امتیازهای نظام ولایت فقیه نسبت به دیگر نظام های سیاسی ؟

امتیازات نظام ولایت فقیه بر سایر نظام ها را به اختصار بیان کنید؟

این امتیازات عبارتند از:

الف. انسجام درونی

اولین امتیازی که نظام ما بر سایر نظامها دارد، انسجام درونی آن است. در سایر نظامهای دموکراتیک، شاخص اصلی پیشرفت و دموکراتیک بودن را تفکیک قوا، و عدم دخالت قوا در یکدیگر معرفی می کنند اما عملاً نظامی را سراغ نداریم که در آن، قوا کاملاً از یکدیگر مستقل باشند و در یکدیگر دخالت نکنند و قانون تا حدی به قوا اجازه دخالت در یکدیگر را نداده باشد. البته همه اینها علاوه بر دخالت های غیرقانونی و تخلفات و اعمال فشارهایی است که برخی از قوا دارند.
در این نظامها عملاً قدرت در اختیار یک قوه قرار می گیرد و آن قوه با استفاده از قدرت و امکانات گسترده ای همچون نیروهای نظامی و انتظامی، امکانات مالی و اقتصادی و بودجه یک مملکت که جهت پشتیبانی همه قوا در اختیار دارد عملاً همه اهرم های فشار را تصاحب می کند و هر وقت که بخواهد می تواند از قدرت خود سوء استفاده کند.
این زمینه ها، یک نوع ناهماهنگی درونی در نظامهای دموکراتیک ایجاد می کنند اما در نظام ما، در عین تفکیک قوا و استقلال آنها، آن ناهماهنگی وجود ندارد؛ چون در نظام ما یک عامل وحدت بخش و هماهنگ کننده ای وجود دارد به نام ولایت فقیه که با اشرافی که بر قوای حکومتی دارد، بین آنها هماهنگی و انسجام ایجاد می کند و به عنوان محور نظام از ایجاد بحران جلوگیری می کند، حتی ما مشاهده کرده ایم که چگونه مقام معظم رهبری در مقاطعی از ایجاد تنش بین مسئولین قوا جلوگیری کرده اند و گاهی که زمینه بحران فراهم می شد، رسماً رئیس قوه مجریه از ایشان می خواست که با اعمال قدرت جلوی بحران را بگیرد و ایشان به خوبی بحران را مهار می کردند. ولی فقیه گرچه مستقیماً مسؤول هیچ یک از قوا نیست، اما مسؤولین قوای سه گانه یا مستقیماً توسط ایشان نصب می گردند، و یا به تعبیر قانون اساسی ایشان رأی مردم را تنفیذ می کنند و با نصب و تنفیذ ایشان مسؤولیت و مقام سران قوا اعتبار و مشروعیت می یابد. پس یکی از امتیازات نظام ما انسجام درونی آن است که توسط عامل هماهنگ کننده بین قوا یعنی ولی فقیه ایجاد می شود ولی نظامهای دموکراتیک دنیا از این عنصر بی بهره اند.

ب. ضمانت اجرای درونی و روانی

امتیاز دوم نظام ما بر سایر نظامها وجود ضمانت اجرایی درونی و روانی است که در آحاد مردم وجود دارد و این ضمانت اجرایی درونی در پرتو احساس وظیفه شرعی در اطاعت از مقررات و قوانین این نظام و دولت اسلامی به وجود می آید.
چنین ضمانت و کنترل درونی در سایر نظامها وجود ندارد و در اکثر قریب به اتفاق نظامها قوانین با قدرت و زور بر مردم تحمیل می شود و هر کجا که مردم احساس آزادی بیشتر و کنترل کمتری کنند، از زیر بار قوانین شانه خالی می کنند.
ممکن است گفته شود که افراد در باب رعایت مقررات و نظم در کشورهای اروپایی بسیار دقیقند زیرا مردم بصورت خودکار و اتوماتیک وار قوانین و مقررات را اجرا می کنند و مالیات می پردازند. با کمی توجه متوجه می شویم که این نظم و انظباط ظاهری در سایه حاکمیت سیستم کنترلی حاصل آمده که مردم را ملزم به رعایت قوانین می کند و مالیات ها را وصول می کند و کمتر کسی می تواند تخلف کند. سیستم وصول مالیات در سایه تجربیات چند قرنه غرب از مکانیسم دقیق و پیچیده ای برخوردار شده است و بر این اساس به صورت های مختلف مالیات را از مردم وصول می کند و اجازه تخلف به آنها نمی دهد. گرچه باز هم شرکت های بزرگ با زد و بند با مسؤولان مملکتی و روابطی که با نظام قدرت دارند سعی می کنند از پرداخت مالیات جلوگیری کنند. پس اگر در کشورهای غربی نظم در رعایت قوانین وجود دارد به خاطر ترس از عوامل کنترل کننده ای همچون پلیس، ماهواره و سیستمهای الکترونیکی بسیار پیشرفته است که اکثر تخلّفات را کشف می کند، نه به علت عامل درونی و روانی. یعنی آنها امکان تخلف را ندارند. والا شناگران ماهری هستند.
اما در نظام اسلامی غیر از این عامل کنترل بیرونی و ترس از مجازات و جریمه که البته وجود دارد عامل مهم دیگری نیز وجود دارد که اگر در مردم تقویت شود توانایی بالایی در رفع بسیاری از مشکلات اجتماعی و حل آنها دارد. آن عامل عبارت است از کنترل درونی و نظارت درونی افراد در انجام مقررات و قوانین. این عامل ناشی از ایمان مردم به لزوم اطاعت از مقررات و قوانین دولت اسلامی است و به واقع مردم انجام مقررات را وظیفه شرعی خود می دانند که در نظام غیراسلامی چنین انگیزه ای وجود ندارد.
این که حضرت امام خمینی (رحمه الله) به عنوان مقتدا و پیشوا و مرجع تقلید مردم می فرماید: «اطاعت از مقررات دولت اسلامی شرعاً واجب است» موجب می گردد مردم قوانین دولت اسلامی را قوانین خدا و مورد رضایت او بدانند و در نتیجه، با احساس وظیفه الهی و شرعی به آنها گردن نهند و تخلف از آن مقررات را موجب مجازات الهی و اخروی بدانند. البته ما انکار نمی کنیم که در نظام ما نیز تخلفاتی صورت می گیرد، اما این تخلفات نسبت به موارد تبعیت و اطاعت از قوانین ناچیزند، و اگر بنا بود که شمار تخلفات از موارد اطاعت از قانون بیشتر باشد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد و نظام از هم گسسته می شد.

ج. برخورداری رهبری از عالی ترین مراتب تقوا و شایستگی

امتیاز سوم نظام ما بر سایر نظامها این است که مقام رهبری باید برخوردار از عالی ترین مراتب تقوا و شایستگی های اخلاقی و عظمت شأن و قداست باشد، چون بر طبق اعتقادات اسلامی، ایشان جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)‌ و امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و مردم او را تجلی و نمودی از شخصیت امام زمان می شناسند و از این رو، مرتبه ای از عشق و محبتی که به آستان مقدس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ابراز می دارند در حق ایشان نیز ابراز می کنند.
در نظام اسلامی اگر رهبر جامعه مرتکب تخلف یا گناهی شود که موجب فسق و سقوط از عدالت است، خود به خود از مقام ولایت بر مسلمین منعزل می گردد و چنین شخصی صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را ندارد. در این صورت حتی نیازی به تشکیل دادگاه و عزل کردن او از مقامش وجود ندارد بلکه او خود به خود عزل شده است و خبرگان تنها نقش اعلام عدم صلاحیت او بر رهبری را دارد، نه اینکه او را عزل کند.
در هیچ یک از نظام های دنیا، مسؤولان عالی رتبه برخوردار از شایستگی های اخلاقی که رهبری در نظام ما از آنها برخوردار است نمی باشند، و حتی رهبر بعضی از کشورها سرتا پا آلوده به فساد اخلاقی و گناه هستند. مثلاً در آمریکا که به اصطلاح یکی از متمدن ترین، پیشرفته ترین و بزرگترین کشورهای دنیاست، رئیس جمهور متهم به فساد اخلاقی و جنسی شد و چندین شاهد به فساد و جرم او شهادت دادند و خودش نیز اعتراف کرد ولی کماکان بر سر قدرت باقی ماند و هیچ مشکلی نیز پیش نیامد. در چنین نظامی حتی اگر دنیا به فاسد بودن شخصی آگاه باشند باز امکان رهبری برای او موجود است و با زد و بندهای سیاسی می تواند چنین پستی را احراز کند و یا در آن باقی بماند و حتی در دوره های بعد نیز انتخاب شود بنابراین در نظام اسلامی چنین امتیازی وجود دارد که هیچ شخصی که حتی یک گناه کبیره مرتکب شود و از عدالت ساقط گردد صلاحیت رهبری بر مسلمین را ندارد و در هیچ نظامی نسبت به مسؤولین کشور و بخصوص عالی ترین مقام کشور، یعنی رهبری، این قدر سخت گیری نشده است.

د. رعایت مصالح معنوی و واقعی انسان ها

در نهایت، از جمله مهمترین امتیازات نظام ما بر سایر نظام ها رعایت مصالح واقعی انسانهاست؛ ما به عنوان مسلمان معتقدیم که خداوند بهتر از دیگران مصالح انسانها را می شناسد و ما می خواهیم دقیقاً همان مصالحی که خداوند در نظر گرفته است در جامعه تحقق یابد، و این مهم جز در سایه عمل به احکام و قوانین دینی تأمین نمی شود. در روی زمین تنها نظام جمهوری اسلامی ایران است که در اصل چهارم قانون اساسی آن آمده است: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی، غیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق و یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است. یعنی حتی اگر قانون و مصوبه ای برخلاف اطلاق و عموم دلیل شرعی باشد، اعتبار ندارد. بنابراین، تنها کشوری که قوانین آن ضامن تأمین مصالح واقعی انسان هاست، کشور ماست.
منبع مقاله :
مصباح یزدی، محمد تقی؛ (1391)، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، قم: انتشارات مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سرّه)، چاپ اول

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .