امامت و خلافت

فرق بين امامت و خلافت را روشن نموده و توضيح دهيد كه اين دو چه نسبتى با يكديگر دارند؟ آيا مقابل هم مى باشند؟

79658_icon175x175.pngاگر معناى لغوى «امامت» و «خلافت» را در نظر بگيريم،بين آن دو تقابل نيست و خليفه،«امام» نيز خوانده مى شود؛ليكن اگر محتواى دو جريان و دو گونه رهبرى را،ناظر به دو مكتب پديد آمده در جامعه اسلامى در نظر گيريم و آن دو را با معيارهاى تعيين شده در نصوص دينى بسنجيم؛به روشنى در مى يابيم كه حكومت مورد تأييد دين،همان نظام «امامت و ولايت» است.اين مطلب دلايل فراوانى دارد؛از جمله:
یكم. دلايل قرآنى مبتنى بر اينكه امامت، عهدى الهى است و تنها به اشخاصى كه داراى صلاحيت و شايستگى هاى ويژه اى باشند، مى رسد: «وَ اِذِ ابْتَلى اِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماما قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَتى قالَ لايَنالُ عَهْدِى الظالِمينَ»[1]؛ «[به خاطر آوريد] هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده اين آزمايش ها برآمد؛ خداوند به او فرمود:  من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم؛ ابراهيم عرض كرد: از دودمان من [نيز امامانى قرار بده]، خداوند فرمود: پيمان من، به ستمكاران نمى رسد [و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايستؤ اين مقام اند]». اين آيه نشان مى دهد:
1. امامت عهد و پيمانى خدايى است و از سوى خداوند وضع و اعتبار مى شود.
2. ستمكاران ـ چه ستم پيشگان عملى و چه اعتقادى ـ شايستگى اين منصب الهى را ندارند؛ هر چند از ذريه پيامبر بزرگى چون ابراهيم (علیه السلام) باشند.
دوّم. دلايل روايى مبتنى بر اينكه امامت و رهبرى مخصوص امامان اهل بيت عصمت و طهارت (علیهم السلام)  است.
اين دلايل بسيار و متواتر است. جالب اينكه بيشتر اين نصوص، در متون معتبر اهل سنت نيز يافت مى شود؛ از جمله:
پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «لا تزال هذه الامة مستقيما امرها، ظاهرة على عدوّها، حتى يمضى منهم اثنا عشر خليفة كلّهم من قريش»[2]؛ «كار اين امت بسامان است، تا وقتى كه دوازده خليفه بر آنان حكم رانند، كه همگى از قريش اند».
در روايت ديگرى آمده است: «كار اين امت تا هنگامى كه دوازده مرد بر آنان ولايت داشته باشند، در جريان است».[3]
مشابه اين روايات در متون شيعه و سنى، بسيار زياد است. احاديث ديگرى نيز در تفسير اين روايات وارد شده است؛ از جمله: امام جوينى (امام الحرمين) از عبداللّه  بن عباس روايت مى كند كه پيامبراكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«انا سيدالنبيّين و على بن ابيطالب سيّد الوصيّين و ان اوصيائى بعدى اثناعشر،  اولهم على بن ابى طالب و آخرهم المهدى»[4]؛ «من آقا و بزرگ پيامبرانم و على بن ابى طالب سَرْور اوصيا است. همانا اوصياى پس از من، دوازده نفرند كه نخستين آنان على بن ابى طالب و آخرينشان مهدى(عج) است».[5]
سوّم. دلايل مربوط به ولايت فقيه در عصر غيبت كه جداگانه قابل بررسى است.
پی نوشت ها
_________________________________
[1]ـ بقره 2، آيه 124.
[2]ـ منتخب كنزالعمال، ج 5، ص 321؛ تاريخ ابن كثير، ج 6، ص 249؛ تاريخ الخلفاء سيوطى، ص 10؛ كنزالعمال، ج 13، ص 26؛ الصواعق المحرقة، ص 28.
[3]ـ نَدَوى، شرح صحيح مسلم، ج 12، ص 202؛ الصواعق المحرقة، ص 18؛ تاريخ الخلفاء سيوطى، ص 10.
[4]ـ فرائدالسمطين، ش 1164.
[5]ـ براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: عسكرى، علامه سيد مرتضى، امامان اين امت دوازده نفرند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .