بررسی قدرت نرم ایران و آمریکا در خاورمیانه(1)؛ دیپلماسی عمومی؛ اصل اساسی در سیاست خارجی ایران

دارا بودن منابع قدرت نرم به خودی خود ارمغان آورنده‌ی قدرت بیشتر برای یک کشور نیست؛ بلکه مهم کاربرد آن است که این امر از راه دیپلماسی عمومی محقق می‌شود. دیپلماسی عمومی یکی از اصول اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد، چرا که شباهت‌های بسیاری با اصل صدور انقلاب دارد. گروه بین‌الملل برهان/ مرتضی اسماعیلی؛ سیاست خارجی کشورها به عنوان عرصه‌ی تلاقی علایق داخلی و الزامات بین‌المللی همواره با نوعی پویایی همراه است. این پویایی تا حد بسیاری ناشی از تطور ذهنی رهبران و افکار عمومی در داخل بر پایه‌ی منافع ملی و قرارگیری آن در چارچوبه‌ی الزامات مسائل ساختاری و بین‌المللی است.

در این راستا عرصه‌ی روابط بین‌الملل و سیاست خارجی نیز همانند سایر حوزه‌ها در گذر زمان دست‌خوش دگرگونی‌ها و نوآوری‌هایی شده است و کشورهای مختلف به فراخور مقدورات و محذورات خود تلاش کرده‌اند تا ضمن عقب نماندن از این تحولات، در حد امکان در راستای منافع ملی خود از آن‌ها استفاده نمایند. با توجه به مطالب یاد شده، یکی از تغییرات مهمی که در طول چند دهه‌ی گذشته عرصه‌ی روابط بین‌الملل و سیاست خارجی را آبستن تعدیلات بی‌شماری کرده است؛ شکل‌گیری مفاهیمی چون «قدرت نرم» و «دیپلماسی عمومی» می‌باشد.

«جوزف نای»[1] مبدع اصطلاح قدرت نرم معتقد است که قدرت نرم توجه ویژه به اشتغال ذهنی جوامع دیگر از راه ایجاد جاذبه دارد و زمانی یک کشور یا جامعه به قدرت نرم دست می‌یابد که بتواند اطلاعات و دانایی را به منظور پایان بخشیدن به موضوعات مورد اختلاف به کار بندد و از امکانات به گونه‌ای بهره‌برداری نماید که حاصل آن گرفتن امتیاز باشد و این امر به گونه‌ای است که می‌تواند جایگزین فشار نظامی و اعمال زور و اجبار گردد. این چهره از قدرت در مقابل رفتار تحکم آمیز قدرت قرار دارد که می‌توان آن را قدرت جذب کنندگی «قدرت نرم»[2]نامید.[1]

در این راستا در دهه‌های اخیر کشورهای دارای پتانسیل‌های قدرت نرم با استفاده از شیوه‌ای نوین در دیپلماسی که «دیپلماسی عمومی»[3]خوانده می‌شود، تلاش کرده‌اند تا با توسل به افکار عمومی در سایر کشورها و بهره‌گیری از قدرت رسانه‌ها و تکنولوژی‌های ارتباطی؛ ضمن ایجاد تصویری مثبت از خود در سایر کشورها، منافع ملی و آرمان‌های خود را نیز پی گیرند؛ البته باید توجه داشت که اگرچه می‌توان ردپای استفاده از قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را در گذشته‌های بسیار دور نیز سراغ گرفت، اما تلاش در جهت بهره‌گیری علمی و نظام‌مند از قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در عرصه‌ی سیاست خارجی و روابط بین‌المللی به 2 دهه‌ی گذشته محدود می‌شود.

در این راستا و در سلسله یادداشت‌هایی تلاش خواهد شد تا ضمن بررسی ریشه‌ها، مبانی، اهداف و ابزارهای قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده‌ی آمریکا؛ در ادامه به واکاوی میزان تأثیر و نفوذ قدرت نرم و دیپلماسی عمومی این 2 کشور، در منطقه‌ی خاورمیانه به طور کلی و در تحولات اخیر حادث شده در منطقه به طور خاص، پرداخته شود.

جایگاه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران با توجه به اهداف و آرمان‌های خود و همچنین حیطه‌ی دائماً رو به گسترش نفوذ سیاست خارجی آن و رسالت اسلامی و انقلابیش که نفی کننده‌ی وضع موجود جهان است، همواره تلاش کرده از این ابزار اعمال قدرت برای نیل به اهداف خود بهره جوید، زیرا به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان؛ «تنها راه دفاع ازعقاید و اصول یک کشور، شناساندن آن‌هاست.»[2] از این رو سیاست‌گذاران، تصمیم‌سازان و متصدیان روابط خارجی ایران متقاعد شده‌اند که شانس موفقیت ایران در دیپلماسی جمعی می‌تواند افکار عمومی جهانیان را نسبت به این کشور تغییر داده و حرکت در راستای اهداف تعیین شده را تسریع نماید.

بررسی کارنامه‌ی سی و چند ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌ی روابط بین‌المللی و سیاست خارجی گویای این امر است که این کشور همواره بعد مردمی و عمومی این گونه روابط را وجهه همت خود قرار داده و از ابتدا در کنار روابط رسمی با دولت‌های دیگر- جهت گفتمان سازی نظم مطلوب موردنظر خود، تبیین اهداف و دست‌آوردها و مقابله با تبلیغات رسانه‌ای و رفع اتهام‌ها ضد کشور و ارائه‌ی تصویری صحیح از خود در جهان از یک‌سو و پیشبرد منافع ملی و تحقق سیاست خارجی خود از سوی دیگر- به ارتباط با افکار عمومی کشورهای دیگر توجه ویژه‌ای داشته است.

از سوی دیگر بررسی قانون اساسی و همین طور سند چشم‌انداز 20 ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران، به گونه‌ای آشکار، مفاهیم قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را در خود ملحوظ دارد؛ هر چند باید این نکته را مدنظر قرار داد که این اشاره و تأکید کاملاً به لحاظ مفهومی می‌باشد و از لحاظ لفظی واژه‌ی قدرت نرم و دیپلماسی عمومی مورد اشاره قرار نگرفته است که شاید تا حدودی نیز بتوان این امر را به دلیل نو بودن این مفاهیم در لفظ و نه در محتوا، دانست.

ردیابی عناصر قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در روابط بین‌المللی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ما را با یک سؤال کلیدی روبه‌رو می‌سازد؛ به این ترتیب که «آیا اساساً انقلاب‌ها به طور عام و انقلاب ایران به گونه‌ای خاص واجد عناصر قدرت نرم می‌باشند یا خیر؟» برای پاسخ به سؤال یاد شده باید به سؤال فرعی‌تری پاسخ گفت، مبنی بر اینکه «آیا اصولاً بین انقلاب و قدرت نرم رابطه‌ای وجود دارد یا خیر؟» باید توجه داشت که اساساً قدرت نرم بزرگ‌ترین سرمایه‌ی انقلابیون و انقلاب‌هاست و شاید به همین دلیل باشد که نای به قدرت نرم انقلاب فرانسه اشاره کرده است.

قدرت نرم انقلاب‌ها نه تنها «بیش از صرف وادار ساختن یا توانایی به تحرک درآوردن مردم با استدلال است؛ بلکه توانایی جذب مردم به گونه‌ای است که اغلب منجر به رضایت و تسلیم شدن آن‌ها می‌شود.»[3] شاید بتوان با قاطعیت عنوان کرد که انقلاب به معنای کامل کلمه تجلی‎گاه قدرت نرم و غلبه‌ی آن بر قدرت سخت رژیم حاکم می‌باشد.‎ هم از این روست که جوزف نای در جایگاه نظریه‌پرداز اصلی قدرت نرم معتقد است: «در بعضی مواقع آن‌هایی که مدیریتی بر عهده دارند، نیرویی تحت فرمان دارند و یا سرمایه‌ای در اختیار دارند، قدرتمندترین افراد محسوب نمی‌شوند. اینجاست که انقلاب‌ها معنا می‌یابند.» [4]

به عبارت دیگر قدرت انقلابیون در برابر قدرت رسمی، گسترده و سخت نظام‌های مستقر، قدرت نرم آن‌هاست [5] و انقلاب اسلامی ایران نیز از این مقوله مستثنی نبوده و قدرت نرم آن نیز همچون سایر انقلاب‌های بزرگ امری انکارناپذیر است. از جمله منابع قدرت نرم که به وضوح در انقلاب اسلامی ایران دیده می‌شود، می‌توان به فرهنگ و مذهب مبتنی بر دین اسلام و مذهب تشیع، ایدئولوژی، توام ساختن دیپلماسی با اخلاق، قدرت مبتنی بر کاریزما، حمایت از نهضت‌های رهایی بخش و ...اشاره کرد.

به خصوص اینکه به قول نای، در جهان امروز «جنبش‌های مذهبی سازمان یافته نیز مانند کلیسای کاتولیک رم از جمله بازیگران عرصه‌ی قدرت نرم هستند.»[6] و از آنجا که گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر اخلاق تأکید دارد؛ در این حالت از توان جذب کننده‌ای قوی برخوردار است و می‌تواند به وسیله‌ی دیپلماسی عمومی، قدرت نرم ایران را تقویت نماید.[7]

جمهوری اسلامی ایران با توجه به اهداف و آرمان‌های خود و همچنین حیطه‌ی دائماً رو به گسترش نفوذ سیاست خارجی آن و رسالت اسلامی و انقلابیش که نفی کننده‌ی وضع موجود جهان است، همواره تلاش کرده از این قدرت نرم برای نیل به اهداف خود بهره جوید، زیرا به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان؛ «تنها راه دفاع از عقاید و اصول یک کشور، شناساندن آن‌هاست»
با ردیابی عناصر قدرت نرم در جمهوری اسلامی ایران؛ آنچه مهم‌تر به نظر می‌رسد کاربردی کردن پتانسیل‌های قدرت نرم کشور از راه دیپلماسی عمومی می‌باشد؛ زیرا دارا بودن منابع قدرت نرم به خودی خود ارمغان آورنده‌ی قدرت بیشتر برای یک کشور نیست؛ بلکه مهم کاربرد آن است که این امر از راه دیپلماسی عمومی محقق می‌شود؛ اما در باب مؤلفه‌ها و پتانسیل‌های جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌ی دیپلماسی عمومی، می‌توان این مفهوم را به یکی از اصول اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که از همان ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون همواره مورد توجه قرار گرفته است، مرتبط دانست؛ از این رو باید توجه داشت که دیپلماسی عمومی طبق تعاریف گفته شده اشتراک‌ها و شباهت‌های زیادی با اصل صدور انقلاب دارد؛ چراکه در صدور انقلاب نیز همانند دیپلماسی عمومی، هدف اصلی همانا افکار عمومی جهانی می‌باشد و مردم در کانون محوری آن قرار دارند.

از این رو دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران عبارت است از: «فرآیندی که به وسیله‌ی آن دولت ایران ارتباطات و روابط مستقیم با مردم یک کشور خارجی برقرار می‌کند تا منافع ملی را توسعه داده و تأمین نماید و ارزش‌های خود را در آن جامعه اشاعه و گسترش دهد» یا به بیان دیگر دیپلماسی عمومی «فرآیند ارتباط جمهوری اسلامی ایران با عموم مردم کشورهای دیگر جهت شناساندن ایده‌ها، ایده‌آل‌ها، آرمان‌های ملی، معرفی نهادها، فرهنگ و هنجارها و تبیین اهداف و سیاست‌های خود می‌باشد.»

معرفت‌شناسی قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران

نگاه معرفتی و منطقی که توسل ایران به قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را موجب شده است، عبارت است از اینکه؛ جمهوری اسلامی ایران با تعریف 2 جبهه‌ی حق و باطل و استضعاف و استعمار، از سویی به دنبال معرفی خود به مثابه رهبری جبهه‌ی حق است و از سوی دیگر در تلاش برای الگوسازی یک نظم جدید در مقابل نظم فعلی حاکم بر سیاست بین‌الملل می‌باشد.

از این رو تلاش کرده تا با جذب افکار عمومی جهانی و ایجاد جذبه در نزد ملت‌ها و نه دولت‌ها، در راستای درانداختن نظمی نوین در سپهر ساختار بین‌المللی فعالیت کند؛ اما از آنجا که نظام بین‌الملل فعلی به گونه‌ای ساختار یافته است که نظمی غیر از نظم مطلوب مورد نظر جمهوری اسلامی ایران و حامیان و مجریان این نظم بر آن تسلط دارد؛ و سلسله مراتب رسمی قدرت در کشورهای مدافع وضع موجود با تمام قوا به دنبال حفظ شرایط فعلی هستند.

از این رو کشورهایی که تغییر ساختار فعلی و جایگزینی آن با نظمی نوین را طلب می‌کنند، چاره‌ای جز توسل به ملت‌ها و افکار عمومی کشورهای دیگر نداشته و تلاش می‌کنند تا با همراه کردن مردم و نهادهایی غیر رسمی ضمن معرفی و تبیین وضع مطلوب؛ در راستای تحقق آن گام بردارند. بنابراین دستگاه سیاست خارجی کشورمان تلاش می‌کند تا با مخاطب قرار دادن افکار عمومی و ملت‌ها هدف خود را پی بگیرد و این امر دقیقاً به معنای کاربرد قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی می‌باشد.

کارگزاران قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در ایران

باپیروزی انقلاب اسلامی ایران و در تاریخ هفدهم اسفند ماه 1357ه.ش. به موجب مصوبه‌ی شورای انقلاب، وزارت فرهنگ و آموزش عالی از ادغام 2 وزارت‌خانه‌ی فرهنگ و هنر و علوم و آموزش عالی تشکیل و مسئولیت سیاست‌گذاری و اجرای اهداف فرهنگی کشور به این وزارت‌خانه واگذار گردید. اما با اهمیت یافتن مسائل فرهنگی مسئولیت فوق به وزارت‌خانه‌ی مستقلی تحت عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سپرده شد. در سال 1374ه.ش. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در زیر مجموعه‌ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسیس و مسئولیت اجرای روابط و فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی خارجی جمهوری اسلامی ایران به آن واگذار گردید.[8]

همچنین در وزارت امور خارجه نیز طی سال‌های اخیر اداره کل هماهنگی‌های امور فرهنگی مسئولیت هماهنگی، تنظیم و هدایت روابط فرهنگی را بر عهده داشته است و در سال‌های گذشته نیز مرکز دیپلماسی عمومی در این وزارت‌خانه آغاز به کار کرده است؛ اما در حال حاضر وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های بسیاری در تنظیم و اجرای روابط فرهنگی دخیل می‌باشند که از آن جمله می‌توان به وزارت‌خانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، علوم، تحقیقات و فناوری و سازمان‌هایی نظیر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان حج و زیارت، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، سازمان صداوسیما، سازمان تربیت بدنی،کمیته‌ی ملی المپیک، کمیته‌ی امداد امام خمینی(رحمت‌الله‌علیه)، سازمان بهزیستی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی،

جامعه المصطفی(صلی‌الله‌علیه)العالمیه و پاره‌ای دیگر از نهادها و سازمان‌ها که عمدتاً وابسته به نهادهای دینی و مذهبی می‌باشد، اشاره نمود. شایان ذکر است که در جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌های فرهنگی و ترویجی در خارج از کشور، مترادف با به کارگیری قدرت نرم و دیپلماسی عمومی برای نیل به اهداف است؛ اما وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های اصلی مجری قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران را می‌توان الف) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ ب) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی؛ و ج) وزارت امور خارجه، همچون نهادی تنظیم کننده و هماهنگ کننده در این عرصه معرفی نمود و باز در این بین با توجه به استقلال نسبی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی باید این سازمان را به عنوان مسئول اصلی سازماندهی و اجرای روابط فرهنگی و از این رهگذر متولی اصلی قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران قلمداد نمود که سازمان یاد شده این مهم را به وسیله‌ی رایزنی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای دیگر انجام می‌دهد. شایان ذکر است که در تمامی این موارد وزارت امور خارجه مسئولیت تنطیم، هماهنگی و نظارت بر امور فرهنگی برون مرزی ایران را با سایر کشورها بر عهده دارد.

این وزارت‌خانه در مسائل اجرایی فرهنگی دخالت ندارد اما با تنظیم، اعمال نظارت، هماهنگی و هدایت فعالیت‌های فرهنگی برون مرزی جمهوری اسلامی ایران و نیز فعالیت‌های فرهنگی خارجیان در کشورمان و همچنین بررسی، پیگیری و پیشنهاد انعقاد موافقت‌نامه‌ها، تفاهم‌نامه‌ها و برنامه‌های مبادلات فرهنگی با کشورهای مختلف جهان و مراقبت در اجرای مفاد اسناد فرهنگی یاد شده، رسالت خود را در توسعه‌ی مناسبات فرهنگی، هنری، علمی، فنی و آموزشی کشورمان با سایر کشورهای جهان به انجام می‌رساند.

شایان ذکر است که به موجب ماده‌ی 2 آیین‌نامه‌ی چگونگی تنظیم و انعقاد توافق‌نامه‌های بین‌المللی مصوب هیئت وزیران در خرداد ماه 1371ه.ش. و اصلاحیه‌های آن؛ تمامی دستگاه‌های اجرایی موظف‌اند قبل از تنظیم، انجام مذاکره، پاراف و امضای موقت توافق‌های بین‌المللی حقوقی تشریفاتی (نظیر موافقت‌نامه‌های فرهنگی) و همچنین قبل از تنظیم توافق‌های بین‌المللی حقوقی ساده و نزاکتی (نظیر برنامه‌های مبادلات و همکاری‌های فرهنگی و تفاهم‌نامه‌های فرهنگی و خواهر خواندگی) هماهنگی لازم را با وزارت خارجه انجام دهند؛ البته در مورد موافقت‌نامه‌های فرهنگی هماهنگی قبلی با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز الزامی می‌باشد.[9]

با این وجود مشاهده می‌شود که باز نقش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در این بین پررنگ‌تر می‌شود و از این رو اعتقاد نگارنده بر این است که این سازمان متولی اصلی کاربرد قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

در بخش‌های بعدی این نوشتار تلاش خواهد شد تا ضمن بررسی قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایالات متحده‌ی آمریکا، به مقایسه‌ی قدرت نرم ایران و آمریکا و میزان تأثیر و نفوذ آن در میان کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه مبادرت ورزیم.(*)

ادامه دارد...

پی‌نوشت:

[1] Joseph .Nye

[2] Soft Power

[3] Public Diplomacy

منابع:

1. نای، جوزف(1387)، قدرت نرم و ابزارهای موفقیت در سیاست بین‌الملل، ترجمه‌ی سیدمحمد روحانی و مهدی ذوالفقاری، تهران: دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)، ص 100.

2. “Canada in the World Canadian Foreign Policy Review 1995”, 2003/02/17, Retrieved from http://www.dfait-maeci.gc.ca/foreign_policy/cnd-world/menu-en.asp#top_of....

3. بیکی، مهدی (1389) قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعه‌ی موردی لبنان، با مقدمه‌ی دکتر محمد باقر خرمشاد، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)، ص 12.

4. نای، جوزف (1382) مزایای قدرت نرم، همشهری دیپلماتیک، تیر ماه، شماره‌ی 56.

5. بیکی، پیشین، ص 13.

6. نای، جوزف (1383) «قدرت نرم»، ترجمه‌ی محمود عسگری، فصل‌نامه‌ی راهبرد دفاعی، سال دوم، شماره 6، زمستان،163-147؛ به نقل از بیکی، پیشین، ص 16.

7. Sharp,Paul.(2005)Revolutionary States,Outlaw Regimes and the Techniques of Public Diplomacy,The New Public Diplomacy Soft Power in International Relation,Edited Jan Melissen,Hampshire:Palgrave, p:115.

8. بیات، فرهاد (1389) مناسبات و اسناد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، جلد اول: نهادها و مراکز فرهنگی، تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ص 63.

9. بیات، پیشین، ص 76.

*مرتضی اسماعیلی؛ دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران/

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .