انقلاب پسا پست مدرن؟

نكته ای كه در نقد و بررسی نظریات پست مدرن بارها مطرح گردیده است آنست كه این نظریات از نظر هستی شناسی و معرفت شناسی با اعتقاد به نسبیت گرایی آشفتگی ذهنی فراوانی را برای جامعه علمی مهیا ساخته اند و از همین روی تنها منتقدین خوبی برای مدرنیسم بوده اند فارغ از آنكه بتوانند نظم نوینی را ارائه دهند. وجه تمایز اصلی انقلاب ایران با تمام نظریات پست مدرن نیز دقیقاً درچنین امری نهفته است. انقلاب ایران با ارائه مدلی بدیل با پیوندی تاریخی میان سنت، مدرنیته، دانش، عرفان، عقل، تجربه و از همه مهمتر مذهب با نقد اساسی بر گفتمان چپ و راست راه سومی را به بشریت معرفی كرد كه به راستی نه تنها برای امروز بلكه حتی برای فردا و پس فردای جامعه بشری نیز قابلیت بهره مندی دارد.

تفسیرهای غلط و متحجر از مذهب مسیحیت در زمان استقرار نظم كلیسا محور قرون وشطی بسترهای اعتراض جامعه اروپایی به وضع موجود را ایجاد نمود. این امر كه در سده های بعد در غالب جنگهای دولت و كلیسا ظهور یافت وضعیتی را ایجادنمود كه پیرو آن «مذهب» به عنوان یكی از منابع معرفتی برای استقرار نظم اجتماعی از دایره معارف بشری حذف و پوزیتیویسم سكولار مبتنی بر حس گرایی جایگزین آن شد. به تبع همین امر و با استقرار نظم مدرن كه به ویژه پس از انقلابهای صنعتی اول و دوم جایگاه خود را در جامعه اروپایی تثبیت كرد تغییرات متعددی در نوع نگاه بشر به زندگی اجتماعی ایجاد شد و كار را بدانجا كشاند كه كانون هستی و آفرینش از خالق به مخلوق تغییر یافت. به مرور نظام سرمایه داری به عنوان اصلی ترین محصول نظم مدرن بساط استمرار جایگاه هژمونیك خود را ایجاد و با هرآنچه در برابرش ایستادگی می كرد به تقابل پرداخت. این وضعیت واكنشهای متعددی را در میان اقشار گوناگون جامعه برانگیخت. اندیشمندان فعال در حوزه علوم اجتماعی به انحاء گوناگون به نظم موجود تاخته و نظریه های بدیلی را ارائه دادند. بزرگترین نظریه بدیل ارائه شده در قالب گفتمان چپ به رهبری ماركس به جامعه بشری ارائه شد. ماركسیسم به مرور و به طور ویژه درآستانه قرن بیستم مكتب اصلی تمام جریانات اعتراضی به نظام سرمایه داری شد. انقلاب بلشویكها علیه حكومت تزاری روسیه، انقلاب چین به رهبری مائو، انقلاب در كشورهای اروپای شرقی، انقلاب در سرزمینهای اسلامی و . . . همه و همه براساس گفتمان چپ شكل گرفتند و اسباب آشوبهای اجتماعی گسترده ای را مهیا ساختند.

تمامی انقلابها در یك امر اشتراك داشتند. حذف مذهب از زندگی اجتماعی روایتی بود كه تمام انقلابیون بر آن باور داشتند. نقطه پیوند میان دو مكتب حاكم چپ و راست نیز در همین امر نهفته بود. گفتمان چپ با اعتقاد به آنكه مذهب همواره از ابزارهای استثمار توده ها بوده است با آن مخالفت كرده و خواستار حذف بنیان آن شده بود، در مقابل سرمایه داری با اعتقاد بر سكولاریسم بر فردی شدن مذهب تاكید كرد.

در چنین شرایطی نظم دو قطبی به رهبری آمریكا و اتحاد جماهیر شوروی شرایطی را مهیا ساخته بود كه تمام ملل به این باور كه مذهب برنامه و طریقی برای سعادت بشری ندارد، اعتقاد راسخ پیدا كرده بودند. نقد و بررسی مذهب مسحیت و تجربه تاریخی كاربست آن در اروپای تحت سلطه كلیسا در قرون وسطی نیز اصلی ترین استدلال منتقدین بود. تجربه تاریخی سیاسی شدن مذهب مسیحیت باوری بنیادین مبنی بر اینكه مذهب در صورت سیاسی شدن به بیراهه خواهد رفت را در اكثر جوامع نهادینه كرده بود. حدود یك دهه پس از جنگ دوم جهانی در شرایطی كه راه سومی برای كشورها متصور نبود امام خمینی(ره) با اعتراض به نظام سلطه گر شاهنشاهی در ایران و به چالش كشیدن سلطه چپ و راست در دنیا راه سومی را به بشریت عرضه داشت. چیزی نگذشت كه برخلاف تمام پیش بینی ها امام خمینی و ملت ایران بساط ظلم رژیم شاهنشاهی را از ایران برچیده و گفتمان نوین مذهبی كه در قالب مكتب شیعی اسلام ظهور یافته را درانداختند.

فوكو به عنوان یكی از اصلی ترین نظریه پردازان پست مدرن به دنبال آن بود تا گفتمان مذهبی امام خمینی و انقلاب ایران را در قالب نظریات پساساختارگراینه خود كه با اعتقاد به شالوده شكنی فراروایتهای نظریه های مدرنیته شكل گرفته اند تئوریزه نماید. او و هم كیشانش با اعتقاد بر اینكه انقلاب ایران با رهبری فردی روحانی توانسته برخلاف تمام انقلابهای مدرن انقلاب و به تبع حكومتی مذهبی را مستقر نماید با تاكید بر روح مردمی انقلاب ایران به دنبال تحلیل این واقعه شگرف برآمد. او معتقد بود كه انقلاب ایران را نمی توان با استفاده از نظریات مدرن تحلیل كرد.

اما با اینحال نكته ای كه در نقد و بررسی نظریات پست مدرن بارها مطرح گردیده است آنست كه این نظریات از نظر هستی شناسی و معرفت شناسی با اعتقاد به نسبیت گرایی آشفتگی ذهنی فراوانی را برای جامعه علمی مهیا ساخته اند و از همین روی تنها منتقدین خوبی برای مدرنیسم بوده اند فارغ از آنكه بتوانند نظم نوینی را ارائه دهند. وجه تمایز اصلی انقلاب ایران با تمام نظریات پست مدرن نیز دقیقاً درچنین امری نهفته است. انقلاب ایران با ارائه مدلی بدیل با پیوندی تاریخی میان سنت، مدرنیته، دانش، عرفان، عقل، تجربه و از همه مهمتر مذهب با نقد اساسی بر گفتمان چپ و راست راه سومی را به بشریت معرفی كرد كه به راستی نه تنها برای امروز بلكه حتی برای فردا و پس فردای جامعه بشری نیز قابلیت بهره مندی دارد.
(انقلاب پسا پست مدرن، محمد ابراهیم سینایی ، پايگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامي)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .