اقتراحی برای یك كتاب جنگی

برای پرسش از چند و چون و چیستی كتاب «پایی كه جا ماند» با تعدادی از نویسندگان و فعالان فرهنگی و نویسندگان كشور صحبت كردیم. از ماحصل این اقتراح، ۵ متن ذیل را انتخاب كردیم:

مرتضی سرهنگی، نویسنده‌ی كتاب «محرم در اسارت» و رئیس دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‌ی هنری درباره‌ی «پایی كه جا ماند» نوشت:

یك روز وقتی به دفتر كارم رسیدم، نگاهم به میزی افتاد كه دو جزوه‌ی قطور روی آن گذاشته شده بود. اول ناراحت شدم كه در شلوغی كارها، این دیگر چیست؟ بعد از دقایقی آن را ورق زدم و رسیدم به تقدیمیه‌ی كتاب؛ همانجا ماندم و تا چند روز جلوتر نرفتم. وقتی دیدم این كتاب به كسی تقدیم شده كه شكنجه‌گر این آزاده بوده است، اولین چیزی كه به ذهنم رسید این بود كه این شخص برای اسارتش و به تبع آن برای جنگیدنش معنایی عالی قائل بوده است. تا مدت‌ها من و این متن مانده بودیم و به هم نگاه می‌كردیم تا این كه خواندن آن را شروع كردم و یك ماه طول كشید.

اسارتگاه جایی است كه هیچ چیزش باب میل اسیر نیست. یك اسیر باید اولاً خودش را با هر شرایطی كه برای غلبه بر او تدارك دیده شده سازگار كند و در ثانی باید بر آن شرایط نیز غلبه كند. ما در جنگ و اسارت دیدیم كه ایرانیان و فرهنگ آن‌ها بر عراقی‌ها غلبه پیدا كرد و باید اذعان كرد كه ما اسیرانی داشتیم كه بر افسران عراقی تأثیرهای عمیقی گذاشتند.

گلعلی بابایی، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس و نویسنده‌ی كتاب «همپای صاعقه» برای اثر سید ناصر حسینی‌پور دل‌نوشته‌ای را تقدیم كرد:

دَمِت گرم آقاسید! خدا به تو و به قلمت بركت بدهد. به قلم تو كه بوی سادگی می‌دهد و انسان را می‌بَرَد به كوچه پس‌كوچه‌های شرف و مردانگی مردمان این دیار.

سیدجان! ما تا حالا فقط همین‌قدر می‌دانستیم كه بچه‌های تیپ ۴۸ فتح از رزمنده‌های استان كهكیلویه و بویراحمدی هستند. زمان جنگ هم هر جایی كه كارمان گیر می‌كرد می‌گفتیم پس كجا هستند این بچه‌های ۴۸ فتح؟ وقتی هم كه می‌آمدند، واقعاً بن‌بست عملیات شكسته می‌شد.
جنگ كه تمام شد، نه اسمی از آن‌ها ماند و نه رسمی (البته در این دنیا).

آن‌ها اهل شهرها و روستاهای یك استان محروم بودند كه با تمام شدن جنگ به سر كار و كشاورزی‌شان برگشتند؛ بدون هیچ ادعایی. اما حالا قلم تو آن‌ها را در این دنیا هم جاودانه كرد. گردش زیبای قلمِ تو پرده‌ها را كنار زد و به همه فهماند كه اگر امروز آرامشی دارند، از صدقه‌سر همان‌هایی است كه مردانه در مقابل هجوم دشمن ایستادند؛ مردانی كه فقط جنگجو نبودند، بلكه زن، فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر و در یك كلام اهل عشق و زندگی هم بودند. اما وقتی پای حفظ انقلاب و كشور به میان آمد، از همه‌ی آن‌ها گذشتند. این‌ها را در صفحات كتاب تو خواندیم.

می‌‌‌خواهم بگویم سیدجان! تو اگر پایت را در جبهه جا گذاشتی، من، با مطالعه‌ی این كتابِ قشنگ، تمام روح و قلبم را در جزیره‌ی مجنون و اردوگاه مخوف «تكریت» جا گذاشتم.

آن‌جایی كه تو یكی از جعبه‌‌های سیاه‌ جنگ را باز كردی و آنچه در تیرماه ۱۳۶۷ بر رزمندگان مدافع ما در جزایر مجنون گذشت، ماهرانه بر صفحات كتاب خاطراتت نگاشتی.

تو از چگونگی مقاومت عاشورایی همرزمانت در جزیره‌ی مجنون گفتی، از تشنگی و مظلومیت آن‌ها نوشتی و قصه‌ی تلخ سقوط جزایر و چگونگی به اسارت درآمدن خود و دیگر یاران همراهت را به زیبایی روایت كردی. از همه‌ی این‌ها كه بگذریم، شاهكار كتاب تو تازه از این به بعد شروع می‌شود، آن‌جایی كه تو جعبه‌ی ‌سیاه دیگر جنگ را هم رمزگشایی كردی و با سلیقه‌ی منحصر به فرد خودت، بر روی كاغذپاره‌های به ظاهر بی‌ارزش، آنچه بر بیست هزار اسیر ثبت ‌نام نشده و گمنام ایرانی گذشته بود روی این تكه‌های كاغذ به صورت روزشمار نوشتی.

مرور خاطرات سید ناصر در اردوگاه‌های مخوف صدام بعثی، قلب هر انسانی را به درد می‌آورد و این سؤال را پیش روی وی قرار می‌دهد كه: انسان‌ها مگر چقدر می‌توانند پلید باشند؟

سعید عاكف، كه او را بیشتر با كتاب «خاك‌های نرم كوشك» می‌شناسیم در مورد كتاب حسینی‌پور گفت:

در بحث دفاع مقدس و در مقایسه با دیگر جنگ‌هایی كه در سده‌های اخیر اتفاق افتاده، متوجه می‌شویم كه رزمندگان ما در این جنگ‌ها استثنا بوده‌اند. این استثنا بودن جنگ ما هم بواسطه‌ی نیروی ایمان و معنویت آن‌ها بود و این‌كه آن‌ها به اهل بیت علیهم‌السلام توسل می‌كردند. از این جهت و به دلیل روحیه‌ی ایمانی رزمندگان ما آن‌ها توانستند جبهه‌ی مقاومتی را در دل نیروهای عراق برپا كنند و این مقاومت عراقی‌ها را درمانده كرده بود. من تحقیقات گسترده‌ای در زمینه‌ی شكنجه در نقاط مختلف داشته‌ام اما شكنجه‌هایی كه بچه‌های ما در دوران اسارت تحمل می‌كردند، بسیار بی‌نظیر و كم‌نظیر بودند. شكنجه برای زمان درماندگی دشمن است و بعثی‌ها در نهایت درماندگی دست به شكنجه رزمنده‌های ما زدند. این شكنجه‌ها تنها به سید ناصر حسینی‌پور محدود نمی‌شد و بسیاری از رزمندگان دیگر هستند كه مقاومت‌های بسیاری از خود نشان داده‌اند، اما متذسفانه خاطره‌ای از آن‌ها باقی نمانده است.

محسن مؤمنی، رئیس حوزه‌ی هنری نیز برداشت خود از این كتاب را این‌گونه بیان كرد:

این كتاب شامل دو بخش است: بخش اول این كتاب به مقاومت جانانه‌ی سید ناصر در زندان اشاره می‌كند و به چگونگی به اسارت درآمدن و مقاومت وی در زندان می‌پردازد. این كتاب با توصیف لحظه به لحظه‌ی وقایع، بسیاری از افرادی را كه در جنگ حضور داشتند و تا به حال اسمی از آن‌ها در كتاب‌ها و اسناد نیامده بود را ذكر می‌كند. همچنین به پیشینه‌ی این افراد و شغل افراد اشاره می‌شود.این وقایع در مقایسه‌ای كوچك‌تر به مانند وقایعی است كه در كربلا برای امام حسین علیه‌السلام رخ داد كه رزمندگان حماسه‌آفرینی می‌كنند و عمدتاً شهید می‌شوند.

دومین بخش كتاب به روزگار اسارت مربوط می‌شود. این كتاب چون از زبان سید ناصر نقل می‌شود نه از زبان راوی، از اهمیت بسیاری برخوردار است. همچنین این كتاب در لحظه‌ی وقوع وقایع نوشته شده و این امر بر اهمیت آن می‌افزاید. كاری كه این اثر را متمایز می‌كند نوشته‌هایی است كه نویسنده از عراق با خود به همراه ‌آورده و در ایران آن‌ها را بازآفرینی كرده است. این كتاب گزارش مستقیمی است از اردوگاه‌های عراق. لذا جزئی‌‌نگری در این كار بسیار است و اگر وی این جزئی‌نگری‌ها را انجام نمی‌داد، بسیاری از آن‌ها از خاطر وی می‌رفتند.

اگر سید ناصر این یادداشت‌ها را با خود نمی‌آورد، بسیاری از این جزئیات از خاطر وی می‌رفتند. با این یادداشت‌ها این لحظات شگفت و به‌یادماندنی حفظ شده‌اند. وی در كتاب خود به مسائلی كه در اردوگاه‌ها و خشونت و دژخیمی كه به آن‌ها می‌شود اشاره می‌كند. این‌ها را نویسنده‌ی ما در كتاب خود آورده و در كنار آن صفای باطنی و انسانیت و عمق ایمان رزمندگان ما در برابر نیروهای دشمن را نیز به تصویر كشیده است. این كتاب از این جهت مهم است كه به رزمنده‌ای از یكی از استان‌های گمنام ما می‌پردازد. معمولاً زمانی كه حرفی از دفاع مقدس به میان می‌آید همیشه یاد افراد و دسته‌های خاص به ذهن‌ها خطور می‌كند. اما در این كتاب نویسنده به كسانی پرداخته كه كمتر ذكر و یادی از آنها شده بود. اگر در كهكیلویه و بویر احمد چنین اتفاقی افتاده است، این اتفاق می‌تواند به كل ایران تعمیم پیدا كند.

علی‌رضا مختارپور، نویسنده، منتقد و كارشناس برجسته در حوزه‌ی كتاب، «پایی كه جا ماند» را این‌گونه ارزیابی كرد:

ویژگی بارز كتاب «پایی كه جا ماند» تلاش نویسنده برای ثبت لحظه به لحظه و با جزئیات رخدادهایی است كه در ۸۰۸ روز اسارتش دیده و تحمل كرده است. این به نوبه خود كاری است سخت و ناشدنی! لذا به نظرم خوانندگان باید به دو نكته‌ی مهم توجه كنند. یكی این‌كه به دلیل سخت بودن شرایط و نیز زمان طولانی كه از آن سال‌ها گذشته است، باید احتمال عدم انطباق كامل این گزارش‌ها بر وقایع را داد. چه بسا نویسنده در طول تحقیق و نگارش دچار اشكالاتی هم بشود كه می‌توان با تذكر به او در چاپ‌های بعدی آن موارد را اصلاح كرد. همچنین باید در نظر داشت كه تأیید یك كتاب به معنی تأیید همه‌جانبه و بی‌قید و شرط آن هم نیست. به نظر من روح كلی اثر آقای حسینی‌پور مورد ستایش و تأیید قرار گرفته است.
http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=20946

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
16 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .