امتيازات حكومت دينى‏ نسبت به حکومت هاي غير ديني چيست ؟

حكومت دينى در ضمن پاره‏اى شباهت‏ها، از چند جهت با نظام‏هاى غيردينى تفاوت دارد. پاره‏اى از اين تفاوت‏ها عبارت‏است از:
1. تفاوت در اهداف و کارويژه ها: شرح اين مساله پيش¬تر از نظر گذشت.
2. تفاوت در روش‏ها: در نظام‏هاى بى‏اعتنا به دين، برنامه‏ريزى‏ها عمدتاً بدون ملاحظه ارزش‏ها و اصول پايا و بنيادين دينى انجام مى‏پذيرد. مرجع نهايى در چنين نظام‏هايى خرد ابزارى است. بى‏اعتنايى به ارزش‏ها موجب مى‏شود كه انگاره «هدف وسيله را توجيه مى‏كند»، به صورت اصل حاكم درآيد و آرمان‏ها و اصول اخلاقى را ناديده گيرد.
در«حكومت دينى» اما، استفاده از روش‏هاى مغاير با كرامت الهى انسان و مخالف ارزش‏هاى والاى اخلاقى، و ويرانگر كمال و سعادت جاودانى بشر، مجاز نيست. در چنين نظامى«عقل ابزارى» به كلى كنار نمى‏رود؛ بلكه در كادر اصول و ارزش‏هاى عالى انسانى، مجال فعاليت دارد و از لجام‏گسيختگى آن، جلوگيرى مى‏شود.

3. تفاوت در مبدأ قانون‏گذارى: در نظام‏هاى نامبتنى بر دين، خاستگاه قانون، چيزى جز تمايلات، خواسته‏ها، منافع مادى و گرايش‏هاى فعلى و زودگذر آدميان نيست.
در مقابل«حكومت دينى»، مبتنى بر اصل«توحيد» در ربوبيت است. منشأ اصلى قانون در اين نگرش، تنها خداوند است؛ خدايى كه خالق، مالك و رب انسان است و بهتر از هر كسى از مصالح و مفاسد بشر آگاه است و نسبت به سرانجام او خيرخواه است.
بر اين اساس كاركرد مجارى قانون‏گذارى در چنين نظامى، عمدتاً كشف و استنباط قوانين الهى و تطبيق آن بر نيازمندى‏هاى زمان است.
4. تفاوت در زمامداران و كارگزاران: رهبرى هر جامعه‏اى، متناسب با ارزش‏ها و آرمان‏هاى آن جامعه و اهداف اساسى حكومت در آن، تعيين مى‏شود. در نظام‏هاى لائيك و سكولار، براى رهبرى، شرايط چندانى بيش از توانايى نسبى مديريت كلان اجتماعى لازم نيست؛ اما در نظام اسلامى شرايط ديگرى نيز لازم است. اصول شرايط رهبرى در اسلام عبارت است از:
الف. صلاحيت علمى، مانند: آگاهى لازم از اوضاع و احوال و نيازمندى‏هاى جامعه، آشنايي کافي نسبت به مقتضيات مسائل در دست اقدام، آگاهى ژرف و كافى از آموزه‏هاى اسلامى و توان به كارگيرى آنها در مسائل خرد و كلان، هماهنگ با مقتضيات و شرايط عصري.
ب. توان مديريتي: قدرت تصميم‏گيرى به موقع - به ويژه در شرايط حساس و بحرانى - ابتكار عمل در خروج از بن‏بست‏ها، نوآورى و قدرت ايجاد رشد و توسعه، از دست ندادن فرصت‏ها و درعين حال دورى از شتاب‏زدگى.
ج. صلاحيت اخلاقى: در اسلام كفايت اخلاقى رهبر جامعه اسلامى و اتصاف او به عدالت، تقوا، پاكدامنى، امانت‏دارى، شجاعت، دورى از خودخواهى، هواپرستى، رياست‏طلبى و ديگر رذايل اخلاقى، بسيار تأكيد شده است. اين مسأله از چند جهت حائز اهميت است:
يكم. از آن رو كه حاكم جامعه اسلامى، بايد به پا دارنده عدالت و مجرى احكام الهى باشد؛ خود بايد با تمام وجود تابع آنها بوده و التزام قلبى و عملى كامل نسبت به هنجارهاى دينى داشته باشد.
دوّم. رهبر جامعه اسلامى علاوه بر اداره اجتماع، رسالت هدايت و تربيت دينى جامعه را نيز بر عهده دارد. از اين رو بايد خود به زيور فضايل و اخلاق عالى انسانى و ادب اسلامى آراسته و از لغزش‏ها به دور باشد تا بتواند در مورد مقتضى، ديگران را به راه كمال رهنمون شود و از آفات و آسيب‏هاى اخلاقى باز دارد.
زمامداران و چهره‏هاى برجسته و شاخص هر جامعه، خواه ناخواه نقش الگويى براى قشر وسيعى از جامعه پيدا كرده، و منش و سيره و رفتارشان تأثيرات جدى در الگوپذيرى توده‏ها و بهنجار و يا نابهنجار شدن رفتار آنان دارد. اميرمؤمنان‏عليه السلام در اين باره مى‏فرمايد: «من نصب نفسه للناس اماماً فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره». اين مساله باعث مي شود که حكومت دينى، به نظام کنترل دروني تجهيز و نسبت به خطر استبداد و فساد قدرت، مصونيت بالايى پيدا کند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .