از بيداري اسلامي تا قيام امام مهدي (عج)

ماهيت بيداري اسلامي و ارتباط آن با انقلاب اسلامي چيست؟ آيا مي تواند مقدمه اي براي ظهور امام عصر(عج) باشد؟

34210_311_0.jpgوقتي شعار ها،خواسته ها و حضور همگاني ملت هاي منطقه را مورد دقت قرار مي دهيم،مي بينيم كه ماهيت اصلي آن؛ احياء و تجديد عزت و كرامت ملي, بر‌افراشتن پرچم اسلام و برخورداري از امنيت رواني و عدالت و پيشرفت و شكوفائي‌ است كه همه اينها جز در سايه‌ شريعت اسلامي به دست نخواهد آمد. و تنها راه دست يابي به آن هم با ايستادگي در برابر نفوذ و سلطه‌ امريكا و اروپا ، مبارزه با رژيم غاصب و دولت جعلي صهيونيست است و بالاترين مولفه در اين مساله مردمي بودن اين انقلابها و حركت هاست كه زمينه ساز مهمترين عنصر در تشكيل هويت آنها است.
علل و ريشه هاي اين بيداري و قيام ها:
ريشه تحولات اخير در كشورهاي عربي را بايد در:
- ساختار فاسد , ناكارآمد ي و وابسته بودن اين رژيم ها جستجو نمود كه در كشورهايي كه مسلمانان در آن حضور داشته و سابقه و قدمت طولاني در اسلام دارند مشاهده نمود ،اين حكومت ها نه تنها به ارزش هاي ديني توجه ننموده كه با آن به مقابله برخاسته و در نتيجه به احساسات مذهبي مردم بي حرمتي و به شدت هم سركوب گرديد ، تا جايي كه اين حكومت ها به جاي ترويج مسايل و مباني ديني ،بع شيوه حكومت هاي ضد ديني غربي حشر و نشر داشته ،و به اموزه ها و مباني آن كاملا بي توجه بوده و در صدد محو آن بر مي آمدند ،لذا حركتهاي خود را از نمازهاي جمعه و مساجد شروع مي كنند و شعارهاي ديني به ويژه شعار الله اكبر سر مي دهند، آنان مي خواهند بگويند ما عميقاً مذهبي هستيم و اعتلاي دين را مدنظر داريم و همه خواسته هاي خود را در دين جستجو مي كنيم.
وقتي در ميدان التحرير، التغيير، لؤلؤ و...نماز مي خواند. اين نماز همان : «نماز بلندترين فريادهاست» و شهادت را در اين راه پذيرا مي شوند و تشييع جنازه هر شهيدي به تعداد تظاهرات كنندگان اضافه مي شود
-ناديده گرفتن حقوق مردم و قائل نبودن نقشي براي مردم مسلمان اين كشورها ،نيز ظلمي مضاعف را بر مردم اين كشورها تحميل نموده بود ،گويي حكومتي اسلامي ،اما پادشاهي و ساير مراكز حكومتي حالت مشورتي .
ساختارسياسي حكومت ها ؛ همه اين حكومت ها در ساختار سياسي خود هماهنگ و همراه با يا كشور آمريكا هستند و يا انگليس و بالاتر اين كه در آنها داراي پايگاه نظامي بوده و گويي جزيي از قلمرو آن ها مي باشد در نتيجه اين حكومت ها وابستگي شديد به آمريكا و رژيم صهيونيستي داشته و در مقابل آنها ذليل و فرومايه.
- احساس حقارت و ذلت، در درون مردم اين كشورها موجب شعله ور شدن انگيزه هاي قيام براي احقاق حقوق و عزت از دست رفته اين كشورها گرديده است مانند كاپيتولاسيون كذايي كه يك وقتي در ايران جريان داشت.
- عامل اقتصادي ،بله وقتي در جامعه مردم به دو قسمت خاندان حكومتي كه از همه مواهب و نعمت هاي نفتي و غير نفتي آن كشور بهره مند بوده ،ثروت هاي ميلياردي در بانك هاي اروپايي ،كاخ هاي آن چناني در انگليس ،و يا جزاير قناري اسپانيا و . . . . و در مقابل گروه ديگر كه غير حكومتي هستند ،هيچ حقي نداشته و بايد مطيع باشند و لا .
از سوي ديگر مشاهده مي شود كه همين عامل اقتصادي به دنبال آن وابستگي و نوكري به آمريكا است كه باعث شده هيچ شكوفايي نيست و وضع جامعه به جايي مي رسد كه صد ها هزار نفر از مردم قاهره به دليل فقردر گورستان زندگي مي كنند.
شايد گفته شود در بحرين و يا عربستان كه مردم در رفاه هستند،بايد اذعان داشت در عربستان شيعيان در محدويت شديد به سر مي برند و مزاياي يك سني وهابي كاملا محروم است تا چه رسد به خاندان غير قابل شمارش سعودي .
در مورد سابقه اين حركت و يا مشابهه آن بايد اذعان داشت ،كه حركت هايي مقطعي و در طول تاريخ صورت مي گرفت اما ،آن حركت ها شايد به دليل نداشتن الگوي ويا مدلي از نوع حكومتي اسلامي بعد از چند مقطع كوتاه زماني دستخوش تغيير در اهداف و يا مباني شده و به فراموشي سپرده مي شد .
مثلا همين حركت اخوان المسلمين در مصر و يا قيام عمر مختارتونس و . . . با اين كه در برابر متجاوزين بوده و انگيزه مبارزه نيز در همه بوده اما بي نتيجه مي ماند.لكن بودن الگوي عملي و با عمري نزديك به چهار دهه در ايران اسلامي خود عامل غير قابل وصف است ،آن گونه كه مشاهده مي شود .
لذا مي بينيم ،چهره هاي شاخص انقلاب ها در مصر، تونس، ليبي و... طي هفته هاي اخير روي اين نكته تاكيد كرده اند كه در نظام آينده سياسي كشور متبوع خود هيچ قانوني كه مغاير اسلام و شريعت باشد به تصويب نخواهد رسيد و بعضي هم با صراحت بيشتري گفته اند مقصد نهايي حاكميت اسلام است و از سوي ديگر هيچ ترديدي در اين وجود ندارد كه در هر كدام از اين كشورها قدرتمندترين گروه ها علنا دنبال حاكميت اسلامي هستند. همين چند روز پيش يك موسسه نظرسنجي گفت جنبش النهضه به رهبري راشد الغنوشي در تونس از نظر جلب آراء شهروندان در رأس گروههاي سياسي قرار دارد. اين گروهي است كه در اساسنامه خود هدف نهايي را تشكيل دولت اسلامي اعلام كرده است. همين موضوع در يمن و در بين حوثي ها، در مصر و در ليبي بين نيروهاي اخوان وجود دارد و از قضا اگر به فضاي سياسي متكثر اين انقلاب ها نظري بياندازيم در مي يابيم كه مهمترين نقطه مشترك گروههاي مختلف، «اسلام» است و محوري ترين واژه در محاورات گروهها و توده ها همين واژه اسلام است. بعنوان مثال در ليبي ميان نيروهاي شوراي انتقالي، نيروهاي وابسته به جريان سنوسي، نيروهاي اخوان- كه تفاوت هايي هم با اخوان مصر دارند- و نيروهاي تشكيل دهنده كميته هاي نظامي، روي اينكه اسلام محور قانونگذاري و حكومت خواهد بود توافق وجود دارد و وقتي اين هدف اعلام مي شود هيچ مخالفتي را در فضاي داخلي ليبي برنمي انگيزد. خب اين كدام اسلام است كه قابليت تاسيس يك دولت پايدار را دارد و كدام تجربه در معرض تماشاي مردم و نخبگان در اين كشورهاست؟
انقلاب اسلامي و تاثير آن بر بيداري اسلامي
در پاسخ به چرايي تاثيرگذاري انقلاب اسلامي بر فرايند تكاملي بيداري اسلامي، بايد به اشتراكات فراوان سياسي و فرهنگي ميان ايران به عنوان عامل و جنبش‌هاي سياسي به عنوان محرك‌هاي متأثر توجه داشت، از جمله اين اشتراكات:
۱ ) ايدئولوژي و عقيده مشترك:
انقلاب اسلامي گر چه يك انقلاب شيعي بود اما در اصول دين، توحيد، نبوت، معاد، قبله و قرآن با ديگر هسته‌ها و جنبش‌هاي اسلامي وحدت ماهوي داشت و رفتار و عملكرد چند دهه‌ انقلاب نيز جديت و توانمندي ايران در دفاع از حدود و ثغور انديشه اسلامي را به نمايش گذاشت و مواضع روشن، مستقل و مبتني بر احياي دين ايران اسلامي اعتماد و تعميق اعتقاد آنها به صداقت ديني انقلاب اسلامي را تقويت كرد.
۲ ) دشمن مشترك:
انقلاب اسلامي به عنوان سكاندار جبهه اسلام و مسلمانان و جنبش‌هاي اسلامي در مواجهه با جبهه غرب به محوريت آمريكا داراي دشمن مشتركي هستند كه در صدد تسلط بر حدود جغرافيايي و به حاشيه راندن ايدئولوژي دين اسلام است.
انقلاب اسلامي از همان اوان شكل‌گيري سياست خارجي خود را با محوريت شعار نه شرقي و نه غربي براي جنبش‌هاي آزادي بخش تعريف كرد و با اعلام رسمي حمايت از نهضت‌هاي رهايي بخش و تبديل آن به اصل قانوني، خود را به عنوان هدايتگر صادق معرفي كرد. رهبران جنبش‌هاي اسلامي با الگو پذيري از اين تعبير امام(ره) كه فرمودند: «دشمن مشترك ما امروز اسراييل و آمريكا و امثال اين‌هاست كه مي‌خواهند حيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند. اين دشمن مشترك را دفع كنيد » همنوايي خود را با اهداف ضد استعماري و ضد استكباري رهبر انقلاب اسلامي اعلام كردند.
۳ ) طرح ايده وحدت اسلامي:
طرح وحدت مسلمانان به عنوان رمز پيروزي انقلاب، تداوم و توسعه آن به جهان اسلام عامل مؤثر درگرايش نهضت‌هاي اسلامي به ايران بود. وحدت در ابتدا به عنوان يك رمز پيروزي از انقلاب اسلامي الگوي كاري جريان‌ها شد، آنها دريافتند كه اراده واحد و منسجم مي‌تواند حلال مشكلات باشد، ايران همواره به عنوان خاستگاه و منادي وحدت محل رجوع جريان‌ها براي مديريت فرايند وحدت بوده است.
۴ ) مديريت بحران‌هاي خاورميانه‌اي مثل فلسطين، لبنان و عراق از سوي ايران بود:
جمهوري اسلامي ايران همواره با اقتدار و استقلال و با پذيرش هزينه‌هاي سياسي بسيار، همچنان از جبهه مقاومت و مردم فلسطين و مصالح جهان اسلام دفاع كرده است، در سخت‌ترين شرايط فارغ از مذهب و عقيده آنها مدافع و حامي آنها بوده است. مديريت جمهوري اسلامي ايران در لبنان در هيئت حزب‌الله و در فلسطين در قالب حماس و جهاد اسلامي به عنوان جبهه مقاومت موفق عمل كرده است و تحت درايت هنرمندانه جمهوري اسلامي و عملكرد جريان‌هاي مقاومت، جهان اسلام و جغرافياي عرب پس از ۶ دهه در حال خروج از انزوا و انفعال است، در حالي كه جبهه رعب‌آور صهيونيزم مسيحي به محوريت آمريكا و اسراييل در دشوارترين شرايط سياسي خود در تاريخ هدايت منطقه به سر مي‌برند. كاركرد منطقي و نتيجه بخش جمهوري اسلامي باعث اعتماد بيشتر جنبش‌ها به ايران به عنوان كانون مديريت و الگوي كارآمد شده است. به گونه‌اي كه جنبش‌ها، حركت خود را با افتخار متأثر و ملهم از الگوي ايران مي‌دانند.
۵ ) الگوي مردم سالاري ديني:
عامل ديگر، به نمايش گذاشتن الگوي مديريت جديد سياسي با عنوان مردم‌سالاري ديني و مديريت ديني در ايران است. ايران در دوران مديريت نظام سياسي متأثر از دين اسلام، توانسته است به قدرت برتر علمي منطقه تبديل شود. استقلال و اقتدار خود را در مديريت بحران‌هاي داخلي، منطقه‌اي و جهاني به اثبات برساند و پس از قرنها به عنوان يك كشور جهان سومي نوعي نظم نوين در موضع هژموني به جهانيان ارائه كند و تمامي معادلات سياسي و امنيتي را به چالش بكشد.
تاثيرات انقلاب ما در بيداري اسلامي
الف ) تاثيرات سياسي: يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران تجديد حيات سياسي اسلام در گستره جغرافياي اسلام بودكه جريانها و جنبش‌هاي سياسي محور آن بود اما عمق اين پديده را بايد در متن توده مسلمان جستجو كرد كه در سه شكل در شرايط فعلي نمود عيني پيدا كرده است.
۱ ) انتخاب اسلام به عنوان ايدئولوژي مبارزه و مقاومت
۲ ) تلاش براي دستيابي به حكومت اسلامي (ارائه طرح حكومت اسلامي)
۳ ) نقش انقلاب بر جنبش‌هاي سياسي و جريانهاي فكري در لايه‌هاي مختلف جوامع اسلامي
ب ) تاثيرات فرهنگي: نهضت‌هاي اسلامي و جريانهاي فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامي، شعائر وشعارهاي انقلابي ايران مانند، جهاد، شهادت و ايثار را به عنوان اصول اساسي مبارزاتي خود پذيرفته‌اند. به تعبير سخنگوي جهاد اسلامي فلسطين در ديدار حضرت امام(ره)، با ظهور انقلاب شما (اسلامي) ملت مسلمان و بزرگ ما فهميد كه راهش جهاد و مبارزه است. انتفاضه بارقه‌اي از نور و بازتابي از پيروزي‌هاي بزرگ انقلاب شماست، انقلابي كه بزرگترين تحول را در عصر ما به وجود آورد. شعارهاي لاشرقيه و لاغربيه، الله‌اكبر، هيهات من‌الذلة، الموت‌الآمريكا و اسراييل،... و ديگر شعارهاي با صبغه مذهبي از جمله شعارهاي صادراتي انقلاب اسلامي است كه جنبش‌ها و جريانها در تحركات و راهپيمايي خود همواره به آن تكيه مي‌كنند، اين مضامين كه خود هر يك محتوايي به فراخي يك مدل و الگوي سياسي و مقاومتي در برخورد با رخدادها و عوامل آن دارد، در ميان نسل جوان مسلمانان نيز رسوخ پيدا كرده و تاثير مثبت و كارآمدي خود را به اثبات رسانده است.
انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك پديده حائز خصلت فراملي، مرزهاي جغرافيايي را در نورديد و در سطح كلان، فرهنگ، سياست و نظام حاكم بر روابط بين‌المللي را دستخوش تغييرات بنيادين كرد. در اين ميان جغرافياي اسلام به طور ويژه متأثر شد. از نمودهاي اين تاثيرات:
۱ ) حيات مجدد اسلام بر عرصه جهاني و گرايش روز افزون مردمي براي تشرف به دين اسلام.
۲ ) زنده كردن احساسات آزادي خواهانه و استقلال طلبانه در مستضعفان و محرومان جهان.
۳ ) گرايش به مذهب، فروپاشي افكار و انديشه‌هاي بلوك شرق و به چالش كشيده شدن انديشه‌هاي ليبراليسم، اومانيسم و بلوك غرب.
۴ ) گرايش شديد و پررنگ به حجاب و ظهور آن در هيئت يك جنبش فعال و چالش‌زا براي كشورهاي غربي، ليبرال و لائيك.
۵ ) به هم ريختن معادلات سياسي و امنيتي قديمي و به اثبات رساندن ناكار آمدي راهبردها و طرح‌هاي نرم و سخت ليبرال دموكراسي و سرمايه داري به محوريت قدرتهاي هژمون تاريخي در منطقه و جهان.
اما دخالت مستقيم و يا غير مستقيم
بايد گفت ،نه زيرا وقتي همه حقيقت و پيغام انقلاب اسلامي ايران كه بر گرفته از آموزه هاي ديني اسلامي است به ملت ها برسد ،وقتي آن ملتها به حقيقت و هويت واقعي آن پي بردند ،ديگر نيازي به حضور فيزيكي نيست .
رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در تحليل اين موضوع مي فرمايد:
«امروز دنياى اسلام متوجه شده است. اين حركاتى كه امروز در برخى كشورهاى شمال آفريقا و منطقه‌ى خاورميانه مشاهده ميشود، همان استفاده و استضائه‌ى از نور اسلام و استفاده‌ى از جهتگيرى دست مبارك پيغمبر اكرم است. لذاست كه آينده‌ى اين منطقه، آينده‌ى اين كشورها، به توفيق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، آينده‌ى روشنى است.
هرگاه حضور مردم و يا قيام به خاطر پول و يا . . . . باشد بي ثمر بوده وبي نتجه خواهد بود و غربي واهمه آنها از اين است اين درك و فهم صحيح مردم اين ارزش و كرامت انساني كه عزت و سربلندي در زير بار ذلت نرفتن است ادامه يابد و نتوان در اراده اين ملتها خلل ايجاد نمود،نتيجه اين مي شود كه بايد كل دولت هاي غربي از اين منطقه فرار كنند.
اين كه اين حركات را گاهي اقتصادي و يا گاهي متاثر از بيرون و يا نا آگاهانه توصيف و تبليغ مي كنند ،در واقع همين ترس و اضطراب غربي هاست .
در بيداري اسلامي سه شاخصه، از محورهاي اصلي است؛
1. در بيداري اسلامي نقش مردم بسيار تعيين‌كننده است
2. در بيداري اسلامي بايستي احساس هويت‌يابي اسلامي تقويت شده باشد.
3. در بيداري اسلامي عامل مبارزه با استعمار و استكبار از اجزاء ذاتي و هميشگي است.
و دنيا غرب هرگز اين اتفاق را نمي خواهد كه:
1. اعتراف به بيداري اسلامي , يعني اعتراف به شكست و ناكامي تمامي اقدامات گسترده سياسي, فرهنگي, امنيتي, نظامي , اقتصادي و... كه سالهاي متمادي در جهت ترويج ارزشهاي منحط و سكولار و سلطه نامشروع خويش در جهان از جمله جهان اسلام داشته و در صدد ساخت دهكده اي جهاني با ارزشهاي غرب و كدخدائي امريكا و صهيونيسم بين الملل بوده اند. بديهي است پذيرش بيداري اسلامي يعني قبول شكست اين پروژه استعماري و عقب نشيني از اهداف و منافع غير مشروع خود, و زير سوال رفتن تمامي اصول و مباني نرم افزاري و دستاوردهاي تمدني غرب سكولار در سطح جهان و به تبع تضعيف واز دست رفتن پشتوانه و جايگاه افراد و جريان هاي وابسته و سكولار در داخل كشورهاي اسلامي.
2. ايجاد انحراف و اختلاف در جريان نوپاي بيداري اسلامي و تلاش براي القاي اهدافي غير ديني به جوامع دستخوش اين تحولات و به تبع روي كار آمدن نيروها و نظامهاي سكولار و متمايل به خود.
و در يك كلمه وقوع اين اتفاق يعني ثمره عملي انقلاب اسلامي در جهان اسلام و اين مساله غرب را وحشت مي اندازد.
وبالاخره دنيا بايد بفهمد كه ايران به دليل موقعيت ژئوپليتيك، ژئواستراتژيك و ژئوكالچر بر تحولات بين‌المللي و وجود انقلاب اسلامي مبتني بر آموزههاي حقيقي دين اسلام ، زمينه تاثيرگذاري فكري، صدور تفكر مقاومت و مبارزه با استعمار نوين و استبداد و بازگشت به اسلام در ادوار مختلف به نوعي اعمال مديريت نمود.
انقلاب اسلامي در ايران به عنوان پديده‌اي كه بر بنياد ارزش‌هاي دين با تكيه به روش‌ها و شيوه‌هاي نوين دموكراسي، شكل گرفت والگوي جديد از مقاومت و مبارزه با استبداد و استعمار را به نمايش گذاشت، الگوي جديدي از مديريت در عرصه قدرت، سياست و حاكميت را متجلي و شكل جديدي از تاثيرگذاري و متفاوت از كاركرد تاريخي مزبور را بنا نهاد و نوعي از جريان احياگري، بيداري فكري و ايدئولوژيك را سامان داد و هدايت كرد. و براي اولين بار اصطلاح «امت اسلامي» به عنوان يك مفهوم انقلابي را وارد ادبيات سياسي جهان كرد.
با تقويت موقعيت و توسعه نفوذ خود را به حوزه‌ جهاني اسلام ارتقا و در عرصه منازعات سياسي و امنيتي علاوه بر اينكه موجوديت و نفوذ خود را به اثبات رساند بلكه موجب پيرزوي سايرين مانند فلسطين و لبنان را نيز رقم بزند.
كه ريشه‌و عوامل بيداري اسلامي در اين كشور ها بايد در :
۱ ) ورود نسل جديد با ويژگي‌هاي انقلابي به عرصه منازعات كه فهم ريشه‌اي و واقعي‌تري از علل عقب افتادگي‌هاي علمي، اقتصادي و اجتماعي جوامع خود به ويژه در حوزه فكر و فرهنگي دارند.
۲ ) توجه به وحدت ديني و بن مايه‌هاي انسجام ايدئولوژيك و درك درست از راهبردهاي قدرت‌هاي خصم و استكبار براي ايجاد گسست در جهان اسلام.
۳ ) حوادث بيدار كننده منطقه‌اي و جهاني از جمله بحران فلسطين، ۱۱ سپتامبر، اشغال عراق و افغانستان و راهبرد نبرد ايدئولوژيك غرب به محوريت آمريكا كه با هدف تسلط بر جهان اسلام انجام مي‌شود، آثار چشم‌گيري بر بيداري اسلامي دارد.
۴ ) رشد و توسعه وسايل ارتباط جمعي و تكامل شيوه‌هاي تبليغ اسلام.
۵ ) انقلاب اسلامي عامل عمده بيداري اسلامي است و نقش ويژه‌اي در حركت بيداري ملل مسلمان ايفا كرده است. و اين مسئله خود «جسارت و اعتماد به نفس» را به ملت‌هاي مسلمان برگرداند. در چنين وضعيتي بود كه به تعبير اقبال لاهوري، تهران قرارگاه مسلمانان شد و جمهوري اسلامي در فرايند ظهور، تثبيت و توسعه خود در داخل به عامل منحصر به فردي در احيا، پايداري و توسعه بيداري اسلامي و در شرايط كنوني به مركز سازماندهي تمدن نوين اسلامي تبديل شد.
اينكه انقلاب اسلامي كه خود از دل مذهب بيرون آمده است، به احيا دين و تجدد حيات اسلامي در ايران و جهان مدد رسانده است، در تولد، تجديد حيات و تداوم جريان‌ها و جريان سياسي اسلامي معاصر در سه دهه اخير نقش كليدي داشته است، مورد اتفاق نظر تمام محافل سياسي جهان اعم از دوستداران ايران، رقيبان و كشورهاي خصم است. حال آيا نيازي به دخالت مستقيم است؟.
در مورد تاثير بيداري اسلامي در آمريكا و جنبش وال استريت
با كرات ديده و يا شنيده ايد كه در مورد هر حركت و يا اتفاقي ،رسانه هاي غربي به قدر به تحليل و بررسي و در نهايت به تشكيك و تحريف آن مي پردازند كه ،اصل اتفاق به فراموشي سپرده مي شود ،ليكن در مساله بيداري اسلامي ،مساله به شكل ديگري رقم خورد
وقتي حقيقت و واقعيت انقلاب اسلامي ايران برملا شد آن وقت ملت آمريكا مشاهده مي كنند كه در واقع دولتمردان آنها:
۱ ) آمريكايي‌ها با شعار حقوق بشر و دموكراسي‌سازي، طرح‌هاي خود را براي منطقه خاورميانه معرفي مي‌كردند و در تحقق آن به دنبال تقويت جايگاه خود در ميان افكار عمومي جهان اسلام بودند اما در دست يابي به اين هدف ناكام ماندند.
۲ ) آمريكا در چارچوب سياست تثبيت هژموني منطقه‌اي خود به دنبال سركوب جريان‌هاي اصيل بيداري اسلامي بود اما امروز جريان‌هاي اصيل اسلامي در تمام كشورهاي اسلامي و عربي به ويژه كشورهاي هدف «لبنان، فلسطين و عراق» به مهمترين نيروهاي سياسي و اجتماعي جهان عرب مبدل شده‌اند، جريان‌هاي شيعه و سني اصيل با تكيه به تاكتيك‌ها و روش‌هاي عقلايي و كارساز جهان تشيع به محوريت ايران جبهه مقاومت در برابر هژمون طلبي آمريكا را شكل داده‌اند.
۳ ) نكته سوم، اينكه بيداري اسلامي باعث بحران مشروعيت و مقبوليت سياسي براي پايگاه‌هاي سياسي و فرهنگي و حتي امنيتي آمريكا و عوامل آن در منطقه شده است.
۴ ) نكته مهمتر اينكه؛ ظهور بيداري اسلامي باعث به هم خوردن ثبات و دوام و كار آمدي راهبردهاي غرب در سطح بين‌المللي و مديريت بحرانها از ناحيه آمريكا و متحدانش شده است. به همين دليل است كه جبهه صهيونيزم مسيحي تمام امكانات خود را بسيج كرده است تا منازعه خود با جهان اسلام و جبهه مقاومت راكه در نقطه سرنوشت‌ساز خود قرار دارد به نفع خود تغيير دهد.

بيداري اسلامي و قيام امام زمان عليه السلام
به طور قاطع نمي توان گفت كه بيداري اسلامي از نشانه هاي ظهور است يا نه و نمي توان رابطه مستقيميي بين آن و ظهور برقرار كرد .ظهور امام زمان (عج) به اراده الهي بستگي دارد كه در صورت فراهم بودن شرايط، به دستور خداوند تحقق مي يابد. بنابراين، تاريخ آن را فقط خداوند مي داند و هيچ كس نمي تواند تاريخ دقيق آن را پيش بيني كند. در روايات بيان شده كه هر كس وقتي را براي ظهور مشخص كند، دروغ گوست.مهزم اسدي از امام صادق (ع) پرسيد: «فدايت شوم! ظهور قائم آل محمد (ص) و تشكيل دولت حق كه در انتظارش هستيد، طول كشيد؛ اين امر كي تحقق خواهد يافت؟» حضرت فرمود: «تعيين كنندگان وقت ظهور دروغ گويند؛ عجله كنندگان هلاك مي شوند و كساني كه تسليم هستند، نجات مي يابند.» (بحارالانوار، ج 52، ص 103) روح مهدويت در اين كلام پيامبر مطرح شده كه فرمود زمين را پر از عدل و داد مي‌كند همان‌گونه كه از ظلم و جور پر شده بود يعني عنصر اصلي دولت امام زمان (عج) عدالت است. اينكه مردم سراسر جهان به اين نقطه رسيده‌اند كه از همه چيز خود براي رسيدن به عدالت بگذرند، نشان مي‌دهد كه در سرتاسر جهان زمينه ظهور عدل‌گستر الهي آماده مي‌شود و وظيفه حوزه‌‌هاي علميه اين است كه عدل‌گستر جهاني را به تمام دنيا معرفي كنند و مردم را به سمت وي دعوت كنند. بيداري اسلامي واژه پر مغزي است كه از سوي امام بيدار امت اسلام حضرت امام خامنه اي(مدظله العالي) خيلي قبل تر از اين انقلابها و خيزشهاي مردم منطقه عنوان شد . بيداري كلمه اي است كه پس از شنيدن ، اولين واژه اي كه به ذهن تبادر مي كند خواب است . بيداري ، پس از خواب زمستان و پس از خواب شامگاه است . و نويد بيداري در حقيقت نويد طلوع صبح و آمدن بهار است .وجود مطهر امام زمان (عج) در قرآن كريم به تأويل ائمه طاهرين (عليهم السلام)ذيل آيه أليس الصبح بقريب « صبح » ناميده شده است و در تعبير زيارتها از آن وجود مطهر به « بهار » - السلام علي ربيع الأنام (بهار روزگاران) - ياد شده است . اين توجه ما را به اينكه در پس اين بيداري صبح و بهاري هست و آن بهار دلها يوسف زهرا (س) است اهميت اين واژه را تا حدي براي ما آشكار مينمايد .قبل از آمدن صبح ما شاهد بيدار شدن موجودات هستيم كه هر يك به زبان خويش نويد آمدن صبح را ميدهند .
.بيداري اسلامي ويران كننده كاخهاي ظلم است و ما شاهد هستيم كه پس از شروع آن در عالم يك به يك دشمنان عدل و عدالت سقوط نمودند و بساط آنها برچيده شد و با اين بيداري است كه نام اسلام در سراسر عالم برده ميشود و زمينه جهاني شدن حكومت اسلام به دست فرزند پاك آخرين فرستاده خدا پيامبر اسلام (ص) فراهم خواهد شد . بيداري اسلامي با وقوع انقلاب اسلامي در ايران آغاز شد و در نگاه بسياري از برجستگان مذهبي و غيرمذهبي عاقبتي نداشت و به سرعت توسط دنياي مادي مهار مي گرديد اما بزرگاني چون امام خميني (ره) و آيت الله خامنه اي (مدظله) پيش بيني مي كردند كه با فراگير شدن اين بيداري در منطقه خاورميانه و جهان ، زمينه حكومت جهاني اسلام فراهم خواهد شد .به عنوان نمونه روايات شريف از وجود التهاب و درگيري گسترده در آستانه ظهور در مصر خبر مي دهند و بيان مي كنند كه حاكم مصر در فاصله اي بسيار نزديك به ظهور توسط مردم كشته شده و اين كشور دستخوش درگيريهاي بسياريست ، ورود نيروهاي خارجي به مصر از كشورهاي غربي و كشورهاي عربي شمال آفريقا در روايات عصر ظهور گزارش مي شود كه مي تواند به بهانه تامين امنيت و در قالب نيروهاي حافظ صلح عربي و غيرعربي باشد ، هرچند نيروهاي عربي وارد شده به مصر بعد از مدت كوتاهي به سمت شام حركت كرده و توسط دشمنان براي ياري به موفقيت فتنه سفياني بكار گرفته مي شود ، تدوام جو اسلامي و حركت انقلابي مردم مصر تا هنگام ظهور و استقبال از امام عصر(عج) و سپاهش توسط مردم اين سرزمين توسط روايات بيان گرديده است. ائمه اطهار(ع) نيز با بيان روايات متعددي به ترسيم اوضاع مصر در عصر ظهور پرداخته اند كه از اهميت اين كشور در تحولات عصر ظهور خبر مي دهد.با نگاه به روايات عصر ظهور چنين برداشت مي شود كه مصر در عصر ظهور شاهد چند واقعه مهم خواهد بود : 1- التهاب و درگيري سراسري در اين كشور و حركت مردم بر عليه حاكمان روايات متعددي كه از اوضاع مصر در عصر ظهور خبر مي دهند ، اوضاع اين كشور مهم را در آستانه ظهور ملتهب و همراه با درگيري و جنگ گزارش مي دهند.البته بنابر روايات بخشي از اين التهابات و درگيريها داخلي بوده و قيام مردم بر عليه حاكمان را نشان مي دهند از آنجائيكه كه حاكم مصر در آستانه ظهور بدست مردم مصر كشته مي شود و با كشته شدن او حوادث شدت مي يابد مي توان نتيجه گرفت كه آغاز تحولات مصر منشا داخلي دارد هرچند در ادامه پاي نيروهاي خارجي نيز به اين سرزمين باز مي شود.. 2- كشته شدن حاكم مصريكي ديگر از تحولات مهم مصر در آستانه ظهور كشته شدن حاكم اين كشور مي باشد كه حداقل در سه روايت ذكر گرديده است.« اهـل مـصـر سادات(حاكمان) خـود را مـى كـشـنـد» بشارت الاسلام ص 176« پيش از ظهور قائم (عج) فرمانرواي شام و مصر كشته مي شوند ...»الملاحم و الفتن ص ۲۰ ، بشاره الاسلام ص ۱۸۵« هنگامي كه مردم مصر زمامدار خود را بكشند و پرچم هاي قيس و عرب وارد مصر گردد و در آن متمركز شود » الزام الناصب ص 185 ، بشاره الاسلام ص 175 و 192 2- ورود نيروهاي خارجي به مصر در فاصله زماني بسيار نزديك به ظهور« از نشانه هاي او (امام عصر(عج)) ، كوچ كردن مغربي ها به سوي مصر است و آن در عهد سفياني است » بشاره الاسلام ص 177، 183 – الملاحم و الفتن ص 47 و ...« مغرب بر مصر چيره مي شود و شامات را تحت سيطره خود درمي آورد » الزام الناصب ص 185 و الامام المهدي ص 233 و...« هنگامي كه پرچم هاي زرد وارد مصر شوند و بر سرزمين مصر چيره شوند ..... »الملاحم و الفتن ص 70 4- وجود حركت اسلامي در مصر و استقبال از امام زمان(عج) در هنگام ظهورسمت و سوي كلي تحولات مصر در عصر ظهور مثبت ارزيابي مي شود ، محققين اعتقاد دارند كه اين تحولات صبغه اسلامي دارد ، فلذاست كه دشمنان تلاش مي كنند حركت مردمي مصر را سركوب نمايند. چند روايت وجود دارد كه اين حركت پررنگ اسلامي را كه احتمالا به درگيري با سفياني نيز منجر مي گردد ، نشان مي دهد :هنگامي كه مردي حكومت شام را به دست آورد و ديگري بر مصر دست يابد ، آنگاه شامي(سفياني) و مصري با يكديگر به جنگ پردازند و مردم شام قبيله هايي از مردم مصر را به اسارت بگيرند و مردي از خراسان (سيدخراساني) با پرچم هاي سياه كوچكي از خراسان به سوي شام حركت كند و او همان كسي است كه زمينه را براي حكومت مهدي(عج) فراهم مي آورد. ملاحم و الفتن ص 23پيش از سفياني ، مصري و يمني خروج و قيام مي كنند. بحار ج 52 ص 210اهل غرب به سوي مصر هجوم مي آورند همينكه وارد مي شوند ، فرمانروايي سفياني برقرار مي شود ، و قبل از آن شخصي مردم را بسوي آل پيامبر(ص) دعوت مي كند. بحار ج 52 ص 208چون سفياني از حق منحرف شود و از شاهراه دين خارج شود ، نژاد قيس از مصر قيام مي كنند و با سپاه سفياني مقابله مي نمايند.منتخب الاثر ص 465وقتي كه سفياني در سرزمين مصر وارد شد ، مدت چهارماه در آن سرزمين مي ماند .... الفتن لابن حماد ج 1/ص290(ممكن است منظور از سفياني در اين روايت همان نيروهاي حامي سفياني يعني غربي ها و يا همپيمانان سفياني يعني اهل مغرب باشد ، زيرا هر سه گروه يعني سفياني ، اهل غرب و اهل مغرب(حاكمان كشورهاي شمال آفريقا ) هدف مشترك دارند و آن مقابله با حركت اسلامي ملتهاي منطقه است)اينكه اين مرد مصري انقلابي مذكور در روايات كيست يا مصداق كسي كه مردم را به اهل بيت(ع) دعوت مي كند ، چه كسي مي باشد نمي توان دقيقا اظهار نظر كرد ، اما مهم اين است كه اين روايات به خوبي وجود جوي اسلامي و انقلابي در مصر كه حتي تا دعوت به اهل بيت(ع) نيز پيش مي رود ، را نشان مي دهند. با اين حال باز به طور قطع ويقين نمي توان ارتباط مستقيمي بين خيزشهاي منطقه و ظهور امام زمان برقرار كرد و چه بسا ظهور ايشان دهها و صدها سال بعد صورت گيرد. البته در اينجا بايد روشن كنيم منظور از علامات ظهور چيست؟ و منظور از شرايط هاي ظهور چيست؟ و تا بعد بر اساس آن بتوانيم صحبت بكنيم كه اين بيداري اسلامي چه مي تواند باشد و چه ارتباطي با بحث مهدويت و امر ظهور امام زمان (عج) مي تواند داشته باشد معمولاً وقتي از علائم ظهور صحبت مي شود منظور نشانه ها هست .تعريف علائم يعني نشانه هاي كه بيانگر هستند علامت مي دهند و ما را به طرف مقصد راهنمايي مي كنند كه شما به طرف مقصد حركت مي كنيد كه شما به مقصد نزديك شديد به اينها علائم مي گويند. معمولاَ هم علائم يك چيزدر اختيار عموم انسان ها نيست بلكه براي راهنمايي قرار داده شده است ، مثل علامت راهنمايي و رانندگي ، كه در اختيار عموم انسان ها نيست كه با سليقه خود آن را بخواهند تغيير دهند بلكه يك گروهي هستند كه متخصص ، علامت ها را طراحي كرده و به مردم نشان دادن و اين علامت ها در جاده استفاده مي كنند.علامت هاي ظهورهم يك سري اتفاقها ، رويدادها و حوادثي كه خداوند تبارك تعالي در نظر گرفته است تا اينها به عنوان نشانه هاي ظهور باشد.پس ما انسان ها نمي توانيم خود علامتي براي ظهور انتخاب كنيم يعني اينكه بگوييم اين علامت ظهور است يا اين علامت را نفي كنيم، لذا ما انسان ها هيچ نقشي در علامت هاي ظهور نداريم آن چيزي راكه خداوند به عنوان علامت در نظر گرفته همان هست و در روايات به آن اشاره شده است البته ماهم مي توانيم تجزيه و تحليل كنيم.كه آيا مطلب با توجه به روايات علامت هست يا خير.تعريف شرايط در رابطه با شرايط، زمينه ها و امور و عواملي كه باعث مي شود يك پديده بوجود بيايد آن زمينه ها واسباب در بعضي مواقع در اختيار ما انسان ها است و در بعضي موارد در اختيار ما انسان ها نيست اگر آن پديده، پديده اي باشد كه ما انسان ها در آن دخالتي نداشته باشيم شرايطش هم در اختيار ما نيست مثل باران، يك پديده اي است كه در اختيار ما نيست لذا ما نمي توانيم باران را توليد كنيم يا جلوي باران را بگيريم البته دخالت هاي مي كنيم ولي عموما در اختيار ما نيست لذا خشكسالي هاي زيادي اتفاق مي افتد و بشر هيچ كاري نمي تواند انجام دهد يا بارانهاي سيل آسايي بوجود مي آيد و بشر هيچ كار نمي تواند انجام دهد .اما اموري كه مربوط به زندگي انسان ها است انسان ها در آن امور دخالت دارند و نقش ايفا مي كنند به عبارتي ديگر انسان ها اگر همه شرايط و زمينه ها را در اختيارشان نباشد قطعا برخي از شرايط و زمينه ها در اختيارشان است علت هم اين است كه آن امر مربوط به انسان ها است ، به خاطر همين خداوند تبارك تعالي انسان ها را دخالت مي دهد و نقش آنها را مي پذيرد.نقش انسانها در شرايط ظهور امام زمان (ع)بحث قيام و انقلاب امام زمان (عج) از همين قسم است يعني يك پديده اي است كه در مورد زندگي انسان ها قرار است اتفاق بيفتد خيلي روشن است كه انسان ها در آن نقش دارند وبايد زمينه هايي را فراهم بكنند تا امكان انقلاب در جامعه انساني ممكن بشود.ما اگر نگاه كنيم به انقلاب ها مي توانيم يك سري شرايطي را براي انقلاب در نظر بگيريم به عنوان شرايط عام.وقتي هم به انقلاب امام زمان (عج) نگاه مي كنيم با توجه به اينكه اين انقلاب مانند انقلاب هاي ديگر است كه در جامعه انساني رقم مي خورد مي توانيم مشابه سازي كنيم وبگوييم همان طور كه در اين انقلاب ها اين شرايط است و انسان ها نقش ايفا مي كنند در انقلاب امام زمان (عج) همين طور است بايد اين شرايط باشد و انسان ها نقش خودشان را ايفا بكنند البته ما جداي اينكه از اين انقلاب هاي ديگر استفاده مي كنيم آيات و روايات هم هستند كه به ما مي گويند كه اگر انسان ها نقش خود را ايفابكنند امر ظهور انشاالله زودتر محقق خواهد شد .انقلاب هايي كه امروز در حال رخ دادن است، جزء شرايط يك انقلاب است نه علائم يكي از نقش آفريني ها مهمي كه باعث مي شود كه انقلابي رقم بخورد اين هست كه انسان ها توده مردم خواستار يك تحول جدي و اساسي باشند يعني به اين نتيجه برسند كه ديگر اين نظامي كه الان بر سركار است اين نظام فايده اي ندارد وبايد اين نظام عوض بشود و براي تغيير اين نظام از خودشان حركت نشان بدهند و اين حركت مي شود و يك حركت عمومي ، تحول خواهي عمومي ، اگر تحول خواهي عمومي دربين يك جامعه رقم بخورد عموم مردم آن جامعه آمادگي داشته باشند وبخواهند نظام عوض بشود نظام عوض مي شود .كسي نمي تواند جلوي مردم را بگيرد اين كاري بود كه ما در ايران با رژيم پهلوي انجام داديم و رژيم پهلوي از بين رفت چرا به خاطر اينكه عموم مردم نمي خواستند و اين نخواستن را نشان دادند با راهپيمايي ها عرضه كردن، واقعا وقتي خواسته ها و خواستن تحول جدي بود تحول هم رخ داد .بنابراين انقلاب هايي كه رخ مي دهند، اين انقلاب ها كه زمينه آن تحول خواهي انسان ها است بايد حواسمان باشد جز و شرايط و زمينه هاي يك انقلاب حساب مي شود نه جزء علائم .بيداري اسلامي جزء نشانه هاي ظهور نيست در رابطه با بيداري اسلامي كه مطرح جزء شرايط يا علائم ظهور است طبيعتاً زماني مي توان گفت كه جزء علامت هاي ظهور است كه در روايات روشن و شفاف صريح به آن اشاره شده است كه در نزديكي ظهور اتفاقاتي مي افتد كه نشان دهنده ظهور است اگر اين طور شد مي توانيم بگوييم اين قيام ها وبيداري ها از علامت هاي ظهور است علامت اصطلاحي، يعني حوادثي كه بيانگر نزديك شدن امر ظهور است اما ما در روايات داريم چنين چيزي نداريم كه به صورت شفاف و دقيق و واضح و معتبراشاره كرده باشند كه انقلاب هايي در جوامع اسلامي اتفاق خواهد افتاد و اين نشانه ظهور است نداريم .بيداري اسلامي زمينه ساز، شرايط ظهور است بنابراين مي توانيم وارد بحث شرايط بشويم كه آيا مي توان اين انقلاب زمينه وشرايط انقلاب امام زمان (عج) را رقم بزنند و جزو زمينه سازي براي ظهور قلمداد شوند و يا اصولا بين اين انقلاب ها و مهدويت پيوندي هست يا نه ؟ به صورت ظاهر در اين انقلاب ها پيوندي با مهدويت نيست يعني چه ؟ يعني اينكه مردم نيامدند بگويند كه ما قيام كرديم براي اينكه امام زمان (ع) بياييد و اين حكومت ها از بين برود و خودمان را آماده ظهور امام زمان (عج) بكنيم بنابراين به صورت ظاهر نمي توانيم بگوييم اينها جزء زمينه سازي براي ظهور است امابه يك معنا مي توانيم به ظهور ربط بدهيم اگر اين انقلاب ادامه پيدا كند و آن اين هست كه در اين انقلاب ها آن چيزي كه اتفاق افتاده، كه واقعا مردم مي خواهند تحول صورت بگيرد و اين تحول براساس اسلام باشد نه نسخه هايي كه انسان ها مي نويسند مي خواهند براساس نسخه هاي الهي باشد براساس قرآن باشد اين يك واقعيت است و كسي نمي تواند منكر باشداز طرف ديگر همه اين انقلاب ها تقريبا به نحوي مستقيم و غير مستقيم صددر صد يا با درصد كمتري از انقلاب اسلامي ايران الهام گرفتند اينها در طول اين سي سال انقلابي كه صورت گرفته حوادثي كه اتفاق افتاده و الان ايران كجا ايستاده و حكومت هاي خودشان را ديدند اين تحول خواهي به اين نوع ، بيانگر اين است كه واقعا اينها دلشان مي خواهد يك حكومتي بر روي كار بياييد كه اين حكومت اسلامي باشد واقعا نه صرف اسلام ، بلكه شريعت اسلامي به درستي پياده بشود آرمان هاي انساني به درستي تحقق پيدا بكند اگر اين طور بگوييم اين تحول خواهي كه انشا الله گسترش پيدا كند مي تواند زمينه هايي را براي ظهور امام زمان (عج) فراهم بكند .طبيعتا انقلاب امام زمان (ع) زماني رخ خواهد داد كه مردم آمادگي يك تغيير اساسي را داشته باشند نه يك تغيير جزئي ، يك تغيير اساسي ، يك تحول بنيادين ، مثل اينكه مردم ما در سال 57 واقعا به دنبال يك تغيير بنيادين بودند به خاطرهمين كل نظام حاكم و آن سيستم و قوانين همه زير رو شدو به يك نظام كاملا جديد روي كار آمد اگر اين طور باشد .مي توان بگوييم كه اين انقلاب ها مي توانند براي زمينه سازي ظهور امام زمان (عج) حساب بشوند و جزء شرايط ظهور قرار بگيرند و ما اين اميد را انشا الله داريم كه مردم حالا كه وارد صحنه سياست شدند و دنبال تحول اساسي هستند همان طور رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند : سعي بكنند اين تحول ، تحول اساسي باشد مصادره نشود و بتوانند آن چيزي را كه نداي فطرت شان و عقلشان و دين شان بگويد انشان الله به آن برسند.·

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .