بررسی سه نظریه در تبیین یک رویکرد به فضای مجازی؛ جامعه‌ی اطلاعاتی چیست؟

ما وارد جامعه‌ی اطلاعاتی و مجازی شده‌ایم و راهی نیز برای خروج از آن وجود ندارد. این بدان معنا نیست که افراد و جوامع همچنان باید رؤیای روابط اجتماعی کمتر پیچیده را در سر بپرورانند، بلکه بدان مفهوم است که تأثیر علم و تکنولوژی به گونه‌ای غیر قابل بازگشت، جهان‌های مشترک ما را تغییر داده است. این روابط اجتماعی جدید را نمی‌توان به اسم جبرگرایی تکنولوژیک رد کرد زیرا آن‌ها تصورها، خیال‌پردازی‌ها و آینده نگری‌های اجتماعی غالب را عرضه داشته‌اند و بر این اساس استوار بوده‌اند که علم به از میان بردن تمایز میان واقعیت و تخیل کمک کرده است.

آنچه به نظر می‌رسید زمانی تیتر مجلات علمی تخیلی باشد، به سرعت در حال تبدیل شدن به امری معمول است. توانایی تغییر ژنتیکی انسان‌ها، حیوانات و گیاهان، توسعه‌ی ماشین‌های هوشمند، روبات‌ها و ارتباطات لحظه‌ای جهانی به گونه‌ای چشم‌گیر آنچه را ما جهان واقعی می‌انگاریم، تغییر داده‌اند.

بیشتر مباحث پیرامون اینترنت به این امر اشاره دارد که آیا فضای مجازی در حال تبدیل کردن جامعه‌ی صنعتی ما به جامعه‌ی اطلاعاتی است؟ برخی از دانشمندان مطرح می‌کنند که دانش و اطلاعات در حال تبدیل شدن به عوامل کلیدی در توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی هستند. در اینجا استدلال اصلی عبارت است از اینکه فرآیندهای تولیدی و توزیعی در اقتصاد به شکل روز افزونی به وسیله‌ی نهادهایی هدایت می‌شوند که مبتنی بر دانش هستند. به این ترتیب لازم است که توسعه‌ی فناوری‌های رسانه‌ای جدید به دگرگونی در عرصه‌ی اقتصاد و تغییرات مرتبط در حوزه‌ی سیاست و فرهنگ پیوند داده شوند.

«ون دایک» (1999م.) اشاره می‌کند که مهم‌ترین تغییر ساختاری که بر رسانه‌های جدید تأثیر نهاده است، همگرایی مخابرات، ارتباطات داده‌ای و رسانه‌های جدید و قدیم بوده است. در چارچوب این مدارهای اطلاعاتی، ما شاهد دیجیتالی شدن اطلاعات همراه با همگرایی با تلویزیون، سیستم‌های تلفن و اینترنت هستیم. دومین تغییری که در این زمینه مشاهده می‌شود، حرکت به سمت اشکال تعاملی رسانه‌هاست که امکان ارتباط دو طرفه را فراهم می‌آورد. این تغییرات دوگانه، جامعه‌ی معاصر را از عصر صنعت‌گرایی فرهنگ توده‌ای به دورانی رهنمون می‌سازد که تحت مالکیت شبکه‌ها و تعاملات قرار دارد.

فضای سایبر به حوزه‌ای از مصرف غیر مسئولانه تبدیل می‌شود که در آن فقرا هرگز به عنوان سوژه‌هایی که از حق و حقوقی برخوردارند، ظاهر نمی‌شوند و تنها گه‌گاه موضوع بحث قرار می‌گیرند. در واقع تمایل به ایجاد اجتماعات مجازی در شبکه، به نابودی روابط جمعی واقعی اشاره دارد که تحت تأثیر ویژگی اتمیزه کننده‌ی سرمایه‌ی کالایی، لگد مال شده است.

در این مقاله، در قالب نظریات سه تن از مطرح‌ترین نظریه‌پردازان جامعه‌ی اطلاعاتی و فضای مجازی، به بررسی آرای آن‌ها در مورد جامعه‌ی اطلاعاتی می‌پردازیم. نظریه‌های اندیشمندان زیادی در این عرصه می‌توانست (مانند نظریه‌های دانیل بل، ون دایک و عاملی) در این مقاله جای بگیرد اما رویکرد این متن بیشتر بررسی نظریه‌ها در چارچوب‌های کلی است.

به همین منظور نظریه‌های «هربرت شیلر، کستلز و ویریلیو» را مورد بررسی قرار داده‌ام. «شیلر» بیشتر فضای مجازی را نتیجه‌ی ساختار دیگری می‌داند که آن را پرورش داده و هویتی مستقل برای آن قائل نیست. «کستلز» دیدگاهی خوش‌بینانه دارد و ویژگی‌های ماهوی برای فضای مجازی و عصر اطلاعات بر می‌شمرد. «ویریلیو» دیدگاهی بدبینانه به فضای مجازی و عصر اطلاعات دارد و معتقد است (بر خلاف شیلر) عصر اطلاعات هویتی مستقل دارد و تأثیر به‌سزایی بر سایر جنبه‌های زندگی دارد.

هربرت شیلر و امپریالیسم رسانه‌ای

شیلر نظریه‌ی خود را از مبنای وابستگی اقتصادی وام می‌گیرد. از دیدگاه شیلر، به‌وسیله‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی، سلطه‌ی غرب بر روابط اقتصادی به گونه‌ای غیر قابل مهار به اشکال فرهنگی سلطه، منتهی می‌گردد. تحت نفوذ اطلاعات خصلت سرمایه‌داری و فرهنگ جهانی از دهه‌های 1960 و 1970م. به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است. شیلر چنین استدلال می‌کند که دهه‌ی 60م. اوج قدرت اقتصادی آمریکا بود. از این دوره به بعد جهان به گونه‌ای روز افزون با توجه به وجود مراکز رقیب قدرت و فعالیت اقتصادی، پیچیده‌تر گشت.

واکنش آمریکا نسبت به این چالش‌ها صرف تلاش بیشتر در زمینه‌ی صنایع فرهنگی از راه توسعه‌ی تکنولوژی‌های ارتباطی جدید بوده است. این تحولات به گسترش جهانی شرکت‌های چند ملیتی، مقررات زدایی از شبکه‌های عمومی و گسترش تجاری سازی رسانه‌های گروهی کمک کرده است. در آخرین دفاعی که شیلر از این استدلال انجام داده است، بر ماهیت مبتنی بر سرمایه‌داری و کالایی کردن فرهنگ مردم پسند آمریکایی، پیش از انتقال این مدل به بقیه‌ی جهان تأکید می‌کند.

به نظر می‌رسد که جهان مبتنی بر برداشت خود آمریکاییان در حال تغییر است. نیروهای اقتصادی ساختارهای اصلی پشت سر تحولات تکنولوژیک نظیر بزرگراه‌های اطلاعاتی و اینترنت قرار دارند و همچنین سبب به ابتذال کشیده شدن بخش عظیم فرهنگ جمعی قالب می‌شوند. شیلر خاطر نشان می‌سازد با استفاده از قالب فناوری‌های ارتباطی و فضای مجازی به طور خاص، در حالی که آمریکا قدرت اقتصادی خود را از دست می‌دهد اما کنترل فرهنگی خود را کماکان حفظ کرده است. به کمک ارتباطات و تولیدات رسانه‌ای و فرآیندهای مقررات زدایی در فضای مجازی، ایالات متحده رواج آمریکایی سازی جهان را تداوم بخشیده است.

شیلر بیان می‌دارد که بزرگراه‌های اطلاعاتی و فضای مجازی قلمرو آرمانی از ارتباطات آزاد را فراهم نمی‌آورند بلکه بازار کاملی به وجود می‌آورند که با زدن یک دکمه در زمان و مکان به فعالیت می‌پردازد. کسانی که در حال حاضر در مورد امکانات شبکه‌ی اینترنت دچار هیجان‌زدگی شده‌اند به درستی نمی‌دانند که چه کسانی اطلاعات را کنترل می‌کنند و این اطلاعات در اختیار چه کسانی قرار خواهد گرفت و احتمالاً در جهت منافع چه کسانی به کار گرفته خواهد شد.

پاسخ به این پرسش‌ها را باید در نیاز سرمایه‌داری جهانی جست‌وجو کرد. به عنوان مثال شیلر بیان می‌دارد که اجتماعات به اصطلاح مجازی، مکان‌هایی هستند که بر کنایه‌پردازی و بازی استوار هستند. برخلاف اجتماعات واقعی که مکان‌هایی مبتنی بر تعهد و مسئولیت هستند. اگر در چارچوب فضای سایبر ما قادر باشیم هویت‌های خودمان را به گونه‌ای دیگر جلوه دهیم، این امر به گونه‌ای مؤثر امکان مبادله‌ی واقعاً ارتباطی را که در آن ویژگی‌های دیگری باید وارد شود را نفی می‌کند. در عوض چنین فضایی قلمرویی از اطلاعات به وجود می‌آورد که می‌توان در تالارهای بزرگ آن، بدون هیچ ترسی و فارغ از هرگونه هرج و مرج، پرسه زد.

فضای سایبر به حوزه‌ای از مصرف غیر مسئولانه تبدیل می‌شود که در آن فقرا هرگز به عنوان سوژه‌هایی که از حق و حقوقی برخوردارند، ظاهر نمی‌شوند و تنها گه‌گاه موضوع بحث قرار می‌گیرند. در واقع تمایل به ایجاد اجتماعات مجازی در شبکه، به نابودی روابط جمعی واقعی اشاره دارد که تحت تأثیر ویژگی اتمیزه کننده‌ی سرمایه‌ی کالایی، لگد مال شده است. انسان نوعی نیاز ذاتی به حس تعلق دارد و آن دقیقاً همان چیزی است که هواداران راه‌حل سایبر، در حال حاضر دست‌مایه‌ی کار خود قرار داده‌اند.

فناوری‌های جدید ساختارهای بزرگ را قادر ساخته‌اند تا به هماهنگی بخشیدن به فعالیت‌های خود در سطح جهان دست بزنند و در عین حال نهادهای بازخوردی پدید آورند که به سرعت به نیازها پاسخ گویند. دیجیتالی شدن پایگاه‌های دانش، امکان پردازش و ذخیره‌ی اطلاعات را از فواصل بسیار دور فراهم می‌سازد. از این رو سرمایه‌داری کمتر به دولت وابسته است و بیشتر به توانایی یک سیستم اطلاعاتی مشترک برای انتقال دانش به شبکه‌های دور دست متکی است.
ظرفیت دموکراتیک و گرایش به بخش اعظم رسانه‌های جدید، حقه‌ای قدیمی است که اجرای آن به واسطه‌ی نیاز سرمایه به بازارهای جدید و مصرف کنندگان مشتاق میسر می‌گردد. منافع شرکت‌های بزرگ مانند: «تایم-وارنر، آمریکا آنلاین و مایکروسافت» در واقع نیرو محرکه‌ی توسعه‌ی بزرگراه‌های اطلاعاتی بوده است.

اطلاعات‌گرایی، شبکه‌ها و تغییرات اجتماعی، مانوئل کستلز

مانوئل کستلز در میان نویسندگان متأخر از همه بیشتر به برخی از ویژگی‌های سیاسی مهم فرهنگ‌های رسانه‌ای معاصر پرداخته است. یقیناً بر خلاف دیدگاه‌هایی که تا کنون ارائه شده است، کستلز خطوط کلی دیدگاهی را درباره‌ی فرهنگ‌های رسانه‌ای معاصر ترسیم کرده است که به شالوده شکنی قطب‌بندی‌های مباحث قبلی و در عین حال مرتبط ساختن آن‌ها به فرآیندهای دگرگونی اجتماعی اساسی می‌پردازد. کستلز چنین استدلال می‌کند که جامعه‌ی اطلاعاتیِ در حال ظهور عمدتاً زاییده‌ی رابطه‌ی در حال تغییر بین سرمایه‌داری جهانی، دولت و جنبش‌های اجتماعی معاصر است. با این حال او با همان صراحت بیان می‌دارد که توسعه‌ی رسانه‌های جدید، تنوع بخشی به پیام‌های رسانه‌ای، انفجار درونی سیاست و رسانه‌ها همگی آثار دامنه‌داری بر حوزه‌ی عمومی داشته‌اند.

کستلز چنین استدلال می‌کند که توسعه‌ی اقتصاد اطلاعاتی در مرکز تلاش‌هایی برای بازاندیشی پویش‌های جامعه‌ی مابعد صنعتی قرار دارد. در این اقتصاد جدید کاربرد دانش و تکنولوژی جدید در تولید سفارشی به بهترین نحو موفقیت اقتصادی را تضمین می‌کند. سطح تکنولوژیک مؤسسه‌ی اقتصادی در مقایسه با شاخص‌های قدیمی‌تر مانند هزینه‌ی نیروی کار، در فضای مجازی دارای بهره‌ی بیشتر است. اطلاعات‌گرایی به سازمان‌ها این امکان را داده است تا از راه ساختارهای بیشتر وابسته به دانش و کمتر سلسله مراتبی، به انعطاف‌پذیری بیشتری نائل آیند.

فناوری‌های جدید ساختارهای بزرگ را قادر ساخته‌اند تا به هماهنگی بخشیدن به فعالیت‌های خود در سطح جهان دست بزنند و در عین حال نهادهای بازخوردی پدید آورند که به سرعت به نیازها پاسخ گویند. دیجیتالی شدن پایگاه‌های دانش، امکان پردازش و ذخیره‌ی اطلاعات را از فواصل بسیار دور فراهم می‌سازد. از این رو سرمایه‌داری کمتر به دولت وابسته است و بیشتر به توانایی یک سیستم اطلاعاتی مشترک برای انتقال دانش به شبکه‌های دور دست متکی است(کستلز، 1996). در چارچوب این فرآیندها، سرمایه‌داری قدیمی و سرمایه‌داری جدید(فناوری اطلاعات) همگرایی حاصل می‌کنند.

مشخصه‌ی اقتصاد اطلاعاتی جدید، فرآیندهای هم‌زمان توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی اقتصادی است. سیاه چاله‌های اقتصاد اطلاعاتی، شامل افرادی می‌شود که به لحاظ اجتماعی و فرهنگی با بدنه‌ی اصلی جامعه ارتباط ندارند. در حالی که اطلاعات‌گرایی به رشد اشتغال در لایه‌های بالاتر مدیریت منجر شده است، کاهش قابل توجهی در اشتغال افراد کم مهارت و افزایش محرومیت مناطق فقیر از جریان سرمایه پدید آمده است. به عنوان مثال تفاوت درآمد 20 درصد بالای جامعه با 20 درصد پایین جامعه که در سال 1960م.، 30 به 1 بوده است در سال 1994م. به 78 به 1 رسیده است.

شکل 1- مقایسه‌ی الگوی جامعه‌ی صنعتی و جامعه‌ی اطلاعاتی

اقتصاد اطلاعاتی دارای آثار فرهنگی مشخص با تنوع بالاست. رسانه‌های جدید به طور ویژه و رسانه‌ها به طور اعم به نهادهایی اصلی و تعیین کننده در جامعه‌ی مدرن تبدیل شده‌اند. این امر نشان دهنده‌ی این واقعیت است که رسانه‌های مدرن و مجازی در حال حاضر در چارچوب زبان، انواع مبادلات نمادین را شکل می‌دهند که به تعریف جامعه کمک می‌کنند. یک جنبش اجتماعی، مجموعه‌ای از افکار و عقاید یا محصولی تجاری تنها هنگامی موجودیت پیدا می‌کنند که بر صفحه‌ی رسانه ظاهر شوند.

در واقع رسانه‌ها چارچوب درک، دانش و زبان ما را شکل می‌دهند. مرکزیت ارتباطات مدرن در فرهنگ معاصر، توده‌ای را به ارمغان نمی‌آورند، اما آن چیزی را فراهم می‌آورند که کستلز از آن به عنوان فرهنگ مجاز-واقعی یاد می‌کند. مکان قدرت واقعی اقتصاد، سیاست و فرهنگ در عصر اطلاعاتی در اذهان مردم است. به بیان کلی‌تر، کستلز بیان می‌دارد که تکنولوژی‌های رسانه‌ای جدید در عوض آنکه ساختارهای اجتماعی موجود را دگرگون سازند، آن‌ها را تقویت می‌کنند.

نکته‌ی کستلز در مورد اینترنت این است که این رسانه به طور متقابل از راه قدرت مجتمع‌های رسانه‌ای که در سرتاسر جهان و در تمامی کشورها استقرار یافته‌اند، ظرفیت تکنولوژیک خود و جریان اطلاعات و نمادهایی که ساخته است عمدتاً نمی‌تواند تحت کنترل خاص و مقررات وضع شده‌ای قرار بگیرد و تنها راه کنترل آن پیدا کردن راهی برای وارد کردن خود و کنترل بیشتر اطلاعات تولیدی در این محیط است.

نقطه‌ی قوت نظریه‌ی کستلز ارائه‌ی آمار و اطلاعات جامع از سطح جهان برای ارائه‌ی نظریه‌ی خود است. اما در کل انتقادهای زیر به نظریه‌ی او وارد است:

1. دیدگاه وی دچار نوعی جبر تکنولوژیک است؛

2. پاسخ‌های جهان وطنی را در عصر ارتباطات نادیده می‌گیرد (نمونه‌های زیادی امروزه در سطح جهان شاهد هستیم که استفاده‌ی تکنولوژیک برای کاربردهای وطنی صورت می‌گیرد تا کاربردهای جهانی و فراملی، مانند استفاده از امکانات رسانه‌های مجازی در جنبش‌های اخیر بیداری اسلامی).

نظریه‌ی کستلز بیش از حد تحت تأثیر تکنولوژی قرار دارد، این در حالی است که خود تکنولوژی به شدت متأثر از سایر عوامل است.

ویریلیو، سرعت و ارتباطات

علی‌رغم استدلال‌های کستلز در خصوص امکانات و نیز محرومیت‌هایی که عصر اطلاعات می‌تواند به همراه داشته باشد، بسیاری وقوع جامعه‌ی تکنولوژیک را از منظری منفی‌گرایانه مورد بحث قرار می‌دهند. از نظر آنان در چنین جامعه‌ای، اقتصاد آنلاین، افکار عمومی لحظه‌ای و فرهنگ احساسی، ظرفیت افراد بشر را برای انتقاد زائل می‌سازد. بر اساس این درک و برداشت، این کالایی کردن فرهنگ مجازی و اطلاعاتی نیست که خطر ایجاد می‌کند، بلکه پیروزی خود تکنولوژی است که خطر آفرین است. این تأملات بسیار بدبینانه در نظریه‌ی پل ویریلیو نظریه‌پرداز فرانسوی با ظرافت خاصی مطرح شده‌اند.

وی تمامی جنبه‌های مثبت تکنولوژی‌های ارتباطی را نادیده می‌گیرد و بیان می‌دارد که توسعه‌ی بیش از اندازه‌ی این تکنولوژی‌ها به ظهور فرهنگ غیر انسانی انجامیده است. در قرن 18 تقریباً 40 روز طول می‌کشید تا یک نامه از آسیا به اروپا برسد. امروزه از رهگذر اختراعات ارتباطاتی، ما وارد عصر ارتباطاتی لحظه‌ای و خودی شده‌ایم، آنچه «گیدنز» آن را فشردگی زمان- مکان می‌نامد و «جی.پی تامپسون» از آن به عنوان نزدیکی از راه دور یاد می‌کند و به اعتقاد بسیاری ظرفیت رسانه‌ها برای ارتقای پیوند، احتمال ارتقای اشکال سطحی جهان وطنی را مطرح می‌کند.

این بدان معناست که جهانی شدن رسانه‌ها باعث آن می‌شود که ما با تساهل بیشتری با دیگری برخورد نماییم و این امر ظرفیت ما را برای نشان دادن واکنش افزایش خواهد داد. تمامی این پیش‌بینی‌ها در دیدگاه ویریلیو وجود دارد و بیان می‌دارد که این استدلال‌ها بیش از اندازه خوش‌بینانه هستند و لازم است وجوهِ منفیِِ آنچه که مثبت به نظر می‌رسد، آشکار شود.

از دیدگاه او، مشکل در مورد کسانی که در پی تأکید بر جنبه‌های مثبت رسانه‌های جدید هستند، این است که وضعیت جدید به این منتهی خواهد شد که نگرانی در مورد افرادی که در دور دست هستند در مقایسه با کسانی که در همسایگی ما قرار دارند، بیشتر شود. در حقیقت ویریلیو بر اساس شماری از مطالب منتشر شده به استدلال می‌پردازد که تأثیر تکنولوژی‌های جدید ارتباطات بر حواس آدمی منفی است. زمان واقعی ارتباطات رسانه‌ای مدرن به شکل بنیادی درک مشترک ما از واقعیت را تغییر می‌دهد و تحریف می‌کند.

در اینجا ویریلیو پیوند مهمی میان تکنولوژی و ارتباطات، جنگ و سرعت برقرار می‌سازد. در چارچوب این مختصات، واقعیت مجازی و اینترنت اشکال کاملاً جدیدی از ارتباطات نیستند بلکه بزرگ‌نمایی جنبه‌های اصلی مدرنیته و چیرگی نوعی بنیادگرایی فناوری به شمار می‌آیند. به نظر می‌رسد براساس این توصیف، ظهور رسانه‌های جدید ارتباطی، درک ما را از امر واقعی تحریف کرده‌اند و در عین حال بر منطق مبتنی بر توسعه‌ی مدرنیته غربی استوار شده‌اند. این نظریه‌پرداز با انتقاد از مارکسیسم، پسامدرنیسم و سایر رهیافت‌های مفهومی که بر مطالعه‌ی فرهنگ‌های رسانه‌ای تأثیر گذار بوده‌اند، خود را شهرگرا می‌خواند.

بدین ترتیب او به نفع احیای سیاست‌های شهری استدلال می‌کند که سعی در ایجاد پیوند مجدد افراد با همسایگانشان، خودشان و طبیعت دارد. ویریلیو استدلال می‌کند که مسئله‌ی اصلی، برقراری تماس مجدد است. ما این کار را از راه بازیابی عادت‌ها و مراوده‌های اجتماعی، مهیا شدن شرایط برای زندگی اجتماعی فراگیر و چنان که خواهیم دید از همه مهم‌تر، زمان‌بندی قابل تحمل انجام می‌دهیم. وی همچنین تحت تأثیر نظریه‌پردازان جهان وطن، خواهان ایجاد فضا برای دیگری در تبادل نظرهاست. با این حال، تنها می‌توان براساس روابطی که با حضور در یک جمع شکل می‌گیرد و نه از راه پیگیری مباحث در رسانه‌های دیجیتال، به این مهم دست یافت.

رسانه‌های جدید و حتی رسانه‌های قدیم از این حیث، در واقع مقید به مجموعه‌ای از خیال پردازی‌های زیان بار هستند و بر این باور هستند که می‌توان از شکنندگی جسم انسان، وابستگی به طبیعت و مجموعه‌ی نزدیک‌تر روابط اجتماعی در اجتماعاتی که در آن زندگی می‌کنیم، رهایی یافت. از این لحاظ نوشته‌های این نظریه‌پرداز با بخش بزرگی از تفاسیر ضد آرمان‌شهرگرایی که با ظهور اینترنت ارتباط دارند، پیوند خورده است. برای مثال برخی از منتقدان خاطر نشان کرده‌اند که فناوری‌های جدید ارتباطی به ما نوید می‌دهند که جهانی را برای ما بسازند که ورای محدودیت‌ها و ناکامی‌های جهان مادی و جسم فیزیکی قرار داشته باشد.

اما این امر یک خیال‌پردازی بیش نیست و رسانه‌های جدید بر پایه‌ی خیال پردازی‌ها و احساسات بسیار قدرتمند بنا شده‌اند. با دادن وعده‌ی روابط سایبرگی که تمایز میان انسان و تکنولوژی را از میان می‌برد، آنچه عرضه می‌شود در واقع نوعی فرار از واقعیت است. در عالم رسانه‌ای جدید، از ما دعوت می‌شود تا نکات جدیدی برگزینیم و هویت‌های جدیدی کسب کنیم و در نتیجه از روابط انسانی واقعی فاصله بگیریم. ظرفیت تکنولوژی برای حل معجزه آسای مخمصه‌های بشری به صورت بالقوه راه‌حلی جادویی برای مسائل مربوط به خود و اجتماع پیش‌روی ما می‌گذارد. فضای مجازی قادر است در همان حالی که ما ذره‌ای می‌شویم، احساسات گرم ویژه‌ی اجتماعات محلی را رواج دهد.

در فضای سایبر، چشمان ما در برابر پرسش‌هایی که به تفاوت‌ها مربوط است، بسته می‌شود زیرا ما فقط با طبقه‌ی ممتاز برخورد داریم و از برخورد با واقعیت‌های خشن دوره‌های اخیر سرمایه‌داری و از فشار جغرافیا دوری می‌کنیم. در حالت آنلاین غافل‌گیری‌های واقعی اندکی وجود دارند و کمتر چیزی نا آشناست. فضای سایبر در عوض سروکار داشتن با دگر بودن دیگری مبتنی بر حکمروایی سرمایه‌داری شراکتی است(وبستر و رابینز، 1999).

نظریه‌های منفی‌گرایانه‌ی ویریلیو افزون بر اینترنت و فضای مجازی حتی در مورد سایر اشکال رسانه‌های جدید نیز شمول می‌یابد، وی در کتاب «جنگ و سینما»، به پیوندهای فرهنگی میان توسعه‌ی فنون سینمایی و جنگ اشاره می‌کند. در جنگ جهانی اول از دوربین برای گرفتن عکس‌های ساکن و متحرک از داخل هواپیما برای کمک به اتخاذ تاکتیک‌های نظامی استفاده شد. بعدها پس از جنگ جهانی دوم، ماهواره‌های جاسوسی و سایر تکنولوژی‌ها به عنوان ابزاری برای اطلاعات نظامی به خصوص در دولت ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفتند و دشمن را قابل دیدن ساختند.

با این حال اگر چه تکنولوژی‌های نوین ارتباطی دشمن را قابل دیدن ساختند، از سوی دیگر حضور فیزیکی آن‌ها را کاهش دادند. سینما به جنگ نمایشی قابل دیدن کمک کرد، فیلم‌ها به شکل تعمدی به صورت اشکال تبلیغاتی برای جنگ تبدیل شدند. دیگر هیچ بمبارانی بدون حضور دوربین و چشم انسان صورت نپذیرفت و به این ترتیب، چشم انسان، دوربین و بمب همه به سلاح جنگی تبدیل شدند و تصاویر کشتار برای انسان‌ها به تصویری آشنا تبدیل گشت.

در واقع از نظر این نظریه‌پرداز، احساسات انسانی همگی صنعتی شدند. دیگر لازم نیست که انسان‌ها همه چیز را خود ببینند، این کار را دوربین‌ها برای ما انجام می‌دهند. حتی تأثیر این حواس صنعتی آن قدر زیاد است که انسان خود را در دنیای دیگری می‌یابد که از آن تحت عنوان فضای مجازی و زندگی مجازی یاد می‌شود؛ یعنی دنیایی که نه تنها خود حاصل حواس صنعتی است بلکه ارتباط ما با هر آنچه که در آن است نیز در نتیجه‌ی ارتباط با حواس صنعتی ماست. با قرار گرفتن عناصر سرعت و تکنولوژی در ترکیب و ساخت رسانه‌ها، شاهد وقوع جابه‌جایی‌هایی هستیم، چنان که خواهیم دید با تکنولوژی‌های زمان واقعی، حضور واقعی می‌میرد.

سرعت ارتباطات مدرن در این زمینه دارای شماری از پیامدهاست:

نخست اینکه سرعت تفکر و امکان تبادل نظر را از میان می‌برد. ایده‌های مرتبط به امکان استفاده از تکنولوژی برای ارتقای مردم‌سالاری همگی اشتباه هستند. تکنولوژی سرعت فرهنگی پدید می‌آورد که در آن از ارتباطات برای شرطی کردن واکنش‌های مردم استفاده می‌شود.

دوم اینکه با گسترش جهانی اطلاعات و تکنولوژی سایبر، امکان پدید آمدن شهروند سایبر بروز پیدا می‌کند. از بین رفتن رابطه‌ی زمینی بین دور و نزدیک، انسان‌ها بیشتر متوجه واقعیت پرده می‌شوند تا مجاورت فیزیکی واقعی روابط فردی و جمعی فوری‌تر خود. چنین جامعه‌ای به دو زمان‌بندی مجزا تقسیم‌بندی می‌شود، زمان مطلق و زمان نسبی. شکاف بنیادین بین کسانی که در زمان واقعی زندگی می‌کنند و سرعت نقش اصلی را در فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن‌ها دارد و کسانی که در عین حالی که در مکان‌های واقعی زندگی می‌کنند، بیش از پیش در حال فقیرتر شدن هستند.

از منظر واقعیت مجازی، شهروند سایبر، رسانه‌های رویداد محور و تحرک شتاب آلود اطلاعات، مکملی برای واقعیت نیستند، بلکه جایگزینی برای آن به شمار می‌آیند.

سوم اینکه تناقض جامعه‌ی اطلاعاتی این است که به طور هم‌زمان به افزایش تحرک مجازی و سکون فیزیکی منتهی می‌گردد. بدین معنا که شهروند پایه‌ای، در واقع مجبور نیست که به این سو و آن سو برود، چون تکنولوژی به شکل فزاینده‌ای متناسب با قالب بدن انسان طراحی می‌شود. فضای تعاملی جدیدی که توسط اینترنت و حتی تلویزیون و واقعیت مجازی فراهم آمده است به این معناست که خانه به کابین خلبان تبدیل شده است که پیام‌ها را از جهان دریافت می‌دارد بدون آنکه ساکن آن مجبور به حرکت باشد.

بنابراین ما بیش از آنکه در عصر تحرک قرار داشته باشیم، در عصر سکون قرار داریم. این وضعیت تبدیل می‌شود که سوژه در حالت نباتی یا در حالت اغمای فرهنگی قرار بگیرد که در آن جست‌وجو چندان به خاطر امکان اقدام عمومی صورت نمی‌گیرد بلکه بیشتر به دلیل شدت احساسات انجام می‌پذیرد(ویریلیو، 69،2000).

چهارم اینکه شتاب واقعیت در زمان واقعی دارای تأثیر فردیت بخش است که به موجب آن اطلاعات بیش از پیش بر خود متمرکز می‌شود. این فرآیند همراه با جایگزینی واقعیت بدین معناست که ما در واقع توجه کمتر و کمتری به دورنمای زیست بوم شناختی خود نشان می‌دهیم که از تمامی اشکال زندگی حمایت می‌کند. فروپاشی مکان ما را به درون خود سوق می‌دهد و از جهان دور می‌سازد. بدین ترتیب ما را وارد جهان تکنولوژی، تفریح و خیال پردازی‌های رایانه‌ای می‌کند که به شکل روز افزون شبیه سازی شده است. نمایش از راه دور واقعیت، بیش از آنکه وطنی جهانی به ارمغان آورد، شهری دهشتناک به دست می‌دهد.

با فاصله گرفتن بیشتر ما از ماهیت طبیعی و آسیب پذیری‌های خود، احتمال وقوع فجایع جهانی از رهگذر فروپاشی اقتصادی و جنگ هسته‌ای و گسترش ویروس‌ها هر لحظه بیشتر می‌شود. امپریالیسم فناوری ما را به فاجعه نزدیک‌تر می‌سازد و در همان حال حواس انسانی مشترک، ما را از حساسیت زیست بوم شناختی ضروری برای مقاومت در برابر این تغییرات دور می‌سازد.

پنجم اینکه گسترش جهانی تکنولوژی‌ها زمان واقعی احتمال بروز مرحله‌ای جدید از کنترل را فراهم می‌آورد که ما همیشه تحت اشکال دائمی از مراقبت قرار داریم. نصب دوربین فیلم‌برداری روی رایانه و پخش فیلم آشپزخانه و اتاق خواب مردم به‌وسیله‌ی اینترنت ربطی به اطلاعات و یا تفریح و سرگرمی ندارد، بلکه در معرض نمایش قرار دادن فرد و تهاجم به وی محسوب می‌گردد. نظارت دائم بر فعالیت‌های انسانی اینک در سطحی جهانی صورت می‌پذیرد و ما را همیشه قابل دیدن می‌سازد و هوش تکنولوژیک را بر ما تحمیل می‌کند (ویریلیو، 62، 2000).

گسترش فناوری‌های جدید مراقبت، از تلفن‌های همراه گرفته (که تمایز بین حوزه‌های عمومی و خصوصی کاربران را از بین می‌برند) تا مراقبت از مدار کره‌ی زمین در سرزمین‌های دیگران، همگی ما را تابع اشکال جهانی کنترل می‌سازد. کنترل آن گونه که به نظر می‌رسد تحت لوای هیچ دولتی نیست و بستگی به شخصی دارد که زمان و مکان را در فضای مجازی تحت تسلط دارد.

این امر، چنین احتمالی را افزایش می‌دهد که قدرت‌های جهانی اقدام به جنگ اطلاعاتی از راه ماهواره‌ها و فضای مجازی برضد کشورهای دیگر و حتی شهروندان خود کنند. چنین کنترلی همچنین به توانایی آلوده کردن مبادله‌ی اطلاعات از راه ارائه‌ی اطلاعات غلط، ربط داده می‌شود. منظور از اطلاعات غلط صرفاً کنترل اطلاعات از راه کوتاه کردن و تحریف نیست. این امر گاهی به ارائه‌ی اطلاعات بیش از حد اشاره دارد. به این معنا که ارائه‌ی 24 ساعته‌ی اطلاعات بیش از آنکه باعث تفرقه در افکار شود، با دادن اطلاعات متناقض باعث سردرگمی فکری می‌شود.

سرانجام اینکه مدرن شدن فناوری با مستعمره ساختن حوزه‌ی عمومی توانایی نفوذ به درونی‌ترین قسمت‌های بدن انسان را به همراه داشته است، توسعه‌ی مهندسی ژنتیک و مکان پیوند تکنولوژیک اعضا به بدن این احتمال را افزایش داده است که روزی بتوان جسم و روح انسان را بنا بر نیازهای تکنولوژیک طراحی کرد. بر این اساس ویریلیو از این هراس دارد که ضرباهنگ زیستی بدن انسان به زودی آن قدر شتاب داده شود تا با زمان‌بندی زندگی روزمره‌ی تکنولوژی محور متناسب شود. ممکن است انسان امروزی در موضعی قرار بگیرد که اطلاعات بیشتری را با سرعتی بیش از هر زمان دیگر در گذشته دریافت کند، اما از فرصت تفسیر برای معنادار کردن جهان محروم بماند. ب

رای مثال افزایش شتاب رویدادها با ظرفیت ما برای احساس هم‌دردی و سرخوردگی تداخل پیدا می‌کند. انتقادهای زیادی به نظریه‌های ویریلیو در مورد رسانه‌های جدید و فرهنگ مجازی صورت پذیرفته است. مهم‌ترین مناقشه بر سر تکنولوژی هراسی وی است. تنها راهی که گویا وی ارائه می‌دهد، دوری جستن از تکنولوژی است که امری ناممکن به نظر می‌رسد. ویریلیو دیدی یک طرفه از تکنولوژی ارائه می‌دهد و آن را به طور کلی طرد می‌کند. از سوی دیگر وی رسانه‌های جدید و به خصوص رسانه‌های بصری را به صنعتی سازی حواس انسانی متهم می‌کند اما شواهد بسیاری وجود دارد که این رسانه‌ها نقش مهمی در بالا بردن کیفیت زندگی انسان‌ها ایفا کرده‌اند.

برخی دیگر از پژوهشگران، ترس و هراس از تکنولوژی در نزد روشنفکران را از این بابت می‌دانند که توسعه‌ی فناوری‌های ارتباطی و مجازی باعث افول جایگاه سنتی روشنفکران و زوال ذخیره‌ی سرمایه‌ی فرهنگی آنان خواهد شد. باید پذیرفت که ظهور تکنولوژی‌های جدید ارتباطاتی این امکان را برای اشکال جدید اطلاعات فراهم می‌کنند تا ساماندهی درک ما از ویژگی‌های اصلی زندگی انسانی، از مسائل مربوط به سیاست گرفته تا فقر جهانی را به چالش بگذارند، تقویت کنند و مورد مناقشه قرار دهند. این دیدگاه‌ها همواره این آگاهی را پدید می‌آورند که ترکیب تجدد از رهگذر مراکز قدرتمند اطلاعات و ارائه‌ی نمادها حفظ گردد و هم از این رمزها در بافت‌های اجتماعی و فرهنگی به شکل فزاینده‌ای کمک گرفته شود.

نتیجه‌گیری

ظهور تکنولوژی‌های جدید ارتباطی، امکانات جدیدی را برای نظریه‌ی ارتباطات جمعی فراهم آورده است. ما شاهد پدید آمدن شماری از دیدگاه‌های بر انگیزاننده در این خصوص بوده‌ایم که در پی بیان پیوند میان تغییر تکنولوژیک، جهانی شدن و تغییرات جدید هستند. در این خصوص کستلز به دنبال بررسی اجمالی امکانات و محدودیت‌های دو سویه‌ی عصر رسانه‌های جدید به شکل منسجم بود. تحلیل‌های ارائه شده از سوی کستلز در مورد اجتماع شبکه‌ای با وجود محدودیت‌هایش به ورطه‌ی خوش‌بینی و بدبینی نسبت به تکنولوژی نمی‌لغزد.

با این همه، تعجب‌آور نیست که سایر نظریه‌پردازان مانند شیلر بر برخی ویژگی‌های کمتر ترقی خواهانه‌ی انقلاب ارتباطات جدید تمرکز کرده‌اند. بدین معنا که آن‌ها اصلاحات قدرتمندتری برای مقابله با برخی محمل‌های رایانه‌ای تجویز کرده‌اند که بیشتر مورد استفاده‌ی دانشگاهیان است. در این میان نظریه‌های ویریلیو، بیش از آنکه مبتنی بر استدلال ناشی از ارائه‌ی تجربی باشد، بیشتر دیدگاه یک فیلسوف بدبین نسبت به آینده را به خود می‌گیرد.(*)

منابع

1. کستلز، مانوئل(1997) عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ: ظهور جامعه‌ی شبکه‌ای، ترجمه‌ی احد علیقلیان، افشین خاک‌باز، تهران انتشارات طرح نو 1389

2. شیلر، هربرت، اطلاعات و اقتصاد بحران، ترجمه‌ی یونس شکرخواه، تهران: آفتاب، ۱۳۷۵

3. شیلر، هربرت، ارتباطات و سلطه‌ی فرهنگی، ترجمه‌ی کاظم معتمدنژاد، رؤیا پور وکیل، شراره امیر خلیلی، تهران نشر علم 1390

4. وبستر، فرانک، نظریات جامعه‌ی اطلاعاتی، ترجمه‌ی اسماعیل قدیمی، تهران انتشارات قیده سرا 1383

*مریم علیزاده؛ کارشناسی ارشد علوم ارتباطات/برهان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .