انتخاب رئيس جمهور توسط رهبر؟

چرا رهبري رئيس قوه مجريه و مققنه را خود نصب نمي كند در حاليكه با توجه به نامه هاي قيد شده در نهج البلاغه( 5،18،20،27 و در نامه 34 كه محمد بن ابي بكر را عزل و مالك را نصب كرد،نامه 42 بعد از نصب نعمان بن عجلان به فرمانداري بحرين در سال 36، و نامه تكميلي كه فكر كنم كاملترينش باشه نامه 53 هست كه امام به مالك نوشت و فرمانداري مصر رو به وي داد.)در حكومت امام علي(ع) داريم كه ايشان خود همه پست هاي حكومتي را نصب مي كردند؟

با سلام و احترام خدمت شما , در حكومت حضرت علي عليه السلام به دليل سادگي ساختار اداره حكومت و پيچيده نبودن آن , عزل ونصب فرمانداران و مسئولان مناطق مختلف حكومت اسلامي توسط خود حضرت انجام مي گرفت و در هر بخشي افراد به انجام وظايف خود مي پرداختند . اما اين بدان معنا نيست كه در حكومت اسلامي الزاماً بايد تمامي مسئولان كشور توسط حاكم اسلامي انتخاب شوند , بلكه در حكومت اسلامي مي توان بر اساس شيوه هاي مناسب و مورد قبول ديني , مسئولان كشوري را برگزيد و در اين راستا در مواردي كه مي توان از شيوه انتخاب مردمي بهره گرفت , از اين شيوه در راستاي دستور ديني « وشاورهم في الامر » « در كارها با آنان ( مردم) مشورت كن » ( سوره آل عمران , آيه 159) استفاده نمود و در مواردي نيز كه لازم باشد , انتخاب توسط رهبري انجام مي شود , مانند انتخاب رئيس قوه قضائيه و فقهاي شوراي نگهبان و... براين اساس در نظام جمهوري اسلامي كه بر پايه مباني ديني شكل گرفته است، به نقش و جايگاه مردم به عنوان وظيفه و مسئوليتي شرعي و قانوني توجه شده است زيرا اولاً؛ شكل گيري و موجوديت نظام اسلامي وابسته به همراهي و مشاركت آنان است و هيچ نظامي بدون همراهي مردم ، امكان تحقق و شكل گيري ندارد بنابر اين، مردم در مقبوليت نظام ، نقش محوري دارند هر چند مشروعيت و حقانيت نظام بر اساس بينش ديني از ناحيه خداوند است چه اينكه « بر اساس بينش اسلامي و توحيدي خداوند رب و صاحب اختيار هستي و انسان هاست و چنين اعتقادي ايجاب مي كند كه تصرف در امور مخلوقات خداوند حتماً با اذن و اجازه او صورت بگيرد و از آنجا كه تشكيل حكومت و تنظيم قوانين و ايجاد نظم مستلزم تصرف در امور انسان ها و محدود ساختن آزادي افراد است ، اين امر تنها از سوي كسي است كه داراي اين حق باشد يا از ناحيه او مجاز باشد و بر اساس آيات و روايات ما معتقديم خداوند كه منشأ حقوق است ، اين حق را به پيامبر اكرم و امامان معصوم عليهم السلام واگذار نموده و در عصر غيبت به ولي فقيه به عنوان نائب عام امام معصوم » ( محمد تقي مصباح يزدي ، نظريه سياسي اسلام ، قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) ، 1378، ج2، ص 40) و از ديگر سو، « جمهوريت نظام اسلام، پشتوانه وجود عيني اسلام است؛ زيرا فقيه جامع شرايط رهبري، گرچه در حدّ عدالت فردي، اسلامِ ممثّل است، ليكن هرگز با يك فرد، اسلام در جامعه مُمَثَّل نمي‏شود و به منظور تمثّلِ عيني اسلام در تمام ابعاد و شؤون فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي، نظامي، و سياسي، چاره‏اي جز اقتدار ملّي كه تبلور جمهوريت است نخواهد بود؛ چه اينكه سهم تعيين‏كننده آراء جمهور در تمام مراحل انتخاب توكيلي، ملحوظ و مدوّن است.»( عبد الله جوادي آملي ، عبد الله ، ولايت فقيه ، ولايت فقاهت و عدالت ، قم: مركز نشر اسرا ، 1385، ص 487-488)
ثانياً؛ توجه به رأي و نظر مردم در متون اسلامي جايگاه با اهميتي دارد . در اين خصوص مي توان به آيات و رواياتي كه در مورد شورا ، بيعت ، مسئوليت مردم ، مسئوليت عمومي مسلمين ، اهتمام به امور مسلمين و... وجود دارد توجه كرد . خداوند متعال به پيامبر اكرم دستور مي دهد« وشاورهم في الامر « «با مردم در امور مشورت كن» (سوره آل عمران ، آيه 159) همچنين مي فرمايد « وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُم‏ »« و امورشان به صورت مشورت در ميان آنهاست.» ‏(سوره شورى، آيه38) يعني امور مربوط به خود مردم، كه در آن حكمي الهي نيامده يا حكم الهي در آن مورد، تعيين مصداق نكرده، بايد به صورت مشورتي حلّ و فصل شود. يكي از مصاديق مشورت با مردم، انتخاب مسئولان مختلف نظام توسط مردم و راهكار انتخابات است .
همانگونه كه مقام معظم رهبري فرمودند: « در اسلام حق الله رقيب حق الناس نيست ، حق مردم ، همه حقوق مردم از جمله حق انتخاب كه قطعاً براي مردم وجود دارد در امر حكومت ، اين ناشي است از حكم الهي ، همه حقوق مردم اعتبارش متخذ از حاكميت خداوند و آنچه كه خداي متعال مقرر فرموده است .» ( پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ، بيانات در ديدار اعضاي مجلس خبرگان ، 23/12/80)
بر همين اساس ،از نظر قانوني نيز به نقش و جايگاه مردم توجه ويژه اي شده است و مطابق اصل پنجم قانون اساسي « در جمهوري اسلامي ايران‏ امور كشور بايد به‏ اتكا آرا عمومي اداره‏ شود، از راه‏ انتخابات‏، انتخاب‏ رييس‏ جمهور، نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي اسلامي، اعضاي شوراها و نظاير اينها، يا از راه‏ همه‏ پرسي در مواردي كه‏ در اصول‏ ديگر اين‏ قانون‏ معين‏ مي گردد.»
بنابر اين ، اين مردم هستند كه بايد نمايندگان خود را برگزينند و نمي توان اين حق را ناديده گرفت . البته براي جلوگيري از ورود افراد داراي انحراف فكري و كساني كه اعتقادي به نظام اسلامي ندارند ، شوراي نگهبان وظيفه تأييد صلاحيت نامزدهاي انتخابات را بر عهده دارد تا افرادي كه حداقل شرايط و صلاحيت را دارا هستند ، به مردم معرفي شوند و مردم با راهنمايي آگاهان ، علما و معيارها و ضوابطي كه براي فرد اصلح در هر مسئوليت وجود دارد ، به انتخاب افراد مناسب اقدام مي كنند . از طرفي شركت دادن واقعي مردم در امور كشور موجب احساس نقش و جايگاه در نظام شده و مردم نظام را از آن خود خواهند دانست و همکاري و همياري مردم با مسئولين افزايش مي يابد- برخلاف اينكه مردم هيچگونه نقشي در امور كشور برعهده نداشته باشند- و از آنجا كه بازتاب و پيامد انتخاب خود را مي بينند ، تلاش خواهند نمود تا در انتخاب افراد دقت لازم را انجام دهند .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
15 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .