بايسته‌هاي جنبش دانشجويي در دهه عدالت و پيشرفت

67b8a972_ba07_41c0_a2ef_247073a32f5d.jpgجنبش دانشجویی اگر مي خواهد پيشرو باشد، بايستي گرفتار مسائل جناحي و حزبي نشده و نقطه کانوني فعاليت آن پيرامون سه محور عمده «آرمانگرايي»، «عدالت طلبي» و «جنبش نرم افزاري و توليدعلم» متمرکز گردد
دانشگاه و دانشگاهيان در هر جامعه اي بخشي از موتور محرک هاي اصلي آن جامعه هستند، زيرا دانشگاه محل تربيت نسل جوان هر کشور است، نسلي که در آينده اي نه چندان دور چرخ هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و ... آن مملکت را در دست خواهند گرفت. از اين رو، آنچه در ارتباط با دانشگاه، دانشگاهيان و تشکل هاي دانشجويي بيش از هر چيز حائز اهميت است، فعاليت در چارچوب اصول اعتقادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي آن جامعه است. به گونه اي که حاصل کار دانشگاه بايستي به تقويت اصول مذکور منجر شود، زيرا در اين صورت است که مي توان اميدوار بود که مجموعه دانشگاه و جامعه دانشگاهي از عهده ي مسئوليت هاي خطير خود برآيد. در اين ميان، يکي از ارکان و محورهاي عمده در دانشگاه که مي تواند در زمينه هاي مذکور موثر و مفيد باشد، تشکل ها و جنبش هاي دانشجويي هستند. طبيعتا در ارتباط با نظامي مانند جمهوري اسلامي ايران، انتظار از جنبش دانشجويي اين است که متناسب با شرايط زمان و مکان به ايفاي مسئوليت هاي خويش در قبال انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران بپردازد و اين يعني جنبش دانشجويي بايستي پايگاهي اساسي براي انقلاب و نظام اسلامي در محيط دانشگاه باشد. با اين مقدمه، پس از اشاره مختصري به تاريخ جنبش دانشجويي در ايران و بويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به مهمترين انتظارات و بايسته هاي جنبش دانشجويي در شرايط کنوني مي پردازيم.

اگرچه سابق تشکيل جنبش دانشجويي در ايران تقريبا مصادف با تأسيس نظام آموزش عالي در ايران و بويژه به پس از تأسيس دانشگاه تهران ��ر مي گردد اما در ارتباط با جنبش دانشجويي و انقلاب اسلامي ايران بايستي گفت که جنبش دانشجويي در دو مقطع تاريخي حساس ايفاگر نقش برجسته اي بوده است؛ يکي از اين دو، در 16 آذر 1332 به وقوع پيوست. در اين روز که بعدها به عنوان روز دانشجو نامگذاري شد، دانشجويان با صدور بيانيه و برپايي تظاهرات به ورود نيکسون، معاون رياست جمهوري آمريکا، و بازگشايي مجدد سفارت انگلستان اعتراض کردند که با هجمه سنگين نظاميان و سرکوب وحشيانه اعتراضات، سه نفر از دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران به شهادت رسيدند. اهميت اين حرکت اعتراضي دانشجويان از آنجا ناشي مي شود که در شرايطي که هنوز حدود چهار ماه از کودتاي 28 مرداد 1332 نگذشته بود و رژيم شاه با اين تصور که توانسته همه مخالفان را از عرصه خارج سازد و در شرايطي که ساير گروه ها و تشکل ها در لاک خود فرورفته بودند و همچنين در شرايطي که بيگانگان زمينه را براي استثمارگري مجدد خود فراهم ديده بودند، جنبش دانشجويي با اين اعتراض خود، عمق بصيرت و روحيه استکبارستيزي خود را به نمايش گذاشت و نشان داد که حتي در اوج شرايط خفقان، ملت ايران زنده است و با استکبارگري و استثمارگري مبارزه مي کند.

نقطه اوج ديگر جنبش دانشجويي، پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 13 آبان 1358 با تسخير لانه جاسوسي آمريکا به نمايش گذاشته شد. در اين برهه، دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در اعتراض به مواضع براندازانه و تحرکات جاسوسي آمريکا در ايران، با تسخير لانه جاسوسي اين کشور در تهران ضمن اعتراض و واکنش نسبت به تحرکات آمريکا عليه انقلاب اسلامي، برگ ديگري از استکبار ستيزي و انقلابي گري خود را به نمايش گذاشتند. اهميت اين حرکت دانشجويان تا جايي بود که امام خميني(ره) آن را انقلاب دوم، انقلابي بزرگتر از انقلاب اول نام نهادند. از اين پس نيز دانشجويان در ساير برهه ها و مراحل حساس از جمله با حضور در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل به وظايف خويش در قبال انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران بخوبي عمل کردند و به عبارتي، بازوي قدرتمند نظام اسلامي در مواجهه با مشکلات و مسائل گوناگون و عبور موفق از آنها بودند.

با اين وجود، با توجه به رويکرد ضد استکباري جنبش دانشجويي و نقش برجسته آن در تقويت انقلاب و نظام اسلامي، طبيعي بود که نظام سلطه سعي کند در اين جنبش اصيل به قصد به انحراف کشاندن از مسير اصلي، نفوذ کند تا به مقاصد استکباري خود جامه عمل بپوشاند.

مکانيزم نفوذ در اين جنبش نيز در قالب ايجاد انحراف در باورهاي ديني و فرهنگي و سوق دادن آن از مسير دين مداري و مردم سالاري ديني به «ليبرال دمکراسي» بوده است. از اين رو، در سال هاي دهه هفتاد که نئوليبراليسم در قالب روشنفکري ديني رشد پيدا کرده بود، به کمک جنبش دانشجويي خصوصاً دفتر تحکيم وحدت گسترش مضاعف يافته و گفتمان هژمون جنبش دانشجويي تغييرات وسيع پيدا کرد. در اين زمان است که در جنبش دانشجويي، آزادي جاي عدالت خواهي، پلوراليسم ديني و نوعي سکولاريسم جاي اسلام ناب محمدي، تساهل و تسامح و حتي حمايت از رابطه با آمريکا جاي استکبارستيزي، واقع گرايي در سياست خارجي و حفظ منافع ملي جاي دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان مي‌نشيند و ايدئولوژي ستيزي اوج مي‌گيرد.

با اين وجود، اگر چه با نفوذ برخي مهره ها در مقاطعي به بعضي از تشکل هاي دانشجويي که خود را به جنبش اصيل دانشجويي نسبت دادند، کوشش شد اينگونه وانمود شود که در مواضع جريان اصيل جنبش دانشجويي پارادوکس به وجود آمده است، ولي بنيان حرکت اصيل جنبش دانشجويي در ايران برخلاف خواسته هاي برخي وادادگان داخلي و استکبار جهاني، در جهت تحکيم مباني و باورهاي اصيل جامعه رو به جلو است. به گونه اي که نمودهاي آن را اکنون در بسيج دانشجويي و يا انجمن اسلام دانشجويان مستقل و ساير تشکل هاي همسو مشاهده مي کنيم.

در ارتباط با بخش پاياني نوشتار حاضر نيز بايد گفت که طبيعتا عوامل بوجود آورنده، مي توانند عوامل بقا و شکوفايي نيز باشند و در اين مورد در ارتباط با جنبش دانشجويي بايد گفت که آنچه بيش از همه با نام جنبش دانشجويي گره خورده است، استکبارستيزي، عمل به وظايف انقلابي و حرکت در راستاي تحقق آرمان‌ها، در عين توجه و در نظر گرفتن واقعيت هاست. از اين رو، جنبش دانشجويي، در شرايط کنوني نيز بايستي با درک صحيح شرايط زمان و مکان، همچنان به همان حوزه ي اصالت هاي خود(عوامل اصلي شکل دهنده به هويت خود) توجه داشته باشد و در چارچوب آنها و براي تحقق آنها فعاليت کند. ضمن اينکه بايستي به اين نکته نيز توجه کرد که در شرايط کنوني نه تنها از حجم انتظاراتي که متوجه جنبش دانشجويي است، کاسته نشده است، بلکه قرار گرفتن نظام اسلامي در شرايط پيچ تاريخي، بر حجم انتظارات از جنبش راستين دانشجويي مي افزايد و در اين شرايط، انتظار آن است که جنبش دانشجويي بتواند بازوي توانمند نظام در تحقق و پياده سازي اقتصاد مقاومتي و ايده تقوت ساخت دروني نظام باشد. همانگونه که در مقاطع حساس پيشين نيز اين جنبش ايفاگر نقش هاي بي بديلي بوده است.

نکته ديگر اينکه جنبش دانشجويي جرياني فراجناحي و فراگروهي است و گرچه در برخي مقاطع، گروه‌هايي با انگيزه هاي خاص خود خواستند وانمود کنند که اين جنبش را نمايندگي مي نمايند، ولي پس از شفاف شدن صحنه ها، مشخص مي شد که اين جنبش جرياني اصيل، گسترده و پوياست و هرگز محدود به يک يا چند طيف و گروه خاص نمي باشد. از اين رو، اين جنبش اگر مي خواهد پيشرو باشد، بايستي گرفتار مسائل جناحي و حزبي نشده و نقطه کانوني فعاليت آن پيرامون سه محور عمده «آرمانگرايي»، «عدالت طلبي» و «جنبش نرم افزاري و توليدعلم» متمرکز باشد که اين سه در مجموع مي‌توانند به انتظارات فوق الذکر جامه عمل بپوشانند. در پايان و به عنوان جمعبندي نيز به دو نکته اشاره مي کنيم:

1- جنبش دانشجويي به دليل جايگاه والاي خويش و همچنين آفاتي که آن را تهديد مي کند لازم است همواره با ديد آسيب شناسي به درون و پيرامون خود نگاهي ژرف انديشانه داشته باشد تا نه تنها در دام آفات گرفتار نشود، بلکه حتي بتواند بر دام هاي محتمل نيز فايق آيد.

2- تداوم و پويايي جنبش دانشجويي و اداي مسئوليت هاي آن در قبال انقلاب و نظام اسلامي مستلزم آن است تا اين جنبش با احساس تعهد و مسئوليت انقلابي و به فراخور شرايط زمان و مکان بتواند پيوسته توانمندي‌ها و ظرفيت هاي خود را بروز رساني کرده و در خدمت تحقق آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي قرار دهد.

بصيرت،مصطفي قرباني
شنبه 15 آذر 1393

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
15 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .