاي سرسام آور آن در اين اوضاع بغرنج اقتصادي اين كشور، بر آتش اين اعترضات افزوده است. حال مردم اين كشور با سوالات اساسي و مهمي درباره ادامه سلطنت روبه رو هستند. اولين سوال اينكه، در قرن 21 اين كشور چه نيازي به داشتن نظام پرهزينه سلطنتي و ملكه دارد؟ و يا اينكه با توجه به هزينه ها و حقوق و مزاياي بالاي خاندان سلطنتي، وجود اين خاندان پرخرج و اسرافكار و هزينه بر در دوره اي كه اقتصاد بريتانيا و مردم اين كشور با بحران مواجه است، چه منطق عقلاني دارد؟ و اصولاً چرا ماليات هاي مردم اين كشور در خدمت اجراي جشن ها و خوشگذراني ها و مراسمات پرهزينه اين خاندان خرج شود؟ اينها و ده ها سوال ديگر، مردم بريتانيا را واداشته كه براي اولين بار، مخالفت با نظام سلطنتي را علني تر كرده و حتي شعار مرگ بر ملكه سر دهند!اين نوشتار در پي واكاوي علل و دلايل اعتراضات و خشم امروز مردم بريتانيا از نظام سلطنتي اين كشور و رويگرداني آنان از اين نظام قرون وسطايي و همچنين نشانه هاي فروپاشي امپراطوري پير استعمار است. نظامي كه امروز، با فروافتادن پرده هاي نفاق و آشكار شدن واقعيت پشت پرده حاكمان اين كشور، در اولين قدم، نظام سلطنتي و شخص ملكه و در ادامه فروپاشي اين كشور را در پي خواهد داشت.

علل و نشانه هاي فروپاشي بريتانيا را مي توان در چند محور بررسي كرد.

الف) ناكارآمد بودن نظام سلطنتي

در حالي كه روزگاري، خاندان سلطنتي بريتانيا و شخص ملكه و پادشاه سمبل يكپارچگي و اتحاد امپراطوري بزرگ استعمار بودند و در دوره ملكه اليزابت ادعا مي شد كه خورشيد در امپراطوري وي هيچ گاه غروب نمي كند؛ امروز ديگر چنين سيستم ديكتاتورمآبانه و قرون وسطايي، پاسخگوي اقتصاد بحران زده، واگرايي هاي قومي و نژادي و ديگر مشكلات اين كشور نيست. امروز ديگر نظام ملكه و پادشاهي مشروطه بريتانيا، نمي تواند جلوي تجزيه چهاربخش اصلي و مهم تشكيل دهنده اين كشور را بگيرد و امروز زمزمه هاي تجزيه و استقلال طلبي «اسكاتلند»، «ولز» و «ايرلند شمالي» بيش از هميشه به گوش مي رسد كه حاكي از تضعيف قدرت حكومت مركزي است و مردم اين مناطق ديگر نمي خواهند تحت سلطه ملكه، متحد اجباري بريتانياي كبير باشند. اعتراضات امروز مردم اين كشور، فوران خشم صدها سال حكومت ديكتاتورانه و ناعادلانه پادشاهي بر مردم بريتانياست. تأييد اين ادعا، سخنان اخير «سايمون ميل» معاون مركز مطالعات «اكيلزبا»ي بريتانيا در گفت وگو با پرس تي وي است كه مي گويد: «مراسم پرهزينه سالگرد سلطنت ملكه انگليس نمادي از نابرابري و بي عدالتي در اين كشور است.» بنا بر يكي از نظرسنجي هاي انجام شده در اين كشور، بسياري از مردم بريتانيا نظام سلطنتي اين كشور را نظامي بي مصرف و هزينه بر مي دانند. اين نظرسنجي همچنين از كاهش محبوبيت خاندان سلطنتي در اين كشور خبر مي دهد. موسسه نظرسنجي «آي سي ام» نيز اخيراً اعلام كرد؛ ميزان افرادي كه نبود ملكه را موجب بحران در كشورشان مي دانند از 63 درصد به 51 درصد كاهش يافته است.بنا بر گزارش برخي خبرگزاري هاي بين المللي، معترضان سلطنتي كه اخيراً تحت عنوان گروه «جمهوري» در نزديكي پل «تاوربريج» در لندن عليه شصتمين سالگرد جشن سالگرد تاج گذاري ملكه تظاهرات كرده بودند، اعلام كردند كه مي خواهند از حكومت سلطنتي در انگليس خلاص شوند و يك اساسنامه دموكراتيك در اين كشور ايجاد شود. البته اعتراضات به ملكه مختص به بريتانيا نيست و بنا بر نتايج يك نظرسنجي در كانادا، يك سوم شهروندان اين كشور نيز، خواهان قطع ارتباط با حكومت سلطنتي بريتانيا هستند. همچنين نتايج نظرسنجي موسسه «آنگوس رايد» از نارضايتي 60 درصدي مردم «كبك» كانادا از حكومت سلطنتي ملكه حكايت دارد.

ب) اختيارات گسترده و نامحدود ملكه

در حالي كه بسياري از مردم جهان و از جمله مردم بريتانيا دچار اين پندار نادرست هستند كه مقام ملكه در نظام «پادشاهي مشروطه بريتانيا» مقامي تشريفاتي است؛ نگاهي به اختيارات بي حد و حصر شخص ملكه نشان مي دهد ملكه اين كشور، تنها حاكم و فرمانرواي قدرتمند در اين كشور است كه در پشت پرده و دور از چشم عموم، حكمراني قرون وسطايي خود را اعمال مي كند و وجود دولت، پارلمان ، نخست وزير، قوه قضائيه و... فريبي بيش نيست. براي پي بردن بهتر به قدرت فرافوق العاده شخص ملكه، برخي از اختيارات وي را برمي شماريم.

1- عزل و نصب وزيران، انحلال پارلمان (مجلس اعيان و عوام) و دعوت به تشكيل يا تعطيل پارلمان.

2- انتصاب اعضاي مجلس اعيان.

3- عزل و نصب نخست وزير.

4- فرمانده كل نيروهاي مسلح.

5- تعيين خط مشي سياست خارجي.

6- تعيين عالي ترين مقام قضايي و صدور فرمان عفو و تخفيف مجازات محكومان.

جالب تر و قابل تأمل تر اينكه با اين همه قدرت مطلق و اختيار بي حد و حصر شاه و ملكه، ايشان در برابر هيچ يك از قواي سه گانه حاكم بر بريتانيا مسئول و پاسخگو نمي باشند! بنابر قوانين حقوقي اين كشور، انتخاب پادشاه موروثي است؛ از اين رو عزل و بركناري شاه يا ملكه در آن پيش بيني نشده است و هيچ مرجعي به عنوان ناظر، مرجع تشخيص ناتواني و عزل پادشاه از مقام سلطنت نيست. از همين روست كه ملكه فرتوت 86 ساله بريتانيا همچنان سوار بر اسب مراد خود مي تازد و جشن شصتمين سالگرد تاج گذاري مي گيرد! نكته آخر اينكه، گرچه ثروت شخص ملكه محاسبه و اعلام نشده است؛ اما در آخرين آمار، ثروت ملكه (جدا از زمين ها و املاك وي در بريتانيا و ساير مستعمرات آن) بيش از 450 ميليون دلار تخمين زده مي شود كه البته درباره ثروتش نيز به كسي پاسخگو نيست!

ج) بحران اقتصادي شديد بريتانيا

شايد بتوان مهم ترين دليل اعتراضات ضدسلطنتي مردم بريتانيا عليه اين نظام و شخص ملكه را بحران اقتصادي اين كشور دانست كه گريبان بسياري از مردم اين كشور به ويژه افراد فرودست را گرفته است. مردم بريتانيا كه از مشكلات عديده اقتصادي، بيكاري و عدم امنيت شغلي، رياضت تحميلي دولتمردان شان و... رنج مي برند، نمي توانند ولخرجي ها و خوشگذراني هاي ملكه شان را ببينند كه بي توجه به مشكلات مردم، جشن هاي پرهزينه و سنگين با پول ماليات آنان برگزار مي كند، به همين دليل است كه در اعتراضات اخير، صبرشان لبريز شده و شعار مرگ بر ملكه سر مي دهند و خواهان حذف نظام سلطنتي مي شوند. چندي پيش، برخي خبرگزاري ها خبري را منتشر كردند كه در آن، بسياري از كاربران بريتانيايي فيس بوك با انتشار تصويري از ملكه اليزابت دوم، ضمن تمسخر وي نوشتند: «اين زن در حالي درباره لزوم اجراي طرح رياضت اقتصادي براي مردم صحبت مي كند كه كلاه وي فقط يك ميليون پوند هزينه برداشته است.»!يكي از معترضان به جشن تاج گذاري ملكه نيز در گفت وگو با پرس تي وي مي گويد: ملكه انگليس همانند ديگر شهروندان انگليس در مقابل قانون پاسخگو نيست، وي هيچ گونه ماليات بر ارث پرداخت نمي كند.» يكي ديگر از همين شركت كنندگان در تظاهرات لندن نيز گفت: «بسياري از مردم انگليس به سلطنت بدبين هستند. ما اين مراسم را جشن نمي گيريم. به نظر ما اينكه يك فرد غيرمنتخب شصت سال بر انگليس حاكم باشد، توهين به مردم است.»به نظر مي رسد كه اعتراضات اوليه مردم بريتانيا به شرايط بد اقتصادي، اين روزها، رنگ و بوي سياسي گرفته است و مردم اين كشور تمام مشكلات خود را نظام سرمايه داري و در رأس آن نظام سلطنتي حاكم بر بريتانيا مي دانند.

د) گسترش موج استقلال خواهي و تجزيه طلبي در بريتانيا

يك نكته عبرت آموز و جالب در اين بخش اين است كه در حالي كه همواره بسياري، استعمار پير را عامل اختلافات قومي، نژادي و تجزيه طلبي در ديگر كشورها دانسته و مي دانند؛ اما ظاهراً شواهد نشان مي دهد كه استعمارگر پير، امروز خود دچار معضلي شده كه قبلاً مروج آن در ديگر كشورها بوده است. امروز صداي استقلال طلبي و جدايي از بريتانيا در سه بخش اسكاتلند، ولز و ايرلند شمالي بيش از هر زمان ديگري به گوش مي رسد و در حال حاضر، اسكاتلند پيشتاز اين امر است، از اين رو حزب «ملي گراي اسكاتلند» كه 69 كرسي از مجموع 129 كرسي پارلمان اين منطقه را در دست دارد، اين روزها به شدت به دنبال استقلال اسكاتلند از دولت مركزي است و ظاهراً نيز قرار است همه پرسي جدايي اين بخش از بريتانيا در سال 2014 برگزار شود.گرچه بنا به آمار در حال حاضر فقط 37 درصد مردم اسكاتلند خواهان جدايي از بريتانيا هستند و 43 درصد آنان نيز مخالف اين امر هستند؛ اما هنوز حدود دو سال تا زمان برگزاري اين همه پرسي زمان وجود دارد و با توجه به تضعيف و كاهش جايگاه ملي و بين المللي بريتانيا و همچنين بحران اقتصادي اين كشور، استقلال اسكاتلند كه بزرگ ترين مراكز توليد نفت بريتانيا در آن مستقر است، امري به دور از ذهن نيست و حزب ملي گراي اسكاتلند بجد به دنبال آراي 20 درصدي است كه هنوز طبق همين نظرسنجي، براي جدايي يا باقي ماندن در زير سلطه بريتانيا تصميمي نگرفته اند. به نظر مي رسد با توجه به تقويت هويت اسكاتلندي و افزايش بيزاري از دولت مركزي، جنبش جدايي از بريتانيا روزبه روز در اين منطقه در حال قدرتمندترشدن است و جنبش جدايي از اين كشور در دو بخش ديگر بريتانيا چون، ولز و ايرلند شمالي نيز طرفداران زيادي دارد و نكته جالب اين است كه در اين سه بخش (كه به همراه انگليس كشور بريتانيا را تشكيل مي دهند) موج نفرت از نظام سلطنتي و ملكه بيش از بخش انگليسي اين كشور است و البته هما نگونه كه قبلاً نيز اشاره شد، مخالفت با نظام سلطنتي، محدود به جغرافياي كشور «بريتانياي متحد» نيست و ديگر مستعمرات و سرزمين هاي وابسته به نظام سلطنتي چون كانادا، استراليا و... نيز خواهان قطع ارتباط با حكومت سلطنتي بريتانيا هستند.

نتيجه

از مجموع شواهد و اوضاع بغرنج امروز بريتانيا چنين برمي آيد كه با توجه به دلايلي كه شمرده شد، اعتراضات مردم اين كشور عليه نظام سلطنتي كه عمدتاً ريشه در بحران اقتصادي و استقلال طلبي دارد، ناشي از امري بزرگ تر است كه آن، ناكارآمدي نظام سلطنتي قرون وسطايي از ديد مردم و بسياري از كارشناسان اين كشور است؛ چراكه اين نظام، كارآمدي لازم براي همگرايي، وحدت، يكپارچگي و همچنين حل مشكلات اقتصادي اين كشور بحران زده را ندارد و از آنجا كه نظام سلطنتي موجود، به مشكلات اقتصادي اين كشور، مشكلات عديده ديگري چون هزينه هاي بالاي ولخرجي ها، جشن ها و مراسمات هزينه بر، حقوق و... را نيز افزوده است؛ از اين رو، مردم اين كشور خواهان برچيده شدن نظام سلطنتي در كشورشان هستند كه اين امر با توجه به زمزمه هاي استقلال طلبي بخش هاي ديگر بريتانيا، در آينده، فروپاشي اين كشور را نيز در پي خواهد داشت. واقعيت اين است كه مردم بريتانيا اين روزها از سلطنت ملكه خسته اند و به هر بهانه اي به دنبال رساندن صداي خود به گوش حاكمان شان هستند و برپايي جشن عروسي نوه ملكه يا تاج گذاري او، بهترين بهانه براي رساندن صداي اعتراضات شان براي حذف نظام سلطنتي است؛ گرچه اين حركت در ابتداي راه است، اما قطعاً به نتيجه خواهد رسيد.

پایگاه بصیرت :آتش در دامن آتش افروز/على اسماعيلى /91/03/23

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 16 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .