اهل سنت و ولايت فقيه؟

اهل سنت چه ديدگاهي نسبت به ولايت فقيه دارند؟

ولايت فقيه در تعريف اكثر فقهاي شيعه در ادامه بحث ولايت ائمه معصومين(ع) مطرح شده است و طبييعي است كه به دليل عدم اعتقاد اهل سنت به موضوع امام معصوم، بحث ولايت فقيه نيز از اين زاويه منتفي است ولي صرف نظر از مساله انتصاب، پيرامون اصل ضرورت حاکمي مجتهد و جامع الشرايط و مقبول مردم در راس جامعه اسلامي- که مفاد اصلي و فلسفه ولايت فقيه را تشکيل مي دهد- و لزوم اطاعت از وي، اشتراکات بسيار زيادي ميان تشيع با برادران اهل سنت وجود دارد. افزون بر اين برخي فقهاي شيعه، ولايت فقيه را از راه امور حسبه و يا به روش كاملاً انتخابي اثبات كرده اند. از اين جهت نيز مي­ توان بين اين ديدگاه شيعي و ديدگاه اهل سنت اشتراكاتي را در امر ولايت فقيه پيدا كرد. برخي از علماي اهل سنت نيز اجتهاد را شرط حاكم شمرده­اند. عبدالرحمان الجزيرى مى‏نويسد: «اتفق الائمة رحمهم اللَّه تعالى على ان الامامة فرض و انه لابد للمسلمين من امام يقيم شعائر الدين و ينصف المظلومين من الظالمين و اتفقوا على ان الامام يشترط فيه: اولاً ان يكون مسلماً ثانياً ان يكون مكلّفاً ثالثاً ان يكون حرا رابعاً ان يكون ذكراً خامساً ان يكون قرشياً سادساً ان يكون عالماً مجتهداً ليصرف الاحكام و يتفقه فى الدين فيعلم الناس و لايحتاج الى استفتاء غيره». [1]
تمام فقهاي اهل سنت اتفاق دارند كه امامت براى مسلمانان واجب است تا در پرتو آن شعاير دين برپا داشته شده و حق مظلوم از ظالم گرفته شود؛ چنانكه اتفاق دارند كه حاكم اسلامى بايد داراى چنين ويژگيهايى نيز باشد:
1 - مسلمان باشد؛2 - مكلف باشد؛3 - حر و آزاد باشد؛4 - مرد باشد 5 - از قريش باشد؛6 - عالم و مجتهد باشد تا مردم را از احكام دين آگاه نمايد و نياز به استفتا از غير خود نداشته باشد.
امام نووى نيز شرايط امام را ، از قريش بودن، اجتهاد و نيز صاحب نظر بودن دانسته است.[2] قاضى باقلانى (متوفاى 403 ه.ق) كه از پيروان ابوالحسن اشعرى است و قاضى ابويعلى الفراء نيز اجتهاد و علم را شرط مى‏دانند.[3]
بنابراين از ديدگاه اهل سنت اجتهاد و فقاهت از شرايط امام و حاكم اسلامى است تا به طور مستقل و آزاد بتواند احكام اسلام را جارى نموده و به احكام عمل نمايد و به غير خودش نياز نداشته باشد. در غير اين صورت حاكم نفوذ و اقتدار خود را از دست مى‏دهد.[4]
در كتاب سنن بيهقي از ابن عباس از رسول الله نقل شده كه فرمودند : «من استعمل عاملاً من المسلمين و هو يعلم ان فيهم اولي بذلك منه اعلم بكتاب الله و سنه نبيه فقد خان الله و رسوله و جميع المسلمين - كسي كه كارگزاري از مسلمين را به كار بگمارد در حالي كه مي داند و در ميان مسلمانان كسي هست كه سزاوارتر به آن و آگاه تر به كتاب خدا و سنت رسولش وجود دارد به خدا و رسولش و به تمامي مسلمانان خيانت كرده است. »
سيد شريف جرجاني در شرح خود بر كتاب مواقف نوشته است :« الجمهور علي ان اهل الامامه و مستحقها من هو مجتهد في الاصول و الفروع ليقوم بامر الدين متمكنا من اقامه الحجج و حل الشبهه في العقائد الدينيه مستقلابالفتوي في النوازل و احكام الوقائع نصا و استنباطا لان اهم مقاصد الامه حفظ العقائد و فصل الخصومات و لم يتم ذلك بدون هذا الشرط
(جمهور بر آنند كه كسي سزاوار رهبري جامعه اسلامي است كه در اصول و فروع ، مجتهد باشد تا بتواند به امر دين قيام كند و توانايي داشته باشد حجج الهي را اقامه و شبهات اعتقادي را حل نمايد زيرا مهم ترين هدف امت اسلامي حفظ عقايد و حل و فصل دعاوي و مخاصمات است و اين امور بدون شرط اجتهاد امكان پذير نيست.)» امام شافعي در صفحه 39 كتاب الفقه الاكبر در بحث شروط امامت گفته است : « و العلم ؛ بحيث يصلح ان يكون مفتيا من اهل الاجتهاد - يكي از شرايط رهبري علم است ؛ به گونه اي كه صلاحيت افتاء داشته باشد و اهل اجتهاد باشد.»
قلقشندي در كتاب مآثر الانافه في معالم الخلاقه در بحث از شروط امامت گفته است : «العلم المودي الي الاجتهاد في النوازل و الاحكام فلاتنعقد امامه غير العالم بذلك. »
نووي در كتاب روض الطالبين در شروط امام مي گويد :« هي كونه مكلفا مسلما عدلاحرا ذكيا عالما مجتهدا - مكلف مسلمان ، عادل ، آزاد ، باهوش ، دانشمند و مجتهد بودن از شرايط امام است.» برخي از فقهاي اهل سنت گفته اند : اصلاشرط فقاهت درباره رهبر مورد اجماع فقها است ؛ از جمله رميلي نوشته است : « ان هذا الشرط (الاجتهاد) لابد منه في الامامه كالقاضي بل حكي فيه الاجماع.»
حال سوال اين است با توجه به اين عبارت ، مي توان گفت در فقه اهل سنت ، ولايت فقيه پذيرفته شده است ؟ آيا آنها هم فقيه جامع الشرايط را داراي ولايت مي دانند ؟
اين سوال را از تعدادي از علماي اهل سنت معاصر پرسيده و پاسخ آنان را در كتابي به نام الاجتهاد و الحياه حوار علي الورق جمع آوري نموده اند ؛ از جمله “دكتر مصطفي البغاء” پاسخ داده است : “يعني الفقيه له صلاحيات و له ولايه علي الناس ؟ لا... - به اين معنا كه فقيه ولايت بر مردم داشته باشد؟ خير ، در تشريع اهل سنت اين چنين نيست.” مجددا از وي سوال شده است كه آيا حاكم بايد فقيه باشد ؟ جواب داده است : “نعم ، يشترط فيهم رتبه من الاجتهاد ، ولكن بكل اسف هذا ليس موجودا. الاجتهاد فرض في الخليفه و فرض في نواب الخليفه و الاجتهاد شرط في منصب الوالي و الامير و القاضي وكل هولاء يشترط الفقها في ان رتبه الاجتهاد و هولاء لهم الولايه بما لهم سلطه زمنيه تنفيذيه ولكن كما قلت لابوصفهم فقها و انما بوصفهم امراء و ولاه ... اذن الفقيه لايملك سلطه تنفذيه و لاولايه له ... “ نتيجه اينكه هر فقيهي كه جامع الشرايط باشد ولايت ندارد ؛ ولي حاكم بايد فقيه باشد. پس به عقيده اهل سنت ، ولايت از آن فقيه جامع الشرايط نيست بلكه از آن امير و والي است. هر قاضي اي بايد مجتهد باشد و هر قاضي اي ولايت دارد نه اينكه هر مجتهدي ولايت داشته باشد. اين نظر ، بسيار شبيه به نظريه انتخاب است كه مي گويد هر فقيه جامع الشرايطي ولايت ندارد بلكه با عقد بيعت ، ولايت از سوي مردم به وي تفويض و تنفيذ مي گردد.[5]
بر اين اساس پذيرش ولايت فقيه از منظر اهل سنت نه از زاويه نصب الهي يا واجديت صفت اجتهاد ، بلكه به خاطر اينكه حاكم مقبول مردم است كه اجتهاد دارد، مي باشد. روشن است آنچه در ويژگيهاى حاكم اسلامى در منابع اهل سنت آمده به خوبى با ولايت فقيه منطبق است و بين آنها تفاوتى ديده نمى‏شود؛ زيرا شيعه معتقد است كه در عصر غيبت امام معصوم‏ عليه السلام حاكم اسلامى بايد از مجتهدان و فقهاى داراى شرايط رهبرى باشد..
ر.ك:
1. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1723328
2. http://abna.ir/data.asp?lang=1&Id=279322
3. http://www.mazaheb.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=913&Item...
4. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/16764/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B5%D8%B1...

[1] الفقه على المذاهب الاربعة، ج5 ، ص 317 - 316.
[2] المنهاج، ص 518 و شرح صحيح مسلم.
[3] الاحكام السلطانيه، ص20 و التمهيد، ص 181.
[4] سايت موسسه مذاهب اسلامي
[5] علي نورايي يگانه، روزنامه رسالت، شماره 6551 به تاريخ 27/7/87، صفحه 18 (انديشه(

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .