اسلام رحماني؟

سلام ـ در بحث اسلام رحماني ميتوان گفت كه اين شعار فقط در مقابل نهادهاي حقوق بشري مطرح شده و صرفا مصرف خارجي دارد و مصرف داخلي ندارد؟يعني ما در فضاي بين المللي شعاري را مطرح كنيم براي عدم تخريب اسلام توسط داعش ـ از طرفي بحث ليبرال كردن جامعه داخل و تناقض رفتاري بين كافر دشمن و كافر غير دشمن نيز هست ـ لطفا اين مبحث رو براي بنده كالا تشريح كنيد

1459840801-U4-N354.jpgچند سالی است که در ادبیات سیاسی کشور مفهومی تازه ­بنیاد تحت عنوان «اسلام رحمانی» رد و بدل می‌شود که در نگاه اول یکی از ابعاد اسلام عزیز یعنی لطف و رحمانیت و محبت،در ذهن انسان تداعی می‌کند.این مفهوم که عمدتاً از سوی جریان‌های سیاسی نزدیک به محافل ليبرال،ابعاد پنهان فراوانی دارد که بررسی و تحلیل آن می‌تواند اهداف و مقاصد طرّاحان آن را تا حدی روشن نماید.موضع‌گیری صریح رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از دانشجویان در روز ۲۰ تیر ۱۳۹۴، نشان از اهمیت این موضوع داشت.در این دیدار ایشان «اسلام رحمانی» را مفهومی با ظاهر زیبا امّا با باطنی غیر اسلامی معرفی نمودند و به جوانان و جریان‌های سیاسی کشور درباره کاربرد این مفهوم هشدار دادند.
پرسشگر ارجمند، با توجه به پرسش در دو بخش به ارائه ي پاسخ مي پردازيم.بخش نخست:اسلام رحماني لازم است توجه داشته باشيد طرح موضوع اسلام رحماني اساسا نه از سوي مدافعين و معتقدين به نظام اسلامي بلكه از سوي معارضين آن و براي تخطئه ي برخي عملكرد ها در نظام جمهوري اسلامي صورت گرفت.بنابر اين برخلاف تصور شما مفهوم «اسلام رحماني» دقيقا با هدف گرفتن نظام اسلامي،با بهانه هاي حقوق بشري طرح گرديده است.به خاطر اهميت بحث مناسب مي دانيم در اين بخش به صورت تفصيلي مساله ي اسلام رحماني را مورد كنكاش قرار دهيم.نظريه پردازان تفكر اسلام رحماني، اسلام خود تفسيري و انحرافي خويش را در قالب كلمات زيبا و قرآني پوشاندند تا كمترين تنش را به وجود آورند و بدون حساس كردن جامعه نسبت به ابعاد انحرافي اين قرائت، آن را در سطح جامعه ترويج و نهادينه كنند. واژه‌اي كه در ابتدا مي‌تواند ناظر به نشان دادن يكي از ابعاد اسلام عزيز يعني لطف و رحمانيت و محبت، در ذهن انسان تداعي شود ولي پشت صحنه طرح آن و موارد استعمال آن با رويكردي خاص نشان از مفهوم و منظور ديگري دارد. ابعاد هستي شناسي،انسان شناسي و روش شناسي اسلام رحماني 1- بهشت پنداري جهان جهنمي؛ بعد هستي شناسي اسلام رحماني: در بعد هستي شناسي اسلام رحماني معتقد است كه تمام عناصر موجود در جهان عناصري همسو با يكديگرند و هيچ تضاد و تزاحمي در عالم نيست؛ يعني جهان مانند بهشت است و نيازي به بغض و خط كشي خودي و غير خودي نيست. اما واقعيت اين است كه در جهاني كه بهشت نيست و تضاد فكري و ستيز عملي ويژگي برجسته آن است، راهي جز شناخت مصالح و مفاسد و شوق به مصالح و بغض نسبت به مفاسد وجود ندارد. 2- اومانيسم ؛ بعد انسان شناسي اسلام رحماني نگاه اسلام رحماني به انسان يك نگاه اومانيستي است. در اين نگرش انسان محور و مدار همه چيز و خالق همه ارزشها است. بر خلاف نگاه دين كه «خداوند» را مدار و محور همه‌ي ارزشها تلقي مي‌كند و اگر به انسان حق تعيين سرنوشت مي‌دهد، در محدوده‌اي است كه خداوند تعيين و مشخص كرده است. اومانيسم اول انسان را به جاي خدا مي‌نشاند و آنگاه وي را به گونه‌اي تعريف مي‌كند كه كاملاً مادي‌گرايانه است. انديشه اومانيسم انسان را همان «من طبيعي» مي‌داند. بنابراين وقتي از حقوق انسان سخن مي‌گويد، منظور فقط حقوق طبيعي يعني حيات، آزادي و مالكيت است. بنابراين اومانيسم به معناي«اصالت انسان» در برابر «اصالت خداوند» و «اصالت راي انسان» در برابر « اصالت وحي خداوند» زير بناي انسان شناسي اسلام رحماني است. 3- هرمنوتيك؛ بعد روش شناسي اسلام رحماني غربي‌ها مباحثي تحت عنوان هرمنوتيك در جمع‌هاي روشنفكري مطرح كردند تا بتوانند تفسيرهاي خود از اسلام و هر دين ديگري را انجام دهند و بدان مشروعيت ببخشند. امروزه تحت عنوان اسلام رحماني مي‌گويند كه ما از اسلام فقط رحمانيتش را مي‌فهميم و غضبش را برداشت نمي‌كنيم و اين برداشت ما از اسلام يك برداشت درست است. آن‌ها مي‌گويند هركسي مي‌تواند برداشت خودش را داشته باشد كه از دل اين نوع برداشت‌هاي متنوع از اسلام بحث «صراط‌ هاي مستقيم» بيرون آمد. هدف اين بود كه حس تعصب نسبت به دين و مقاومت بر ارزش‌هاي ديني را بشكنند و همه نسبت به دين حالت تساهل و تسامح پيدا كنند. درحالي‌كه تعصب صحيح يعني اينكه انسان متدين نسبت به مقدسات، باورها و آموزه‌هاي ديني احساس مسئوليت داشته باشد و از آن‌ها دفاع كند. اين ترفندي كه تحت عنوان هرمنوتيك و برداشت‌هاي متفاوت از دين و صراط‌هاي مستقيم سال‌هاست شروع شده، بدان جا منجر شد كه قرآني در آمريكا چاپ شد كه آيات جهاد قرآن را از آن حذف كردند و فقط آيات رحماني را باقي گذاشتند. توجيه شان براي اين اقدام اين بود كه زمان، زمانه تمدن است و زماني كه قرآن حرف از «قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ» مي‌زند زمانه‌اي بوده است كه اسلام مواجه با انسان‌هاي وحشي و جاهل است؛ اما امروزه همه انسان‌ها متمدن شده اند و درنتيجه آن دستورات اسلام مربوط به اين زمان نيست. 4- شعار اسلام رحماني؛ مصداق سطحي نگري رهبر انقلاب در بحث تاثير گذاري تشكل هاي دانشجويي،ضمن بيان اهميت اين تشكل ها در تصميم سازي به رغم عدم حضور در نهادهاي تصميم گيرنده به آسيب شناسي اين گروه ها پرداخت.يكي از آسيب هاي گروه هاي دانشجويي سطحي نگريستاگر تشكّلهاي دانشجويي و جريان دانشجويي بخواهند يك چنين تأثيرگذاري‌اي را به‌دست بياورند، الزاماتي دارد؛ اين الزامات را بايد رعايت كنند. يكي از اين الزامات عبارت است از كار بر روي مفاهيم اسلامي، يعني عمقي روي مسائل كار كردن؛ سطحي ‌نگري ضرر ميزند.( ۱۳۹۴/۰۴/۲۰بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان) رهبر انقلاب يكي از مصاديق اين سطحي نگري را شعار اسلام رحماني مي داند.البته مي توان در اين مورد اين آسيب را به موارد ديگر تعميم داد زيرا افراد گوناگون در مناصب مختلف به اسلام رحماني از سر آگاهي يا عدم آگاهي اشاره كردند. اهداف سه گانة اسلام رحماني 1- هدف اوليه اسلام رحماني: ليبراليزه كردن اسلام درست است كه به كار بردن اسلام رحماني لزوماً به معني قرائت ليبرالي از اسلام نيست ولي از آنجايي كه استفاده از اين واژه تا حدود بسيار زيادي مفهوم نفي ديگر ابعاد اسلام را به دنبال دارد، مي‌توان به كار بردن آن را قائل بودن به قرائت ليبرالي از اسلام دانست؛ ‌قرائتي كه نقش دين را نهايتاً در حوزه‌هاي فردي مي‌داند آن هم به دليل آزادي فرد در انتخاب دين و نه به دليل اصالت دين يا وحياني بودن آن . قرائتي كه نقش دين را در اداره جامعه به هيچ عنوان پذيرا نيست چراكه با انديشه ليبرالي، دين در حوزه اجتماعي مانع آزادي‌ها و خواست‌هاي فردي ديگر افراد جامعه خواهد بود و اصل اساسي ليبراليسم يعني آزادي بي‌قيد و شرط و خواست نفساني انسان‌هاي ديگر جامعه زير سؤال مي‌رود. ليبراليسم هيچ بايد و نبايدي را خارج از اراده فرد نمي‌پذيرد، حال آنكه در اسلام بايد و نبايد وجود دارد و مسلمان قائل به رعايت بايد و نبايد‌هاي آن و ملتزم به آن است. رهبر انقلاب در ريشه يابي اين تفكر،آن را نشات گرفته از ليبراليسم و ليبراليسم را در اومانيسم اروپا مي داند اين اسلام رحماني يك كليدواژه‌اي است براي معارف نشئت‌گرفته‌ي از ليبراليسم، يعني آن چيزي كه در غرب به آن ليبراليسم گفته ميشود.... اگر اسلام رحماني اشاره‌ي به اين است، اين، نه اسلام است، نه رحماني است؛ مطلقا. تفكّر ليبراليستي از تفكّر اروپاي قرن هجدهم و نوزدهم -يعني زيربناي فكري اومانيستي كه نفي معنويت و خدا و مانند اينها است- سرچشمه ميگيرد. چون خدايي نيست، پس سليقه‌اي است.( ۱۳۹۴/۰۴/۲۰بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان) درسخنراني محسن كديور كه اين تفكر را تئوريزه كرد به انسان محور بودن (اصالت انسان) ايشان پي برده مي شود؛ يعني تا جايي احكام الهي را قبول دارند كه مطابق خواستشان باشند و با گزينش آيات و احاديث سعي در اثبات نظر خود با دين هستندمقام معظم رهبري فرمودند: « در اين قرائت از اسلام چيزي از تعاليم اسلامي حذف نمي شود، تنها برخي از احكام و شعائر كه در خارج از زمينه خود و مجزا از شرايط زماني مكاني عصر نزول درك شده اند و در نتيجه ي اين سوء فهم از جوهره رحماني خود فاصله گرفته اند تصحيح مي شوند و برخي احكام عقلايي كه ناسازگار با تعاليم اسلامي نيستند، مورد پذيرش قرار مي گيرند.» رهبر انقلاب اين تفكر غيرخدايي را سليقه اي ناقص مي دانند. فكّر وقتي خدايي نشد، سليقه‌اي است؛ سليقه‌اي كه شد، آن‌وقت ارزشها بر اساس منافع گروه‌هاي قدرتمند تعريف خواهد شد. ( ۱۳۹۴/۰۴/۲۰بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان) 2- هدف مياني اسلام رحماني؛ بي اعتبار كردن مناسك واحكام ديني و قضايي اسلام پروژه اسلام رحماني به معناي عام و كلان پروژه‌اي است كه به اندازه كافي درباره آن منابع موجود است و آگاهانه هم رقم خورده است، هدف از طرح اين پروژه هم كمرنگ كردن بخشي از مناسك دين است، اينها مي‌خواهند بگويند كه دينداري به سجده و مهر نيست كافي است كه دلت پاك باشد ، آنگاه ديندار هستي! مباحثي چون جهاد و امر به معروف و نهي از منكر، ساحت ظاهري دين كه عمدتاً مناسك دين هستند را مي‌خواهند از اعتبار بياندازند و دين را صرفاً يك امر باطني غير متدين، غير منضبط و غير قابل سنجش به شمار بياورند به گونه‌اي كه ديگر نتوان ارزيابي كرد چه كسي ديندار و چه كسي غير ديندار است ،‌چه عملي جزو مصاديق دين است و چه اعمالي از مصاديق آن نيست؟ يعني عملاً‌ همان ادعاي كلاني كه سكولاريسم يعني حذف مرجعيت دين در عرصه اجتماع دارد. منظومه فكري رهبري نگاه همه جانبه به دين است در حالي كه متفكران اين حوزه وبه ويژه تئورسين اين تفكر به طرز ناشيانه اي صرفا به يك جنبه از ويژگي رحماني دين توجه كرده و فقط با آوردن آيات و احاديث درصدد اثبات يك وجه از آن بوده رحمت از سنن الهي است. از قواعدي است كه به آدمي قدرت پيش بيني و احتجاج مي دهد و خبر از سرشت دستگاه آفرينش مي دهد. به تعبير بشري، استراتژي خداوند استراتژي رحمت است. ديني كه خدايش رحمان و رحيم است، پيامبرش رحمة للعالمين است، ، رحمت از سنن الهي آن است، طبيعي است كه دينش دين رحمت باشد، نه دين قساوت و خشونت و انتقام خب،اين منظر از دين كه همه به آن اعتقاد دارند و شكي در آن نيست. ولي سوال اينجاست كه مثلا وقتي در قرآن قصاص مساوي با حيات اجتماعي معرفي شده ،آيا دين دست به خشونت زده است يا اين قصاص عين رحمت براي اجتماع مسلمين است. خداي متعال در سوره حجر از كساني كه قائل به ايمان به بخشي از دين و انكار بخشي ديگر هستند، به «مقتسمين» ياد كرده و به آنان وعده عذاب داده است. در ص 136 از جلد 11 تفسير نمونه ذيل آيات 89 تا 91 سوره مباركه حجر آمده است: ‌«مقتسمين بيمار دلاني هستند كه مي‌خواهند دين و حكم خدا را به خدمت منافع خويش گيرند، تنها آن قسمتي را مي‌پذيرند كه به سود آن‌هاست و بقيه را پشت سر مي‌افكنند، آنان آيات قرآن و حتي گاهي يك آيه را تجزيه مي‌كنند، بخشي را كه در مسير تمايل خود مي‌بينند قبول كرده يا بازگو مي‌كنند و بخش ديگر را كنار مي‌گذارند». 3- هدف غايي اسلام رحماني: موجه جلوه دادن آزادي هاي غربي غايت نظر اشاعه دهندگان تفكر مذكور بهره‌گيري و موجه جلوه دادن ��زادي‌هاي غربي و غربي شدن، نزديك شدن به مدل نگاه كدخدا محور، دست كشيدن از آرمان‌ها و روحيات انقلابي و در يك كلام قرار‌گيري در باشگاه شيطان بزرگ باشد. قرائت‌هاي اقتباسي از اسلامِ همخوان با مدرنيته در عرصه‌هاي سياسي – اجتماعي كه توسط برخي نظريه پردازان سياست‌پيشۀ مسلمان مطرح مي‌شود، افراد را ناچار از تحملِ مذهبي با شاخص‌هاي ليبراليسم مي‌نماياند و آنرا تنها مسير زندگي بهتر معرفي مي‌كند. ايدئولوژي ليبراليسم مبتني بر ابرگفتمان اومانيسم، سبك زندگي‌اي با شاه‌كليد «لسفر»، بدست مي‌دهد. لفسر، به مفهوم «ولش كن بگذار هرچه مي‌خواهد و مي‌شود، بشود»، اجازۀ ظهور و بروز ديني شخصي و دلخواه فرد را ارائه مي‌دهد. ليبراليسم نمي‌گويد خدايي وجود ندارد؛ ليبراليسم به لحاظ جايگاهي كه براي خود تعريف كرده است مي‌تواند از هر مذهبي و هر انديشه‌اي عضو گيري كند. «مسلمان ليبرال»، واژه‌اي نامأنوس براي ليبراليسم نمي‌باشد. خدايي كه براي مسلمان ليبرال معرفي و جا انداخته شده است، خدايي فقط مهربان و كاملاً بي‌خيال! است كه اصولاً كاري ندارد چه كسي چه اتفاقي را رقم مي‌زند، خداي ليبراليسم، نه اقتصاد بلد است، نه سياست مي‌داند، نه پيامبري دارد و نه كسي را معصوم قرار داده است. «اسلام رحماني» فرزند همين ليبراليسم است. رهبر انقلاب مي فرمايد«اگر معناي اسلام رحماني اين است كه ما با دشمناني كه عليه اسلام، عليه ايران، عليه ملّت ايران، عليه پيشرفت ايران دارند تلاش مي كنند و از هيچ كوششي فروگذار نمي كنند، بايستي با چهره‌ي محبّت‌آميز، با دل صاف و پاك برخورد كنيم، نه، اين اسلام نيست. اين‌جور معارفِ من‌درآوردي خودساخته را من توصيه نميكنم، امّا به معارف واقعي اسلامي توصيه مي كنم»( ۱۳۹۴/۰۴/۲۰بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان) هويت طرفداران اسلام رحماني عمده افرادي كه با آگاهي از اسلام رحماني صحبت مي كنند كساني هستند كه دل خوشي از مشي انقلاب اسلامي در ابعاد مبارزه با استكبار، دفاع از مظلومان و مستضعفان و پيشه كردن عدالت و مفاهيمي از اين قبيل ندارند و با طرح مفاهيمي همچون اسلام رحماني در حال عقده گشايي هستند. از سال‌ها پيش عده‌اي در دنياي اسلام پروژه‌اي را رقم زدند تا اسلام را به وجه باطني آن تقليل دهند و منحصر كنند، به عنوان مثال پروفسور سيدحسين نصر حدود دوازده سال پيش كتابي با عنوان «قلب اسلام» منتشر كرد كه در مقدمه و مؤخره آن تصريح كرده؛ از نظر من قلب اسلام، اسلام قلبي است يعني همان اسلام باطني! يا كديوركه اسلام رحماني را چارچوب بندي كرد يا سروش كه به پلوراليسم ديني و تجربه گرايي ديني معتقد است ونهايتا همين پروژه معنويت «ملكيان» كه داعيه چنين عنواني را نيز دارد رسماً، آشكارا و آگاهانه از دين فاصله مي‌گيرد و تصريح مي‌كند كه دين متافيزيك سنگين و مناسك زيادي دارد و معمولاً به خشونت ختم مي‌شود ما به جاي دين و پروژه دين‌ورزي مي‌خواهيم از پروژه معنويت‌ورزي حمايت كنيم. سكولاريسم عيني آمريكايي؛ مدينة فاضلة اسلام رحماني در نتيجه گيري سخنراني محسن كديور، وي مدل موردنظر خود را آمريكا مي داند نوعي سكولاريسم عيني معتدل - نزديك به تجربه آمريكا- امري قابل دفاع است و اسلام رحماني با چنين سكولاريسمي مشكلي نداردرهبر انقلاب حتي نكات مثبت ارزش هاي آمريكايي را در رفتار دولتمردان آمريكايي نديده است امروز يك چيزي به نام ارزش آمريكايي وجود دارد؛ مي‌شنويد در حرفهاي آمريكايي‌ها، [ميگويند] ارزشهاي آمريكايي، ارزشهاي ما.... ؛ همان چيزهايي است كه منتهي ميشود به اين وضعيت جهان‌خوارگي امروزِ نظام سلطه؛ ..... اينها امروز در رفتار دولت آمريكا و رژيم ايالات متّحده‌ي آمريكا وجود ندارد؛ حالا، هماني كه هست. اگر اين اصطلاح «اسلام رحماني» اشاره‌ي به يك‌چنين چيزي است كه خب، اين صددرصد غلط است( ۱۳۹۴/۰۴/۲۰بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان) قلب ماهيت محبت و مودت اسلام اصيل در نظرية اسلام رحماني وقتي يك شاخه گل لطيف براي دفاع از خود خارهاي سخت و برنده دارد چگونه مي‌توان پذيرفت كه يك مكتب و مذهب جهاني كه داعيه‌دار مبارزه با مستكبرين جهان است، نظام دفاعي، احكام دفاعي و تربيت دفاعي و تجهيزات دفاعي نداشته باشد و جنايتكاران و غارتگران و متجاوزان خارجي و داخلي را به حال خود واگذارد؟ وقتي بيش از 150 آيه از قرآن كريم مربوط به جهاد و شهادت و مبارزه و مقابله و مشتقات آن و مفاهيم آن است چگونه مي‌توان براي خوشامد جنايتكاران، غارتگران و متجاوزان، اين بخش عظيم از معارف اسلامي را ناديده گرفت و حذف كرد؟ سوال جالبي كه به ذهن متبادر مي شود اين است كه چگونه الگوي مد نظر تئورسين اين تفكر كه آمريكاست (آمريكا800 و اندي پايگاه نظامي خارجي در سراسر دنيا دارد) با ويژگي رحمانيت مد نظر اين فرد قابل جمع شدن است.اين اسلام يعني اسلام خلع سلاح شده. آيا با اسلام رحماني مدنظر اين افراد، پيروزي انقلاب اسلامي،پيروزي در جنگ تحميلي و مقاومت12ساله هسته اي قابل تحقق بود؟ آيا با اسلام رحماني مدنظر اين افراد، پيروزي حزب الله و حماس مقابل رژيم صهيونيستي قابل تحقق بود؟ اصولا امور قدسي حوزه خوف و رجا هستند. خداوند اگر الرحمن الرحيم است، قاصم الجبّارين نيز مي باشد اين عين عدالت الهي است. رهبر انقلاب به صورت شفاف به اين موضوع پرداخته و فرمودند: «اگر منظور از اسلام رحماني اين است كه ما به همه‌ي موجودات عالم با چشم رحمت نگاه كنيم، با چشم مودّت نگاه كنيم، اين هم درست نيست؛ اين هم خلاف قرآن است. صريح قرآن، ناطق برخلاف اين حرف است. بله، محبّت و مودّت و مَعدِلت (دادگري‌) را مخصوص مسلمانها نمي‌داند؛ مي‌گويد شما كه توانايي داريد، نسبت به غير مسلمان هم بايستي با مودّت و مَعدِلت رفتار كنيد، به شرطي كه با شما دشمني نكرده باشند و دشمني نخواهند بكنند. اميرالمؤمنين در آن خطبه‌ي معروف [مي‌فرمايد] : بَلَغَني اَنَّ الرَّجُلَ مِنهُم كانَ يدخُلُ عَلَي المَرأَةِ المُسلِمَةِ وَ الاُخري‌ المُعاهِدَة (نهج‌البلاغه، خطبه‌ي 27) بعد در آخرش حضرت مي‌فرمايد كه جا دارد كه انسان مسلمان از اين غصّه دق كند؛ چرا دق كند؟ براي اينكه سپاه معاويه بر زنان غير مسلمان - زنان «معاهَد»، يعني مسيحي يا يهودي‌اي كه در ذمّه‌ي اسلام زندگي ميكند- وارد شدند و به او اهانت كردند و مثلاً دستبندش را و زيورآلاتش را از دستش كندند و بردند. حضرت ميگويد از اين غصّه انسان بايد دق كند. بله، نسبت به غير مسلماني كه دشمني نميكند، اين است. قرآن ميگويد: لا ينهكُمُ اللهُ عَنِ الذَّينَ لَم يقاتِلوكُم فِي الدّينِ وَ لَم يخرِجوكُم مِن دِيارِكُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَيهِ (سوره‌ي ممتحنه، بخشي از آيه‌ي 8) [كساني كه] كافرند امّا به شما دشمني نكردند و دشمني نميكنند، با اينها نيكي كنيد، با اينها قسط و عدل به‌كار ببريد؛ امّا از آن طرف ميفرمايد كه «اَلا تُقاتِلونَ قَومًا نَكَثوا اَيمنَهُم وَ هَمّوا بِاِخراجِ الرَّسولِ وَ هُم بَدَءوكُم اَوَّلَ مَرَّة»؛(سوره‌ي توبه، بخشي از آيه‌ي13) با آن كساني كه عهدشكني ميكنند، به بر هم زدن كانون زندگي شما و پيغمبرتان همّت ميگمارند و آنها شروع كننده‌اند به دشمني، ميخواهيد مبارزه نكنيد؟ اين آيه‌ي قرآن است؛ با خطاب عتاب‌آميز و گلايه‌آميز يا ملامت‌آميز ميگويد: اَتَخشَونَهُم؛ از اينها ميترسيد؟ بعد ميفرمايد: فَاللهُ اَحَقُّ اَن تَخشَوه؛ اگر راست ميگوييد، اگر مؤمنيد، از خدا بايد بترسيد، نه از اين كسان» ( ۱۳۹۴/۰۴/۲۰بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان) بخش دوم : مفهوم شناسي كافر با توجه به فراز اخير از پرسش، احساس مي شود خلطي ذهني پيرامون مفهوم كافر و اقسام آن و احكام مربوط به هر بخش از آنان رخ داده است. به همين جهت مناسب مي بينيم به صورت اجمالي اقسام كفار و چگونگي تعامل با هر قسم از آنان در منظومه ي فقهي اسلامي – شيعي را با هم مرور نماييم. در يك رويكرد مي توان كفار را به دو دسته ي ذيل تقسيم نمود : 1.كفار غير حربى: كفار غير حربي ، كفاري هستند كه در حال جنگ و محاربه با مسلمين نيستند و آنها را مي توان به سه دسته ي ذيل تقسيم بندي نمود: الف . كفار اهل ذمه : آن دسته از كفار كه با پرداخت جزيه به حكومت اسلامى، حاكميت اسلامى را پذيرفته، در پناه حكومت اسلامى زندگى مى‏كنند و در نتيجه هم آنان پاى‏بند به مقررات جامعه اسلامى و رعايت نظم عمومى و پاسداشت شعائر اسلامى هستند و هم حكومت اسلامى امنيت آن‏ها را به عهده گرفته است، اين دسته از كفار، حرمت مال و جان و ناموسشان از سوى حكومت اسلامى تضمين و تأمين مى‏گردد. ب. كفار معاهد: آن دسته از كفارى كه اهل كتاب نيستند، ولى با حكومت اسلامى پيمان مى‏بندند و بر اساس اين پيمان در حوزه هاي مختلف با مسلمين ارتباط متقابل صلح آميز دارند. ج. كفار مستامن: كفاري كه از حكومت اسلامى پناه خواسته‏اند و حكومت اسلامى امنيت آن‏ها را تضمين كرده است. 2.كفار حربى: كفارى كه نه اهل ذمه هستند و نه معاهد و نه مستأمن، يعنى همانان كه به خداى متعال و نبوت حضرت محمد مصطفى خاتم‏الانبياء اعتقادى نداشته و آن را انكار مي كنند و يا اينكه منكر ضروريات دين مي باشند و به هيچ نحو در پناه حكومت اسلامى نبوده و همواره در صدد ضربه زدن و جنگ با اسلام و امت اسلامى هستند. در چنين صورتي ، اين كفار ستيزگر و در حال جنگ با نظام اسلامى، كفار حربي محسوب شده، و علاوه بر اينكه ارتباط با چنين كساني جايز نمي باشد بلكه حتي مال و جان آن‏ها حرمتى ندارد. حال بعد از روشن شدن مقصود از كافر حربي به اين مساله مي پردازيم كه آيا امروزه دولت هاي غير مسلمان امروزي را مي توان مصداق كفار حربي دانست؟ به نظر مي رسد با توجه به تعريفي كه از كفار حربي اراده گرديد، نمي توان اكثريت اين دولت ها را مصداق كفار حربي دانست. زيرا هر چند برخي از نيروهاي اين كشور ها در ممالك اسلامي حضور دارند اما اينگونه نيست كه بتوان انها را در حال جنگ با مسلمين دانست. به عبارت ديگر حضور چنين كشورهايي در ممالك اسلامي به عنوان جنگ با مسلمين نيست بلكه به بهانه مبارزه با تروريسم و مانند آنها و در برخي موارد حتي با درخواست خود كشور هاي اسلامي نيروهايشان را در اين كشور ها مستقر نموده اند. بله يقينا دولت جعلي و نامشروع اسرائيل جزو كفار حربي بوده و همچنين شايد بتوان دولت آمريكا را – با توجه به ستيزه گري هاي بي وقفه به نظام اسلامي و ملت مسلمان ايران را - نيز جزو كفار حربي دانست اما همانگونه كه خود نيز مستحضريد جمهوري اسلامي ايران اساسا اسرائيل را به رسميت نشناخته و با آمريكا نيز از ابتداي انقلاب اسلامي در حالت قطع هرگونه رابطه اي است. در همين راستا به ديدگاه فقهي آيت الله العظمي مكارم شيرازي ( حفظه الله ) – از مراجع عظام تقليد - پيرامون اين مساله توجه فرماييد: بسيارى از دول امروز كه با ما روابط سياسى دارند و با ما در حال جنگ نيستند مصداق كافر «معاهد»محسوب مى شوند و مادام كه به نحوى از انحا با مسلمين وارد محاربه نشوند همه چيز آنها وجان و مالشان محترم است، زيرا طبق تعهّداتى كه از طريق روابط سياسىو قوانين پذيرفته شده بين المللى با آنان داريم داخل در معاهد هستند. ( استفتائات جديد، آيت الله العظمي مكارم، ج 1 ، سوال شماره 1161) همانگونه كه ملاحظه مي فرماييد ايشان دولت هاي غربي را كه بر اساس تعهدات مرسوم سياسي و قوانين جاري بين المللي با كشور ما در ارتباط هستند را جزو كفار معاهد مي دانند و مادامي كه اين دولت ها با مسلمانان محاربه ننمايند ، عقد قرار داد و معاهده – در زمينه هاي مختلف - با آنان جايز بوده و احترام به معاهداتي كه با آنان داريم نيز لازم مي باشد. با اين توضيحات دلايل جواز وجود ارتباط با دول غربي غير محارب روشن گرديده و بنابر اين وجود معاهدات اقتصادي و غيره بين نظام اسلامي و اين دولت ها اشكالي ندارد. البته لازم است ضمن تاكيد مجدد بر اين مطلب كه حضور نيرو هايي از برخي كشور هاي غربي در ممالك اسلامي را نمي توان به معناي محاربه ي آنان با اسلام و مسلمانان دانست، مطلب مهمي را متذكر گرديم. هرچند حضور و نقش آفريني دولت هاي غربي در برخي ممالك اسلامي ، مصداق محاربه نمي باشد اما بدون ترديد اين دولت ها به دنبال بسط نفوذ و سلطه ي خويش در كشور هاي اسلامي هستند و به همين دليل و از باب نفي سبيل و حرمت تسلط كفار بر مسلمين ، جلوگيري از اين نفوذ بر دولتمردان و ساكنان مسلمان آن دسته از ممالك اسلامي واجب موكد است . اساسا يكي از ريشه ها و دلايل فقهي و شرعي و انگيزه هاي ديني انقلاب اسلامي ايران، همين قطع يد و تسلط كفار از مملكت اسلامي ايران بود. در اتفاق بزرگي كه در انقلاب اسلامي ايران رخ داد نفوذ و سلطه و تسلط دول كفري مانند آمريكا و اسرائيل و انگليس و ... از اين بلاد اسلامي كوتاه گرديد. بنابراين بر مسلمانان كشور هايي كه دول كفر – ولو غير محارب – به دنبال بسط سلطه ي خويش بر آن كشور ها هستند از نظر شرعي واجب است به قيام عليه اين سلطه برخاسته و از چنين سلطه اي ممانعت به عمل بياورند. مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم. منتظر سوالات بعدي شما هستيم.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .