انقلاب مخملي يا رنگي

منظور از انقلاب هاي رنگي يا مخملي چيست؟

مفهوم شناسي

انقلاب مخملي(velvet revolution)، انقلاب رنگي(Color revolution)، انقلاب گلي (Flower revolutions) و براندازي نرم (soft subversion) واژه هايي جديد در ادبيات سياسي مي باشند که منظور از آن انجام اقداماتي در چارچوب قانون، بدون خشونت، با دخالت بيگانگان جهت دگرگوني نظام سياسي حاكم و يا نخبگان اجرايي در يک كشور است. در انقلاب‌هاي کلاسيک ساختار سياسي و حاکمان به طور کامل تغيير مي‌کنند، قدرت با ابزارهاي نظامي و خشونت آميز مانند ترور، بمب گذاري، تخريب و... از يک گروه به گروه ديگر منتقل مي‌شود و نهادهاي جديد سياسي، اقتصادي و اجتماعي پديد مي‌آيند. در اين فرايند اِعمال خشونت، هزينه‌هاي تغيير را بالا مي‌برد و باعث ايجاد هرج و مرج در جامعه، حتي به طور موقت مي‌گردد. اما در انقلاب‌‌هاي مخملي يا براندازي نرم خشونت وجود ندارد، يا کمتر به کار گرفته مي‌شود و بيشتر روي حرکت‌هاي مسالمت‌آميز، مديريت رسانه اي و متغيرهاي اجتماعي همانند آموزش، ايجاد شناخت و آگاهي نسبت به مسايل مختلف، بسيج افكار عمومي، براي تغييرات سياسي تکيه مي‌گردد.[1] در اين نوع جديد براندازي، تلاش مي شود در بستري از چارچوب هاي قانوني و ارتباطات اجتماعي، ابتدا ميزان مشروعيت و مقبوليت مهاجم در جامعه هدف افزايش يابد و سپس از طريق كانال هاي به اصطلاح دمكراتيك و با پشتوانه قدرت اجتماعي، دگرگوني نظام سياسي و يا نخبگان اجرايي محقق شود.[2]

پيشينه

پس از پايان جنگ سرد و فروپاشي بلوک شرق، کشورهاي رها يافته از سيطره کمونيست اين بار به دام اقتدارگرايي گرفتار گرديده و اولين هدف انقلاب‌هاي رنگي واقع مي شوند؛ در سال 1989 يک نوع تئوري جديد براي ايجاد تغييرات در نظام‌هاي استبدادي، کمونيستي و سوسياليستي ارائه گرديد که در جوامع پسا کمونيستي در اروپاي شرقي، مرکزي و آسياي مرکزي توسعه يافت و احتمالاً در حال نفوذ به ديگر مناطق از جمله خاور ميانه است.[3] اين تحولات با وقوع «انقلاب مخملي» ۱۹۸۹ در چکسلواکي آغاز مي‌شود و با وقوع تحولات مشابهي به شکل زنجيره‌اي در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، انقلاب گل رُز يا گل سرخ گرجستان (۲۰۰۳)،انقلاب نارنجي اوکراين(۲۰۰۴) و انقلاب گل لاله قرقيزستان(۲۰۰۵) ادامه يافته و هيات حاکمه اين کشورها جاي خود را به حکومت‌هاي يکسره طرفدار غرب مي دهد. هدف اصلي اين انقلاب‌ها حذف کامل موانع بزرگ هژموني آمريکا بر جهان يعني چين، روسيه و اسلام است، اين تلاش‌ها در قالب يک جنگ سرد غيرايدئولوژيک همچنان در جريان است و هنوز نتيجه نهايي خود را آشکار نساخته‌است.[4]

ويژگي ها

تمامي دگرگوني‌هاي سياسي که از آن‌ها با نام انقلاب‌هاي رنگين ياد مي‌شود، واجد ويژگي‌هاي پيوسته و همگون در علل و شکل تحولات مي‌باشند، نظير:

1. بدون استفاده از ابزارهاي خشونت‌آميز و طي راهپيمايي خياباني به پيروزي مي رسند. (به جز قرقيزستان)

2. دليل اصلي وقوع انقلاب وجود خصوصياتي چون اقتدارگرايي، فقدان چرخش نخبگان، ناکارآمدي در حل مشکلات عمومي و عدم مقبوليت عمومي حکومت وقت مي باشد و جرقه انقلاب به دنبال بروز خطايي از سوي حکومت، نظير تقلب در انتخابات روشن مي شود.

3. با شعارهايي مبتني بر دموکراسي خواهي و ليبراليسم انجام مي گيرد.

4. نقش داشجويان و نهادهاي غيردولتي(NGO) در بروز آن‌ها پررنگ است.[5]

5. همواره در براندازي نرم، نقش قدرت هاي بيگانه ضروري و بسيار پراهميت است ؛ در اين راستا محورهاي مختلفي را مي توان مبناي عملكرد كشور مهاجم براي براندازي نرم دانست: سازماندهي گسترده و مستمر جنگ رواني - رسانه اي؛ تضعيف انسجام اجتماعي و احساس تعلق مردم به حاكميت؛ بي اعتمادي به مسؤولان و كارگزاران نظام؛ ناكارآمد نشان دادن عملكرد مجموعه نظام؛ تشويق و ايجاد زمينه تغييرات سياسي؛ اصلاح و آزادسازي اقتصادي؛ تشويق و ترغيب اصلاحات آموزشي؛ دامن زدن به اختلافات و شكاف هاي قومي و فرقه اي؛ تشويق به گسترش نقش زنان در اقتصاد و سياست.

6. مهمترين ويژگي‌هاي انقلاب‌هاي مخملي، از بين بردن وحدت و يكپارچگي يك ملت و دامن زدن به مسائل قومي، نژادي و مذهبي است كه در هر كشوري بنا به بافت جمعيتي آن اِعمال مي‌شود.

شرايط و زمينه ها

تحقق و موفقيت انقلاب هاي مخملي نيازمند شرايط لازم و زمينه هاي مساعدي است؛ در اين نوع انقلاب ها، طي فرايندي طولاني و مستمر به دليل عدم اجراي صحيح و مؤثر كاركردهاي دولتي بخشي از وفاداري مردم جامعه و مقبوليت نظام به كانون هاي اقتدار ديگري مانند سازمان هاي غيردولتي و يا نهادهاي قومي منتقل مي شود. و در اين ميان عوامل خارجي نيز زماني مي تواند براندازي نرم را مديريت نمايد كه زمينه هاي اجتماعي لازم براي شكل گيري و گسترش آن در جامعه هدف فراهم گرديده باشد. برخي از مهمترين اين زمينه ها و شرايط عبارتند از:

1. نابساماني هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي به گونه اي كه اميد اندكي براي اصلاح آن متصور باشد؛ عدم تأمين مطالبات مردم از قبيل تأمين اجتماعي، رسيدگي به بيماران خاص، امور شهري، مهار تورم، امنيت اجتماعي توسط حاکميت و تغيير ساختار جمعيت و پيدايش گروه هاي جديد با مطالبات جديد، محدوديت هاي سياسي، کمرنگ شدن هويت ملي، افزايش اختلافات طبقاتي و فاصله حاکمان با مردم زمينه را براي بروز انقلاب‌هاي رنگي فراهم مي‌نمايد.

2. ايجاد و شكل گيري سازمان ها و گروه هاي غيردولتي كه خود را مستعد كنترل و سازماندهي بخشي از جامعه مي دانند و از ابزارهاي مختلف رسانه اي و رواني براي تأثير بر اذهان مردم استفاده مي كنند.

3. وابستگي و عضويت بخشي مهمي از جامعه به سازمان هاي فوق الذكر كه قدرت بسيج را به آنها مي دهد؛[6]

4. انقلاب‌هاي مخملي بيشتر در هنگام انتخابات روي مي‌دهد و کشورهايي که انتخابات آزاد و رقابتي نداشته باشند، مستعد انقلاب مخملي هستند. به اين معني که گروه‌هاي مخالفِ هيأت حاکمه در موقع انتخابات که فضاي آزاد بيشتري به وجود مي‌آيد با همديگر متحد مي‌شوند و با استفاده از قدرت رسانه‌اي داخلي و خارجي با برپايي تجمعات مسالمت‌آميز و اعتراضات گسترده، به گروه حاکم که از برگزاري انتخابات آزاد جلوگيري مي‌کنند اعتراض مي‌نمايند و باعث انفعال طرفداران نظام انحصارگرا مي شوند که در نتيجه آن انتخابات از حالت انحصار خارج مي‌شود و کانديداهاي مخالف نظام موجود انتخاب مي‌شوند.

5. دولت هاي داراي دشمنان پايا و قدرتمند همواره در معرض اقدامات دشمن براي ايجاد زمينه هاي لازم جهت اجراي طرح هاي براندازي از روش هاي نوين هستند.

6. به طور کلي ضعف دمکراسي، انحصارگرايي، فقر اقتصادي، بي‌هويتي ملي، فساد اداري و سرکوب منتقدان زمينه را براي بروز انقلاب‌هاي مخملي فراهم مي‌کند، در چنين شرايطي رسانه‌هاي داخلي و خارجي اطلاع‌رساني کرده و باعث اتحاد جنبش‌هاي مردمي و دانشجويي مي‌شوند.[7]

بر اين اساس ريشه هاي اصلي براندازي نرم را بايد در نارضايتي عمومي در نتيجه ناكارآمدي نظام سياسي جستجو كرد. از طرف ديگر اصلاحات عملي و آزادي‌هاي سياسي انتخابات آزاد، پاسخگويي حاکميت و چرخش قدرت مانع تحقق انقلاب‌هاي رنگين مي‌شود و تا زماني كه يک نظام از کارآمدي لازم و پشتوانه مردمي برخوردار باشد، انقلاب هاي رنگين و براندازي نرم هرچند از حمايت هاي گسترده مخالفين و بيگانگان برخوردار باشد، كارساز نخواهد بود.

بازيگران انقلاب هاي مخملي

بازيگران متعددي در صحنه انقلاب هاي رنگين به ايفاي نقش مي پردازند، از جمله :

1. پتانسيل هاي واگرايي موجود در جامعه (مانند اقوام و اقليت ها)؛ 2. رسانه ها و مطبوعات؛ 3. نخبگان سياسي، اجتماعي و علمي؛ 4. جنبش هاي اجتماعي مانند جنبش زنان، دانشجويان، كارگري، صنفي و...؛ 5. اپوزيسيون خارج از حاكميت ؛ 6. و بالآخره سازمان هاي غيردولتي و مدني.

در ادامه به دليل اهميت نقش اين سازمان ها در انقلاب هاي رنگين به بررسي يکي از مهمترين اين سازمان ها مي پردازيم :

براساس واقعيت هاي موجود سازمان هاي غيردولتي (NGO) نقش بسيار مهمي در اين انقلاب ها داشته و دارند. يك از اصلي ترين نهادهاي برنامه ريز و هدايت کننده، بنياد(Open Society) يا «جامعه باز» است. اين بنياد متعلق به «جورج سوروس» يكي از شاگردان كارل ريموند پوپر نظريه پرداز ليبرال دموكراسي است. بنياد سوروس كه با سرمايه هاي يهوديان آمريكايي اداره مي شود نقشي جدي در كشورهاي تازه استقلال يافته و در تغيير دولت ها به نفع آمريكا از خود به جا گذاشته است. اين بنياد از طرف دولت آمريكا با تزريق ثروت هاي كلان به ناراضيان، شرايط سياسي- اجتماعي را به بحران تبديل كرده و در نهايت با نشاندن عوامل بومي جيره خوار آمريكايي جريان را به نفع سياست هاي آمريكا تغيير مي دهد. بنياد سوروس دومين سازمان رسانه‌اي جهان است كه بيشترين شبكه‌هاي تلويزيوني، خبرگزاري‌ها، سايت‌ها، خبرنامه‌ها و روزنامه‌ها را در سطح جهان مديريت و هدايت مي‌كند.

بسياري از صاحبنظران سياسي بواسطه وجود اسناد مرتبط با فعاليت بنياد سوروس در بسياري كشورها، معتقدند كه هدف اين بنياد در كشورهاي مختلف چيزي نيست جز `براندازي نرم و خاموش` و ديگر فعاليت‌هاي آن نظير؛ كمك‌هاي انسان دوستانه، بهداشت عمومي، رعايت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادي، حقوقي و سياسي، حمايت از رسانه‌هاي مستقل و... همه جنبه پوششي و كارويژه منحرف نمودن اذهان را پيدا مي‌كند. از اين رويكرد، سوروس به منظور ظاهرسازي اين مساله سعي نموده در هر كشور فعاليت‌هاي مالي و مطالعاتي را به همراه يكديگر دنبال نمايد. و سپس با ارزيابي مخالفان دولت مركزي و حمايت از مطبوعات مخالف دولت، زمينه را براي انقلابي آرام و به شكست كشاندن دولت و يا حكومت فراهم نموده است. عمده‌ترين فعاليت اين بنياد در حوزه كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز مي‌باشد. در واقع براي اولين بار درسال 1997 و در جريان ورشكستگي مالي و اقتصادي كشورهاي جنوب شرق آسيا، فعاليت بنياد مذكور به آسياي ميانه كشيده شد و در كشورهاي اين منطقه نمايندگي‌هايي را تحت عنوان «جامعه باز» تأسيس نمود.[8] هدف اين بنياد از تأسيس اين نمايندگي‌ها، به راه انداختن انقلاب‌هاي مخلمي و تحقق دمكراسي موردنظر سوروس در كشورهاي هدف و تغيير نظام سياسي اين كشورها بود. خود سوروس در مصاحبه اي مطبوعاتي اشاره مي كند كه طرح وي «در گرجستان موفقيت آميز است، و در ديگر كشورها هم اجرا مي شود.»[9] هم اکنون بنياد سوروس در بيش از 30 كشور جهان از جمله جمهوري‌هاي آذربايجان، ‌ارمنستان، ‌ازبكستان، اوكراين، ‌تاجيكستان، روسيه، گرجستان، قرقيزستان، ‌قزاقستان و مولداوي داراي نمايندگي‌هاي فعال است.
پي نوشت ها:

[1]- ر.ک : فرهنگ علوم سياسي، علي آقابخشي، تهران : چاپار، 1383، ص 721.

[2]- براندازي نرم؛ راهبردها و راهكارهاي مقابله، محمدعلي داداشي، مجله مجله پگاه شماره 224.

[3]- انقلاب رنگي، ويکي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد.

[4]- کرمي، مهران. «جنگ بي‌ دود و تفنگ». هفته‌نامه تحليلي-خبري شهروند امروز. ۷ مرداد ۱۳۸۶، شماره ۳۹،ص ۲۷.

[5]- اصطباري، اميرحسين. «جهاني شدن و انقلاب». هفته‌نامه تحليلي-خبري شهروند امروز. ۷ مرداد ۱۳۸۶، شماره ۳۹،ص ۲۸.

[6]- براندازي نرم؛ راهبردها و راهكارهاي مقابله، محمدعلي داداشي، مجله مجله پگاه شماره 224.

[7]- انقلاب مخملي چيست؟، هفته نامه نصير بوشهر.

[8]- ر.ک : جامعه باز و انقلاب مخملي، محمدمهدي شيرمحمدي، پايگاه خانه ملت، سه شنبه 13 تير 1385.

[9]- روايتي از انقلاب مخملي، محمدتقي فهيم، روزنامه کيهان، پنجشنبه 8 دي 1384.

[10]- شكست اصلاح طلبان در جنگ نرم شواليه هاي ناتوي فر هنگي -49 فصل پنجم، پيام فضلي نژاد، سه شنبه 30 بهمن 1386.
(انقلاب مخملي و براندازي نرم (1)،عليرضا محمدي،نشريه الکترونيک پرسمان، ش 45)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .