بحران هاي جوامع مدرن

در خصوص بحران هاى جوامع غربى توضيح دهيد؟ اگر جوامع غربى دچار اين همه بحران هستند پس چرا دچار فروپاشى نمى شوند؟

بحران هويت
انسان ، آن گاه كه غرق در كارهاى خلاف دين و فطرت شد و خدا را فراموش كرد، دچار حالتى مى شود به نام بحران هويت يا از خودبيگانگى . چنين انسانى كه مبداء و خالق خود را فراموش كـرده اسـت ، بـه هـر دستاويز سستى چنگ مى زند تا روح سرگردان خود را التيام بخشد، گاه به موسيقى هاى تند و غريب رو مى كند و گاه به مشروبات الكلى پناه مى برد، گاه با سگ و گـربـه هـمـدم مـى شـود و گاه با طرح هاى عجيب در ساختمان سازى و... سعى مى كند به آرامش بـرسـد غـافل از آن كه آرامش واقعى تنها با ياد خدا امكان پذير است . برخى از نمادهاى روشن بحران هويت در جوامع غربى عبارتند از: 1. احساس تنهايى يـكـى از مـحـقـقـان ايـرانـى كـه در سـال 1379 ه‍ .ش . بـه چـنـد كـشـور اروپـايـى مثل فرانسه ، آلمان و سوئيس سفر كرده است ، در اين باره مى گويد: (انـسـان دچـار يـك پـارادوكـس و تـعـارض مـى شـود كـه ايـن ها كه چنين تمدّنى ساخته اند، چرا افـسـرده انـد و چـرا اين همه تنها هستند؟... وقتى كه غروب ها به ميدان هاى عمومى شهر مى روى احـسـاس مـى كـنـى هـيـچ دو نـفـرى نـيـسـت كه با هم دوست باشند، نوعا تنها هستند و يا با سگ و گربه بازى مى كنند.)(97) يـك ايـرانـى ديـگـر كـه سـال هـا در آمـريـكـا زنـدگـى كـرده اسـت ، در پـاسـخ بـه سـؤ ال نگارنده كه نكات مثبت و منفى جامعه آمريكا را چگونه ارزيابى مى كنيد، گفت : مردم آمريكا اين خـوبـى را دارنـد كـه در هـنـگام كار بسيار جدّى كار مى كنند و در هنگام تفريح نيز بسيار خوش گـذرانـى مـى كـنـنـد، امّا عيب اين جامعه آن است كه شما نمى توانيد ـ در بسيارى موارد ـ دو دوست صميمى پيدا كنيد!(98) 2. ناهماهنگى ساختارها با فطرت سـاخـتـارهـاى سـيـاسـى ، اجـتـماعى ، معمارى ، شهرسازى و... در غرب ،در بسيارى از مواقع با فـطرت خداجو و پاكِ آدمى سازگارى ندارند(99) و همين امر زمينه ساز نوعى بحران فـكـرى و هـويـتـى در جـامـعه مى شود. به عنوان نمونه ، خودتان را در نيويورك تصوّر كنيد، شـهرى با آسمان خراش هاى سيمانى سر به فلك كشيده ، چه حالتى به شما دست مى دهد؟ در يـك نـمـونـه ديـگـر، شما شاهديد كه در انتخابات رياست جمهورى آمريكا، با اين كه تبليغات بسيارى انجام مى شود، اكثرت مردم شركت نمى كنند. نـمـاد بـارزتـر اين امر را مى توان در بندهاى كميسيون رفع تبعيض عليه زنان مشاهده كرد. در ايـن تـوافـق نـامـه ، از كـشـورهـاى جـهـان خـواسـتـه شـده اسـت تـا پـنـجـاه اصـل مـتـنـاقـض بـا اصـول اسـلامـى و از آن جـمـله امـورى مـانـنـد سقط جنين و ازدواج با همجنس را مـقـبـول و مـشـروع بـدانـنـد و مـى دانـيـم كـه حـتـى در كـشـورهـايـى مـانـنـد آمـريـكـا، اسـرائيل ، نروژ، سوئد، هلند و... به آن جنبه قانونى و رسمى داده اند.(100) ما به عـنـوان يـك مـسـلمـان ، بـيـش از هـر كـس ديـگـرى ، خـواهـان رفـع تـبـعـيـض هـاى نـامـعـقـول و نامشروع عليه زنان هستيم امّا آيا معقول و مطابق با فطرت است كه امورى را همانند آنچه ذكر شد قانونى بدانيم ؟ بحران هاى اخلاقى فـسـاد اخـلاقى در لايه هايى از تمدن غرب چنان گسترش يافته است كه توصيف آن به لحاظ عـفـّت قـلم ، از عـهـده مـا بـرنـمـى آيـد. بـخـش هـايـى از صـنـايـع فـيـلم ، تـلويـزيـون ، هـتـل دارى ، ايـنـتـرنـت ، سـى دى (D.C) و دى وى دى (D.V.D)،(101) انـتشار مجلاّت ، تـبـليـغ مدهاى جديد لباس و... چنان به فساد و ابتذال آميخته شده است كه مايه شرمندگى هر انسان متديّن و عاقلى است. آنچه از اصل فساد بدتر است ، توجيه قانونى فساد است كه آن هم در بـرخـى كـشـورهـاى غـربـى در حـال انـجـام اسـت و بـرخـى از اعـمـال بـسـيـار زشـت و شـنـيـع ، جـبـنـه قـانـونـى مـى يـابـد و بـه عـنـوان مـثـال دو مـرد را مى بينيم كه در انگليس در حضور كشيش ، به صورت قانونى با هم ازدواج مى كنند! زهى بيشرمى ! گـسـتـرش بـيـمـارى ايـدز و بـيمارى هايى نظير سفليس و سوزاك از پيامدهاى اوليه اين فساد گسترده است . از بين رفتن اعتماد اعضاى خانواده به يكديگر از ديگر عواقب اين گونه كارهاست . پـيـدايـش فـلسـفـه هاى عجيب و غريب در توجيه اين وضعيت ، از ديگر پيامدهاى شوم اين مساءله اسـت ؛ بـه گـونـه اى كـه عـده اى گـمـان كـرده اند آدمى نيز بايد مانند حيوانات بدون لباس زنـدگـى كـنـد. پـيـروان ايـن ديـدگـاه بـدون تـوجـه بـه كـرامـت و عـقـل و شرف آدمى ، حجب و حيا را كنار گذاشته ، با خانواده هاى خود به صورت لخت مادرزاد در خيابان ها حركت مى كنند.(102) فناورى هاى روز نظير ويدئو، ماهواره ، اينترنت ، سى دى و دى وى دى سبب شده است تا غربى هـا بـتـوانـنـد مـرزهـاى قـانـونـى كـشـورهـا را زيـر پـا گذارند و به شيوه هاى مختلف ، فرهنگ مـبـتذل خود را به بخش هايى از كشورهاى در حال رشد و از جمله كشور عزيز ما صادر كنند و عدّه اى ناآگاه را جذب فرهنگ شيطانى خود نمايند. بسيارى از مردم ما از اين گونه افراد، توصيف فساد در غرب را شنيده اند كه نيازى به تكرار آن ها نمى باشد. امـّا مـمـكـن است بپرسيد كه غرب ، چرا با اين همه فساد، زندگى پيشرفته و به ظاهر آرامى را دارد. در ايـن خـصـوص بـايـد گفت همه غربيان فاسد نشده اند. در غرب نيز خانواده هايى وجود دارد كه حتى تلويزيون ندارند و طبيعى است كه ماهواره و ويدئو نيز ندارند. اينان معتقدند اخبار را مـى تـوان از راديـو شـنـيـد و تـلويـزيـون هـنـرى جـز ضـايع ساختن وقت آدمى ندارد. يكى از دانـشـجـويـان نگارنده كه چند سالى را در استراليا گذرانده بود گزارش ‍ مى دهد كه خانواده هـاى بـسـيـارى در اسـتـراليـا از تلويزيون استفاده نمى كنند و اصولا تلويزيون را يك وسيله آمـوزشى مى دانند كه در مدارس براى آموزش مورد استفاده واقع مى شود.(103) بايد گـفـت بـسيارى از پيشرفت هاى غرب ناشى از زحمات اين گونه افراد سالم است . افرادى كه ساعات متمادى در كتابخانه ها و آزمايشگاه ها به كار علمى مى پردازند. بـحـرانى كه امروز جامعه غرب را تهديد مى كند، پيشرفت سرطانى لايه هاى فساد در سطوح مـخـتلف اين جامعه است كه همانند موريانه ، از درون اين جامعه را پوك و توخالى مى كند. طبيعى اسـت كـه اگـر غـرب بـراى مقابله با اين فساد چاره اى نينديشد روزى خواهد رسيد كه ساختمان چوبى خوش ظاهر و آرام غرب را بر سرش آوار نمايد. قوم عاد نيز همين وضعيت را داشتند كه با افزايش شديد فساد، گرفتار عذاب الهى شدند. بحران هاى اجتماعى بـحـران هـاى اجـتـمـاعـى متعدّدى ـ علاوه بر آنچه تا كنون اشاره شد ـ مى توان در جوامع غربى مشاهده كرد كه برخى از آن ها عبارتند از: 1. تعميق شكاف طبقاتى جـوامـع غـربـى بـه رغـم هـمـه تـلاش هـايـى كـه بـراى مـبـارزه با فقر انجام داده اند هنوز به مـشـكـل شـكـاف عـميق طبقاتى پيروز نشده اند. يكى از بازترين اين شكاف ها در شهر نيويورك وجـود دارد كـه بـه داشتن آسمان خراش هاى بلند مشهور است ، اما شايد كمتر كسى بداند كه در كـنار همين ساختمان هاى بلند، پانصد هزار بى خانمان وجود دارند كه اغلب سياه پوست هستند و شب ها را روى مقوّا در كنار خيابان مى خوابند.(104) 2. عصيان جوانان جـوانـان زيـادى در غـرب بـر اثـر ديـدن فـيـلم هـاى بـه شـدّت خـشـونـت آمـيـز ويا جنسى و نيز مـسـائل خانوادگى و مسائل محل تحصيل ، دچار نوعى سرگشتگى روحى شده اند و علاوه بر اُفت عـلمـى بـه انـجـام امـورى مـى پـردازنـد كـه مـى تـوان آن را در سـه بـخـش خـلاصـه كرد:(105) الف ـ تـوسـّل به خشونت : برخى از وقايعى كه در غرب اتفاق مى افتد اگر در شرق رخ مى داد غربى ها در بوق و كرنا مى دميدند كه بياييد و توحش شرقيان را بنگريد. امّا در مورد خود، بـى سـر و صـدا رد مـى شـونـد. گـاه در بـرخـى مـيـاديـن و مـسـابـقـات ورزشـى ، از جـمـله در فوتبال ، بسيارى به جان هم مى افتند و گاهى ده ها تن كشته مى شوند. يا چندى پيش روزنامه هـاى آمـريـكـا گـزارش دادنـد كـه جـمعى شيطان پرست پيدا شده اند كه كودكان را مورد تجاوز جنسى قرار مى دهند و بعد آن ها را با ساطور قطعه قطعه مى كنند!(106) ب ـ گرفتار شدن در اوهام و تخيلات كه روانشناسان آن را نوعى ماليخوليا مى نامند. ج ـ فـرار از اجـتـمـاع : در قالب مسافرت به سرزمين هاى دور، يا پذيرش فكر و مذهب ملت هاى ديـگـر و يـا پـنـاه بـردن بـه مـواد مـخـدر صـورت مـى پـذيـرد. شـيـوع مـواد مـخـدر در حـال حـاضـر در جـامـعـه آمـريـكـا آن قـدر زيـاد اسـت كـه در حـال تـبـديـل بـه يـك مـعـضـل اجـتـمـاعـى اسـت . آمـريـكـايـى هـا تـقـريـبـا شـصـت درصـد كـل مـواد مـخـدر دنـيا را مصرف مى كنند. تعداد معتادان به مارى جوانا [ حشيش ] 18 تا 20 ميليون نـفـر، مـعـتـادان بـه كوكائين 4 تا 8 ميليون نفر و معتادان به هروئين [ طبق آمار رسمى ] پانصد هـزار نفر برآورد شده است . گسترش اين پديده در بين جوانان آمريكايى در حدى است كه هشتاد درصد آن ها تا سنّ بيست سالگى حداقل يك نوع ماده مخدر را تجربه كرده اند.(107) 3. تضعيف نهاد خانواده گسترش شديد مفاسد اخلاقى و اجتماعى و داشتن روابط نامشروع جنسى در دوران پيش از ازدواج ، سـبـب شـده اسـت تـا سـن مـيـانگين ازدواج به شدت بالا رود و ادامه داشتن روابط نامشروع ، در دوران پس از ازدواج نيز منجر به تضعيف اعتماد خانواده ها به هم و افزايش آمار طلاق و در نهايت تضعيف نهاد خانواده شده است .(108) بحران هاى اقتصادى تـبليغات غرب چنين وانمود كرده اند كه غرب از اقتصاد نيرومندى برخوردار است . امّا واقعيت اين اسـت كـه در آن سـوى ايـن ظـاهـر فريبنده ، بحران هايى نهفته است كه دير يا زود خود را نشان خواهند داد. اين بحران ها عبارتند از: 1. اسراف در مصرف بـه طـور نـسـبـى هـر آمـريـكـايـى مـعـادل هـفـت بـرابـر و هـر اروپـايـى معادل پنج برابر نياز واقعى يك انسان مصرف مى كند. با مواد غذايى مصرفى اضافى جامعه آمـريـكـا مـى تـوان تـمـام جـمـعيت هند و چين را تغذيه كرد.(109) اين وضعيت هر چند در كـوتـاه مـدّت مـمـكـن اسـت نـشـانـه رفـاه اقـتصادى به حساب آيد اما در درازمدت منجر به تضعيف سلامتى مردم ، تضعيف اقتصاد كشور و نيز رشد مخالفت هاى محرومان جهان خواهد گرديد. 2. محيط زيست آمـريـكـا، بـا شـش درصـد جـمـعـيـت جـهـان ، پـنـجـاه درصـد مـنـابـع طـبـيـعـى غـيـرقابل جايگزين جهان را مصرف مى كند. كودكان امريكايى نيز به علت استفاده از ماشين هاى پرمصرف انرژى و مواد مصنوعى و... يكصد مرتبه محيط زيست خود را بيشتر از كودكانى كه در هند به دنيا مى آيند، آلوده مى كنند.(110) مـصـرف بـيـش از حـد مـنابع طبيعى غير قابل جايگزين علاوه بر اين كه باعث ، آلوده شدن محيط زيسـت ، افـزايـش گـازهـاى گلخانه اى ، افزايش نسبى دماى زمين ،(111) از بين رفتن جنگل هاى بزرگ (مجراهاى تنفسى زمين )، سوراخ شدن لايه اوزون ،(112) باعث شهور و يا گسترش انواع بيمارى ها مى شود. 3. بروز تضاد اقتصادى از آنـجـا كـه اقـتـصـاد غـرب از نـوع سـرمـايه دارى لجام گسيخته است ،ممكن است ـ همان طور كه برخى صاحب نظران قرن بيست و يكم را قرن جنگ هاى اقتصادى لقب داده اند ـ تضادهاى درونى سـرمـايـه دارى آشـكـار شـود. ايـنـان هـمه به سهم خود از توليد و مصرف منابع اوليه قانع نـيـسـتـند و هر كدام سهم بيشترى را مى طلبند و اين امر در درازمدّت ممكن است به افزايش تنش و جنگ بين آن ها منجر شود.(113) پاسخ به يك سؤ ال مـمـكـن اسـت سـؤ ال شود اگر جوامع غربى دچار اين همه بحران هستند پس چرا دچار فروپاشى نمى شوند؟ در پاسخ بايد گفت : 1. برخى از بحران ها به ويژه بحران هاى اقتصادى بالقوه هستند و به تدريج ، در صورت عدم اتخاذ تدابير لازم بروز خواهند كرد. 2. سـنـّت (مـهلت دادن خداوند به بندگان )(114) بر آن قرار دارد كه ظالمان گاه مهلت مى يابند تا ظلم بيشترى در پرونده اعمال خود درج كنند و يا اين كه توبه كنند. 3. غـربـى هـا بـه طـور نـسـبـى بـا هـم وحـدت دارند كه نمونه باز آن اتحاديه اروپا است كه كـشـورهـاى اروپـايـى در حـال فـروريخـتـن مـرزهـاى مـشـتـرك هـسـتـنـد. وحـدت و نـيـز عـنـاصـرى مثل نظم ، وجدان كارى و... سبب پيشرفت و يا حفظ آن مى شود. 4. سـيـسـتـم هـاى پـيـش بـيـنـى و مـديـريـت بـحـران دارنـد كـه سـعـى مـى كـنـد قبل از اين كه بحران اوج بگيرد، آن را حل كنند. 5. در غـرب ، گـرچـه تـعـدادى فـاسـد هـسـتـنـد، انـسـان هـاى سـالم و عـاقل و خوب نيز فراوان اند كه به انصاف عدالت ، راستى ، علم و معنويت گرايش جدّى دارند. تـعـداد ايـن گـونه افراد پس از پيروزى انقلاب اسلامى و شكست كمونيسم رو به افزايش است (115) و طـبـيـعـى اسـت كـه خـدا، هر دو گروه را مى بيند و چه بسا به خاطر يك بنده خوب ، اهل يك شهر را عذاب نكند. 6. كـم توجهى شرق به ضرورت وحدت و جدّيت در فراگيرى علم ، نظم ، وجدان كارى ... سبب شـده اسـت تـا شـرق در مـسابقه علمى و صنعتى از غرب عقب بماند. انقلاب اسلامى ايران توجّه شرق را به اين عناصر جلب كرده است و سعى كرده است تا آن ها را تقويت كند. اين تلاش ها هر چـند با توطئه هاى متعدد دشمنان دانا و دوستان نادان مواجه شده است ، اميد است به تدريج و در مدّتى نه چندان طولانى زمينه هاى پيشرفت علمى ، صنعتى و معنوى شرق را فراهم سازد. 7. سـرانـجـام ايـن كـه غـرب بـا دو رونـد در حـركـت خـود بـه سـوى آيـنـده روبـه رو اسـت ؛ اول فـسـاد و تـبـاهـى ، كه تاريخ ثابت كرده است منجر به نابودى و فروپاشى تمدن ها مى شـود. نـتـيـجـه ادامـه ايـن رونـد، اضـمـحـلال تـمـدن غـرب اسـت . دوم تـحـوّل و دگـرگـونـى اسـاسـى كـه در درون آن در حـال شكل گيرى است و آن همان گرايش به معنويت و آمادگى براى پذيرش دين الهى است . ( منبع:جريان شناسي و غرب شناسي،مرکز تحقيقات سپاه ، سايت طوبي)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .