اوراسیاگرایی نو در «بازگشت پوتین»

بلافاصله پس از تحلیف، «ولادیمیر پوتین» حکم اجرای سیاست خارجی فدراسیون روسیه را امضا و ابلاغ کرد. حکمی که با شروع سفرهای وی و «مدودف»، تفاوت‌های رفتاری، ویژگی‌ها و سوابق این دو رییس‌جمهور، نشان از تغییر در اولویت‌های سیاست خارجی این کشور دارد. بررسی این تفاوت‌ها و اولویت‌ها، موضوعی است که در این پژوهش به آن پرداخته خواهد شد.

مروری بر دستور سیاست خارجی روسیه‌ی پوتین (2012م.)

با مقایسه‌ی دو سند حکم سیاست خارجی پوتین و مدودف، شاید تفاوت چندانی را مشاهده نکنیم و تأکیدهای آن‌ها مشابه باشد اما در کنار این شباهت‌ها، تفاوت‌هایی وجود دارد که می‌توان آن را از یک سو حاصل تغییر شرایط کنونی روسیه در نظام بین‌الملل و تغییر شرایط بین‌المللی دانست و از سوی دیگر حاصل تفاوت دیدگاه و شخصیت پوتین و مدودف قلمداد کرد. در زیر به تعدادی از این موارد اشاره می‌کنیم.

در اولین بند دستور سیاست خارجی پوتین [1] شاهد هستیم که روسیه به جای تقاضا برای شکل‌گیری نظام چند قطبی در نظام بین‌الملل، تحلیل کرده است که نظام بین‌الملل در حال گذار از نظام تک قطبی به نظام چند قطبی است. امری که می‌تواند در شکل دادن به اقدام‌های بعدی سیاست خارجی روسیه بسیار تأثیرگذار باشد. همچنین در بند 2، روسیه خواستار تقویت نهاد‌های بین‌المللی به ویژه شورای امنیت شده است که می‌تواند ناشی از نگرانی این کشور نسبت به اقدام‌های یک‌جانبه‌ی غرب در زمینه‌ی بحران‌های بین‌المللی به ویژه تحریم‌های خارجی از مصوبات شورای امنیت، آمریکا و اروپا برضد ایران و تلاش‌های فتنه‌انگیزانه‌ی غرب در سوریه باشد.

همچنین روسیه در این سند، به وضوح خواستار گسترش نقش این کشور در عملیات حفظ صلح شده است که در گذشته روسیه از پذیرش هرگونه نقشی حتی در حوزه‌ی مشترک المنافع احتراز می‌ورزید. این مسئله می‌تواند به معنای تمایل برای افزایش نقش روسیه در بحران‌های بین‌المللی از جمله سوریه، افغانستان، سومالی، سودان و غیره باشد که نشانه‌های تأیید این مسئله را می‌توان در افزایش حمایت‌های سیاسی و نظامی روسیه از سوریه در هفته‌های اخیر و همچنین اشاره‌ی بندهای آخر این حکم به دخالت بیشتر سازمان شانگهای و شورای ناتو- روسیه در مسئله‌ی افغانستان مشاهده کرد.

در بند 4 این دستور، پوتین از دستگاه سیاست خارجی روسیه خواسته است که در راستای تقویت نظام چندقطبی در نظام بین‌الملل به روند دیپلماسی چند جانبه در قالب بریکس، گروه بیست، گروه هشت و سازمان همکاری شانگهای ادامه دهد و به صورت فعالانه‌ای در این سازمان‌ها و نشست‌ها حضور یابد. آنچه در این بند قابل توجه است، ذکر سازمان شانگهای به عنوان یک ابزار تقویت نظام چندقطبی است و نه یک سازمانی که می‌تواند در منطقه‌ی‌آسیای مرکزی نقش‌آفرینی کند. همچنین در بند 7، پوتین خواستار مشارکت فعال‌تر روسیه در کشورهای عضو اتحادیه‌ی «آ.سه.آن» و افزایش روابط اقتصادی با این سازمان اقتصادی شده است و از دستگاه سیاست خارجی خواسته است که زمینه‌ی پیوستن روسیه به این سازمان را فراهم کند.

در بند 12 و مبحث مربوط به حل بحران‌ها، روسیه خواستار حمایت از حل بحران‌های داخلی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا از راه قطع خشونت و برگزاری نشست جامع ملی بدون پیش شرط بر مبنای احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها و عدم مداخله در امور داخلی آن‌ها شده است که می‌توان آن را نشانه‌ی ناراحتی روسیه از مسئله‌ی لیبی و نگرانی از دخالت نیروهای خارجی در سوریه دانست. در رابطه با ایران، آنچه قابل توجه است نام ایران تنها یک جا و در بند 12 ذکر شده که در چارچوب موضوع هسته‌ای ایران بوده و روسیه تنها راه‌حل این مسأله را، استفاده از روش های دیپلماتیک دانسته است.

روسیه و نظام بین‌الملل در بازگشت پوتین

روسیه در سیاست خارجی خود از ابتدای استقلال، سه دوره‌ی متفاوت را تجربه کرده است: «دوره‌ی خوش‌بینی به غرب و همکاری راهبردی با آن، دوره‌ی بدبینی و تقابل با غرب و حرکت به سمت اوراسیاگرایی و نگاه به شرق و دوره‌ی رویکرد تقابل در کنار همکاری با غرب در دوره‌ی مدودف.» اما در بطن تمامی این رویکردها، روسیه همواره خواستار شکل‌گیری جهانی چندقطبی بوده است و همواره از رویکرد یک‌جانبه‌ی آمریکا و غرب در مسائل انتقاد می‌کند اما آنچه این سه دوره را از یک‌دیگر متفاوت کرده، این بوده که چگونه به قدرتی برابر با آمریکا برسند تا آن‌ها ملزم به رعایت منافع روسیه در حوزه‌های مختلف شوند.

زمانی همگرایی با غرب و افزایش پیوندهای اقتصادی با غرب مهم‌ترین ابزار تقویت قدرت روسیه محسوب می‌شد و زمانی افزایش پیوندها با شرق و حوزه‌ی اوراسیا این منافع را تأمین می‌کرد. اما در دوران کنونی به نظر می‌رسد با افزایش روند شکل‌گیری قدرت‌های نوظهور در جهان معاصر مانند کشورهای عضو «بریکس» یا حوزه‌ی «آ.سه.آن» در شرق، روسیه سیاست همگرایی با این بازیگران جدید را در پیش گرفته است تا نقش خود را در صحنه‌ی بین‌الملل افزایش دهد و آمریکا را از اتخاذ رویکرد یک‌جانبه‌گرا باز دارد. با توجه به این مسئله، احتمال دارد روسیه با کشورهای حوزه‌ی «بریکس» و «جی 20» و به طور کلی کشورهای نوظهور همکاری خود را افزایش دهد تا بتواند در برابر غرب موازنه برقرار کند.

نمونه‌ی این مسئله در توافق قدرت‌های نوظهور روسیه، چین، هند و برزیل برای پرداخت وام به اتحادیه‌ی اروپا و در مقابل تقاضای افزایش نقش این بازیگران از جمله روسیه در صندوق بین‌المللی پول دیده می‌شود. در این نشست کشورهای دارای اقتصاد نوظهور سهم‌شان در ذخیره‌ی نجات صندوق بین‌المللی پول را تا حد «دو برابر» افزایش داده و به 456 میلیارد دلار رساندند. در این راستا کشورهای چین، برزیل، مکزیک، هند و روسیه به‌صورت «معناداری» پیشگام شده و در نهایت سهم‌شان را در تقویت پشتوانه‌های صندوق اعلام کرده‌اند. به گونه‌ای که چین سهم خود را به 43 میلیارد دلار افزایش داد و سهم سایر کشورهای باقی مانده‌ی ذکر شده نیز هر کدام به 10 میلیارد دلار افزایش یافت.

پوتین در دور جدید خواستار برابری امنیتی در سطح جهان شده و در موضع‌گیری‌های خود از «انحصارگری امنیتی» آمریکا انتقاد کرده است. در سطح عملی نیز روسیه دست به آزمایش موشک‌های بالستیک زده و تهدید کرده که در صورت تداوم این روند از سوی غرب، پروژه‌های تسلیحات راهبردی خود را توسعه خواهد داد.
پوتین جدید و توسعه به شرق ناتو

نظام دوقطبی در دوران جنگ سرد برای بقا و تداوم خود به سمت ایجاد نهادها و ائتلاف‌ها سوق پیدا کرده بود. بلوک شرق در قالب پیمان «ورشو» و بلوک غرب در قالب «ناتو» به رقابت با یک‌دیگر می‌پرداختند. با فروپاشی اتحاد شوروی، رهبران بلوک غرب به جای حذف این سازمان، به سمت تقویت و تغییر کار ویژه‌ی این نهاد امنیتی رفتند. این سازمان در گام اول خود، استراتژی توسعه‌ی شرقی را در پیش گرفت و به سمت جذب کشورهای حوزه‌ی مشترک المنافع در ساختار خود حرکت کرد. این سیاست از همان ابتدا با واکنش روسیه مواجه شد.

اما میزان و شدت این واکنش در دوره‌های مختلف سیاست خارجی روسیه متفاوت بوده است که شدیدترین واکنش را در برابر این روند توسعه طلبانه‌ی غرب، در بحران 8 روزه‌ی گرجستان و نبرد روسیه با این کشور شاهد بودیم. در دوره‌ی ریاست جمهوری مجدد پوتین نیز این مسئله مجدد مطرح شده است و روسیه در حکم سیاست خارجی خود تلاش برای تثبیت استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا را از اهداف سیاست خارجی‌اش قلمداد کرده است. مسئله‌ای که با سفر «کلینتون» به منطقه در هفته‌های اخیر مجدد مطرح شد و وزارت خارجه‌ی روسیه طی یک بیانیه‌ی شدید اللحن، آمریکا و گرجستان را از ماجراجویی مجدد در مسئله‌ی گرجستان برحذر داشت.

به نظر می‌رسد روسیه نسبت به گام بعدی توسعه به شرق ناتو که شامل اوکراین و گرجستان می‌شود نیز با شدت مقاومت کند و در این مسئله حاضر به پرداخت هزینه‌های بیشتری شود. برای درک این مسئله، توجه به این اظهارنظر «لیونید کالاشنیکف»[2] در کنفرانس «ناتو، افسانه‌ها و واقعیت‌ها، درس‌هایی برای روسیه و جهان» ضروری به نظر می‌رسد: «در 20 سال گذشته ما شاهد افزایش فشار بر روسیه و دادن امتیاز‌های جدیدی تحت این فشارها هستیم و کار به جایی رسیده است که ایالات متحده ادعاهای ارضی همسایگان روسیه را به رسمیت می‌شناسد که در این رابطه، منظور، اعتراف آن‌ها در به رسمیت شناختن ادعاهای ژاپن در حاکمیت بر بخشی از جزایر کوریل می‌باشد. ... از این رو بایستی به دنیای مدرن با دیدی واقعی نگاه کرد و مشاهده کرد که چقدر زمان کمی بین قول‌های دوستی با لیبی خطاب به قذافی در اجلاس‌های مختلف و بمباران طرابلس سپری شده است و این واقعیت جهان فعلی ما است که در آن از اعلام دوستی تا بمباران همه‌جانبه فقط چند ماه می‌تواند فاصله باشد.»

روسیه‌ی پوتینی و سپر دفاع موشکی

در کنار مسئله‌ی عضویت اعضای جدید ناتو در حوزه‌ی مشترک‌ المنافع، روند دیگری نیز از سوی غرب به ویژه آمریکا پیگیری شده است که مربوط به سپر دفاع موشکی است. غرب به بهانه‌ی مقابله با گروه‌های تروریستی و همچنین حملات موشکی احتمالی ایران و کره‌شمالی در حال تقویت سپر دفاع موشکی در مناطق پیرامونی خود است. اما این مسئله با واکنش روسیه مواجه شده است. روسیه همواره معتقد است که تکنولوژی به کار رفته در این سپرهای موشکی به حدی بالا است که توان اقدام‌های تلافی جویانه‌ی روسیه در برابر حملات غرب را از بین می‌برد، امری که همواره برای روسیه از اهمیت بالایی برخوردار بوده است و این مسئله را نوعی تضمین امنیتی برای خود تلقی می‌کند.

پوتین در دور جدید نیز خواستار برابری امنیتی در سطح جهان شده و در قالب موضع‌گیری‌های خود راجع به این مسئله از «انحصارگری امنیتی» آمریکا انتقاد کرده است. در سطح عملی نیز روسیه دست به آزمایش موشک‌های بالستیک زده و تهدید کرده که در صورت تداوم این روند از سوی غرب، پروژه‌های تسلیحات راهبردی خود را توسعه خواهد داد و از سوی دیگر موشک‌هایی را در ترانس دنیستر (در نزدیکی مولداوی) نصب خواهد کرد. امری که نشان دهنده‌ی عزم جدی روسیه و پوتین برای مقابله با رویکرد یک‌جانبه‌گرای غرب است البته روسیه همواره خواستار مشارکت در سطح فرماندهی این سپرهای موشکی بوده که با مخالفت غرب مواجه شده و در نتیجه عدم اعتماد میان دو طرف را افزایش داده است.

روسیه و همگرایی اوراسیایی

از زمان به قدرت رسیدن پوتین در سال 2001م.، خارج نزدیک یا حوزه‌ی کشورهای مشترک المنافع به عنوان اولین اولویت در سیاست خارجی روسیه بوده به طوری که این مسئله هم در سند سال 2008م. مدودف و هم در حکم جدید سیاست خارجی پوتین ذکر شده است. روسیه در این منطقه همواره نسبت به حضور دیگر بازیگران حساس بوده است. در این راستا روسیه برای حفظ برتری خود در منطقه سعی کرده به تقویت نهادهای منطقه‌ای بپردازد که خود در آن نقش محوری دارد و می‌تواند به صورت انحصاری تصمیم‌های آن را شکل دهد. تشکیل جامعه‌ی کشورهای مشترک المنافع، سازمان امنیت دسته جمعی و مورد اخیر ‌آن یعنی اتحادیه‌ی اوراسیا، همه در راستای منافع روسیه بوده است.

در بررسی دستور سیاست خارجی روسیه آنچه جالب به نظر می‌رسد اینکه در این حکم، سازمان شانگهای در قالب همگرایی اوراسیایی مورد توجه قرار نگرفته است. به نظر می‌رسد دلیل این مسئله، عدم تمایل روسیه به نقش‌آفرینی بیشتر چین در منطقه‌ی مشترک المنافع باشد. قبل از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در روسیه، پوتین به عنوان یک نامزد انتخاباتی خواستار همگرایی بیشتر حوزه‌ی مشترک المنافع شد و پیش‌بینی کرد که ایده‌ی اتحادیه‌ی اوراسیایی بتواند تا سال 2015م. جامه‌ی تحقق به خود بگیرد. همچنین پوتین در اولین اقدام‌های خود، میزبانی نشست سران سازمان امنیت دسته‌جمعی و همچنین جامعه‌ی مشترک المنافع را برگزار کرد و احتمال می‌رود در این دوره، روسیه با قدرت بیشتری به سمت همگرایی امنیتی، اقتصادی و سیاسی در این منطقه حرکت کند.

شرق دور در رویکرد جدید پوتین

همان طور که اشاره شد، در بند 7 دستور سیاست خارجی، روسیه خواستار آغاز مذاکره‌های پیوستن این کشور به اتحادیه‌ی کشورهای «آ.سه.آن» و همچنین خواستار شکل‌گیری تلاش‌هایی برای ایجاد یک نظام امنیتی مشترک در منطقه شده است. به علاوه از چین به عنوان یک شریک راهبردی نام‌برده شده و حضور اقتصادی روسیه در این منطقه برای تقویت روند توسعه‌ی منطقه‌ی شرق این کشور و سیبری ضروری تلقی شده است.

رویکرد جدید روسیه به ایران

تنها جایی که از ایران در این دستور نام‌برده شده، در بخش مربوط به بحران‌های بین‌المللی است که روسیه در آن تنها راه‌حل مسئله‌ی هسته‌ای ایران را دیپلماتیک عنوان کرده اما در عمل نبایستی این مسئله را به معنای عدم توجه به ایران دانست. در هفته‌های اخیر شاهد همراهی بیشتر روسیه با ایران در مسئله‌ی هسته‌ای هستیم، روسیه خواستار پیوستن ایران به نشست ژنو راجع به مسئله‌ی سوریه شده و در نشست سران سازمان شانگهای، پوتین مذاکره‌هایی با رییس‌جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد داشته است. کارشناسان معتقدند[3] که بعد از وقوع بیداری اسلامی و از دست دادن متحدان خود در منطقه‌ی خاورمیانه و افزایش نقش ایران در منطقه‌، روسیه برای افزایش حفظ نقش خود در منطقه به سمت همکاری بیشتر با ایران حرکت کرده که خبر موافقت ایران و روسیه برای ایجاد نیروگاه هسته‌ای دیگر در ایران، از نشانه‌های این همکاری است.

نتیجه‌گیری

سند سیاست خارجی روسیه نسبت به موارد قبلی آن تفاوت‌های بسیاری نداشته است ولی در صحنه‌ی عمل، سیاست خارجی روسیه تحت تأثیر تحولات صورت گرفته در نظام بین‌الملل و رویکردهای شخصی پوتین، نسبت به غرب تهاجمی‌تر شده است و در همکاری‌های شرقی روسیه، رویکرد کنشگری را در پیش گرفته است. همچنین می‌توان پیش‌بینی کرد که روسیه حضور اقتصادی و امنیتی خود در مناطق پیرامونی را افزایش دهد و نگاه منسجم‌تری به منطقه‌ی نوظهور ژئواکونومیکی در شرق آسیا داشته باشد و نقش خود در حل و فصل بحران‌های جهانی را افزایش دهد.

جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با توجه به نیاز روسیه به مسیر خلیج‌فارس برای اتصال به حوزه‌ی «آ.سه.آن»، زمینه‌ی بهره‌برداری از این شرایط را فراهم کند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد روسیه نسبت به افزایش نقش ایران در منطقه‌ی آسیای مرکزی و قفقاز موانعی ایجاد کند و اجازه‌ی نقش‌آفرینی زیادی برای ایران در اتحادیه‌ی اوراسیا فراهم نکند.(*)

پی‌نوشت‌ها:

[1]. برای اطلاع از متن کامل حکم سیاست خارجی روسیه (2012) رجوع کنید به:
http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=22722

[2]. معاون اول رییس کمیته‌ی امور بین‌الملل دومای دولتی فدراسیون روسیه

[3]. گئورگو میرسکی، کارشناس ارشد انستیتو مطالعات اقتصاد جهانی و مناسبات بین المللی روسیه
http://www.arannews.ir/fa/news/22070.aspx

*حسن شکاری؛ دانشجوی دکتری آسیای مرکزی و قفقاز/برهان/۱۳۹۱/۴/۵

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .