بررسی مواضع آمریکا و اسرائیل درباره‌ی «اجلاس نم» در تهران؛ هراس غرب از محوریت ایران

شانزدهمین اجلاس جنبش عدم‌تعهد با حضور گسترده‌ی کشورهای عضو، در تهران در حال برگزاری است. این در حالی است که مقامات واشنگتن، تل آویو و برخی کشورهای اروپایی سعی خود را بر انزوای ایران در عرصه‌ی بین‌المللی و ممانعت از شرکت سران کشورهای عضو در این نشست متمرکز کرده بودند.

جنبش غیرمتعهدها در دوران دوقطبی و شرایط جنگ سرد و با نقش پیش‌روانه‌ی برخی کشورها شکل گرفت. این کشورها طعم تلخ استعمار، آثار زیان‌بار استثمار و جنگ‌های خانمان‌سوز جهانی را تجربه کرده‌اند و بر اساس نفی هرگونه وابستگی به دو بلوک، بنیان نهضتی جدید را کلید زدند. در این میان قدرت‌های بزرگ همواره از وحدت و یک‌پارچگی میان اعضای جنبش جلوگیری کرده و در روند کار جنبش اخلال ایجاد می‌کنند. این جنبش بر پایه‌ی برخی اصول و قواعد بنیان گذاشته شده که به جهت تداخل با منافع و ارزش‌های قدرت‌های بزرگ، مورد قبول آن‌ها نمی‌باشد. هچنین این جنبش در مواقع حساس و مهم تاریخ نقش به‌سزایی ایفا کرده است.

بررسی مواضع

ایران به سبب نوع رابطه‌ی خود با غرب، به ویژه آمریکا، همواره فشارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی مختلفی را تحمل کرده است. حتی آن‌ها تمام تلاش خود را طی سال‌های اخیر بر انزوای ایران در عرصه‌ی بین‌المللی متمرکز کرده‌اند. آن‌ها نه تنها از حضور ایران در اجلاس‌ها و سازمان‌های بین‌المللی جلوگیری می‌کنند، بلکه سایر کشورها و نهادها را از حضور در ایران منع می‌نمایند.

«ویکتوریا نولاند»، سخن‌گوی وزارت امور خارجه‌ی آمریکا در این زمینه می‌گوید:

«ما از این بابت نگرانیم که ایران از این فرصت و حضور برای انحراف از ناکامی‌های خود بهره‌برداری کند.»

در اظهار نظر دیگری «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی خطاب به «بان کی مون» اظهار داشت:

«آقای دبیرکل، تهران جای شما نیست. چنین اجلاسی جایزه‌ای برای سرسختی ایرانیان و مشروعیت رژیم است، که آشکارا ندایی برای پیروزی بر اسراییل می‌باشد. اسراییل همچنین با اساس این جنبش مخالف است. چون «نم» نسبت به هرگونه استعمارگری و نژادپرستی هشدار داده و با سیاست‌های اسراییل مخالف است.»

اگرچه مقام‌های اروپا با برگزاری اجلاس و حضور مقام‌ها در ایران مخالفت علنی نکرده‌اند، ولی تمام تلاش خود را بر کم‌اهمیت شمردن و یا بی‌توجهی به اجلاس یاد شده متمرکز کرده‌اند. این نوشتار به بررسی مواضع کشورهای یاد شده درباره‌ی برگزاری اجلاس شانزدهم در ایران می‌پردازد و همچنین این سؤال: چرا کشورهای یاد شده با برپایی این کنفرانس و حضور برخی مقام‌ها در ایران مخالف هستند؟

انزوای ایران

برگزاری اجلاس «نم» محور بحث‌های دیپلماتیک طی هفته‌های اخیر بوده است. خبر برگزاری این اجلاس در ایران مخالفت‌ها و اعتراض‌هایی(در اروپا، آمریکا و اسراییل) را در پی داشته است. دولت اوباما با برگزاری چنین اجلاس و حضور شخصیت‌هایی چون بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل و محمد مرسی، رئیس جمهور مصر در ایران مخالف است. چون این اقدام تلاش‌های بین‌المللی جهت انزوای ایران در مورد برنامه‌ی هسته‌ای را تضعیف می‌کند. همچنین آمریکا طی چند سال اخیر تحریم‌های متعددی برضد ایران (دست‌یابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، رعایت حقوق بشر، تحریم اقتصادی و در نهایت انزوای ایران)، چه در سطح داخلی و چه در سطح نهادهای بین‌المللی، وضع کرده است.

آمریکا طی 30 سال اخیر سیاست انزوای ایران را در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی پیگیری کرده که آخرین آن به حضور نداشتن ایران در اجلاس مرتبط با تحولات سوریه باز می‌گردد. در این میان ایران از این اجلاس به عنوان یک نمونه‌ی بارز اتحاد جهانی بهره برده و نفوذ غرب و متحدین را به چالش می‌کشد. سیاست انزوای کشورهایی چون کره شمالی، سودان و .. از دغدغه‌های اصلی وزارت خارجه‌ی آمریکاست، چون کشورهای یاد شده هم در اجلاس حضور دارند.

ایران از اجلاس نم به عنوان یک نمونه بارز اتحاد جهانی بهره برده و نفوذ غرب و متحدینش را به چالش می‌کشد. دولت ایران به دنبال ایجاد یک جبهه‌ی واحد با این کشورهاست. این در حالی است که آمریکا با تاکید بر عدم حضور کشورهای مذکور در عرصه بین‌الملی، به دنبال تغییر سیاست این کشورها می‌باشد.برخی رسانه‌های آمریکایی سیاست مستقل مصر بعد از برکناری مبارک و ریاست محمد مرسی را در این راستا تفسیر می‌کنند.
دولت ایران به دنبال ایجاد یک جبهه‌ی واحد با این کشورهاست. آمریکا با تأکید بر حضور نیافتن کشورهای یاد شده در عرصه‌ی بین‌المللی به دنبال تغییر سیاست این کشورها می‌باشد. آمریکا از تقلید این مدل از سوی سایر کشورها نیز نگران است. برخی رسانه‌های آمریکایی سیاست مستقل مصر بعد از برکناری مبارک و ریاست محمد مرسی را در این راستا تفسیر می‌کنند. همچنین آمریکا و اسراییل دبیرکل سازمان ملل را برای شرکت نکردن در اجلاس تهران تحت فشار قرار دادند و این مسئله را در رسانه‌ها مطرح کردند. اسراییل و بعضی از مقام‌های آمریکایی به دلیل اظهارنظرهای اخیر رهبر و رئیس جمهور ایران درباره‌ی اسراییل، خواهان تحریم این اجلاس و حضور نیافتن آقای دبیرکل در تهران شده‌اند.

با این همه، حضور برخی کشورها چون چین، هند و آفریقای جنوبی بر اهمیت اجلاس یاد شده افزوده است. جایی که جهان، آمریکا و اروپا را در نزول نسبی نسبت به موقعیت این کشورها می‌بیند. ولی باید به این مسئله اذعان کرد که حضور 120 کشور و سازمان بین‌المللی در ایران حاوی این پیام برای آمریکاست که سیاست این کشور برای انزوای ایران در عرصه‌ی بین‌المللی موفق نبوده و کشورها روند مستقلی را در حوزه‌ی سیاست خارجی دنبال می‌کنند همچنین حضور فعال ایران در منطقه و جهان همواره با نگاه منفی غرب روبه‌رو بوده است.

سطح منطقه‌ای

منطقه‌ی خاورمیانه طی چند سال اخیر آبستن تحولات و حوادث زیادی بوده و غرب به دنبال بهره‌برداری از تحولات در راستای منافع خود است. آمریکا همواره سیاست جهت‌دهی تحولات یاد شده را با طرح «خاورمیانه‌ی بزرگ» پیگیری می‌کند. در این طرح، ایالات متحده منافع بلند مدت خود در خاورمیانه را در قالب استراتژی کلان با اولویت در حمایت از دموکراسی توسعه می‌دهد؛ این سیاست با هدف کنترل بیشتر تحولات منطقه می‌باشد، اما نتیجه‌ی اقدام‌های دولت در جهان عرب و منطقه، خلأ گسترده‌ی قدرت به همراه آشفتگی فزاینده در اهداف و خط‌مشی آمریکا بوده است.

با این همه، آمریکا به دنبال تقویت متحدین خود (گروه تحت حمایت آمریکا با هدایت عربستان و سایر کشورهای ثروتمند خلیج فارس) و تحت فشار قرار دادن کشورهایی چون ایران و سوریه است. غرب همواره از حضور متحدین منطقه‌ای خود در ایران جلوگیری و ایران را منبع بی‌ثباتی در خاورمیانه معرفی کرده است. در این فرآیند، آمریکا کمک‌های مالی و غیرمالی زیادی را به منطقه اختصاص داده و تمام تحولات منطقه با نظارت این کشور و متحدینش حرکت می‌کند.

نگرانی دیگر غرب به دستور جلسات این اجلاس برمی‌گردد که مسائلی چون موضوع سوریه در آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. ایران به دنبال ارائه‌ی یک بسته‌ی فراگیر برای سوریه است و حضور کشورهایی چون مصر و عربستان برای بررسی مسئله‌ی سوریه جالب به نظر می‌رسد.

آمریکا از تغییرات سیاست برخی کشورهای عربی نیز نگران است و تداوم این تغییر و تحولات منافع حیاتی آمریکا (انرژی و امنیت اسراییل) را در منطقه به خطر می‌اندازد. هر چه خاورمیانه به سمت دموکراسی برود، به همان میزان حکومت‌های منتخب جدید از جهت‌گیری ضداسراییلی برخوردار خواهند بود و همچنین انزوای اسراییل بیشتر خواهد شد. اجلاس تهران برنامه‌های آمریکا با هدف کنترل منطقه را به ناکامی سوق داده و از حرکت جدیدی برای همکاری میان ایران و سایر کشورها، به‌ویژه کشورهای منطقه، برای حل مشکلات منطقه حکایت می‌کند.

دیپلماسی یا زور

آمریکا و اسراییل در مواجهه با ایران بر ابزارهای مختلف، از جمله ابزار نظامی تأکید می‌کنند. آن‌ها به دفعات بر ناکارآمدی ابزار دیپلماسی در رابطه با مسئله‌ی هسته‌ای ایران تأکید کرده‌اند. آن‌ها با این هدف پرونده‌ی ایران را از آژانس به شورای امنیت بردند و به بیاینه‌ها و حمایت جنبش عدم تعهد در این مورد توجهی نکردند. اسراییل معتقد است که این اجلاس روزی ناخوشایند برای همه‌ی کسانی است که فرآیند اعمال دیپلماسی لرزان را دنبال می‌کنند. فرصت دیپلماسی در رابطه با ایران به پایان رسیده است.

ایران به تعهدها و تضمین‌های خود در رابطه با جامعه‌ی بین‌المللی پای‌بند نیست و به دنبال دست‌یابی به سلاح هسته‌ای است و از این منظر امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را تهدید می‌کند. البته باید یادآوری کرد که به دفعات، ایران در مذاکره‌ها و دیدارهای مختلف بر همکاری برای حل موضوعات مختلف، از جمله موضوع هسته‌ای تأکید کرد و حتی بسته‌های کلانی برای حل مشکلات ارائه کرد که هر بار از سوی طرف مقابل (غرب) رد شد؛ حتی جنبش عدم‌ تعهد هم به ماهیت صلح‌آمیز فعالیت‌های ایران اذعان کرده است.

همچنین جنبش طی دوره‌های گذشته در مورد هرگونه حمله‌ی نظامی به ایران هشدار داده است. «نم» حمله‌ی آمریکا به عراق در سال 1992م. را محکوم کرد و با تهاجم آمریکا به عراق در سال 2003م. مخالفت کرد. پس دیپلماسی و مذاکره در این اجلاس سایر رویکردها را به حاشیه می‌راند.

نتیجه‌گیری

آمریکا و اسراییل دلایل زیادی برای عدم شایستگی ایران برای برگزاری اجلاس عدم‌ تعهد در ایران اعلام کردند. آن‌ها برنامه‌های بلندمدتی را برای تضعیف ایران با راهکارهایی چون انزوای ایران، کنترل بیشتر منطقه و تهدید به استفاده از زور به کار گرفتند تا به اهداف خود دست یابند. از طرف دیگر، غرب از موقعیت خود، به ویژه در خاورمیانه، نگران است و مواردی چون گسترش دموکراسی، تنش اعراب و اسراییل، عراق و افغانستان، تروریسم و بنیادگرایی، انتخابات آمریکا، بحران اقتصادی و سایر مشکلات داخلی وضعیت پیچیده‌ای ایجاد کرده است. از این رو، برپایی هر اجلاس یا گردهمایی که آن‌ها در آن حضور نداشته باشند، اعتراض و حساسیت آن‌ها را در پی خواهد داشت.

همچنین این اجلاس در سطح کلان یک فرصت برای تمام کشورهای عضو است تا عدم توازن در حوزه‌های مختلف را با تدابیر مناسب به حالت توازن برگردانند. چون نیروی یک جنبش بسیار بیشتر از قدرت یک یا چند کشور است و همچنین کشورهای عضو می‌توانند در مجامع مختلف، به‌ویژه مجمع عمومی، توازنی مقابل شورای امنیت (مجمع قدرت‌های بزرگ) ایجاد کنند و در پایان باید اشاره کرد که موضع غرب تنها مخالفت با جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه آن‌ها با هرگونه حرکت مستقل از منافع خود مخالف بوده و با تمام قوا در مقابل آن خواهند ایستاد؛ چه ایران و چه هر کشور دیگری که باشد.(*)

*سید مهدی موسوی؛ کارشناس ارشد روابط بین الملل /برهان/۱۳۹۱/۶/۱۰

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .