براندازي نرم در ايران

دشمنان کشورمان چه تاکتيک هايي براي براندازي نرم داشتند؟

رهبران آمريكا هيچ گاه سياست خود مبني بر حمايت از حركت هاي داخلي در ايران براي تغيير نظام اسلامي پنهان نكرده اند.[شكست اصلاح طلبان در جنگ نرم شواليه هاي ناتوي فر هنگي -49 فصل پنجم، پيام فضلي نژاد، سه شنبه 30 بهمن 1386.] براي نخستين بار تهديد به انقلاب مخملي در ايران از سوي يك جناح افراطي و در آستانه انتخابات مجلس ششم مطرح شد.اين طرح زماني مورد توجه قرار گرفت كه گرجستان تازه تحولات شبه انقلابي خود را پشت سرگذاشته بود و طراحان آن در ايران از اين پروژه به عنوان گرجستانيزه كردن انتخابات ياد مي كردند. اقداماتي چون تحصن و استعفاي دسته جمعي برخي نمايندگان و مديران كه با واكنش سريع رئيس مجلس وقت و رئيس جمهور سابق مواجه شد، در همين راستا صورت پذيرفت. اما بي اعتنايي بدنه اجتماعي و ناآگاهي جناح افراطي از ظرفيت اجتماعي خود موجب شد اعتنايي از سوي جامعه به اين اقدامات رخ ندهد. اين در حالي بود كه رسانه هاي حامي اين جناح افراطي و امپراطوري رسانه اي غرب تمام تلاش خود را براي تقويت پروژه به كار مي بستند. اجرايي كردن اين پروژه براي انتخابات رياست جمهوري نهم نيز در دستور كار قرار گرفت اما شكاف عظيم جناح افراطي با بدنه اجتماعي موجب ناكامي دوباره اين پروژه گرديد.[جامعه باز و انقلاب مخملي، محمدمهدي شيرمحمدي، پايگاه خانه ملت، سه شنبه 13 تير 1385.]

قبل از فتنه سال 88،آخرين تحركات براي انقلاب رنگي در ايران، توسط بنياد سوروس با واسطه افرادي چون هاله اسفندياري، كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو انجام شد. در اين راستا بنياد سوروس از مؤسسات و مراكزي كه به دنبال ايجاد «نافرماني مدني» در جمهوري ‌اسلامي ‌ايران هستند، حمايت مي‌كند. مهم‌ترين مورد آن، حمايت و پشتيباني بنياد سوروس از مركز آمريكايي "ويلسون" است كه «هاله اسفندياري» از مديران بخش خاورميانه‌اي آن مي‌باشد. طبق اعتراف اسفندياري، بنياد سوروس با حمايت از برنامه خاورميانه‌اي مركز ويلسون، به دنبال ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمي در ايران در جهت عملي نمودن اهداف براندازي نرم بوده است.

كيان تاجبخش مدير و نماينده بنياد آمريكايي سوروس در ايران نيز، اجرايي كردن اهداف بنياد سوروس را از طريق راه‌اندازي كارگاه‌هاي مطالعاتي با حضور دانشجويان و جوانان و تدريس اصول و مباني شبكه‌‌سازي اجتماعي به مثابه اصلي‌ترين مبناي براندازي نرم حكومت‌ها دنبال نمود. وي از سال 1383 با حضور در كلاس‌هاي "جامعه‌شناسي شهري" پيرامون كيفيت "شبكه‌‌سازي اجتماعي" در مقام يك "سرمايه اجتماعي" به ايراد سخنراني مي پردازد. و با چاپ كتاب "سرمايه اجتماعي اعتماد، دموكراسي و توسعه" در مهرماه 1385، يك نظريه اجتماعي و استراتژيك و الگويي ساختاري را براي سرمايه‌هاي پنهان براندازي نرم صورتبندي مي‌كند، و نسخه ايراني انديشه‌هاي براندازانه فرانسيس فوكوياما را در اين حوزه به ادبيات شبه روشنفكري ايران وارد مي نمايد.

راهبرد آمريکا

علي رغم تاكتيك هاي متعددي که از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تا کنون توسط آمريكا براي تضعيف، انزو، به چالش كشيدن، هدر كردن منابع جمهوري اسلامي ايران، ايجاد يأس و نااميدي در مردم مورد استفاده قرار گرفته وحتي در مواردي نيز درگيري هاي نظامي محدودي بين دو كشور نيز به وقوع پيوسته است، ولي در يك نگاه كلي مي توان رويكرد براندازي نرم را اصلي ترين سياست و راهبرد آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران در شرايط فعلي دانست که مورد تأکيد و حمايت جدي بسياري از انديشمندان وسياستمداران مختلف آمريكا مي باشد.[1] مجموع نظريات آنها در خصوص نحوه مقابله دولت آمريكا با جمهوري اسلامي ايران در قالب براندازي نرم را مي توان به شرح زير دانست:

1. اعطاي كمك هاي مالي، تبليغاتي و سياسي گسترده به اپوزيسيون خارج از كشور و سازماندهي اقدامات آنان.

2. دامن زدن به منازعات و مطالبات قومي، فرقه اي و صنفي به منظور ايجاد بحران و نا امني در کشور.

3. تضعيف توان نظامي و دفاعي جمهوري اسلامي.

4. ادامه تحريم هاي اقتصادي و تقويت تصاعدي آن با بهانه هايي نظير مسئله هسته اي ايران، تروريسم، اخلال در روند صلح خاورميانه و تلاش براي دستيابي به سلاح هاي كشتارجمعي.

5. جنگ رواني همه جانبه و مستمر با هدف تضعيف احساس تعلق مردم به نظام و ايجاد نارضايتي ؛ در اين راستا مهم ترين موضوعاتي كه ايالات متحده از آنها در جهت گسترش جنگ رواني عليه ايران استفاده مي كند عبارتند از:

الف) خطرناك نشان دادن فعاليت هاي هسته اي ايران، جهت دهي افكار عمومي جهان در سطح شهروندان و مسؤولان براي ايجاد يك جبهه واحد عليه ايران؛

ب) ايجاد آشوب و احساس ناامني در كشور براي كاهش مشروعيت نظام، كاهش حمايت هاي مردمي، ترديد نسبت به كفايت مسؤولان؛

ج) تشديد چالش هاي ايران در عرصه منطقه اي و بين المللي در جهت انزواي ايران، نظير تلاش براي تغيير نام خليج فارس به خليج عربي، و تشكيك در حاكميت ايران بر جزاير سه گانه؛

د) تهديد به حمله نظامي به ايران با اهداف متعددي نظير تحميل هزينه هاي اضافي دفاعي و تعميق مشكلات اقتصادي كشور، دامن زدن به رقابت تسليحاتي در منطقه و ضرورت حضور آمريكا در خليج فارس؛

هـ) جنگ رواني عليه ايران در ارتباط با روند صلح خاورميانه به منظور القاء اينكه اولاً ايران مسؤول نتيجه بخش نبودن روند صلح ميان رژيم صهيونيستي و اعراب است و ثاني، بدون حمايت هاي مختلف ايران، فعاليت هاي گروه حماس، جهاد اسلامي، حزب الله لبنان و... عليه اين رژيم اصلاً صورت نمي پذيرد؛

و) محكوم نمودن ايران به نقض حقوق بشر، حمايت از تروريسم، اعمال شكنجه، بي اعتنايي به هنجارهاي بين المللي.[2]

توضيحات هاله اسفندياري و کيان تاجبخش دو تبعه ايراني - آمريکايي و رامين جهانبگلو استاد دانشگاه و پژوهشگر ايراني درباره نحوه پيگيري انقلاب مخملي در ايران توسط آمريکا به خوبي مبين توطئه هاي آمريکا عليه نظام مردمي و اسلامي ايران مي باشد؛ هاله اسفندياري از مديران مرکز مطالعاتي ويلسون آمريکا با بيان اينکه نماينده بنياد سوروس با ما تماس گرفت تا به برنامه سخنراني هاي ايران کمک مالي کند، مي گويد: «الان که نزديک به پنج ماه است من در ايران هستم و فرصتي برايم پيش آمد که روي اين مسائل که مطرح کردم فکر کنم و صحبت هايي هم دراين باره کرديم، واقعاً به اين نتيجه رسيدم که اين افراد و خود من بشويم حلقه هاي يک زنجيره يي که تشکيل شده از بنياده، مراکز تحقيقاتي و دانشگاه ها که به اسم دموکراسي، به اسم توانمندسازي زنان، به اسم ديالوگ حتي در ارتباط سعي کنند يک شبکه هايي به وجود بياورند که اين شبکه ها نهايتاً در داخل ايران منجر بشود به به وجود آوردن يک تغييرات خيلي اساسي در درون رژيم ايران يعني واقعاً متزلزل کردن اين سيستم.»[3]

کيان تاجبخش نيز تصريح دارد: «هدف درازمدت بنياد سوروس... اين است که بين حاکميت و ملت شکاف ايجاد بشود و از طريق اين شکاف آن قسمت هاي جامعه مدني که بر مبناي جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده، روي آن حاکميت به منظور تغيير رفتارش فشار اعمال کند. سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام کمونيسم و شوروي اين بايد باشد که جهان اسلام را هدف قرار دهد ... و دارد به سمت کشورهاي اسلامي از جمله ترکيه، کشورهاي عرب، پاکستان، افغانستان و ساير اينها به پيش مي رود.»[4]

رامين جهانبگلو نيز از جمله افرادي است که از سوي امريکا ماموريت داشته در ايران انقلاب مخملي و نرم به راه بيندازد، وي نحوه ارتباط و عملکرد خويش را اين گونه توضيح مي دهد: «با من تماس گرفته و گفت كه اين بورس هست و اگر بخواهيد مي‌توانيد از اكتبر 2001 به آمريكا آمده و كارتان را شروع كنيد. از آنجا ارتباط من با نهادهاي سياسي آمريكا شروع شد ... آنجا بود كه من به اين مسايل توجه كردم و اين وضع تطبيقي بين جامعه مدني ايران و جامعه اروپاي شرقي و وضعيت فروپاشي با همديگر اشاراتي به آن شده بود- آقاي پراتنر مرا با نهاد "اودو ويلسون" و خانم هاله اسفندياري آشنا كرد ... من الان كه بر مي گردم به اين فعاليت چند ساله ام از دوره آمريكا تا ايران مي بينيم كه فعاليت هايي كه داشتم بيشتر در راستاي منافع دشمنان ايران قرار گرفته تا در راستاي منافع ملت ايران و از كرده خودم خيلي پشيمانم و فكر مي كنم كه به بهترين وجه بايد آن را بتوانم جبران كنم.»[5]

خشم مقامات آمريكايي در زمان دستگيري حلقه‌هاي زنجيره بنياد سوروس در ايران نشان داد كه دولت جمهوري اسلامي ايران، نقطه اميد ايالات متحده را كه موفقيت تمام سياست‌هايش (از قبيل ايجاد فشار رواني بر مردم و القاي ناكارآمدي دولت، خالي كردن صحنه از حضور مردم در بحث هسته‌اي، بزرگنمايي مشكلات معيشتي مردم و تحقير نمودن دستاوردهاي اقتصادي، جنجال‌آفريني‌هاي صنفي در دانشجويان، معلمان، كارگران و زنان و القاي وجود مشكلات دهشتناك حقوق بشري) معطوف به آن شده بود، كور كرده است؛ چرا كه هركدام از اين موارد نياز به وجود شبكه‌‌سازي‌هاي اجتماعي و حمايت‌هاي كلان مالي از آنها داشته است.[6]

راهکارهاي مقابله

وجود حکومتي مردمي و وجود انتخابات متعدد و امکان رقابت جناح هاي مختلف سياسي، وجود گردش نخبگان، اثبات کارآمدي نظام اسلامي در بسياري از عرصه هاي مهم و سرنوشت ساز علي رغم وجود مشکلات و موانع داخلي و خارجي بيشمار، حضور آگاهانه و هميشه در صحنه اقشار مختلف جامعه در حمايت و پشتيباني از نظام و آرمانهاي انقلاب اسلامي،حس بيگانه ستيزي ايرانيان، انسجام فرهنگي بالاو احساس وحدت ملي و... از جمله عواملي است که نقش مهمي در عدم شکل گيري زمينه ها و شرايط لازم براي جريانات برانداز داشته و مانع شکل گرفتن انقلاب هاي رنگين يا مخملين در کشورمان مي شود. چنانکه جهانبگلو پس از آزادي تصريح مي کند: «من فکر مي کنم انقلاب مخملي در ايران اصلاً انجام شدني نيست. به خاطر اينکه شرايطي که در اروپاي شرقي بوده با شرايطي که در ايران است قابل مقايسه نيست. وجود فردي مثل گورباچف در آنجا، يا اينکه در لهستان نيروي ديني مثل کليسا داشت و پاپ و جنبش کارگري و معلمان، ... واقعيت اين است که امريکا پس از فروپاشي شوروي هدف خود را جهان اسلام به ويژه ايران قرار داد و سعي کرد با هزينه 75 ميليون دلاري راهي براي ضربه زدن به ايران پيدا کند ... اينها سازمان هايي به نام بنياد تحقيقات و مطالعات تشکيل دادند و با رفت و آمد گروه هايي را شناسايي و مطالبي به آنها تلقين کردند تا بتوانند از طريق آنها کارهاي خود را به پيش برند و بين ملت و حاکميت جدايي بيندازند.» وي در ادامه خطاب به آحاد مردم ايران مي گويد:«دولت، ملت، روشنفکران و حوزويان ما سعي کنند تا در اين زنجيره قرار نگيرند و گول شعارهاي ظاهرفريب آنها را نخورند. »[7]

در کنار عوامل فوق توجه به راهکارهاي ذيل مي تواند در ناکارآمدي هرچه بيشتر انقلاب هاي مخملي در ايران نقشي مؤثر ايفا نمايد :

1. تقويت قابليت ها و ظرفيت هاي رسانه اي جمهوري اسلامي ايران در عرصه ي داخلي و خارجي براي خنثي نمودن تهديدات ناشي از تلاش غرب براي ايجاد جنگ رواني و نشان دادن ايران به عنوان يك تهديد هسته اي.

2. تقويت توان بسيج عمومي و تعهد نيروهاي مسلح

3. توجه به شكاف هاي قومي، فرقه اي، صنفي و دانشجويي با اتخاذ راهکارهاي مناسب.

4. كاهش قدرت اثرگذاري بيگانگان بر نهادهاي مدني داخل كشور با برنامه ريزي و مديريت صحيح.

5. به چالش كشيدن مشروعيت اقدامات آمريكا در عرصه بين المللي با استناد به مقررات بين المللي و نشان دادن سياست هاي دوگانه و تبعيض آميز ايالات متحده.

6. تقويت كارآمدي نظام از طريق بهبود عملكرد ها در عرصه هاي مختلف جامعه.[8]

7. از آنجا که اولين هدف شکل دهندگان انقلاب مخملين، نخبگان هستند، بر اين اساس در همه شرايط دولت بايد رابطه خود را با نخبگان بيش از گذشته مستحکم تر نمايد.

نتيجه

انقلاب هاي مخملي و براندازي نرم يکي ديگر از تاکتيک هاي دقيق و پيچيده جهان غرب به رهبري آمريکا در مقابله با نظامهاي مخالف - خصوصاً ايدئولوژي قدرتمند اسلامي- در جهت گسترش و تحکيم سلطه نامشروع آمريکا بر جهان است. علي رغم حصول برخي موفقيت هاي ظاهري در کشورهايي که از نظر ايدئولوژيکي و مديريتي با چالش هاي جدي مواجه بوده اند؛ اين نوع انقلاب ها در نظام جمهوري اسلامي به دليل وجود مؤلفه هايي نظير برخورداري از ايدئولوژي مترقي و اصيل اسلامي، کارآمدي نظام ديني، حمايت گسترده مردمي و پيوند عميق نسل هاي مختلف انقلاب با آرمان هاي مقدس انقلاب اسلامي، عقيم و ناکارآمد مي باشند. همان‌گونه كه حضرت آيت الله خامنه اى بارها تأكيد نموده‌اند، «آينده نظام روشن است. رويش هاى پرطراوت نسل مؤمن جوان، حركت رو به رشد نظام را نويدبخش ساخته است.»[9] نسل سوم انقلاب و جوانان رشيد اين كشور، همچنان فعال و باطراوت، انديشه‌‌هاي بلند انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) را پيگيري مي‌كنند و قطعاً تنزل درجه انقلاب اسلامي كه با خون صدها هزار شهيد آبياري شده و مقايسه آن با چند حكومت بي‌هويت كه با چند بادگير نارنجي و دو ساعت ميتينگ خياباني، را اهانت به جمهوري اسلامي مي‌دانند. رهبر معظم انقلاب با اشاره به پيچيدگى مسائل فرهنگى - اجتماعى مي فرمايند: «دشمنان انقلاب اسلامى در مقابل نظام اسلامى جبهه هاى مختلفى گشوده اند كه ملت و مسؤولان با حفظ نشاطِ پايدارى در راه حق، به تدبير امور و پيشبرد اهداف خود مى پردازند.»[10]

پايان

پي نوشت ها:

[1] - ر.ک: سايت بي بي سي، 11 تير 1385.

[2] - جهت کسب توضيحات بيشتر ر.ک: براندازي نرم؛ راهبردها و راهكارهاي مقابله، پيشين.

[3] - ر . ک: متن كامل اعترافات عوامل بيگانه، خبرگزاری فارس ، 30/4/1386 .

[4] - همان.

[5] - همان.

[6] - انقلاب‌هاي رنگي، مهدي ابوطالبي، ماهنامه آموزشي، اطلاع رساني معارف شماره 49، مهر 1386.

[7] - روزنامه اعتماد، 30/4/1386.

[8] - براندازي نرم؛ راهبردها و راهکارهاي مقابله، پيشين.

[9] - برگرفته از: ديدار نمايندگان ولى فقيه و ائمه جمعه مراكز استانها با مقام معظم رهبري، 20/7/1383.

[10] - ديدار نمايندگان ولى فقيه و ائمه جمعه مراكز استانها با مقام معظم رهبري، 20/7/1383.
(انقلاب مخملي و براندازي نرم (2)،عليرضا محمدي،نشريه الکترونيک پرسمان، ش 46)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .