برادران و آتش درگيري!

يكي از نتايج و كاركردهاي دين در جامعه اسلامي ايجاد الفت و برادري و از ميان برداشتن كينه و عداوت است. در استدلال براي اين موضوع، مي توان صدها آيه قرآن را گواه گرفت و به سيره پيامبر بزرگوار اسلام(ص) استناد كرد. قرآن كريم در آيه 103 سوره آل عمران زماني كه مي خواهد از يكي از مهمترين نعمت هاي خدا بر مسلمانان مدينه ياد كند، خطاب به آنان كه بعد از رسيدن به نعمت برادري و امنيت، در حفظ آن كم توجهي كردند، مي فرمايد؛ ياد آوريد نعمت خدا را به خود، آن زماني كه دشمن يكديگر بوديد و ميان قلوب شما نسبت به يكديگر الفت داد تا آنجا كه به لطف اسلام، برادر شديد. شما در آن زمان بر حفره هايي از آتش بوديد- و آتش درگيري ميان شما هر لحظه شعله مي كشيد- و خدا آن را از شما بر گرفت. اما با اين حال ما در جوامع اسلامي به جاي آنكه فضايي آكنده از برادري و الفت ببينيم هر طرف كه نگاه مي كنيم خون و آتش مي بينيم چرا؟
امتي كه پيامبر بزرگوار ما با «اسلام» ساخت، امتي يكپارچه، فعال، موحد، متواضع، هدفمند، بيدار، متدين و انساني بود و مي توانست با «حداقل» ها به دستاوردهاي حداكثري دست يابد. از اين رو، مسلمانان در سخت ترين شرايط اقتصادي، سياسي و امنيتي توانستند امپراتوري هاي بزرگ را در ايران و روم از پاي در آورند و تمدني جديد را بر ويرانه هاي آنها بنيان نهند. مسلمانان حامل تمدن جديد در يك دوره بسيار كوتاه توانستند اسلام را به بلند آوازه ترين نام تبديل كرده و خود در پناه آن به موقعيت هاي عالي دست پيدا كنند. اما اين فضا استمرار پيدا نكرد. از يك سو مسلمانان بشدت درگير منازعات داخلي شدند و همانطور كه پيش بيني مي شد نتيجه آن فشل شدن و رو به ضعف گذاشتن (فتفشلوا و تذهب ريحكم) بود. از آن پس معرفي دين خدا به جوامع جاي خود را به حفظ موقعيت خود در منازعات داخلي داد و در اين ميدان بهترين شخصيت هاي اسلامي- و در رأس آنان اميرالمومنين و حسين بن علي عليهماالسلام- فدا شدند و جاي آنان را مسلمان نماهاي بي دين كه آشكارا احكام خدا را نقض مي كردند، گرفتند و به زودي از آن همه مجد و عظمت جز نام و نشاني در صفحه تاريخ باقي نماند.
وقتي آتش منازعه ميان گروههاي مسلمان شعله ور شد و جهان اسلام به چندين بخش تقسيم گرديد، دشمن شناخته شده بيروني به جاي آنكه يك تهديد جدي ديده شود يك فرصت مناسب تلقي گرديد و از اين رو آرام آرام سلاطين و امرايي در جهان اسلام روي كارآمدند كه عار نداشتند از اينكه «وابسته به دشمنان اسلام» ديده شوند. اين در حالي است كه خداوند متعال در قرآن كريم- از جمله در آيه 123 سوره نساء- مسلمانان را از اعتماد به سران كفر منع كرد، و متاسفانه امروزه مي بينيم كه اين طيف براي از پا درآوردن «عده اي از برادران» با كفار غربي هم پيمان مي شوند و عجيب تر اينكه همين موضوع در ميان جهان اسلام اعتراض چنداني را برنمي انگيزد. اين نشان مي دهد كه انحراف از اصول و مسلمات اسلامي در چرخه پرمشغله محيط و فضاسازي رواني آنچنان گم شده كه به چشم نمي آيد!
در اين ميان و درست از زماني كه ثابت شد نزاع گرم و مسلحانه غرب و اسلام به ضرر غرب و به نفع اسلام است، دشمنان صليبي كه از مسيحيت فقط صليب آن را قبول دارند، جنگ را در جغرافياي اسلام -آسياي غربي- نهادينه كرده و هر روز ورق جديدي از آن را به اجرا مي گذارند. يك روز غربي ها به نام مسئوليت بين المللي به يك كشور حمله مي كنند و روز ديگر اين جنگ را به گلادياتورها واگذار كرده و خود به تماشا مي نشينند. گلادياتورها در نقاط مختلف جهان اسلام به راه افتاده اند و خون مسلمان را با سهولت بر زمين مي ريزند. اگر آماري از شمار مسلمانان بي گناهي كه در درگيري هاي دو دهه اخير در كشورهاي اسلامي كشته شده اند گرفته شود، احتمالا به تعدادكشته هاي جنگ هاي جهاني كه در آن صدها لشكر در مقابل هم قرار گرفته اند بيشتر مي شود؛ اين همه در حالي است كه در اين درگيري ها حتي يك نفر مسلمان سود نبرده است.
در اكثر موارد وقتي رد پاي اين درگيري ها را دنبال مي كنيم به يك پل مي رسيم. اين پل «وهابيت» است كه نتيجه اين درگيري ها را به غرب منتقل مي گرداند. وهابيت از اواسط قرن 18- زماني كه سيطره انگليسي ها بر شبه قاره هند و مناطق اطراف آن رو به توسعه بود-، در منطقه نجد به وجود آمد. آنان از همان ابتدا شكستن قدرت مسلمانان از طريق درگيري و خونريزي را دنبال كردند. دامنه اين خونريزي از مكه و مدينه تا كربلا و نجف امتداد داشت. از اين رو وهابيون در فاصله سال هاي 1123 تا 1197 هجري به بزرگترين فتنه در ميان جوامع اسلامي تبديل شدند. آل سعود حدود 100 سال بعد به بازتوليد وهابيت روي آوردند تا دو هدف مهم تامين شود. يكي تحقق طرح انگليسي ها براي فروپاشي امپراتوري عثماني و ديگري سيطره خاندان فاسد آل سعود بر سرزمين وحي. وقتي اين دو هدف بزرگ تامين شد، غرب به وهابيت به عنوان مهمترين سلاح براي به زانو درآوردن مسلمانان دل بست و هر روز بر تقويت آنان و روزآمدكردنشان افزود. غرب كه با بنيان اسلام مخالف است، گسترش تفكر متحجرانه و قشري گرايانه وهابي را غنيمت شمرده و بر آن تاكيد مي كند. امروز مي بينيم كه از پاكستان تا ليبي هر روز خون صدها مسلمان به تيغ وهابي هايي كه به نيابت از آمريكا و رژيم صهيونيستي به ميدان آمده اند، ريخته مي شود. سعودي ها كه به خوان نفت به عنوان ميراث مسلمين مسلط شده اند، روزانه ميليون ها بشكه نفت را مي فروشند و با پول آن خون مسلمانان را در اين كشورها مي ريزند. وهابيت و نفت به عنوان دو سلاح كارآمد در دستان جنايتكاران قرار گرفته و جهان اسلام را كه براساس ميراث اسلامي بايد ميدان اخوت و الفت باشد به خونين ترين نقطه دنيا تبديل كرده است.
موضوع ديگري كه در اين صحنه از اهميت زيادي برخوردار است غفلت علما و برجستگان جهان اسلام است. اي كاش بر مبناي رهنمود قرآني، علماي اسلام دست به دست هم مي دادند و حفظ خون مسلمان كه حرمت آن با شدت تمام در قرآن ذكر شده است را به فرق مسلمان يادآور مي شدند و از هر خونريزي برائت مي جستند. ترديدي وجود ندارد كه اگر علماي اسلام در مقابل فتنه گران وابسته به كانون هاي برنامه ريز تروريزم قرار مي گرفتند، ما شاهد ريخته شدن خون مسلمانان از ميانمار تا ليبي نبوديم. در واقع علماي اسلام بايد مانند پيامبر اعظم(ص) كه وقتي شنيدند دو قبيله اوس و خزرج تحت تاثير گفتگوي تفاخرآميز و تمايزطلبانه ثعلبه بن غنم و اسعدبن زراره بار ديگر در آستانه جنگي خونين قرار گرفته اند، فوراً خود را به معركه رساندند و مانع رويارويي دروني مسلمين شدند، به ميدان مي آمدند و به مسئوليت خويش عمل مي كردند.
اي كاش در سطح نخبگان جهان اسلام، متفكريني مانند سيدجمال، اقبال، مودودي، شرف الدين و عبده پيدا مي شدند تا با حضور در ميان صفوف مسلمين دست هاي فتنه گر غرب در ميان مسلمانان را نشان مي دادند و علت العلل اين همه شكاف و نقار در ميان «برادران» را بيان مي كردند. درگيري شديد ميان مسلمانان درست در زمانه اي روي داده كه بيش از هميشه توجهات به سمت ناب ترين حقيقت هستي، يعني اسلام ناب محمدي(ص) معطوف شده و چه چيزي بيش از اين جنايت هاي خونين مي تواند مانع رسيدن حقيقت بر ذهن و دل پرسشگران شود. آيا همين يك دليل كافي نيست كه همت علما و نخبگان جهان اسلام مصروف فرو نشاندن شعله هاي ويرانگر اختلاف و درگيري در جهان اسلام شود؟ اي كاش كاغذ سفيدي به دست علماي اسلام داده و از آنان خواسته شود در پاسخ به اين سؤال كه «اگر رسول خدا- ص- همين امروز بازگردد، اولويت اول او چه خواهد بود؟» نظر خود را بنويسند. آيا غير از اين است كه همه يكصدا در پاسخ خواهند گفت «فرو نشاندن شعله هاي درگيري و نفرت ميان جوامع اسلامي»؟ پس آيا خود علما و نخبگان جهان اسلام اين وظيفه را برعهده ندارند و آيا اين نياز اولويت دار آنان نيست؟ اي كاش اين ندا از علماي شيعه در قم و نجف كه هميشه كانون بهم رساننده دل ها و دژ مقابله با نفوذ غرب بوده اند، به اقطار عالم برسد. بدون شك مراجع معظم تقليد در قم و نجف مي توانند پرچم بسيج بزرگ علما براي خاموش كردن شعله هاي درگيري را بر دوش بگيرند. البته همه مي دانند كه در اكثر اين درگيري ها خون برادران اهل سنت بوسيله گروه هاي سلفي و وهابي كه وابسته به حكومت عربستان هستند بر زمين ريخته مي شود. كما اينكه خون شيعيان نيز در بحرين، يمن، سوريه و... بدست نيروهايي بر زمين ريخته مي شود كه آشكارا تحت حمايت رژيم سعودي قرار دارند. با اين وصف كاملاً پيداست كه دفاع از حريم مسلمانان بيش از آنكه دفاع از حريم شيعيان باشد دفاع از حريم گروه هاي سني است.
بدون ترديد امروز كشاندن درگيري هاي سياسي و نيابتي به درگيري هاي مذهبي در دستور كار غرب قرار دارد و مهمترين راهكار غرب براي غلبه بر جهان اسلام به حساب مي آيد. اين موضوعي است كه حتي در مواضع رسمي سران غرب هم آمده است. چندي پيش ديويد پترائوس- كه اخيراً از سمت رياست سازمان سيا استعفا داد- در نطقي خطاب به اعضاي كنگره آمريكا گفت: «سياست هجوم به يك كشور ولو از توانايي اندكي برخوردار باشد، نادرست بوده و پيامدهاي خطرناكي به همراه مي آورد و اين در حالي است كه دشمن را مي توان در درون مرز خود درگير كرد بدون آنكه نيازي به اعزام يك عنصر نظامي نيز باشد». با اين وصف نبايد ترديد كرد كه هر چه جلوتر مي رويم تلاش دشمن براي تشديد درگيري ها در جهان اسلام و دشوارتر كردن حل اختلافات تحميلي بيشتر مي شود. بر اين اساس ما بايد طرحي بزرگ براي حل اختلافات در جهان اسلام و مقابله با نفوذ و برنامه ريزي غرب آماده كنيم و يك اجماع عمومي بخصوص در حوزه نخبگان براي توقف درگيري ها به وجود آوريم.
سعدالله زارعي / کيهان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .