بررسی مدل حکومتی ترکیه (2)؛الگوی متناقض اسلامی‌ـ‌اروپایی ترکیه

IMAGE634890094574763042.jpg

تجربه‌ی تاریخی و تفاوت‌های ماهوی جدی میان شرایط اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و پارادوکس‌های اسلام سکولار ترکیه، به ویژه عدم تنش راهبردی این مدل با زیاده‌خواهی‌های بی‌پایان غرب، الگو بودن آنکارا را در بلندمدت با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد.
در قسمت اول، به بررسی کشورهایی پرداختیم که توان تبدیل شدن به این مدل را دارند و ابعاد مدل ترکیه بررسی و نقد شد. در این قسمت، میزان موفقیت این مدل را بررسی خواهیم کرد.

آیا خاورمیانه به سوی الگوی ترکیه پیش می‌رود؟

در کوتاه‌مدت، با عنایت به موفقیت‌های اقتصادی ترکیه و حضور طیف‌های مختلف و بعضاً متضاد در انقلاب‌های اخیر منطقه که با کنار رفتن دیکتاتورهایی چون مبارک، بن علی، قذافی و علی عبدالله صالح منافع متضادی با یکدیگر پیدا کرده‌اند، مدل عمل‌گرای ترکیه به منظور کاهش اختلاف‌های داخلی و کاستن از حساسیت‌های بین‌المللی در قبال افراط‌گرایی رادیکال‌ها مورد توجه قرار خواهد گرفت. به باور نگارنده، ادبیات غیرتهاجمی گفتمان ترکیه در عرصه‌ی بین‌الملل و تلاش در جهت کاهش حساسیت سکولارها، لائیک‌ها، سلفی‌ها و غرب علت اصلی توجه و مد نظر گرفتن مدل ترکیه از سوی برخی از رهبران و افکار عمومی در کشورهای پسا‌انقلابی خاورمیانه‌ی عربی است.

اما تجربه‌ی تاریخی و تفاوت‌های ماهوی جدی میان شرایط اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و پارادوکس‌های اسلام سکولار ترکیه، به ویژه عدم تنش راهبردی این مدل با زیاده‌خواهی‌های بی‌پایان غرب، الگو بودن آنکارا را در بلندمدت با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد. در این منظر، شاید رسیدن به رشد اقتصادی بتواند آنکارا را مورد توجه این کشورها قرار دهد، اما از نگاه گفتمان‌سازی و ایدئولوژیک، آنکارا از این امکان در بلندمدت چندان بهره‌مند نیست.

از طرف دیگر، آنچه که نزد افکار عمومی خاورمیانه در بلندمدت اهمیت می‌یابد، تدوام صداقت در سیاست‌های اعلانی و اعلامی رهبران آنکاراست. با عنایت به حرکت‌های پارادوکسیکال سیاست خارجی ترکیه و عدم پرداخت هزینه از سوی این کشور در برابر سیاست‌های مداخله‌گرانه‌ی آمریکا و رژیم اسرائیل در بلندمدت، عدم صداقت رهبران حزب عدالت و توسعه برای افکار عمومی دیر یا زود روشن خواهد شد. حمایت‌های رسانه‌ای و بعضاً دیپلماتیک غرب از الگوی مد نظر اردوغان، با عنایت به عمق تنفر مردم خاورمیانه از غرب، در بلندمدت قدرت اثرگذاری مدل ترکیه را با تردیدهای جدی در نزد افکار عمومی مواجه خواهد کرد. در سوی دیگر، مشکلات ساختاری ترکیه با اکراد و علوی‌ها، که بخش عظیمی از جامعه‌ی این کشور را تشکیل می‌دهند، بر محدودیت‌های مدل آنکارا در منطقه خواهد افزود.

حمایت‌های پیدا و پنهان رجب طیب اردوغان از مخالفین مسلح حکومت علوی بشار اسد و تداوم نگرش‌های بی‌ثمر سنی‌گرایانه به قضیه‌ی بحرین و سوریه قطعاً بر مشکلات و مخالفت‌ها با مدل ترکیه در سطح افکار عمومی خواهد افزود. در تحلیلی کلان، ترکیه قادر به ایفای رهبری جهان اسلام نیست؛ چرا که تمام هدف ترکیه، از اواخر امپراتوری عثمانی به این سو، اروپایی شدن بوده است. به طور مثال، حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در برنامه‌ی انتخاباتی خود می‌گوید: «از آنجا که ترکیه باید هدف اولیه در سیاست خارجی خود را پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا و انجام معیارهای لازم در این خصوص قرار دهد، لذا باید از هر گونه رفتاری که در این راه خللی ایجاد نماید پرهیز کند.» (محمدیان، دی 1381، ص 63 )

بر خلاف سه کشور ایران، مصر و عراق، که بسیاری از متفکرانِ آن‌ها در تدوین گفتمان اسلام و نگرش آن به حکومت آثار محتوایی فراوانی را تولید کرده‌اند، مدل ترکیه علی‌رغم حاکمیت 500 ساله‌ی امپراتوری عثمانی از این امکان بهره‌مند نیست.
علت حمایت اتحادیه‌ی اروپا از الگوی اسلام سکولار رهبران آنکارا را باید در این جمله‌ی یکی از سایت‌های غربی جست‌وجو کرد. از منظر اتحادیه‌ی اروپا، از یک سو، ترکیه تنها مردم‌سالاری غیر‌مذهبی و سکولار در دنیای اسلام محسوب می‌شود و از سوی دیگر، این کشور همواره به دنبال توسعه‌ی روابط خود با کشورها‌ی اروپایی بوده است. این نگرش، با توجه به آنکه فرهنگ این کشور اثرات عمیقی بر روی ملل شرقی و اروپای جنوبی داشته، جالب توجه است (.(History of Relations Between…, 17 April 2009

حال باید پرسید کشوری که حزب مدعی اسلام‌گرایی آن، پیوستن به بلوک اتحادیه‌ی اروپا را هدف اول خود قرار داده است، برای اروپایی شدن بیشتر قوانین خود را مطابق میل غرب تغییر داده است، به عنوان اولین کشور اسلامی اسرائیل را در سال 1949 به رسمیت شناخته است، کشوری که عضو بلوک نظامی و امنیتی ناتو است، در جنگ کره به نفع غرب مشارکت داشته، پذیرای محل استقرار سپر موشکی علیه یک کشور مسلمان است، به دلال و هم‌پیمان غرب در منطقه بدل شده است و در نهایت علی‌رغم کشتار شهروندانش از سوی اسرائیل بهترین روابط اقتصادی را با این رژیم دارد، چگونه می‌تواند صلاحیت رهبری جهان اسلام را داشته باشد؟ به نظر می‌رسد که روشنگری در مورد این موارد، افشاگر ماهیت نامتوازن الگوی ترکیه برای مردم مسلمان منطقه است.

با عنایت به ماهیتِ به شدت سیاسی اسلام به نسبت ادیان دیگر، به هیچ عنوان سکولاریسم قابل جمع با آن در عمل نخواهد بود. لذا در آینده، سیاست‌مداران ترکیه و حامیان مدل آنکارا به نقطه‌ای می‌رسند که باید میان مسلمان بودن و سکولاریسم یکی را انتخاب کنند.

ضعف پتانسیل بسیج عمومی از مواردی هستند که محدودکننده‌ی اسلام سکولارِ مد نظر حامیان اسلام انحرافی ترکیه در بلندمدت خواهد بود. همین پارادوکس‌ها هم‌اکنون در خود ترکیه مبنای بحث و جدل است. محیط سنتی‌تر کشورهای عربی خاورمیانه، به نسبت ترکیه، خود از علل دیگری است که به عنوان عوامل محدودکننده‌ی پیش پای مدل ترکیه عمل خواهد کرد.

مردم مصر، تونس، بحرین و اردن نظام‌های خودکامه‌ی خود را به عنوان نمایندگان سکولاریسم و اندیشه‌های غربی و ضددینی می‌دانند. لذا ناکامی این حاکمان در نزد افکار عمومی به عنوان ناکامی راهکارهای غیردینی و غربی برای اداره‌ی جامعه تفسیر خواهد شد. بنابراین ماهیت سکولار اسلام ترکیه حداقل در میان بخش‌هایی از جهان اسلام به عنوان نوعی بازگشت به گذشته تفسیر خواهد شد.

در بعد اقتصادی نیز تجربه نشان داده است که کشورها، علی‌رغم برخی اشتراک‌ها، باید با عنایت به راه‌حل‌ها، امکانات و مشکلات بومی راه توسعه را طی کنند. همان گونه که مدل توسعه‌ی اقتصادی ژاپنی، کره‌ای و غربی در بسیاری از کشورها شکست خورده است؛ تضمینی برای موفقیت مدل اقتصادی حزب عدالت و توسعه در کشوری چون یمن نیست. از سوی دیگر، فقدان عدالت در توسعه‌ی مناطق شرقی و غربی ترکیه، آن هم در روزگاری که جهان عرب عدالت اقتصادی و اعطای حقِ برابر به تمامی اقشار جامعه را فریاد می‌زند، ممکن است دردسرساز شود.

در تحلیلی کلان، ترکیه قادر به ایفای رهبری جهان اسلام نیست؛ چرا که تمام هدف ترکیه، از اواخر امپراتوری عثمانی به این سو، اروپایی شدن بوده است. حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در برنامه‌ی انتخاباتی خود می‌گوید: «از آنجا که ترکیه باید هدف اولیه در سیاست خارجی خود را پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا و انجام معیارهای لازم در این خصوص قرار دهد، لذا باید از هر گونه رفتاری که در این راه خللی ایجاد نماید پرهیز کند.»
به لحاظ تاریخی، گرچه این روزها شاهد هم‌نوایی میان رهبران حزب عدالت و توسعه و برخی سیاست‌مداران تازه‌نفس در لیبی، تونس و مصر به نفع الگوی اسلام سکولار ترکیه هستیم؛ اما اختلاف‌های تاریخی میان اعراب با ترک‌ها امری جدی است. افکار عمومی ترکیه، ملی‌گرایان عرب را در ابتدای قرن بیستم میلادی عامل اصلی فروپاشی امپراتوری عثمانی می‌دانند. از سوی دیگر، بسیاری از اعراب، تکرار سلطه‌ی 400 ساله‌ی امپراتوری عثمانی بر خود را به عنوان برادر بزرگ‌تر، حتی با الزامات قرن 21، بر نمی‌تابند.

بر خلاف سه کشور ایران، مصر و عراق، که بسیاری از متفکرانِ آن‌ها در تدوین گفتمان اسلام و نگرش آن به حکومت آثار محتوایی فراوانی را تولید کرده‌اند، مدل ترکیه علی‌رغم حاکمیت 500 ساله‌ی امپراتوری عثمانی از این امکان بهره‌مند نیست.

در نهایت، به لحاظ جامعه‌شناختی، ساختارهای سنتی‌تر جوامع عربی به نسبت جامعه‌ی ترکیه و به ویژه حضور قوی جریان‌های سلفی و حامیان اسلام سیاسی در این کشورها، در آینده، تداوم حرکت در الگوی ترکیه را با دشواری‌های جدی مواجه خواهد کرد.

نتیجه‌گیری

به باور نگارنده، اشتباهات راهبردی آنکارا در سوریه و بحرین، مشکلات داخلی ترکیه، نزدیکی آنکارا به جریان‌های سلفی در بحران سوریه، حرکت پارادوکسیکال سیاست‌مداران حزب عدالت و توسعه و از همه مهم‌تر حمایت آشکار محافل غربی از مدل ترکیه در آینده به پاشنه‌ی آشیل این کشور در برابر مدل مطلوب ایران تبدیل خواهد شد. در تحلیلی جامع، می‌توان مدل ترکیه را الگوی اسلام لیبرال یا به فرموده‌ی امام خمینی (رحمت الله علیه)، همان اسلام آمریکایی تفسیر کرد. این الگو، پس از ناکامی مدل سلفی اسلام آمریکایی در قالب جهان‌بینی غیرانقلابی، وحدت و کیان جهان اسلام را در خطر قرار داده است. این مدل محصول اتاق فکر بنیادهایی چون رند است که در قالب ایجاد شبکه‌ای از مسلمانان میانه‌رو از سال 2006 در ادامه‌ی طرح خاورمیانه‌ی بزرگ مد نظر قرار گرفته است.

از سوی دیگر، فقدان عدالت در توسعه‌ی مناطق شرقی و غربی ترکیه، آن هم در روزگاری که جهان عرب عدالت اقتصادی و اعطای حق برابر به تمامی اقشار جامعه را فریاد می‌زند، ممکن است دردسرساز شود.

به لحاظ تاریخی، گرچه این روزها شاهد هم‌نوایی میان رهبران حزب عدالت و توسعه و برخی سیاست‌مداران تازه‌نفس در لیبی، تونس و مصر به نفع الگوی اسلام سکولار ترکیه هستیم؛ اما اختلاف‌های تاریخی میان اعراب با ترک‌ها امری جدی است. افکار عمومی ترکیه، ملی‌گرایان عرب را در ابتدای قرن بیستم میلادی عامل اصلی فروپاشی امپراتوری عثمانی می‌دانند. از سوی دیگر، بسیاری از اعراب، تکرار سلطه‌ی 400 ساله‌ی امپراتوری عثمانی بر خود را به عنوان برادر بزرگ‌تر، حتی با الزامات قرن 21، بر نمی‌تابند.

بر خلاف سه کشور ایران، مصر و عراق، که بسیاری از متفکران آن‌ها در تدوین گفتمان اسلام و نگرش آن به حکومت آثار محتوایی فراوانی را تولید کرده‌اند، مدل ترکیه علی‌رغم حاکمیت 500 ساله‌ی امپراتوری عثمانی از این امکان بهره‌مند نیست.

در نهایت، به لحاظ جامعه‌شناختی، ساختارهای سنتی‌تر جوامع عربی به نسبت جامعه‌ی ترکیه و به ویژه حضور قوی جریان‌های سلفی و حامیان اسلام سیاسی در این کشورها، در آینده، تداوم حرکت در الگوی ترکیه را با دشواری‌های جدی مواجه خواهند کرد.(*)

منابع در دفتر سایت موجود است.

*رضا عابدی گناباد؛ دانشجوی دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل ترکیه/ برهان: ۱۳۹۱/۸/۳۰

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .