بررسی نسبت جهانی‌سازی و تربیت اسلامی (فرصت‌ها و تهدیدها)

نام نویسنده:
سيدرحمان موسوي (کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی. Mousavi92@yahoo.com)
درآمد
مفاهيم "جهاني‌شدن" و "جهاني‌سازي" از جمله مهمترين مباحث روز دنيا است؛ و اندیشمندان كشورهاي مختلف هر كدام بر اساس جهان‌بيني و رويكرد فرهنگي خود به گونه‌اي متفاوت اين مقوله‌ها را تفسير و تبيين مي‌كنند. مشكل اساسي بسياري از انديشمندان ناديده گرفتن تفاوت دو مقوله جهاني‌شدن و جهاني‌سازي است. مترادف و برابر گرفتن اين دو اصطلاح كه داراي بار مفهومي متفاوتي است، درك درست از آن‌ها را دشوار نموده؛ به گونه‌اي كه موضع نادرستي نيز در برابر آنان اتخاذ كرده‌اند.
تفاوت "جهانی‌سازی" با "جهانی‌شدن"
"جهاني‌سازي" مقوله‌اي از مقولات تجدد و مرتبط با برتري غرب و توسعة آن در جهان است كه در نتيجة اكتشافات و انقلابات مدرن جغرافيايي و اقتصادي و سياسي به وجود آمده است. جهاني‌سازي مقوله‌اي امروزين، و از زمرة مقولات مابعد صنعت و مابعد تجدد است كه مرتبط با انفجار فناوري ارتباطات مي‌باشد. چنانكه با فشردگي مكان‌ها، مسافت را چنان از ميان مي‌برد كه كرة زمين به منزلة روستايي كوچك در مي‌آيد. جهاني‌سازي با ايجاد رخنه‌اي فرهنگي فراگير، تنها فرهنگ واحدي را به رسميت مي‌شناسد؛ امري كه منجر به نابودي ديگر فرهنگ‌ها و هويت‌ها مي‌گردد. اما "جهاني‌شدن" معترف به وجود فرهنگ‌هاي ديگري است كه قابل تبادل با هم بوده و مي‌توان به تكثر آنها اذعان نمود و عبارت است از تعامل تمدن‌ها به منظور فهم فرهنگ و هویت‌های مشترك بین آنها که ضرورت اين تعامل و تعاون به خاطر صلح و امنيت است كه ضرورت بشريت آنها را ايجاب مي‌كند. بر این اساس جهاني‌شدن برنامة جاه طلبانه‌اي نيست. بلكه تمايل به داد و ستد و گفتگو و ارتقاي امور خصوصي در سطح جهاني است. اما جهاني‌سازي اراده‌اي براي نفوذ به ديگري و سلب ويژگي‌هاي آن است.1
نظر به اين‌كه جهاني‌شدن عبارت از گشودن جهان است كه در انتشار انديشه، عقيده و يا ايدئولوژي در سطح جهاني مجسم شده، از اين‌رو به وجود ديگر نظرات اذعان مي‌نمايد. يعني متوجه سيطرة ارزش‌ها و مبادي جهاني موجود بين ملت‌ها است؛ مانند ديدگاه‌هاي اديان اسلام و مسيحيت (كه ذاتاً دعوتي ديني‌اند)، تضمين حقوق انسان، آزادي‌هاي اساسي آن، تسامح، عدالت و... . اما جهاني‌سازي با ويژگي سيطرة مكتب بازار جهاني و انتشار تكنولوژي و انقلاب اطلاعاتي و از ميان رفتن موانع جريان آنها چه در فضاي داخلي و يا خارجي متمايز مي‌شود. لذا جهاني‌سازی، كوششي به جهت سيطره و مقهور ساختن انسان‌ها و الگوسازي ذائقه‌هاست، به گونه‌اي كه نوع معيني از رفتار و مصرف و توسعة تحميلي فرهنگي را بنيان مي‌نهد. از اين رو متمايل به غربي‌شدن يا آمريكايي‌شدن است؛2 كه دغدغة فكري سردمداران آمريكا از جنگ جهاني دوم تا امروز كه ادارة سياست آمريكا را در دست دارند، تحقق اين مقوله در تمامي راه‌هاي سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي بوده است. اين بر خلاف جهاني‌شدن است كه از طريق شناخت يكديگر شكل گرفته و مورد تأكيد خداوند است: "يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ"3.
ميزان بسيار داده‌هاي اطلاعاتي و سهولت در انتشار و از ميان رفتن مرزهاي ميان دولت ها، به نوعي باعث انتقال كالاها و مردمان در بين دولت‌ها شده و همة اينها منجر به سهولت انتشار ارزش‌ها و مفاهيم و افكار غربي ـ آمريكايي در سطح جهان گرديده است. چنانكه بر جهان بانگ موسيقي و ارزش‌هاي آمريكايي مندرج در فيلم‌هاي هاليودي ـ مبتني بر به كارگيري زور، نيرومندي و جنسيت ـ حاكم شده و از طريق كالاهاي توزيع شده در ابعاد بسيار وسيع جهاني، شيوة زندگي آمريكايي در رفتار فردي و اجتماعي مناطق فوق اشيع و حاكم مي‌گردد.
به طور خلاصه می‌توان اینگونه عنوان نمود که جهاني‌شدن يك فرآيند طبيعي و بدون دخالت عوامل خارجی است كه مي‌توان از آن به جبر تاريخي نيز تعبير كرد. به هر حال جهان در حال "شدن و دگرگوني" است و هرگز ايستا نمي‌باشد. اما جهاني‌سازي ديگر يك فرايند طبيعي نيست بلكه يك پروژه و طرحي است كه از سوي عوامل بيروني و خارجی، به منظور گسترش سیطره بر جامعه جهانی، سياست‌ها و برنامه هاي خاص، انديشيده مي‌شود تا به صورت امري جهاني و فراگير درآيد.4
پيشينه تاريخي جهانی‌سازی
همان‌طور که اشاره شد انديشمندان مختلف به تبعيت از مکتب فکري که به آن تعلق دارند به بررسي جهانی‌سازی پرداخته‌اند. برخي جنبه‌هاي اقتصادي را در نظر گرفته‌اند، برخي ابعاد سياسي و عده‌اي ديگر ابعاد و تأثيرات فرهنگي آن را مورد کنکاش، مطالعه و نظريه‌پردازي قرار داده‌اند. همين امر موجب تکثر تعاريف جهانی‌سازی گرديده و باعث شده که تعريف مورد اجماع و واحدي از آن وجود نداشته باشد.5
در مورد پيشينه تاريخي جهانی سازی نیز عمدتا سه فرضيه را مي توان مطرح کرد:
الف. جهانی‌سازی فرايندي است که ريشه در تاريخ حيات اجتماعي بشر دارد و بنابر اين، از ابتداي تاريخ بشر وجود داشته و در عصر حاضر شتاب بيشتري به خود گرفته است؛
ب. جهانی‌سازی همزمان با نوگرايي(مدرنيزاسيون) و توسعه سرمايه‌داري شکل گرفته و اخيراً از شتاب ناگهاني و بيشتري برخوردار شده است؛
پ. جهانی‌سازی فرايندي متأخر و همراه با ساير فرايندهاي اجتماعي نظير فراصنعتي شدن، فرانوگرايي يا شالوده شکني سرمايه‌داري متأخر است.6
نگرش‌ها به جهانی‌سازی
نگرش‌هاي مختلفي در باب تبيين ماهيت و چيستي جهانی‌سازی وجود دارد که برخي از منظر طرفداري و حمايتي سخن گفته‌اند و برخي به انتقاد از آن مي‌پردازند. در کل سه نگرش به جهانی‌سازی وجود دارد:
الف. جهانی‌سازی به عنوان يک پروسه تاريخي که به دليل پيشرفت و انقلاب در تکنولوژي ارتباطات فراهم آمده است و پيدايش وسايل ارتباطي مثل تلفن، اينترنت، ماهواره و... زمينه‌ساز تحقق آن به عنوان يک پروسه محسوب مي‌شوند، که انسان قرن 21 آن را تجربه مي‌کند. در چنين وضعيت تکنولوژيک، فرهنگ‌هاي مختلف در معرض ارتباط و گفتگوي با يکديگر قرار گرفته و تمدن و فرهنگ مشترک جديدي از برآيند فرهنگ‌ها ايجاد مي‌شود. طرفداران چنين نگرشي معتقدند جهانی‌سازی نتيجه انقلاب تکنولوژيک ارتباطي است و وضعيت مطلوب و بهينه‌اي براي بشر فراهم شده است.7
ب. جهانی‌سازی به عنوان يک پروژه غربي را، عمدتا منتقدان جهانی‌سازی مطرح ساخته اند. در اين نگرش، جهانی‌سازی همان غربي‌سازي و آمريکايي‌سازي جهان مي‌باشد که در صدد است هنجارها و ارزش هاي غربي را در جهان محقق سازد.8
ج. جهانی سازی به مثابه يک پديده؛ طبق اين تلقي در وضعيت جهانی سازی مؤلفه‌هايي وجود دارد که لزوما آنها را نمي‌توان در قالب پروژه يا پروسه تبيين نمود.9 آرجان آپادوريا10در مقاله معروف خود از پنج چشم انداز نام مي‌برد که همه آنها را نمي‌توان طبيعي يا تعمدي و طرح‌وار تلقي نمود بلکه بخشي از آنها در تشکيل و وسعت‌بخشي به آهنگ جهاني نقش داشته‌اند. به اعتقاد وي پنج عامل فناوري، ايدئولوژيک، سرمايه، قوميت و رسانه‌هاي ارتباطي وضعيتي را ايجاد کرده‌اند که در آن نمي‌توان از انحصار، اختصاص و تکروي سخن گفت. پديده و فرصت نوظهور نه مطلقاً پيش انديشيده است که بتوان آن را پروژه ناميد و نه بدون اطلاع جهانيان مخصوصاً کارگزاران اطلاعات بوده که بتوان پروسه‌اش خواند. نکته ظريف اينجاست که کارگزاران اطلاعات به واسطه اشراف بر پيامدهاي روند جهانی‌سازی از فرصت بيشتري برخوردارند.11
مفهوم "تربیت" و "تربیت اسلامی"
بی‌ترديد هيچ دينی به اندازه دین اسلام به تعليم و تربيت اهميت نداده است. نخستين سخنانی که بر پيامبر اسلام(ص) وحی می شود به او دستور می‌دهد كه به نام خدا بخواند؛ خداوندی که آفريدگار انسان است و به او نوشتن با قلم را آموخته است.12 ارزش و اعتباری که قرآن برای تعليم و تربيت قائل شده، در سيره پيامبر(ص) نيز جلوه کرده تا جايی که ايشان خود را معلم خواندند و فرمودند: "همانا من معلم مبعوث شده‌ام."13 در قرآن تزکيه (تربيت) و تعليم "...وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ..."14 به‌عنوان مهم‌ترين هدف بعثت انبياء الهی به‌ويژه حضرت خاتم‌المرسلين(ص) ذکر شده است. ساير انبياء و رسولان خداوند هم از مهم‌ترين فعاليت‌هايشان تعليم و تربيت مردم بوده است.15
"تربیت" در مورد انسان عبارت از این است که با کوشش و تلاش‌های سنجیده، برنامه‌دار و مستمر، شخص را که مجموعه‌ای از خامی‌ها و کاستی‌ها است و جز مجموعه‌ای از استعداد نهفته چیز دیگری ندارد، از رکود و سقوط بیرون آورد و وارد مسیری سازد که توانایی‌هایش را به کار اندازد و رشد دهد و همزمان با آن، موانع رشد را که هم در وی نهفته است، از وی بزداید. دقیقاً مانند مواد خامی که می‌توان به بهترین یا به بدترین شکلش درآورد.16
اما "تربیت اسلامی" دارای مفهوم خاصی است که از تربیت به معنای عام کلمه جدا می‌گردد، و برای آشنایی بهتر با مفهوم آن باید نخست دید که انسان از نظر "اسلام" چگونه موجودی است، و برای چه هدفی آفریده شده است؟ هر تلاشی که برای تحقق آن هدف مؤثر واقع شود، تلاشی تربیتی است، و می‌توان بر آن نام "تربیت" نهاد.
اسلام بر این موضوع نیز تأکید دارد که رسیدن به چنین منزلتی به آسانی و سهولت فراهم نمی‌شود و تحقق بخشیدن به این هدف آرزویی شیرین است، ولی مشکلات و سختی‌هایی در راه است که عده‌ای را در آغاز راه و جمعی دیگر را در نیمه‌های آن، وادار به عقب‌گردی زیان‌بار و دردآور می‌سازد؛ چنانكه مهم‌ترین ویژگی انسانی را از آنها سلب مي‌كند و در مقابل صفت حیوانی به خود می‌گیرند. از آن پس دیگر اين انسان نه می‌تواند خلیفة خدا باشد، و نه لیاقت دارد که فرشتگان بر او سجده کنند و نه اشرف مخلوقات است، بلکه سربازی از سپاهیان شیطان و حیوانی از حیوانات زیان‌رسان كه مایة مزاحمت و مشکل‌تراشی خواهد شد. همة انسان‌ها بر سر این دو راهی قرار دارند و بزرگترین گزینه در زندگیشان انتخاب یکی از این دو راه است، و راه سومی غیر از این دو نیست.
هیچ انسانی بدون تربیت اصیل و درست اسلامی راهی برای نجات، ترقی و اعتلاء معنوی نمی‌تواند در پیش داشته باشد. و پس از این توجه و دقت معلوم می شود که تربیت اسلامی تنها به برنامه‌ریزی و کوششی قابل اجرا است که انسان را در این مسیر به پیش ببرد و از آن سقوط احتمالی که بدون تربیت، سقوطی حتمی و اجتناب‌ناپذیر است به دور نگهدارد، و هر تلاشی به نام تربیت که از تحقق چنین هدفی عاجز باشد، می‌توان بر آن هر اسمی نهاد، غیر از اسم تربیت اسلامی.17پس تربیت اسلامی عبارت از پرورش مستمر و بدون وقفه که صفات شایسته را در انسان پدیدار سازد و رذایل را از وی بزداید تا از این طریق به درجه‌ای نیل گردد که به حق سزاوار کسب مقام خلافت الهی باشد.
چالش‌های تربیت اسلامی در عصرجهانی‌سازی
در مجموع مهم‌ترين مشكلات و چالش‌هایي كه تربیت اسلامی در عصرجهانی‌سازی با آنها دست و پنجه نرم مي‌كند عبارتند از:
1. با توجه به ويژگي‌هاي عمدة جهانی‌سازی از قبيل فشرده شدن زمان و مكان، ارتباطات سريع، سرعت بروز تغييرات، وجود توأمان فرايندهاي عام‌گرايي و خاص‌گرايي، بسط تنوع فرهنگي و ديني، تغيير ابعاد شناختي و بي‌پناهي و بي‌ريشه‌گي و...، مي‌توان تصور نمود كه در اين فضا و شرايط، رابطه ميان فهم، عمل و اعتقاد ديني و نيز روابط اجتماعي به دليل تنوع دريافت‌هاي ديني و برداشت‌هاي متكثر از دين، تضعيف شده و گرايش به هويت‌هاي غيرديني تأييد و تقويت مي‌شود.18
2. فرهنگ مدگرایی و مصرفی که پیامد و ناشی از فرهنگ غربی است در اثر جهانی‌سازی گسترش می‌یابد و این در تقابل با اخلاق مذهبی است. این تهدید از این جا ناشی می‌شود که تربیت اسلامی سعی می‌کند از طریق اخلاق مذهبی افق‌هایی روشن برای رستگاری و هدایت بشری ترسیم نماید.
3. رواج و گسترش پلورالیسم (تکثرگرایی) دینی. پلورالیسم با توجه به از بین بردن تمرکز مذهبی، موجب شک و تردید در آموزش مطلق و مسلمات دینی و اسلامی و حمایت از نسبی‌گرایی می‌شود.
4. بدون شک یکی از اهداف مهم تربیت اسلامی، تشکیل یک هویت دینی و اسلامی است در حالی که جهانی‌سازی با هجوم به هویت دینی و اسلامی در جهت گسترش و رواج خود سود می‌جوید. فرهنگ فعلی حاکم بر انواع ابزارهای ارتباطی نوین، برای کاربرانی که بنیه فکری قابل توجهی نداشته باشند هویت‌زدا می‌باشد و نه هویت‌ساز؛ چرا که ارزش‌های زندگی که دین مطرح می‌کند بر آنها حاکم نیست و بدین ترتیب هویت ماشینی جانشین و جایگزین هویت انسانی می‌شود.
5. جهانی‌سازی با گرایش افراطی خود به استفاده از ابزارهای تکنولوژیکی، باعث بیگانگی انسان از فطرت خداجوی خود می‌شود؛ در حالی‌که تربیت اسلامی و دینی به دنبال بیدار ساختن فطرت خداجوی انسان بر مبنای آموزه‌های وحیانی خود می‌باشد. با این تضاد است که انسان از شناخت، درک و سازگاری با طبیعت ناتوان شده و نتیجه‌ای جز بیگانگی از خداوند، چیزی برای او در بر نخواهد داشت.19
راهکارهای مقابله با چالش‌ها
در اين ارتباط و براي خنثي‌كردن و يا كمرنگ نمودن تأثير پديدة جهاني‌سازی، به نظر می‌رسد که می‌توان این دو كار را دنبال كرد:
1. مواضع مختلف را شناسايي كرد و به تحليل اوضاع پرداخت. به طور مشخص سه نوع موضع وجود دارد: مقاومت و مخالفت؛ تسليم و انفعال؛ تعامل سازنده و نقادانه با پديدة جهاني‌سازی، يا جذب عناصر مثبت و نقد عناصر منفي.
2. در تأييد موضع سوم و عمل بر اساس آن، مي‌توان به خلاقيت و ابتكاراتي نيز دست زد تا شرايط اجتماعي موجود كمترين تأثير را بر تربيت اسلامی و نقش دين در الگودهي به جامعه داشته باشد. عموماً سه نوع ابتكار را بايد در اين راستا در نظر داشت:
الف) ابتكار در سطح فراملي؛ يعني پديدة جهانی‌سازی را به منزلة هدفدار و سوژه‌محور در نظر گرفت و در پي رهبري و مديريت و هدايت هدفمند اين پروژة جهاني بود.
ب) ابتكار در سطح ملي؛ در اين راستا بايد جهانی‌سازی را به مثابة فرايندي طبيعي در نظر گرفت. از‌اين‌رو، برنامه‌هاي تربيتي خاصي را براي هدايت جامعه طراحي كرد.
ج) ابتكارات در سطح فردي؛ يعني تقويت معيارهاي ارزشي دروني و تأكيد بر قيد و بندهاي دروني براي فرار از فشار ناشي از تربيت متأثر از فرهنگ جهاني.20
فرصت‌های تربیت اسلامی در عصر جهانی‌سازی
در قبال تمام تهدیدات و چالش‌هایی که جهانی‌سازی برای تربیت اسلامی به وجود می‌آورد، فرصت‌هایی نیز برای آن در بر دارد:
1. جهانی‌سازی با استفاده از ابزارهای تکنولوژیکی باعث کاهش فاصله‌ها شده و ارتباط میان افراد را تسهیل می‌نماید و به این وسیله فرصتی را فراهم می‌نماید تا نظام و سازمان‌هایی که در جهت بسط و گسترش تربیت اسلامی قدم بر می‌دارند با کارآمدی بیشتری به حیات خود ادامه دهند. به این ترتیب، تربیت اسلامی می‌تواند با استفاده از موقعیت و ابزارهای تکنولوژیکی پیش آمده، گسترة نفوذ خود را افزایش داده و نیازهای مخاطبان خود را تامین نماید. در واقع این فناوری عصر جهانی‌سازی است که فرصت‌های جدید را برای نظام‌های آموزشی و تربیت اسلامی فراهم می‌نماید تا با بهره‌گیری از این پتانسیل‌ها بنایی در خور خود و متناسب با مقتضیات زمان بر پا نماید.21
2. با توجه به اینکه در عصر جهانی‌سازی هر فردی بنا به ارزش‌های شخصی و احساسات خود، اجزا و قسمت‌هایی از ادیان رقیب را که جذاب‌تر و مفیدتر می‌داند برای خود بر می‌گزیند، و از طرف دیگر چون تربیت اسلامی با اصل آگاهی‌بخشی به دنبال افزایش توانایی مخاطبان خود برای ارزیابی و گزینش است بنابراین ضروری است که تربیت اسلامی فرصت‌هایی که در مسیر جهانی‌سازی پیش می‌آید را مورد توجه قرار دهد.
3. مهم‌ترین ویژگی جهان امروز که با نگاهی کوتاه و گذرا به آن می‌توانیم دریابیم وجود تعدد و تنوع فرهنگی در جوامع بشری است؛ در حالی‌که پیش از این تصور می‌شد که اعضای یک واحد سیاسی دارای فرهنگ یکپارچه و مشترکی هستند. امروز کمتر کسی را می‌توان یافت که با مشاهده این وضعیت به تنوع و تعدد فرهنگی اعتقاد و اذعان نداشته باشد.22 این قابلیت عصر جهانی‌سازی دو فرصت را برای تربیت اسلامی فراهم می‌نماید. از یک سو با توجه به این وضعیت مخاطبان می‌توانند با فرهنگ‌های دیگر آشنا شده و به تعامل با آنها بپردازند و بر این اساس تربیت اسلامی می‌تواند با اتکای فرصت پیش آمده زمینه‌های را فراهم نماید تا مخاطبان بدون هرگونه تعصب و با استفاده از ابزارهای تکنولوژیکی و ارتباطی با فرهنگ‌های دیگر تعامل داشته باشند و با حفظ هویت دینی و اسلامی خود با فرهنگ‌های دیگر نیز آشنا شوند؛ از سویی دیگر این ویژگی سبب می‌شود تا انسان برای یک زندگی مشترک با هم نوعان خود، او را به ارزش‌ها و اخلاقیاتی سوق دهد که کلی و جهان شمول باشد تا از این طریق انسان دارای حس همدلی و همیاری بالایی باشد و توانایی تحمل و معاشرت با دیگران را داشته باشد. لازم به ذکر است که مکتب اسلام به دلیل غنای فکری و پویایی خاص خود توان مواجهه با فرهنگ‌ها و ادیان دیگر را در خود دارد.23
4. فناوری آموزشی زمینه بهره‌گیری از فناورهای اطلاعات و ارتباطات با تفکر منطقی و اتخاذ شیوه‌های راهبردی در حل و فصل مسائل را فراهم می‌سازد. با استفاده از تکنولوژی ارتباطی می‌توان در راستای جهانی‌کردن فرهنگ از تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفت.24
5. آموزش مجازی، محیط یادگیری الکترونیکی، یادگیری باز و در کل گسترش و توسعه نظام های آموزشی از راه دور که در نتیجه جهانی سازی پیش آمده است باعث گسترش شیوه‌های آموزش و یادگیری تربیت اسلامی در عصر جهانی‌سازی می‌شود.25
جمع‌بندی
جهانی‌سازی می‌تواند برای تربیت اسلامی چالش‌هایی را در بر داشته باشد که می‌توان به گسترش فرهنگ مصرفی و مدگرایی غربی، شک و تردید در ارزش‌های مطلق و مسلم دینی و اسلامی، رواج و گسترش تکثرگرایی دینی، آسیب‌رساندن به هویت دینی و اسلامی، تقابل با اخلاق مذهبی و در نهایت بیگانه نمودن انسان از فطرت خداجوی خود، اشاره كرد. علاوه بر این جهانی‌سازی فرصت‌هایی نیز برای تربیت اسلامی دربر دارد که می‌توان با استفاده از آنها روند تربیت اسلامی را تسهیل نمود. از جمله مواردی که می‌توان به عنوان فرصت‌های جهانی‌سازی برای تربیت اسلامی از آنها یاد نمود عبارتند از: توسعه و گسترش نفوذ تربیت اسلامی و دینی با استفاده از ابزار و فناوری‌های تکنولوژیکی و اطلاعاتی، هماهنگ‌کردن تربیت اسلامی با مقتضیات زمان، شناخت و استفاده از ارتباطات بین فرهنگی و جهانی‌کردن فرهنگ و تربیت اسلامی.
پي‌نوشت‌ها:

1. سناء كاظم گاطع (1389)، جهاني سازي و مفاهيم مرتبط با آن، ترجمه: كاميار صداقت برگرفته از سایت:http//:www.aftabir.com
2. همان.
3. حجرات/ 13.
4. واعظی، حسن(1387). استعمار فرانو، جهانی سازی و انقلاب اسلامی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ص139.
5. سجادي، سيد عبدالقيوم(1383). درآمدي بر اسلام و جهاني شدن، قم: نشر بوستان کتاب قم، ص15. براي دست‌يابي به تعدادی از تعاریف رایج از مفهوم "جهانی‌سازی"، ر.ك: واترز، مالكوم‌ (1379). جهاني‌شدن، ترجمه اسماعيل‌ مرداني‌گيوي‌ و سياوش‌ مريدي، تهران، سازمان‌ مديريت‌ صنعتي، ص13.
6. آرت شولت، يان(1382). نگاهي موشکافانه به پديده جهاني شدن، ترجمه مسعود کرباسيان، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، ص102.
7. بهروز لک، غلامرضا(1381). "مهدويت و جهاني شدن"، فصلنامه انتقادي، فکري، فرهنگي، شماره 25و24، ص 144.
8. همان، ص 145.
9. همان، ص 146.
10. 19. Arjan Apadorya
11. گل محمدي، احمد(1386). جهاني شدن، فرهنگ و هويت، تهران: نشر ني، ص 33-32.
12 . علق/ 4ـ1.
13. داودی، محمد(1384). سخن آزين، دو فصلنامه تربيت اسلامی، شماره1، ص 5.
14. جمعه/2.
15. مرضیه عالی (1389). تبیین چالش‌ها و فرصت‌های جهانی‌سازی برای نظام تعلیم و تربیت ایران، ص127، برگرفته ازسایت:
http://www.migna.ir/khandaniha/amuzesh-va-parvaresh/4125.
16. باقری، خسرو (۱۳۷۹). تربیت‌ دینی‌ در برابر چالش‌ قرن‌ بیست‌ویكم، مجموعه‌ مقالات‌ تربیت‌ اسلامی، ج‌ ۳، قم، مركز تربیت‌اسلامی، ص ۱۷۷.
17. محقق، محمد، تربیت اسلامی، برگرفته ازسایت:
http://www.aftabir.com/articles/view/religion/moral/c7c128458_education_...
18. پورطهماسبی، سياوش (1388). تبيين رابطة جهانی‌سازی و تربيت ديني، مجموعه مقالات تربيت ديني، ص114.
19. شمشیری، بابک(1382). بررسی تحلیل پیامدهای ناشی از گرایش افراطی به آموزش مجازی و فناوری اطلاعاتی و ارتباطی، کتاب برنامه درسی در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات.
20. پورطهماسبی، سياوش (1388). تبيين رابطة جهانی‌سازی و تربيت ديني، مجموعه مقالات تربيت ديني، ص117.
21. حسینی بهشتی، علیرضا(1379). تعدد فرهنگی و سیاست، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، شماره 6.
22. همان.
23. عطاران، محمد(1383). تحلیل رویکردهی نقادانه بر توسعه فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش برنامه درسی در عصر فناوری اطلاعات، تهران: مدارس هوشمند.
24. سجادی، سید عبد القیوم(1381).جهانی سازی و حکومت جهان اسلام، نشریه کیهان، شماره 17556.
25. حق پناهی، محمد و دیگران(1383). آموزش ترکیبی در نظام علمی- کاربردی، مجموعه مقالات دومین همایش آموزی الکترونیک، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری آشنا.

http://www.maarefmags.net/node/2457

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .