بازگشت به فضاي انقلاب و بيداري

نگاه نظاميان حاكم بر مصر و در واقع سناريوي دقيق آمريكا و رژيم صهيونيستي براي مصر اين بود كه از طريق مهندسي، رفتاري واگرايانه در بين گروه هاي سياسي ايجاد و حساسيت ها و چالش سازي در روندهاي مربوط به قانون اساسي جديد و يا نظام سياسي آينده و تغيير آن از ...

اختصاصي بصيرت
اشاره:
نتيجه برگزاري دور اول انتخاب رياست جمهوري مصر، براي كساني كه رخدادهاي منطقه، به ويژه روند بيداري اسلامي منطقه را دنبال مي كنند، بسيار سوال برانگيز است. پرسش در اينجا چندان ناشي از حضور افرادي مانند عمر سليمان، برجسته ترين شخصيت امنيتي رژيم مبارك و يا احمد شفيق نخست وزير پس از سقوط مبارك نيست، اگرچه از همين مقدار هم نبايد گذشت، كانون اصلي اين پرسش نزديك شدن آراي احمد شفيق عنصر نزديك به حكومت فروپاشيده مبارك به آراي محمد مرسي نامزد اخواني هاست. پيش فرض گرفتن تقلب در انتخابات به نفع وي چندان دور از واقع نيست، چيزي كه كم و بيش سروصداي آن بلند شده است؛ اما ميزان تقلب در آرا هم مهم است كه قاعدتاً نمي تواند آنقدر گسترده باشد كه احمد شفيق را از رده هاي پايين آنقدر بالا بياورد كه به عنوان نفر دوم به همراه محمد مرسي به دور دوم انتخابات راه يابد، پس بايد پذيرفت رأي وي قابل توجه بوده است كه در اين صورت بايد بررسي كرد و ديد طي چند ماه گذشته در صحنه مصر چه اتفاقاتي رخ داده و نيز عوامل وابسته به حسني مبارك و دنباله هاي حكومت وي با همدستي كشورهايي مانند آمريكا و رژيم صهيونيستي كه از سقوط مبارك بيشترين آسيب را ديدند، چه كرده اند كه خروجي اولين و مهم ترين انتخابات يك انقلاب ضدديكتاتوري، چنين اتفاق تعجب برانگيزي است. در ارتباط با اين اتفاق برنامه احتمالي گروه هاي اسلامي و انقلابي و در رأس آنها اخواني ها مطرح است كه در مدت كوتاه باقي مانده تا دور دوم انتخابات كه مي تواند نقطه عطف در حركت مردم مصر باشد، مي خواهند چه كنند و با چه تدبيري جامعه مصر را از اين گردنه خطرناك به سلامت عبور دهند. نوشتار حاضر درصدد است به اختصار به اين مطالب بپردازد.
ساقط شدن حسني مبارك در مصر در يك دوره زماني كوتاه، اگرچه از يك سو بر شيريني پيروزي مردم و بيداري در مصر دلالت داشت؛ ولي از سوي ديگر با تصدي احمد شفيق به عنوان نخست وزير و سپس حاكميت شوراي عالي نظاميان، روند كاملاً هوشمندي براي فرسايش انقلاب و مديريت مطالبات آن آغاز شد.
با اينكه در شانزده ماه گذشته، مصر شاهد فراز و نشيب هاي زيادي بوده؛ ولي شاه بيت اصلي اين تحولات اين است كه انسجام و حضور يكپارچه مردم در ميدان التحرير به پديده واگرايي و تحريك حساسيت هاي تاريخي بين جريان هاي سياسي و مديريت پتانسيل رفتاري انقلاب از طريق مديريت چينش گروه ها تبديل شد، تا جايي كه در سايه اختلاف بين گروه هاي مختلف، نه تنها بازماندگان نظام مبارك و ساختارهاي حزبي، امنيتي، سياسي، رسانه اي، اقتصادي و حكومتي دست نخورده باقي ماندند؛ بلكه وجاهت يافته و به جز به چالش كشيدن نتايج فرايندهاي انتخاباتي پارلمان و اختيارات آن و يا مطالبات انقلابي، چهره هاي وابسته به نظام سابق براي بازگرداندن و باز احياي نظام سابق به ميدان رقابت انتخابات رياست جمهوري در مصر وارد شدند. مطرح شدن عمر سليمان، نفر دوم نظام مبارك و رئيس سابق استخبارات مصر براي انتخابات رياست جمهوري، نهايت جسارت در مقابل جريان بيداري مصر بود؛ ولي از آنجاكه رفتارهاي گروه هاي حاضر در انقلاب از شاخصه ها و مولفه هاي الزامي انقلاب فاصله گرفته بود، اساس حضور بازماندگان نظام در روندهاي قانوني پس از انقلاب به چالش كشيده نشد و به اعلام خلاف بودن نامزدي عمر سليمان براي انتخابات قناعت گرديد.
نگاه نظاميان حاكم بر مصر و در واقع سناريوي دقيق آمريكا و رژيم صهيونيستي براي مصر اين بود كه از طريق مهندسي، رفتاري واگرايانه در بين گروه هاي سياسي ايجاد و حساسيت ها و چالش سازي در روندهاي مربوط به قانون اساسي جديد و يا نظام سياسي آينده و تغيير آن از نوع رياستي به نيمه رياستي و نيمه پارلماني و مسئله واگذاري قدرت نظاميان به حكومت جديد و چانه زني بر روي اختيارات ويژه نظاميان در ساختار قدرت و بسياري موضوعات ديگر را تقويت كنند و مسيرهاي سياسي آنچنان مين گذاري شود كه حتي با انتخاب رئيس جمهور جديد، دورنماي تحقق خواسته هاي انقلاب، آنچنان روشن تصوير نشود.
اين نظاميان حاكم و غربي ها و صهيونيست ها در سناريوي خود آنچنان سنجيده عمل كردند كه ضمن حفظ حاشيه امن براي خود و وابستگان نظام سابق و مديريت نتايج انتخابات، در شكل حداكثري، يك رئيس جمهور با آراي ضعيف، مسئوليت را بپذيرد و قادر به چالش با نظاميان نباشد. اين در حالي است كه از شانزده ماه گذشته، به مسئله اي به نام دارايي هاي مبارك، خانواده وي و يا وابستگان به نظام فاسد گذشته ورود جدي صورت نگرفت تا عملاً حكومت در مصر با مسئله درآمد و اقتصاد ناتوان روبه رو باشد و از طريق همين عامل، امكان مديريت رفتار حكومت نيز ميسر شود.
فقر 70 درصدي در جامعه مصر، مهم ترين زمينه براي توزيع اموال سياسي از خارج در درون مصر بود كه در قالب حزب سازي (حزب النور) و يا رسانه سازي و دموكراسي سازي از مجاري آمريكايي و عربي(سعودي) نقش مهمي اجرا كرد. اين بازار به خوبي توانست جامعه اسلامگراي مصر را تفكيك و تجزيه كرده و عرصه مانوري براي عربستان و بازي هاي پنهان بعدي آمريكا مهيا كند. بدين شكل با تصوير انحصارطلب و غيرقابل اعتماد از اخوان (كه اشتباهات اخواني هم بدان كمك كرد) فاصله گروه ها و شباب انقلابي مصر از آنها افزايش يافت.
در حالي كه در انتخابات پارلماني، بيش از 70 درصد آرا توسط اسلامگراها كسب شد، بازي پنهان، واگرايي در بين گروه هاي اسلامي و انقلابي، تقلب هوشمند و خريد آراي مناطق شهري و روستايي دور از پايتخت و حتي در پايتخت موجب شد تا سناريوي طراحي شده در انتخابات مصر به خوبي به پاسخ مناسب برسد. سلفي هاي حزب النور با اينكه حمايت از ابوالفتوح را اعلام كرده بودند؛ ولي به احمد شفيق رأي دادند و حضور مردم در انتخابات كه نظرسنجي هاي مكرر آن را تا 95 درصد نيز گواهي مي كند، تبديل به 46 درصد شد. حال آنكه تصاوير حضور مردم در سر صندوق ها و مراكز رأي، واقعيت ديگري را نشان مي دهد.
اگرچه تدريجاً اطلاعاتي مبني بر جابه جايي آرا، تقلب 900 هزار نفري توسط نظاميان و يا از بين برده شدن برگ هاي رأي در بيابان هاي خارج شهرها در حال مطرح شدن است؛ ولي آخرين آرا اعلام شده توسط كميته عالي انتخابات مصر حاكي است كه احمد شفيق تنها با اختلاف دويست هزار رأي، پس از احمد مرسي قرار گرفت و سپس صباحي، ابوالفتوح و عمر سليمان در رديف هاي بعدي قرار مي گيرند. ظاهراً اين احساس در بين كليه گروه ها وجود دارد كه شوراي نظامي مصر منتظر مطرح شدن جدي اعتراض به نتايج است تا با پذيرش آن به لغو نتايج پرداخته و اجراي انتخابات را به ماه ها بعد موكول كند و اين امري است كه نظاميان از مدت ها پيش به دنبال آن بوده و براي انتقال واقعي قدرت به غيرنظاميان به دنبال بهانه بودند. به همين دليل گروه ها نيز با اغماض عمدي از اين طرح و تنها انتقاد لفظي از نتايج آراي احمدي شفيق، به ضرورت اجراي دور دوم انتخابات مصر تأكيد مي كنند تا از طريق يك همگرايي جديد و تعريف يك ميثاق و منشور ائتلافي و تركيب آراي پراكنده در انتخابات دور اول، احمد شفيق را مجبور به شكست كنند و پايان خردادماه را به صحنه مقابله با بازماندگان نظام در يك رقابت انتخاباتي تبديل كنند.
جداي از اينكه آراي پنج و نيم ميليوني احمد شفيق از كجا آمده و چه سازوكاري آن را توليد كرده، آنچه حائز اهميت است، اينكه گروه هاي سياسي و اسلامي در مصر در يك احساس خطر جدي در قبال بازگشت عناصر نظام سابق به قدرت، يك بار ديگر بر لزوم همگرايي تعريف شده، احساس و ديدگاه واحدي پيدا كرده اند و ضرورت اين الزام را براي نجات انقلاب و بيداري اسلامي مصر و نجات خود از اين فريب هوشمند، حياتي مي دانند.
آنچه در خلال انتخابات مصر به وقوع پيوست اين است كه جريان اخواني اذعان كرد كه به تنهايي قادر به اداره امور نيست و نمي تواند و نبايد با نگاه تشكيلاتي از ديگر گروه ها فاصله گرفته و براي خود حق ويژه قائل شود و چاره اي جز ائتلاف و همراهي با ديگران ندارد. اخواني ها به خوبي دريافتند كه شوراي نظامي و بازماندگان نظام سابق در ابتداي انقلاب و بيداري در مصر با تعريف گفتمان با اخوان، گروه هاي ديگر را از صحنه خارج كردند و امروز احمد شفيق با حضور در ميدان التحرير مدعي است كه براي نجات انقلاب از انحصارطلبي اخواني ها در ميدان رقابت و رياست جمهوري حضور يافته و حمايت آنها را مي طلبد. اگرچه اختلاف و گاه تضاد جدي بين اخوان و طرفداران حمدين صباحي به عنوان ناصري و قومي هاي مصر وجود دارد و اگرچه جوانان و شباب انقلابي ميدان التحرير موتور اصلي انقلاب بوده؛ ولي از تشكل و جمعيت گسترده برخوردار نمي باشند، در عين حال همگي به خوبي احساس مي كنند كه عرصه فعلي و نتايج آن قادر است سرنوشت يك سال و نيم انقلاب مصر و مسير آينده آن را تحت تأثير قرار دهد. بنا به مواضع رسمي و گزارش هاي موجود، رايزني هاي ميداني و كلان بين گروه هاي مختلف انقلاب و اسلامگرا براي ايجاد يك ائتلاف گسترده در مقابل احمد شفيق در جريان است تا سند همكاري با يكديگر را امضا كنند.
اگر احمد شفيق مورد حمايت نظام و شخص مبارك و خاندان وي و حزب او و تمامي رانت خواران نظام او در بخش اقتصاد، رسانه، نخبگان و بخشي از نظاميان و دستگاه هاي استخباراتي و اموال حمايتي عربستان و آمريكاست تا يك بار ديگر آب رفته را به جوي باز گرداند و نظام ديكتاتوري را احيا و حاكميت غرب و صهيونيسم را برقرار كند، چرا اين احساس تنها براي نتيجه دستكاري شده انتخابات رياستي در مصر بايد شكل گيرد؟ اگر مبارك و نظام او بنا به گفته بن العيازر (ابوفواد) از مقامات ويژه و مرتبط با نظام مبارك، يك گنج محسوب مي شود و مصر، در جايگاه شايسته اثرگذاري بر گفتمان بيداري اسلامي و انقلاب در كليه كشورهاي عربي است و قادر است تمامي معادلات منطقه اي را به نفع مردم و اسلامگرايان منطقه بر هم زند، چرا بلوغ همگرايي و ائتلاف سازي و تدوين و تعريف منشور و ميثاق همكاري بين گروه هاي مختلف مصري براي كل انقلاب و اهداف آن و آينده اين كشور و الگو سازي رفتاري براي بيداري اسلامي در تمام كشورهاي عربي نبايد سرمشق و مبنا باشد؟
اين واضح است كه همگرايي عاقلانه و هوشمند گروه هاي مصري، مهم ترين چالش نظاميان حاكم و حاميان ارتجاعي و غربي و صهيونيستي است و اگر اين اتحاد و ائتلاف با عمق انقلاب و بيداري پيوند بخورد، بسياري از موانع و چالش هاي بعدي كه شوراي نظاميان براي دوره پس از انتخابات رياست جمهوري مصر تدارك ديده اند، رنگ خواهد باخت و نظاميان حاكم يا بايد به كودتاي نظامي و قتل عام مردم و گروه ها بينديشند و يا بايد در مقابل اقتدار يكپارچه مردم و گروه ها تسليم شوند و امكان فريبكاري و حتي رسيدن به جايگاه دفاع از انقلاب(!) از آنها سلب خواهد شد.

بازگشت به فضاي انقلاب و بيداري/هادى محمدى /بصيرت/91/03/17

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .