اسلام اروپایی؛ نسخه بدلی اسلام بیداری

اسلام اروپایی، اسلام حقوق بشر دوست، اسلام اروپا دوست، اسلام پذیرفتنی، اسلام سکولار، اسلام مدرن، اسلام‌ ملی، اسلام جهانی شده و اسلام میانه‌رو واژه‌هایی است که به صورت فزاینده‌ای در کانون بحث‌های اجتماعی و فرهنگی در مورد مسلمانان اروپای غربی قرار دارد؛ به‌راستی کدام یک از این ها اسلام واقعی است؟!
در نخستین بخش این مقاله، به بررسی تأثیرات سیاسی فرهنگی حضور نوین اسلام در اروپا پرداختیم. اشاره شد که نظام سیاسی مسلط اروپایی در اثر حضور مسلمانان در اروپای غربی از چالش‌ها و شکاف‌هایی چون شکاف (مرکز ـ حاشیه)، (ما ـ دیگری)، ( اسلام، سکولاریسم)، (نژاد اروپایی و نژاد غیر اروپایی) و (جمعیت پیر و جمعیت جوان) ... رنج می‌برد.وزن و اهمیت اسلام در اروپا به حدی است که موازنه‌ی سنتی جدایی «دین» از «سیاست» و تفکیک ساحت «اعتقادات شخصی مذهبی» از «ارزش‌های اجتماعی»، در اروپا به هم خورده است.

وقتی مسایلی نظیر حجاب مسلمانان و یا مناره‌ی مساجد در اروپا آن قدر مهم می‌شود که همه پرسی همگانی در مورد آن‌ها صورت می‌گیرد و بحث‌های قانونی و جامعه‌شناسی جدی و داغی حول این مسایل شکل می‌گیرد، اولین نتیجه‌ی آن این است که: «دین در اروپا اهمیت خود را بازیافته است.» گرچه ممکن است برخی تحلیل کنند که متعاقب موج بیداری اسلامی (بعد از انقلاب اسلامی ایران 1979م.) اروپا برای کنترل مسلمانان اروپایی سیاست‌های سکولارتری در پیش گرفت[1] اما حقیقت آن است که حتی اگر بپذیریم این سیاست از طرف آن‌ها پیگیری شده باشد، نتیجه‌ی دلخواه اروپایی‌ها حاصل نشد.

«سکولاریسم بنیادگرایی» که امروزه در بسیاری از کشورهای اروپایی (در صدر آن‌ها فرانسه لاییک) در مدیریت اجتماعی و فرهنگی اجرا می‌شود، در حقیقت واکنشی سخت و خشن به هویت‌جویی مسلمانان و موج گرایش به اسلام است اما این همه‌ی طراحی غرب در برابر این چالش چند لایه و عمیق اسلام و مسلمانان در اروپا، نیست. اروپا مهد دین سازی و متخصص در انحراف ادیان است. پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر و بزرگ‌نمایی جریان طرد شده و البته مشکوک «سلفی» و «القاعده»، فضا برای ارایه‌ی مدل سکولار از اسلام در میان مسلمانان اروپایی مهیا شد.

وقتی انگاره‌ی «اسلام افراطی»، «اسلام تروریست» و «اسلام بد» با جوّ سازی رسانه‌های غربی القا شد، فضا برای ارایه‌ی «اسلام خوب» (از نظر غرب) و اصطلاحاً «اسلام میانه‌رو» برای اروپا فراهم گردید. گرچه مفهوم «اسلام اروپایی» قبل از حادثه‌ی (یا طراحی) 11 سپتامبر، توسط برخی از نویسندگان غربی از جمله «جورجن نیلسن» سوئدی مطرح شده بود[2]، اما پیگیری طرح و پروژه‌یاسلام اروپایی به واقع بعد از 11 سپتامبر کلید خورد.

یکی از اولین نویسنده‌ها در این زمینه، «مانوئل کاستلز»، جامعه شناس شهیر اسپانیایی بود.[3] اما حساسیت نئومحافظه کارهای آمریکایی به حضور مسلمانان در اروپا حتی بیش از خود اروپایی‌ها است؛ «فوکویاما» حضور مسلمانان در اروپا را به «بمب ساعتی» تشبیه می‌کند و «برنارد لوئیس» می‌گوید مسلمانان می‌خواهند با حضور خود در اروپا دوباره این قاره را اشغال کنند. در اروپا نیز، «تونی بلر» از «ندای واقعی و میانه‌روی اسلام» سخن می‌گفت و «سارکوزی» و «مرکل» از اسلام فرانسوی و اسلام اروپایی سخن می‌رانند. اما سیاست اسلام اروپایی نیاز به سخنگوها و مترجم‌های مسلمان دارد و این وظیفه‌ای است که برخی از نخبگان اروپایی و برخی از نویسندگان مسلمان اروپایی، به دوش می‌کشند.

«اسلام اروپایی» چه می‌گوید؟

گرچه تلقی کاملاً یکسانی از «اسلام اروپایی» وجود ندارد اما خطوط کلی آن را می‌توان در آثار «مانوئل کاستلز»، «جورجن نیلسن»، «اینگمار کارلسون»، «اولیویه روآ»، «بابی سلمان سعید»، «آیهان کایا»، «سارا سیلوستری»، «برنارد لوئیس»، «یورگن هابرماس» و «بسام طیبی» و «طارق رمضان»، مشاهده کرد. از افراد نامبرده شده «بابی سعید» با دیدی انتقادی به اسلام اروپایی می‌پردازد و آن را استمرار شرق شناسی اروپایی قلمداد می‌کند و طارق رمضان می‌کوشد از منظری درون دینی و با ارجاع به «فقه الاقلیه» اسلام اروپایی را توجیه کند. (طارق رمضان نوه‌ی شهید حسن البنا و منتسب به جریان اخوان المسلمین است و قرائت سکولار از اسلام را نمی‌پذیرد. در واقع مقصود طارق رمضان از اسلام اروپایی در جهت تحلیل کلی این مطالب قرار ندارد.)

به طور کلی «اسلام اروپایی» مفهومی است که به صورت فزاینده‌ای در کانون بحث‌های اجتماعی و فرهنگی در مورد مسأله‌ی مسلمانان اروپای غربی، قرار دارد. معادل‌های لفظی اسلام اروپایی، اسلام حقوق بشر دوست، اسلام اروپا دوست، اسلام پذیرفتنی، اسلام سکولار، اسلام مدرن، اسلام‌های ملی نظیر اسلام فرانسوی و اسلام انگلیسی، اسلام جهانی شده، یورو ـ اسلام و بعضاً اسلام میانه‌رو است.

ایده‌ی اسلام اروپایی که برخی از نویسندگان هم چون بابی سعید از آن تعبیر به «پروژه‌ی اسلام اروپایی» می‌کنند، قرار است جای اعتقادات مسلمانان و فهم رایج و متعارف از اسلام در میان مسلمانان اروپایی را بگیرد یا حداقل با حفظ جایگاه اعتقادات پیشین کمر به تغییرشان ببندد. خصوصیت اصلی پروژه‌ی اسلام اروپایی ترویج و تولید یک اسلام سکولار در اروپا است. به گمان اروپایی‌ها تنها با سکولار سازی عقاید مسلمانان اروپا می‌توان از چالش موجود در غرب رها شد. نکته‌ی مهم آن است که سکولار سازی عقاید مسلمانان با پیگیری پروژه‌ی اسلام اروپایی بعضی مواقع به عنوان یک «ضرورت اجتماعی» و بعضاً حتی به عنوان یک اسلام «اصیل» و «ناب» عرضه می‌شود.

برخی نویسندگان مسلمان اروپایی که در زمره‌ی مروجین اسلام اروپایی قرار دارند، با استدلال‌های مخدوش از تاریخ اسلام شواهدی را می‌سازند تا اسلام سکولار را توجیه کنند. به طور مثال «بسام طیبی» استاد سوری الاصل مقیم آلمان گاهی اسلام سکولار را از تاریخ اسلام برداشت می‌کند و گاهی در حکم یک ضرورت و واقعیت می‌گوید: «به عنوان یک مهاجر مسلمان که در اروپا سکنی گزیده است، آرزو می‌کنم اسلام در اروپا گنجانده شود و نه برعکس آن، که اروپا قطعه‌ای از دارالاسلام شود. هویت اروپایی نه اسلامی است و نه مسیحی بلکه سکولار است و بر پایه‌ی فرهنگ مدنی پایه‌ریزی شده است.»[4] از آنجایی که در این مقاله مجال پرداختن به جنبه‌های نظری و شبهات مطرح شده در «اسلام اروپایی» وجود ندارد، به دو بعد مهم از اهداف و نیات پشت پرده‌ی اسلام اروپایی اشاره می‌شود.

1. اسلام اروپایی؛ ایجاد جریان موازی

ماهیت مسأله‌ی اسلام اروپایی مانند مسأله‌ی مسلمانان اروپا، به واقع یک بحث «امنیتی» محسوب می‌شود. به عنوان مثال تحقیقات فراوانی با موضوعات شبیه به عنوان توهین آمیز «امن سازی اسلام در اروپا» و یا «مهار اسلام در اروپا» صورت می‌گیرد که جهت‌داری ذهنی اروپایی‌ها را نشان می‌دهد.[5] ایده‌ی «اسلام اروپایی» از بعدی از این رویکرد نشأت می‌گیرد که در غرب «اسلام گرایی» - اسلام گرایی در معنای عام آن به معنای عدم جدایی ساحت دین از اجتماع و سیاست- را در ردیف مواردی چون «جرایم سازمان یافته» در مطالعات نوین امنیتی بررسی می‌کنند.

اتفاقاً راهکار ارایه‌ی اسلامی جدا از سیاست و حکومت به عنوان یک دستور العمل امنیتی برای مقابله با اسلام گرایی مطرح می‌شود. چنانچه یکی از متخصصان غربی در حوزه‌ی امنیت، مسأله‌ی حمایت از اصلاح طلبان را یک مسأله‌ی امنیتی می‌داند: «یک راه سیاسی- مذهبی برای مقابله با اسلام گرایان، ایجاد جنبش‌های اصلاح طلب اسلامی است. اصلاح طلبان تفسیری از اسلام را به دست می‌دهند که شریعت را در حکومت دخالت نمی‌دهند.»[6] البته کسانی که در غرب وجود دارند که منصف‌تر با مسأله‌ی احیای اسلامی و اسلام گرایی برخورد می‌کنند و اعتقاد دارند «احیاگری اسلام نباید پدیده‌ای برابر با جرم در نظر آید.» اما به طور کلی اروپایی‌ها هرگز مسایل مسلمانان اروپا را جدا از مسایل جهان اسلام و اسلام گرایی تحلیل نمی‌کنند. عموماًمسأله‌ی «اسلام اروپایی» برای مهار حرکت عظیم و پیچیده‌ی اسلام گرایی که طبیعتاً موج آن اروپا را خواهد گرفت (و تا حدودی گرفته است) طراحی شده است. برای به انزوا کشاندن جریان اصیل اسلام گرایی در اروپا دو مدل جذبی- دفعی به طور موازی طراحی شده است:

1) مدل اسلام القاعده و اسلام وهابی که طرد و دفع می‌شود،

2) مدل اسلام سکولار و اسلام اروپایی که طرح و جذب می‌شود.

سیاست اسلام اروپایی ترجمان جامعه شناسانه از یک طرح ذاتاً امنیتی است که اسلام اروپایی را به مثابه یک «اسلام ملی» معرفی می‌نماید اما هدف واقعی «تحت کنترل در آوردن» اسلام در اروپا است.

«اسلام اروپایی» در این تلقی به این معناست که مسلمانان اروپایی در حال متمایل کردن اسلام به سمت تأکیدهای دولت‌های اروپایی و اقتضائات اروپا هستند. از این منظر به طور خاص اسلام اروپایی به مثابه نهادهای تثبیت شده و مورد شناسایی در جامعه‌ی اروپا قلمداد می‌گردد. اما تلقی امنیتی از اسلام اروپایی از سوی برخی سیاستمداران اروپایی و نویسندگان امور امنیتی برای تسهیل نمودن ظهور اسلامی در اروپا که در راستای منافع استراتژیک اروپا عمل می‌کند، معرفی شده است. به طور مثال برخی رشد بومی روشنفکران مسلمان در اروپا را برای توسعه‌ی اسلام اروپایی ضروری می‌دانند. به نظر او برای انطباق اسلام در اروپا به عنوان یک مذهب اروپایی لازم است نخبگان مسلمان بین حکومت‌های اروپایی و مسلمانان اروپا، ارتباط برقرار نمایند. از این منظر مهم‌ترین سیاست و راهکار برای حمایت از چنین اسلامی در اروپا، «نهادسازی»های حمایت شده‌ی حکومتی است.

«سارا سیلوستری»، استاد دانشگاه لندن از اسلام اروپایی به عنوان پروسه‌ای که به عادی کردن (normalization) اسلام به منظور حمایت از اسلام هم‌گرا شده (با اروپا) میانه‌رو می‌پردازد، نام می‌برد.[7] راهکار نهادی کردن (Institutionalizing) اسلام در اروپا برگرفته از مکانیسمی است که «ناپلئون» برای مواجه با اقلیت یهودی در پیش می‌گرفت. این نوع مهندسی کردن نهادهای اسلامی برای شناسایی و اعطای کمک‌های حکومتی از مسیری شبیه شکل‌گیری تشکل‌های صنفی می‌گذرد.[8]

تنظیم نمودن اسلام با ضوابط و معیارهای اروپایی به منظور هماهنگ شدن با عملکردی نظیر سایر گروه‌های مذهبی در اروپا هدف است؛ یعنی اسلام باید به عنوان یک اعتقاد سازمانی عمل کند و رفتار نماید که البته مفروض این راهکار امنیتی آن است که چارچوبی که در کشورهای اروپایی برای جدایی ساحت دین از ساحت حکومت اتخاذ شده است، برای اسلام نیز قابل اجراست. این تعریف از اسلام اروپایی ریشه در سلطه‌ی نگاه امنیت محور به مسأله‌ی شهروندان مسلمان اروپایی دارد و عمدتاً نه از سازمان‌ها و نهادهایی که به صورت خودجوش و در فرآیندی از پایین به بالا بلکه از نهادهایی به صورت از بالا به پایین تکوین یافته، حمایت می‌شود. به هر حال در این طراحی امنیتی از اسلام اروپایی سبکی از مدیریت و دخالت دولتی در مذهب مشاهده می‌شود که آشکارا با مبانی سکولاریسم در تضاد است.

اسلام اروپایی، نام پروسه‌ای است که به عادی کردن اسلام به منظور حمایت از اسلام هم‌گرا شده (با اروپا) میانه‌رو می‌پردازد، این نوع مهندسی کردن نهادهای اسلامی برای تنظیم نمودن اسلام با ضوابط و معیارهای اروپایی به منظور هماهنگ شدن با عملکردی نظیر سایر گروه‌های مذهبی در اروپا است.
2. اسلام اروپایی: طرحی برای اتصال فکری- جغرافیایی به شبکه‌ی مسلمانان سکولار

گرچه در کارایی و ناکارآمدی اسلام اروپایی بحث‌های دامنه‌داری در اروپا مشاهده می‌شود اما پا به پای این ابهام هم زمان مسأله‌ی ژرف‌تری نیز مطرح می‌شود و آن قابلیت تعمیم گسترش ایده‌ی اسلام اروپایی است. اسلام اروپایی از این منظر در ادامه‌ی فعالیت‌ها و تلاش‌های غرب برای حمایت از اصلاح طلبان برای باز تعریف اصول اسلامی و سنت اسلامی قرار می‌گیرد. «هیچ کس نمی‌تواند اهمیت پیام‌هایی که اسلام اروپایی لیبرال می‌تواند به سوی جهان مسلمانان سنتی ارسال کند، را منکر شود.»[9] این معنای اسلام اروپایی به بعد فراملی و فرامنطقه‌ای از شبکه‌ی لیبرالیست‌های مسلمان توجه دارد. در حقیقت این تلقی از اسلام اروپایی یک نوع استفاده‌یکارکردی برای حوزه‌ی سیاست خارجی اروپا دارد. بابی سعید نیز تصریح می‌کند که از نظر طرفداران «اسلام اروپایی»، اسلام اروپایی می‌تواند به عنوان پیش قراول اصلاح در بقیه‌ی امت اسلامی عمل کند.[10]

«نیلسن» مباحث اسلام اروپایی در میان مسلمانان اروپا و اسلام آمریکایی در میان مسلمانان آمریکای شمالی را قسمتی از مباحث وسیع‌تر و بزرگ‌تر در میان مسلمانان می‌داند که میان بنیادگراها، میانه‌روها و لیبرال‌ها وجود دارد.[11]

«اولیویه روآ» نیز در کتاب «اسلام جهانی شده»، در کنار روشنفکران مسلمان سکولار اروپایی از هم فکران آسیایی آن‌ها اسم می‌آورد تا علاوه بر اهمیت روابط جغرافیایی و تبادلات گفتمانی در حوزه‌ی اندیشه، پرده از این واقعیت بردارد که طرح «اسلام اروپایی» نیم نگاهی نیز برای اتصال به خاورمیانه دارد.[12]

حتی می‌توان این بعد از طرح اسلام اروپایی را در زیر مجموعه‌ی طرح و پروژه‌ی معکوس نمودن مسیر جغرافیایی معرفت و محتوای اسلامی قلمداد نمود. طرحی که در مؤسسه‌ی (RAND) آشکارا به آن پرداخته شده است یعنی طرح تغذیه شدن فضای اسلامی شرق از محتوایی اصطلاحاً اصلاح شده از غرب. این مؤسسه که از بازوهای تحقیقاتی و برنامه‌ریزی سازمان اطلاعات آمریکا محسوب می‌شود، در پژوهشی که در سال 2007م. منتشر کرد، به این مطلب اشاره داشته است. ایجاد شبکه‌هایی از مسلمانان به اصطلاح میانه‌رو، با توجه به این که مسلمانان اروپا می‌توانند پلی به جهان اسلام محسوب شوند امری است که در چارچوب اهداف غرب قلمداد می‌شود.[13]

چشم امید غرب به شبه نخبگان سکولار

انقلاب اسلامی ایران موج اول بیداری اسلامی در دنیا محسوب می‌شد که طبیعتاً سبب ساز برانگیختگی مسلمانان در اروپا هم گردید. (غافلگیری اروپایی‌ها در اثر تظاهرات اروپایی‌ها در مسأله‌ی سلمان رشدی را به یاد آورید) سیاست اروپا هم چنان دین زدایی و مخالفت با معنویت اجتماعی بود. از این رو، با توجه به مقاومت مسلمانان اروپایی در برابر استحاله‌ی هویت اسلامی، بهترین راه موجود از نظر اروپایی‌ها، ارایه‌ی یک نظریه‌ی جدید از زبان اصطلاحاً اندیشمندان مسلمان بود که هم رنگ و بوی هویت اسلامی داشته باشد و حساسیت‌های مسلمانان را مد نظر قرار دهد و هم خواست‌های سیاستمداران اروپایی را برآورده سازد.

بهترین راه موجود از نظر اروپایی‌ها، در برابر مقاومت مسلمانان اروپایی، ارایه‌ی یک نظریه‌ی جدید از زبان اصطلاحاٌ اندیشمندان مسلمان بود که هم رنگ و بوی هویت اسلامی داشته باشد و حساسیت‌های مسلمانان را مد نظر قرار دهد و هم خواست‌های سیاستمداران اروپایی را برآورده سازد.
از این نظر جایگاه نویسندگانی که تباری مسلمان دارند، برای اروپا بسیار مهم است. به همین جهت ایده‌ی «اسلام اروپایی» علاوه بر اروپایی‌ها از طرف افرادی نظیر بسام طیبی بسیار ترویج می‌شود. نقد ایده‌ی «اسلام اروپایی» مجال مبسوطی را می‌طلبد اما به اختصار باید گفت این نظریه در نزد عموم مردم مسلمان اروپا، جایگاهی ندارد و صرفاً بحث‌هایی روشنفکری و حرکتی شبه نخبه‌گراست. چرا که مسلمانان اروپایی می‌دانند اغلب طراحی‌های صورت گرفته در مورد اسلام در اروپا بر هضم اسلام در درون چارچوب‌های سکولار اروپایی تمرکز نموده و به متغیر اروپا توجه نکرده است. حتی اگر عده‌ای از مسلمانان اروپایی قرابتی با سکولاریسم احساس کنند، هم‌زمان در مورد سیاست‌های اروپایی این دید را دارند که «انگار که طرف اروپایی هیچ مشکلی ندارد!» در حقیقت صدا و درخواست مسلمانان اروپایی در این طرح لحاظ نشده است و صرفاً راه حلی برای یکپارچه سازی آمرانه و یک طرفه است.

شکست طراحی «کلیسایی کردن» اسلام در اروپا

راهکار اسلام اروپایی عموماً از کانال «نهادسازی‌های مصنوعی» یا «کلیسایی کردن اسلام»(Churchification of Islam) صورت می‌پذیرد، اما سوای مسایل نظری، اصولاً کارایی و برد اجتماعی نهادسازی‌های غربی در میان مسلمانان اروپایی، محل تردید واقع شده است.

«تیموتی ساویج»، کنسول سابق آمریکا در آلمان می‌گوید: «تمامی شوراهای اسلامی حکومت محور، در آزمون برابری و رفتار عادلانه شکست خورده و نمایندگان درستی از اسلام نبوده‌اند. حکومت‌هاگروه‌های خاصی از مسلمانان و نمایندگان از پیش تعیین شده‌ی خود را حذف کردند. این حکومت‌ها در درک تنوع جوامع مسلمان در اکثر کشورهای اروپایی با مشکل مواجه شده و نتوانسته‌اند، ماهیت سلسله مراتبی اسلام و دیگر تفاوت‌های ساختاری و کارکردی آن نسبت به ادیان مسیحی را به درستی بشناسند. آن‌ها با این کار در واقع برای تمامی مسلمانان «یک نسخه پیچیده‌اند» (One size fits all).

مشکل این نگاه آن است که اگر چه به وضوح اسلام را هم ردیف ادیان سنتی اروپا قرار می‌دهد، اما نمی‌تواند مسلمانان را با جامعه‌ی اروپایی در هم آمیزد. اگر بدانیم که دولت قصد کنترل و اعمال قانون بر مسلمانان را دارد و نمی‌خواهد به آن ها دسترسی داشته و یا در جامعه‌ی خود پناهشان دهد، آنگاه یافته‌ی فوق برایمان آن قدرها هم عجیب نخواهد بود. تا به امروز حتی یک شورای اسلامی ملی ساخته‌ی دست دولت هم، نتوانسته است گفتمان اثر بخشی با دولت داشته و مسیر گفت‌وگوهای دو جانبه را هموار کند و اکثر این گونه تلاش‌ها با شکست مواجه شده‌اند.»[14]

شکست «اسلام اروپایی» با افسون زدایی از افسانه‌ی «هراس از مسلمانان»

از سوی دیگر تمام این مباحث در حالی مطرح می‌شود که اکنون در دوران موج نوین بیداری اسلامی قرار داریم و پیش فرض‌های طراحی «اسلام اروپایی» دچار اختلال شده است. طرح اسلام اروپایی بر پایه‌ی اسلام هراسی پس از فروپاشی شوروی و به خصوص پس از 11 سپتامبر، بنا شده بود؛ در آن فضا در اثر هجمه‌ی رسانه‌ای و مساوی قلمداد کردن اسلام سیاسی با اسلام تروریست و افراطی‌گری، سیاست سکولارسازی مسلمانان اروپایی پیگیری می‌شد ولی اکنون معادلات به کلی عوض شده است.

موج نوین بیداری اسلامی در حقیقت تلاش‌های چندین ساله‌ی اسلام هراسان را بر باد داده است. اسلام هراسی چهره‌ای خشن در عین حال خموده و ترسو، از مسلمانان سنتی نمایش می‌داد اما با وجود تحولات جدید، آزادی خواهی، شجاعت، جسارت و میل به تعیین سرنوشت مسلمانان آشکار شد. هنگامی که معترضان آمریکایی و اروپایی از روش‌ها، شعارها و حتی کلید واژه‌های اعراب استفاده می‌کنند، اسلام هراسی چه معنایی خواهد داشت. در اثر تحولات اخیر تصویر اسلام در غرب احیا شد.

از این رو طراحی «اسلام اروپایی» بیش از پیش زیر سؤال است؛ وقتی انقلابیون و اسلام گرایان مصری محبوب مردم اروپا هستند و به طور مشخص جلوه‌های «ضد سکولاریستی» از خود به نمایش می‌گذارند، اسلام اروپایی سکولار چه جایگاهی خواهد داشت؟ گرچه نباید اغراق کنیم و مقتضیات داخلی اروپا را نادیده بگیریم اما حداقل این است که در اثر تحولات موج نوین بیداری اسلامی که همه می‌دانند القاعده و طالبان نقشی در آن نداشته‌اند، اسلام گرایان دیگر یک «هراس» به حساب نمی‌آیند. موج نوین بیداری اسلامی تشابهات و وابستگی‌های آشکار و واضحی با موج بیداری اسلامی انقلاب بهمن 57 دارد، از این رو «افسون زدایی» جدید مردم غرب از «افسانه‌ی هراس از مسلمانان» و «هراس از ضد سکولارها» در اثر ترمیم چهره‌ی مسلمانان، به افسون زدایی از چهره‌ی مشوش جلوه داده شده‌ی انقلاب اسلامی می‌انجامد.(*)

پی‌نوشت‌ها:

1-Nielsen , Jorgen , (2007) , “ the Question of Euro Islam : restriction or Opportunity ? ” , Islam in Eurape : Diversity , Identity and Influence , Edited by Aziz Al – Azmeh and Effie Fokas , Cambridge university Press

2-Nielsen , Jorgen , (1999) , Towards a European Islam , Macmillan Press , London

3-Castells,Manuel,(2002),”Muslim Europe or Euro-Islam:politics, culture, and citizenship in the age of globalization”

4-Tibi, Bassam,(2006), “Europeanizing Islam Or The Islamization Of Europe: Political Democracy Vs. Cultural Difference” In Religion In An Expanding Europe Editedy By Timothy Byrnes and Peter Katzenstein,Cambridge University Press.

5-Cesari, Jocelyne,(2009), “ the Securitisation of Islam in Europe”, CEPS CHALLENGE Programme, Research Paper No.15, April 2009.

6 ـ گادسون، روی (1386)، «امنیت فرا دولتی»، مجموعه مقالات رویکردهای جدید در مطالعات امنیت، گردآوری ریچارد شولنز، روی گادسون و جورج کوئیستر، ترجمه‌ی سیدمحمد علی متقی نژاد، جلد اول، پژوهشکده‌ی مطالعات راهبردی.

7-Silvestri, Sara, (2010), “Public Policies Towards Muslims and the institutionalization of ‘Moderate Islam’ in Europe” From: Muslims in 21st Century Europe. Structural and Cultural Perspectives, Anna Triandafyllidou (ed.), Routledge

8-Ibid

9-Mirtaheri, Amir, (2010), “European Muslims, Secularism and the Legacy of Colonialism”, European Journal of Economic and Political Studies, PP: 73 – 86.

10-Sayyid,salman,(2008),”, EURO – Islam and EROPEAN DREAMS: ANSWERING THE MUSLIM QUESTION?”

11-Nielsen , Jorgen , (2007)

12 ـ روآ، اولیویه، (1387)، اسلام جهانی شده، ترجمه‌ی دکتر حسن فرشتیان، انتشارات بوستان کتاب.

13-Rabasa , Angela (2007) Building moderate Muslim Notworks , CherglBenard Lowell H, schwart z & peter sickle. Rand pub

14-Savage, Timothy, (2004), “ Europe and Islam: Crescent Waxing, Coltures Clashing”, the Washington Quaterly, 27: 3, PP: 25 – 50.

*محمد مهدی صادقی؛ دانشجوی دکتری مطالعات اروپا در دانشگاه تهران/برهان/۱۳۹۰/۱۱/۲۹

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
13 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .