بني اسرائيل در قرآن

درباره آيات 4 تا 8 سوره اسراء كه پيرامون بني اسرائيل آمده آيا وعده دوم اتفاق افتاده يا بايد منتظر بود اگر اتفاق افتاده پس ما شاهديم كه بني اسرائيل براي سومين بار فساد كرده اند، در صورتي كه قرآن كريم مي فرمايد بني اسرائيل دو بار فساد خواهد كرد، لطفا راهنمايي كنيد.

در پاسخ به این پرسش توجه شما را به توضيح و تفسير اين آيات تبيين ابعاد مختلف آن جلب می نماييم :
وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً (4) فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً (5) ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
4- ما به بنى اسرائيل در كتاب (تورات) اعلام كرديم كه دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و برترى جويى بزرگى خواهيد نمود.
5- هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد مردانى پيكار جو را بر شما مى‏فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند حتى براى بدست آوردن مجرمان) خانه‏ها را جستجو مى‏كنند، و اين وعده‏اى است قطعى.
6- سپس شما را بر آنها چيره مى‏كنيم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهيم كرد و نفرات شما را بيشتر (از دشمن) قرار مى‏دهيم.
7- اگر نيكى كنيد بخودتان نيكى مى‏كنيد، و اگر بدى كنيد باز هم به خود مى‏كنيد، و هنگامى كه وعده دوم فرا رسد (آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در صورتهايتان ظاهر مى‏شود و داخل مسجد (اقصى) مى‏شوند، همانگونه كه در دفعه اول وارد شدند، و آنچه را زير سلطه خود مى‏گيرند درهم مى‏كوبند! 8- اميد است پروردگارتان به شما رحم كند، هر گاه برگرديد ما باز مى‏گرديم، و جهنم را زندان سخت كافران قرار داديم .
ما در كتاب تورات به بنى اسرائيل اعلام كرديم كه شما در زمين، دو بار فساد خواهيد كرد، و راه طغيان بزرگى را در پيش خواهيد گرفت (وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً).
قضاء گر چه داراى معانى مختلفى است اما در اينجا به معنى اعلام است.
منظور از كلمه الارض به قرينه آيات بعد سرزمين مقدس فلسطين است كه مسجد الاقصى در آن واقع شده است.
در آيات بعد به شرح اين دو فساد بزرگ و حوادثى كه بعد از آن به عنوان مجازات الهى واقع شد پرداخته چنين مى‏گويد.
هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد و شما دست به فساد و خونريزى و ظلم و جنايت بزنيد، ما گروهى از بندگان رزمنده و جنگجوى خود را به سراغ شما مى‏فرستيم تا به كيفر اعمالتان شما را درهم بكوبد (فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ).
اين قوم جنگجو آن چنان بر شما هجوم مى‏برند كه حتى براى يافتن نفراتتان‏ هر خانه و ديارى را جستجو مى‏كنند (فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ).
و اين يك وعده قطعى و تخلف ناپذير خواهد بود (وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا).
سپس الطاف الهى بار ديگر به سراغ شما آمد و شما را بر آن قوم مهاجم پيروز كرديم (ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ).
و شما را بوسيله اموال و ثروت سرشار و فرزندان و نفرات بسيار تقويت نموديم (وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ).
آن چنان كه نفرات شما بر نفرات دشمن فزونى گرفت (وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً) .
اين گونه الطاف الهى شامل حال شما مى‏شود شايد به خود آئيد و به اصلاح خويشتن بپردازيد دست از زشتيها برداريد و به نيكى‏ها رو آريد، چرا كه:
اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود بدى كرده‏ايد (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها).
اين يك سنت هميشگى است نيكى‏ها و بديها سرانجام به خود انسان باز مى‏گردد، هر ضربه‏اى كه انسان مى‏زند بر پيكر خويشتن زده است، و هر خدمتى به ديگرى مى‏كند در حقيقت به خود خدمت كرده است، ولى مع الاسف نه آن مجازات شما را بيدار مى‏كند و نه اين نعمت و رحمت مجدد الهى باز هم به طغيان مى‏پردازيد و راه ظلم و ستم و تعدى و تجاوز را پيش مى‏گيريد و فساد كبير در زمين ايجاد مى‏كنيد و برترى جويى را از حد مى‏گذرانيد.
سپس وعده دوم الهى فرا مى‏رسد: هنگامى كه اين وعده دوم فرا مى‏رسد باز گروهى جنگجو و پيكارگر بر شما چيره مى‏شوند، آن چنان بلائى به سرتان مى‏آورند كه آثار غم و اندوه از صورتهاى شما مى‏بارد (فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ).
آنها حتى بزرگ معبدتان بيت المقدس را از دست شما مى‏گيرند و در آن داخل مى‏شوند همانگونه كه بار اول داخل شدند (وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ).
آنها به اين هم قناعت نمى‏كنند، تمام بلاد و سرزمينهايى را كه اشغال كرده‏اند درهم مى‏كوبند و ويران مى‏كنند (وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً).
با اين حال باز درهاى توبه و بازگشت شما به سوى خدا بسته نيست باز هم ممكن است خداوند به شما رحم كند (عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ).
و اگر به سوى ما بازگرديد ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز مى‏گردانيم، و اگر به فساد و برترى‏جويى گرائيد باز هم شما را به كيفر شديد گرفتار خواهيم ساخت (وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا).
و تازه اين مجازات دنيا است و ما جهنم را براى كافران زندان سختى قرار داده‏ايم (وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً) «1».
نكته‏ها:
1- دو فساد بزرگ تاريخى بنى اسرائيل‏
در آيات فوق، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل كه منجر به فساد و برترى جويى مى‏گردد به ميان آمده است، كه به دنبال هر يك از اين دو، خداوند مردانى نيرومند و پيكار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات كنند و به كيفر اعمالشان برسانند.
گر چه تاريخ پر ماجراى بنى اسرائيل، فراز و نشيب بسيار دارد، و پيروزيها و شكستها در آن فراوان ديده مى‏شود اما در اينكه قرآن به كداميك از اين حوادث اشاره مى‏كند در ميان مفسران گفتگو بسيار زياد است، كه به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذيلا مى‏آوريم.
1- آنچه از تاريخ بنى اسرائيل استفاده مى‏شود اين است كه نخستين كسى كه بر آنها هجوم آورد و بيت المقدس را ويران كرد، بخت‏النصر پادشاه بابل بود، و هفتاد سال بيت المقدس به همان حال باقى ماند، تا يهود قيام كردند و آن را نوسازى نمودند، دومين كسى كه بر آنها هجوم برد قيصر روم اسپيانوس بود كه وزيرش طرطوز را مامور اين كار كرد، او به تخريب بيت المقدس و تضعيف و قتل بنى اسرائيل كمر بست، و اين حدود يكصد سال قبل از ميلاد بود.
بنا بر اين ممكن است دو حادثه‏اى كه قرآن به آن اشاره مى‏كند همان باشد كه در تاريخ بنى اسرائيل نيز آمده است، زيرا حوادث ديگر در تاريخ بنى اسرائيل آن چنان شديد نبود كه حكومت آنها را به كلى از هم متلاشى كند، ولى حمله بخت‏النصر، قدرت و شوكت آنها را به كلى درهم كوبيد، اين تا زمان كورش ادامه داشت، و پس از آن بنى اسرائيل مجددا به قدرت رسيدند و اين وضع ادامه داشت تا بار ديگر قيصر روم بر آنها هجوم برد و حكومتشان را متلاشى كرد و اين دربدرى هم چنان ادامه يافت (تا در اين اواخر كه به كمك قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حكومتى براى خود دست و پا كردند) «1».
2- طبرى در تفسير خود نقل مى‏كند كه پيامبر ص فرمود: مراد از فساد اول قتل حضرت زكريا و گروهى ديگر از پيامبران، و منظور از وعده نخستين، وعده انتقام الهى از بنى اسرائيل به وسيله بخت‏النصر مى‏باشد، و مراد از فساد دوم شورشى است كه بعد از آزادى بوسيله يكى از سلاطين فارس مرتكب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم انطياخوس پادشاه روم است.
اين تفسير با تفسير اول تا اندازه‏اى قابل انطباق است، ولى هم راوى اين حديث مورد وثوق نيست و هم انطباق تاريخ زكريا و يحيى بر تاريخ بخت النصر و اسپيانوس يا انطياخوس محرز نمى‏باشد، بلكه بنا به گفته بعضى بخت النصر معاصر ارميا يا دانيال پيامبر بوده، و قيام او حدود ششصد سال پيش از زمان يحيى صورت گرفته بنا بر اين چگونه قيام بخت‏النصر مى‏تواند براى انتقام خون يحيى اقدام كرده باشد.
3- بعضى ديگر گفته‏اند بيت المقدس يك بار در زمان داود و سليمان ساخته شد و بخت‏النصر آن را ويران كرد كه اين همان وعده اولى است كه قرآن به آن اشاره مى‏كند، و بار ديگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آن را طيطوس رومى ويران ساخت (توجه داشته باشيد طيطوس يا طرطوز كه در بالا ذكر شد قابل انطباق است) و از آن پس هم چنان ويران ماند تا در عصر خليفه دوم كه آن سرزمين بوسيله مسلمانان فتح شد «1»:
اين تفسير نيز چندان منافات با دو تفسير بالا ندارد.
4- در برابر تفسيرهاى فوق و تفاسير ديگرى كه كم و بيش با آنها هماهنگ است، تفسير ديگرى داريم كه سيد قطب در تفسير فى ظلال احتمال آن را داده است كه با آنچه گفته شد به كلى متفاوت مى‏باشد، و آن اينكه:
اين دو حادثه تاريخى در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلكه مربوط به آينده است كه يكى از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود كه منجر به قيام مسلمانان به فرمان پيامبر ص بر ضد آنان شد و به كلى از جزيره عرب بيرون رانده شدند، و ديگرى مربوط به قيام نازيهاى آلمان به رياست هيتلر بر ضد يهود بوده است .
ولى اشكال اين تفسير اين است كه در هيچيك از آنها داخل شدن قوم پيروزمند در بيت المقدس تا چه رسد به ويران كردن آن، وجود ندارد.
5- آخرين احتمال اينكه بعضى احتمال داده‏اند اين دو حادثه مربوط به رويدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشكيل حزبى بنام صهيونيسم و تشكيل دولتى بنام اسرائيل در قلب ممالك اسلامى است، منظور از فساد اول بنى اسرائيل و برترى جويى آنها همين است، و منظور از انتقام اولى آن است كه ممالك اسلامى در آغاز كه از اين توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بيت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطين را از چنگال يهود بيرون آورند، و نفوذ يهود از مسجد اقصى به كلى قطع شد.
و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائيل با اتكاى نيروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمينهاى اسلامى و گرفتن بيت المقدس و مسجد الاقصى است.
و به اين ترتيب بايد مسلمانان در انتظار پيروزى دوم بر بنى اسرائيل باشند بطورى كه مسجد اقصى را از چنگال آنها بيرون آورند و نفوذشان را از اين سرزمين اسلامى بكلى قطع كنند، اين همان چيزى است كه همه مسلمين جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .
و تفاسير ديگرى كه ذكر آنها چندان قابل ملاحظه نيست.
البته در تفسير پنجم و چهارم بايد فعلهاى ماضى كه در آيه ذكر شده است همه به معنى مضارع باشد، و البته اين معنى در جايى كه فعل بعد از حروف شرط واقع مى‏شود از نظر ادبيات عرب بعيد نيست.
ولى ظاهر آيه ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً آن است كه حد اقل فساد اول بنى اسرائيل و انتقام آن در گذشته واقع شده است.
از همه اينها گذشته مساله مهمى كه بايد در اينجا مورد توجه قرار گيرد اين است كه ظاهر تعبير بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ (ما گروهى از بندگان خود را كه قدرت جنگى زيادى داشتند بر ضد شما مبعوث كرديم، نشان مى‏دهد كه گروه انتقام گيرنده مردان با ايمان بودند كه شايسته نام عباد و عنوان لنا و همچنين بعثنا بوده‏اند و اين معنى در بسيارى از تفاسير كه در بالا گفته شد ديده نمى‏شود).
البته نمى‏توان انكار كرد كه عنوان بعث (برانگيختن) هميشه در مورد پيامبران و مؤمنان به كار نرفته، بلكه در غير آنها نيز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان هابيل و قابيل مى‏خوانيم: فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ: خداوند كلاغى را برانگيخت كه زمين را جستجو مى‏كرد (مائده آيه 31).
و در مورد عذابهاى زمينى و آسمانى اين كلمه به كار رفته است قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ (انعام- 65).
و نيز كلمه عباد و يا عبد در افرادى كه مورد مذمتند احيانا به كار رفته است، از جمله به كار رفتن اين كلمه در مورد گنهكاران در آيه 58 فرقان وَ كَفى‏ بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً و در آيه 27 سوره شورى در مورد طغيانگران
وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ و در مورد خطاكاران و منحرفان از اصل توحيد در آيه 118 سوره مائده مى‏خوانيم: إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ.
ولى با همه اوصاف نمى‏توان انكار كرد كه اگر قرينه قاطعى قائم نشود ظاهر آيات مورد بحث در بدو نظر آنست كه جمعيت انتقام گيرنده مردمى باايمانند.
به هر حال آيات فوق اجمالا به ما مى‏گويد كه بنى اسرائيل دو بار سخت به فساد دست زدند و استكبار ورزيدند و خدا از آنها انتقام سختى گرفت، و هدف از بيان اين موضوع درس عبرتى براى آنها و ما و همه انسانها است تا بدانيم ستمگريها و فسادانگيزى‏ها در پيشگاه خدا بدون مجازات نمى‏ماند، هنگامى كه قدرت يافتيم حوادث دردناكى را كه در آينده در انتظار ما است فراموش نكنيم و از تواريخ گذشتگان اين درس را بياموزيم.
2- هر چه كنيد به خود كنيد!
در آيات فوق به اين اصل اساسى اشاره شده كه خوبيها و بديهاى شما به خودتان بازمى‏گردد، گر چه ظاهرا مخاطب اين جمله بنى اسرائيلند ولى بديهى است بنى اسرائيل در اين مساله خصوصيتى ندارند، اين قانون هميشگى در طول تاريخ بشر است، و خود تاريخ گواه آن است .
بسيار بودند كسانى كه سنتهاى زشت و ناروا و قوانين ظالمانه و بدعتهاى غير انسانى گذاردند و سرانجام دامان خودشان و دوستانشان را گرفت، و در همان چاهى كه براى ديگران كنده بودند افتادند.
مخصوصا ايجاد فساد در روى زمين، و برترى جويى و استكبار (علو كبير) از امورى است كه اثرش در همين جهان دامان انسان را مى‏گيرد، و به همين دليل بنى اسرائيل بارها گرفتار شكست‏هاى سخت و پراكندگى و بدبختى شدند، چرا كه دست به فساد در ارض زدند.
هم اكنون گروهى از قوم يهود يعنى صهيونيستها اقدام به غصب سرزمينهاى ديگران و آواره ساختن آنها از وطنهايشان و كشتن و نابود كردن فرزندانشان كرده‏اند و حتى احترام خانه خدا بيت المقدس را نيز رعايت نكردند.
آنها در برخورد با مسائل جهانى، عملا نشان داده‏اند كه تابع هيچ قانون و معيارى نيستند، هر گاه فرضا يك جنگجوى فلسطينى به سوى آنها شليك كند آنها در عوض اردوگاههاى آوارگان و كودكستانها و بيمارستانهاى آنان را بمباران مى‏كنند، و در مقابل كشته شدن يك نفر از آنها، گاهى صدها نفر بيگناه را درو مى‏كنند و خانه‏هاى زيادى را منفجر مى‏سازند! آنها به هيچيك از مصوبات مجامع بين‏المللى خود را پايبند نمى‏دانند و علنا و آشكارا همه را زير پا مى‏گذارند، بدون شك اينهمه قانون‏شكنى و بيدادگرى و اعمال ضد انسانى به خاطر آنست كه به قدرت جهانخوارى همچون آمريكا متكى هستند، ولى اين نيز قابل ترديد نيست كه خود اين قوم و جمعيت از نظر اخلاقى و فكرى نمونه كاملى از جنايت و ناديده گرفتن همه مسائل انسانى مى‏باشند، و اين خود مصداقى است از فساد در ارض و برترى جويى و استكبار و بايد در انتظار اين بود كه باز عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ بر آنها چيره شوند و وعده قطعى خدا را درباره آنها عملى سازند.
3- تطبيق آيات بر تواريخ اسلامى‏
در روايات مختلفى مى‏بينيم كه آيات فوق بر حوادث تاريخ مسلمانان نيزتطبيق شده است از جمله فساد اول و دوم اشاره به قتل على ع و ضربه بر پيكر امام حسن ع است و يا منظور از بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ حضرت مهدى ع (قائم) و يارانش مى‏باشند.
و در بعضى ديگر اشاره به جمعيتى گرفته شده است كه قبل از مهدى ع قيام مى‏كنند .
پر واضح است كه هرگز مفهوم اين احاديث تفسير آيات فوق در محتواى لفظيش نيست، چرا كه اين آيات با صراحت تمام از بنى اسرائيل سخن مى‏گويد، بلكه منظور اين است كه مشابه همان برنامه در اين امت از فسادها و مجازاتها رخ مى‏دهد، و اين دليل روشنى است بر اين كه برنامه فوق هر چند در مورد بنى اسرائيل ذكر شده اما يك قانون كلى است در همه اقوام و ملل و يك سنت جارى عمومى است در طول تاريخ بشر.
تفسير نمونه، ج‏12، ص: 26 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100117150)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .