بررسی منطقی پیامدهای «جنبش وال‌استریت» بر نظام سرمایه‌داری؛ نظام سرمایه‌داری؛ هنرمند یا بی‌هنر!

خیابان بسیار معروفی است که در محله‌ی «منهتن» شهر نیویورک قرار دارد. بزرگ‌ترین مراکز اقتصادی آمریکا و جهان از جمله بازار بورس نیویورک (NYSE)، بازار بورس نزدک (NASDAQ)، بازار بورس آمریکا (AMEX)، بازار بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) همگی در این منطقه قرار گرفته‌اند. در طول زمان، نام وال‌استریت به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت گرفته‌ است. «جرج واشنگتن»، اولین رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در عمارت فدرال در خیابان وال‌استریت سوگند ریاست جمهوری را یاد کرد.

جنبش «وال‌استریت را اشغال کنید»، متأثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکاست و به سرعت در میان برخی گروه‌های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است. اولین نشانه‌ی ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر سال 2011م. باز می‌گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال‌استریت تجمع و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته‌هایشان رسیدگی نشود، به تجمع خود پایان نخواهند داد.

از زمان ظهور این جنبش انقلابی، تحلیل ها در خصوص اثرات و پیامدهای آن بر نظام سرمایه داری نقل محافل رسانه ای و علمی شده است. عده ای بر این باورند که این جنبش دیر یا زود دودمان نظام سرمایه داری را بر باد خواهد داد و در مقابل عده ای نیز هستند که معتقدند این حرکت نتیجه طبیعی حکمرانی بازار آزاد است؛ گروه دوم حتی پا را فراتر رفته و می گویند؛«هنر نظام سرمایه داری عبور از بحران هاست و این جنبش در نهایت نه تنها باعث تضعیف یا سقوط نظام سرمایه داری نخواهد شد بلکه باعث تقویت آن نیز خواهد شد.»

در این نوشتار سعی شده پس از بررسی ریشه ها،دلایل، اهداف و خواسته های جنبش، به آثار و پیامدهای این جنبش پرداخته و در نهایت به پاسخی مناسب برسیم.

1. ریشه و دلایل

در تجمع‌های این جنبش که آرام و بدون هیچ گونه ابراز خشونتی از سوی معترضان همراه بود، معترضان از مردم آمریکا می‌خواهند برای اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا، به آن‌ها بپیوندند. معترضین در این تجمع‌ها در پارک خصوصی «زاکوتی» در نیویورک، کمپی برای اقامت برقرار کردند که چند خیابان با بورس اوراق بهادار، واقع در ساختمان وال‌استریت فاصله دارد.

بررسی گفته‌های معترضین نشان می‌دهد که دلایل این اعتراض‌ها، «طرح نجات بانک‌ها»، «بحران وام مسکن»، «نبود عدالت اجتماعی»، «نبود دموکراسی واقعی»، «بیکاری» و «اعدام تروی دیویس» سیاه پوست آمریکایی است که چندی پیش توسط دستگاه قضایی آمریکا اعدام شد. معترضان معتقدند که مدل تجمع آن‌ها، استقرار شبانه‌روزی در مقابل ساختمان وال‌استریت با هدف افزایش تعداد تظاهرات کنندگان و رسیدن به خواسته‌هایشان است و آن‌ها این مدل را از انقلابیون مصری الهام گرفته‌اند.با این اوصاف ریشه‌ها و دلایل به وجود آمدن این جنبش را می‌توان در سه علت عمده‌ی زیر دانست:

1-1. بحران اقصادی جهانی و نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی؛

همچنان که در صحبت اکثر تظاهر کنندگان نیز مشاهده می‌شود، نارضایتی عمومی ناشی از رکود و مشکلات اقتصادی که به خصوص پس از بحران مالی سال 2008م. آشکار گردید، علت اصلی ظهور و تداوم این بحران است. این بحران که ناشی از نابسامانی در بازار مسکن ایالات متحده بود، به سرعت سراسر جهان از جمله منطقه‌ی یورو را پیمود و اکثر کشورهای درگیر در نظام سرمایه‌داری را به مصیبت خود دچار کرد. البته چنانچه بخواهیم از دیدگاه یک منتقد چنین نظامی، یعنی «والر اشتاین» به موضوع بنگریم، علت این بحران را باید در تناقض‌های ذاتی نظام سرمایه‌داری جست‌وجو کنیم. تناقض‌هایی که باعث می‌شود هر چند دهه یک بار، نظام یاد شده دچار بحران شود. این تناقض‌های ذاتی از نظر والر اشتاین لزوم بیشینه سازی ثروت و انباشت سرمایه، نظام عرضه و تقاضا و نیز انحصارگرایی می‌باشد.

در مبحث بیشینه سازی ثروت که از ارزش‌های مورد تأکید این نظام است، والر اشتاین تأکید می‌کند که انباشت سرمایه موجب قرار گرفتن ثروت و سرمایه در دست اقلیتی می‌شود، از این رو بعد از چند سال دیگر سرمایه‌ای در دست کسی نمی‌ماند که بشود استثمار کرد. زیرا اگر کارگر پول نداشته نباشد که تولیدات را بخرد، دیگر نمی‌توان سرمایه را انباشت کرد. این جاست که روند انباشت سرمایه متوقف می‌شود و با بحران مواجه می‌شویم.

در تناقض مربوط به نظام عرضه و تقاضا، والر اشتاین خاطر نشان می‌کند که تولید هرچه بیشتر -که ارزش دیگر مورد تأکید لیبرالیسم اقتصادی است- باعث فروش هرچه بیشتر می‌شود. طبیعتاً این فروش هرچه بیشتر نیز مصرف هرچه بیشتر را می‌طلبد. یعنی همان روش اقتصاد آمریکا که در آن تشویق به مصرف و بدهکاری می‌شود. اما از نظر والر اشتاین تقاضا اندازه‌ای دارد و جایی متوقف می‌شود و اگر زمانی برسد که تقاضایی نباشد، عرضه هم متوقف می‌شود و رکود و ورشکشتگی پیش می‌آید.

سومین تناقض مورد نظر والر اشتاین در نظام سرمایه‌داری نیز انحصارگرایی است. در این خصوص نیز وی معتقد است اگرچه این نظام بر تنوع، تکثر و گوناگونی تأکید می‌کند، اما در واقع در این نظام هرچه جلوتر برویم، مشاهده خواهیم کرد انسان‌هایی که ابزار تولید را در اختیار دارند، به دنبال انحصار سود و سرمایه‌یخود می‌باشند. در حالی که همچنان که از نظر گذشت نظام سرمایه‌داری با رقابت و تکثر است که به جلو می‌رود و پیشرفت می‌کند و چنانچه تنوعی وجود نداشته باشد، با نظام کمونیستی تفاوتی ندارد. مجموع این تناقض‌ها زمینه ساز ایجاد بحران هر چند دهه یک‌بار در این نظام می‌شود.

ارمغان بحران، نیز چیزی جز بیکار شدن عده‌یزیادی از مردم و افزایش تورم و به طور کلی سخت شدن شرایط زندگی نیست. ناگفته پیداست که چنین وضعیتی نارضایتی را در جامعه دامن زده و زمینه ساز ایجاد اعتراض و شورش به وضع موجود می‌شود. البته در جنبش وال‌استریت شاهد هستیم که علاوه بر نارضایتی‌های اقتصادی، این بار نارضایتی‌های اجتماعی و حتی سیاسی نیز به شکلی وسیع نسبت به گذشته سر بر می‌آورد. چنانچه می‌توان این نارضایی‌ها را به خوبی در شعار «ما 99 درصد مردم هستیم»، مشاهده کرد.

2-1. تحولات منجر به روی کار آمدن اوباما؛

تحولاتی که باعث روی کار آمدن «باراک اوباما» به عنوان ریاست جمهوری شد و شعارهایی که وی مطرح نمود از جمله تصویب بیمه‌های خدمات درمانی همگانی، افزایش مالیات ثروتمندان و کاهش بودجه‌ینظامی، همه در گسترش و فراگیر شدن خواست مردمی مبنی بر کاهش فاصله‌یطبقاتی و به دنبال آن جنبش وال‌استریت که جهت‌گیری‌های ضدسرمایه‌داری دارد، مؤثر بوده است.

3-1. تحولات بیداری اسلامی و گسترش جسارت اجتماعی؛

شباهت‌های زیادی میان جنبش وال‌استریت و بیداری‌های اسلامی وجود دارد. هر دو جنبش برای بیان اعتراض‌های خود از نهادهای مشترک همچون تجمع در میدان و چادر زدن در آنجا و شعار نویسی‌های مشابه استفاده می‌کنند. از دیگر وجوه مشترک این جنبش با بیداری اسلامی حضور مردم از طیف‌های مختلف در آن است. هر دو جنبش بلافاصله همه‌گیر شدند و نقش شبکه‌های اجتماعی و اینترنت در بسیج توده‌ها برای حضور در میدان‌ها مشاهده می‌شود. البته این شباهت‌ها صرفاً به معنای متأثر بودن جنبش در روش ظهور و تداوم آن و پیگیری مطالبات است و به هیچ عنوان متأثر از یک علت مشابه (cause) نیست.

گرچه نظام سرمایه‌داری توانسته بحران‌های پیشین را از سر بگذراند، ولی در هیچ دوره‌ای با چنین جنبشی روبه‌رو نبوده ... مدافعان این نظریه اگرچه بر نقطه‌ی قوت سرمایه‌داری که همانا پذیرش نقد از درون است، صحه می‌گذارند لیک با یک‌دیگر هم داستان هستند که اکنون نظام سرمایه داری با جنبشی مواجه است که توانسته سراسر آمریکا و اروپا را درنورد؛ جنبشی که از آگاهی و عقلانیت زیادی هم بهره‌مند است.

2. اهداف و خواسته‌ها

1-2. رفع مشکلات و نارسایی‌های اقتصادی؛

خواسته‌ها و مطالبات اقتصادی، قسمت عمده‌ی فعالیت این جنبش را تشکیل می‌دهد. جنبش «وال‌استریت را اشغال کنید»، معتقد است که باید در حقیقت ماجرای اقتصاد آمریکا شفاف‌سازی شود و با وجود وضعیت کنونی که مبتنی بر تمرکز ثروت و فساد اداری است، مطالبات مردم دیگر از راه انتخابات و صندوق رأی قابل پیگیری نخواهد بود. این جنبش که به دلیل روند افزایش بیکاری، گسترش فقر، گرانی هزینه‌های مسکن و بهداشت و در اعتراض به سیاست‌های پولی دولت در حمایت از بانک‌های ورشکسته و مؤسسه‌های اعتباری وال‌استریت شکل گرفته، اعتقاد دارد که مردم آمریکا با پرداخت مالیات‌های سنگین در نهایت هیچ بهره‌ای از این معامله نبرده‌اند.

2-2. خواسته‌ای سیاسی؛

هواداران این جنبش فقط مسائل و مشکلات مالی را نشانه نرفته و بیان اعتراض‌های خود را محدود به آن نکرده‌اند. چنانچه در 14 اکتبر 2011م.، 7 نفر از اعضای آن با حضور در یکی از جلسات کنگره‌ی آمریکا با قطع سخنان «لئون پانه‌تا» وزیر دفاع آمریکا اقدام به سر دادن شعارهای ضدجنگ کرده خواستار خروج نظامیان آمریکایی از عراق و افغانستان شدند. این معترضان با سروصدای خود بارها اظهارنظرهای وزیر دفاع آمریکا را در کمیته‌ی نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا را قطع کردند.

3. آثار و پیامدها

1-3. شکست عملی و نظری سرمایه‌داری؛

اضمحلال نظام سرمایه‌داری به دلیل این که دیگر پاسخ‌گوی نیازهای بیرونی و واقعی نیست و جایگزینی آن با یک سیستم سیاسی اقتصادی-اجتماعی دیگر یکی از فرض‌های ممکن در برابر آینده‌ی این جنبش است. اما در مقابل منتقدان چنین باوری این گونه پاسخ می‌دهند که چنین احتمالی با توجه به این که نظام سرمایه‌داری برای چندین قرن، همه‌ی شئونات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بشر را متأثر ساخته و در آن تنیده شده و به دلیل این که هنوز هم پاسخ‌گوی بسیاری از مطالبات بیرونی جهان واقع می‌باشد و مهم‌تر از همه، به دلیل این که تا کنون هیچ نظام بدیل و توانایی دیگری نتوانسته است در عالم واقع گوی سبقت را از این نظام برباید، ضعیف می‌باشد.

به عنوان نمونه نظام کمونیستی که با شعار زیبای عدالت پا به عرصه‌ی وجود نهاد، در تجربه‌ی عملی سیاسی خود هنگامی که مناسبات مورد نظرش در شوروی و پس از انقلاب 1917م. شکل گرفت، نتیجه‌ی موفقیت آمیزی کسب نکرد. زیرا نظام مذکور پس از طی یک تجربه‌ی 70 ساله توسط «گورباچف» شکست عملی خود را برای به ثبوت رساندن نظام کمونیستی پذیرفت.

اگر چه بسیاری از متفکران کمونیست که مدعی‌اند میراث دار واقعی اندیشه‌های «مارکس» می‌باشند، اذعان می‌کنند آنچه در شوروی رخ داده نه اسلوب و روش‌های مارکسیستی بلکه شیوه‌ی «لنیسیتی» بوده که کمتر قرابتی با اندیشه‌های اصیل مارکس دارد. عده‌ای دیگر نیز بر این باور بودند که پیروزی «پرولتاریا» بر «بورژوازی» طبق اندیشه‌ی مارکس در مرحله‌ی آخر سرمایه‌داری رخ می‌دهد. یعنی انقلاب کارگری از آن نوع که در روسیه رخ داده علی الاصول نمی‌توانست پرچم‌دار اسلوب کمونیستی شود، زیرا که این کشور هنوز در ابتدای راه سرمایه‌داری بوده است.

2-3. عبور از بحران و تداوم نظام سرمایه‌داری؛

فرض دوم این است که نظام سرمایه‌داری با عبور از بحران کنونی ناشی از اعتراض‌های جنبش وال‌استریت، به حیات خود، همچون گذشته ادامه خواهد داد. زیرا این نظام تجارب بحران‌های پیشین را با خود همراه دارد و از تمامی آن بحران‌ها پس از مدتی به سلامت عبور کرده است.

از نگاه مدافعان این فرضیه از آنجا که نظام سرمایه‌داری با وجود تمام کاستی‌ها و مشکلاتش، نقد را در درون می‌پذیرد و برای بقای خود به جست‌وجوی چاره می‌افتد، از این رو این توانایی را دارد که در مورد بحران فعلی نیز چنین مواجه‌ای را داشته باشد. به عنوان نمونه هنگامی که مارکس ظهور کرد، کسی در نظام سرمایه‌داری در صدد تکفیر او برنیامد. لیک اندیشه‌های او را بسان پادزهری برای بقا و ادامه‌ی حیات متزلزل خود یافتند. برای کارگران حق بیمه، حق هشت ساعت کار و حق داشتن اتحادیه قائل شدند و این موارد برای نظام مذکور بسان پادزهری عمل کرد که نظام را از نوشیدن زهر که همانا انقلاب کارگری بود، رهانید.

مثال دیگر راهی است که نظام سرمایه‌داری پس از بحران سال‌های 1929 و 1930م. پیمود. این راه ظهور اقتصاد «کینزی» پس از بحران یاد شده بود که در آن اقتصاددانان کینزی‌گرا استدلال کردند تصمیم‌های بخش خصوصی گاهی اوقات ممکن است منجر به نتایج غیرکارا در اقتصاد کلان شود و بنابراین دولت باید در بخش عمومی سیاست‌گذاری فعال داشته باشد.

اما منتقدان فرضیه‌ی یاد شده بر این باورند که جنس اعترض‌ها، گستردگی و عنصر آگاهی بخشی که در اعتراض‌های جنبش وال‌استریت وجود دارد، بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر از درخواست‌ها و بعضاً جنبش‌های کارگری پیشین است. به عنوان نمونه شعار 99 درصد که به نوعی تبعیض‌های آشکار اجتماعی را هدف قرار داده، بیانگر این است که طبقه‌ی متوسط و کارگر، دیگر به دریافت تکه نانی بیشتر قانع نیست. بلکه به دنبال آن است که عدالت را نیز در مناسبات اجتماعی زندگی روزمره‌ی خود برقرار کند.

3-3. تعدیل و اصلاح ساختار نظام سرمایه‌داری؛

فرض سوم این است که نظام سرمایه‌داری با تعدیل و اصلاح ساختاری خود، به برخی خواسته‌های جنبش وال‌استریت پاسخ خواهد داد. در این احتمال تأکید می‌شود که گرچه نظام سرمایه‌داری توانسته بحران‌های پیشین را از سر بگذراند، ولی در هیچ دوره‌ای هم در برابر یک جنبش رو به گسترش با مطالباتی که حداقل به صورت کلی مشخص هستند، روبه‌رو نبوده است و از این رو تداوم و گسترش این جنبش این احتمال را تقویت خواهد کرد.

مدافعان این نظریه اگرچه بر نقطه‌ی قوت سرمایه‌داری که همانا پذیرش نقد از درون است، صحه می‌گذارند و می‌پذیرند که سرمایه‌داری بسان جادوگری است که برای بقای خود برای هر دردی، درمانی می‌آفریند، لیک با یک‌دیگر هم داستان هستند که اکنون نظام مذکور با جنبشی مواجه است که نخست گسترده است و سراسر آمریکا و اروپا را درنوردیده، دوم از آگاهی و عقلانیت بیشتری بهره‌مند است و سوم از ابزارهای نوین ارتباطی برای تبادل اطلاعات میان اعضا جهت ارائه‌ی آلترناتیوها سود می‌جوید.

با این همه نیل به چنین اصلاحی در ساختار نظام سرمایه‌داری نیازمند تداوم جنبش وال‌استریت است. تداوم این جنبش نیز به دو عنصر عمده بستگی دارد: «نخست این که نظام سرمایه‌داری نتواند بر بحران‌های رو به گسترش اقتصادی فائق آید و نارضایتی عمومی تداوم یابد. دوم این که اراده و رهبری قدرتمندی برای چنین اصلاحی در میان اعضای جنبش به وجود آید. با این اوصاف پیش‌بینی آینده اگرچه مشکل است، اما شواهد و مستندات ناشی از بحران اقتصادی و تداوم آن، فرض مذکور را از قوت تحقق بیشتری برخوردار می‌سازد.

این که چنین تعدیلی در ساختار، ماهیت نظام مذکور را به استحاله بکشاند، به گونه‌ای که آنچه تعدیل گردیده نظامی متفاوت از نظام فعلی باشد، سخنی است که به واکاوی بیشتر نیاز دارد. در این میان آنچه عیان است این که تأثیرات و تأثرات جنبش وال‌استریت به سادگی دامن نظام سرمایه‌داری را رها نخواهد کرد و تغییر محتمل است، اما شدت و میزان این تغییر بستگی به شروط پیش گفته دارد.(*)

*رضا ذبیحی؛ کارشناس ارشد روابط بین‌الملل/برهان/۱۳۹۱/۳/۱۰ .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 14 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .