اثبات عقلاني ولايت مطلقه فقيه؟

اثبات عقلاني ولايت مطلقه فقيه؟

_مطلقه_فقیه1.jpgولايت مطلقه فقيه در فقه شيعه به دو معنا استعمال مى‏شود: 1.ولايت فقيه، منحصر به ولايت بر قضا، محجورين و ...نيست؛بلكه شامل زعامت و رهبرى سياسى و اجتماعى نيز مى‏شود.2.اختيارات «ولى امر» در زمامدارى منحصر به اجراى احكام اوليه و ثانويه نيست؛به عبارت ديگر وظيفه او، رهبرى جامعه به گونه‏اى است كه مصالح جامعه، در پرتو هدايت‏هاى الهى، به خوبى تأمين شود و نيازمندى‏هاى متنوّع و تغييرپذير جامعه، در شرايط مختلف تفويت نشود و جامعه از رشد و ترقى باز نماند. از اين رو اگر در شرايط ويژه‏اى، يكى از مصالح و نيازمندى‏هاى جامعه با يكى از احكام اوليه در تزاحم قرار گرفت؛ در چنين صورتى «ولى فقيه» بايد بين آن دو مقايسه كند. پس اگر مسأله‏اى كه با حكم اولى در «تزاحم» قرار گرفته، داراى مصلحتى برتر براى جامعه باشد؛ در اين صورت ولى فقيه مى‏تواند، آن حكم اوليه را موقتاً تعطيل كند و مصلحت برتر جامعه را بر آن مقدم بدارد. به عنوان مثال در فقه اسلامى، تخريب مسجد حرام است. اكنون اگر به تخريب مسجدى جهت خيابان‏كشى حاجت افتاد، چه بايد كرد؟ ديدگاه مخالف «ولايت مطلقه» بر آن است كه صرف مصلحت اهم اجتماعى، مجوز تخريب مسجد نيست و تا زمانى كه كار به ضرورت نرسد، نمى‏توان دست به اين كار زد؛ ليكن بر اساس نظريه «ولايت مطلقه»، لازم نيست حكومت اسلامى آن قدر صبر كند كه براى جامعه، مشكلات زيادى فراهم شود و كارد به استخوان برسد؛ آن گاه از سر ناچارى و براى خروج از بن بست و انفجار اجتماعى، مسجد را تخريب كرد؛ بلكه در اين صورت هميشه از قافله‏ى تمدن عقب خواهيم ماند و همواره در مشكلات دست و پا خواهيم زد و شارع مقدس، به چنين چيزى راضى نيست. در اين ميان مهم ترين معنايي كه از ولايت مطلقه فقيه فهميده مي شود همين معناي دوم است كه با تلفيقي از ادله عقلي و نقلي قابل اثبات مي باشد . از جمله از طريق اهم دانستن احكام حكومتي كه خود به خود مستلزم تقدم آن بر احكام شرعي ديگر مي شود . به عبارت ديگر مي‏دانيم كه همه احكام شريعت، از نظر اهميت، يك‏سان و در يك رديف نيستند؛ زيرا احكام، بر مبناي مصالح و مفاسد قرار دارند و پر واضح است كه اين مصالح و مفاسد، داراي مراتب گوناگون و متفاوت هستند؛ مثلاً حرمت مال مسلمان و حرمت جان مسلمان، هر دو از احكام اوليه شريعتند؛ ولي بدون ترديد، حرمت جان از اهميت بيش‏تري برخوردار است و اين اهميت بيش‏تر، سبب آن مي‏شود كه در تزاحم بين اين دو حكم، رعايت حفظ جان، بر رعايت حفظ مال، تقدم يابد و براي آن كه جان انساني از خطر رهايي يابد، حُرمت مالي ناديده گرفته شده و پايمال گردد. مثال ديگر: اسلام به جهت حفظ آبروي انسان‏هاي محترم، غيبت را ممنوع كرده است؛ ولي در عين حال، مواردي وجود دارد كه غيبت جايز است. در اين موارد، رعايت مصلحت اهمّ، غيبت كردن را مجاز مي‏گرداند؛ از قبيل آن‏كه شخصي براي خيرخواهي و در پاسخ به‏كسي كه براي مشورت، نظرش را مي‏خواهد، نقطه ضعف ديگري را بازگو كند، تا فردي كه مشورت مي‏خواهد، در اثر سكوت او، گرفتار مشكلات بزرگ‏تر و مفاسد سنگين‏تر نگردد(رك : امام خميني ، المكاسب المحرمه ، ج1، ص 289.) تشخيص ميزان اهميت يك واجب، گاه از ديدگاه عقل روشن و واضح است و گاه با توجه به شواهدي كه در شرع وجود دارد، كشف مي‏شود؛ مثلاً وقتي شرع بيان مي‏كند كه بناي اسلام بر پايه عمل خاصي قرارگرفته، فهميده مي‏شود كه آن عمل، از واجبات ديگر، اهميت بيش‏تري دارد و يا وقتي در ترك واجبي، تهديد بيش‏تري در شرع ديده مي‏شود و نسبت به سهل‏انگاري در انجام آن، شدت عمل بيش‏تري اعمال مي‏گردد، به دست مي‏آيد كه آن واجب، از اهميت خاصي برخوردار است(رك : سيدمحمود هاشمي شاهرودي ، تعارض الادله الشرعيه ، ص97.) اينك بايد در باره حكومت و ولايت، درنگ نموده و با استمداد از تشخيص عقلاني و بيانات شريعت، به ميزان اهميت آن پي برد. عقل شفاف و خرد ناب، در اهميت حكومت در مقايسه با حقوق و احكام ديگر، ترديدي به خود راه نمي‏دهد؛ زيرا دست‏يابي به همه حقوق فردي و اجتماعي، درصورت استقرار نظام حكومتي عادلانه، ميسّر است. و براي شكوفايي خردورزي در انسان‏هاو بروز استعدادها و قابليت‏هاي آن‏ها، به نظام حكومتي نياز است؛ چه اين كه بدون دولتي مقتدر، به اجراي هيچ قانوني نمي‏توان دل بست، و از شر هيچ فتنه‏گر و قانون ناشناسي نمي‏توان در امان بود. پس حكومت، در عرض ديگر واجبات عقلي نمي‏نشيند و در رديف ديگر نيازهاي بشر قرار نمي‏گيرد، بلكه در طول همه حكمت‏ها و مصالح و برتر از احكام ديگر است. بياناتي هم كه در شرع ديده مي‏شود، تاييدي بر اين فهم عقلاني و خردمندانه است؛ مثلاً در قرآن كريم، آن‏جا كه سخن از تعيين خلافت و ولايت به ميان مي‏آيد و به پيامبر(ص) فرمان ابلاغ آن داده مي‏شود، اين تعبير وجود دارد: «فان لم تفعل فما بلّغت رسالته»(مائده/66) اگر انجام ندهي، رسالت الهي را ابلاغ نكرده‏اي. به تعبير برخي از دانشمندان اسلامي، به كدام موضوع اسلامي، اين اندازه اهميت داده شده و كدام موضوع ديگر است كه ابلاغ نكردن آن، با عدم ابلاغ رسالت، مساوي باشد؟ (مرتضي مطهري ، سيري در نهج البلاغه ، ص103.) برخي از انديشمندان ديگر، در اين باره به آيات مربوط به جنگ احد، استناد كرده‏اند كه در جريان اين جنگ، وقتي خبر كشته شدن رسول خدا(ص) پخش گرديد، گروهي از مسلمانان پابه فرار گذاشتند و خداوند آن‏ها را مورد توبيخ قرار داد كه: «افان مات اوقتل انقلبتم علي اعقابكم» (آل عمران/144) اگر پيامبر بميرد يا كشته شود، شما به عقب برمي‏گرديد و از دين او روي گردان مي‏شويد؟ از اين آيه چنين برداشت كرده‏اند: خداوند مسلمانان را به خاطر عدم اهتمام به نظام‏اجتماعي و فرماندهي جنگ، در صورت فقدان پيامبر(ص) ملامت نموده و از آن به روي گرداني از دين و بازگشت به عقب تعبير كرده‏است، در حالي كه آنان به بت‏پرستي روي نياورده بودند(سيد محمد حسين طباطبايي ، مقاله ولايت و زعامت ، مرجعيت و روحانيت ، ص81.). علاوه بر اين، شواهد فراواني، در اهميت فوق‏العاده حكومت، در روايات وجود دارد، كه به بعضي از آن‏ها اشاره مي‏شود: الف) حكومت صالح، اقامه كننده هدف عالي انبيا، عدالت و زمينه‏ساز بروز و شكوفايي استعدادهاي انساني است. ب) حكومت شايسته، مانع انحرافات و فسادها، و عامل نابودي حق‏كشي‏ها و تبعيض‏ها است. ج) حكومت لايق، اقامه كننده مهم‏ترين فرايض اسلامي و دستورات ديني است و ... . با توجه به آنچه گذشت اهم بودن حكومت بر احكام الهي ديگر اثبات مي شود حضرت امام نيز با استفاده از اين مبنا مي‏فرمايند: حكومت، اهم احكام الهي است و بر جميع احكام فرعيه الهيّه تقدم دارد. در عين حال، اهميت موضوع اقتضا دارد تا با توضيح بيش‏تري به‏بررسي آن بپردازيم: در زندگي اجتماعي، موارد فراواني پيش مي‏آيد كه رعايت تكاليف گوناگون، با مانع و محذور مواجه است وچاره‏اي جز انتخاب و گزينش يكي از تكاليف وجود ندارد؛ چه اين‏كه در دايره مسائل شخصي و انتخاب‏هاي فردي نيز، گاه چنين محدوديت‏هايي رخ مي‏دهد؛ مانند دانش‏آموزي كه از يك طرف، بايد در كلاس حاضر شده و درس‏هاي خود را فراگيرد، و از طرف ديگر، به‏علت بيماري، حضورِ در كلاس، براي خود او يا هم‏كلاسانش، زيان‏آور است. و يا پزشك جراحي كه از يك سو براي معالجه بيمار تلاش مي‏كند و از سوي ديگر، نجات جان او را در قطع عضو فاسد، تشخيص مي‏دهد. در اين‏گونه موارد، چاره‏اي جز رعايت مصلحت بالاتر و تقدم تكليف مهم‏تر نيست، گرچه در جريان اين انتخاب و گزينش، مصلحت ديگر، ناديده گرفته مي‏شود. از اين‏رو، دانش‏آموز تا پايان دوران بيماري خود، به استراحت مي‏پردازد و از حضور در كلاس معاف است. هم چنين پزشك، حفظ جان بيمار را بر معالجه يك عضو او، مقدم مي‏دارد. در روابط پيچيده اجتماعي، اين‏گونه تزاحم‏ها بيش‏تر خود را نشان مي‏دهد؛ زيرا رعايت مصلحت جامعه، در هر مورد، چه بسا كه با مصلحت شخصي افرادي، ناسازگار مي‏افتد، واگر بنا شود كه حكومت در برنامه‏ها و اقدامات خود، به رعايت مصلحت تك‏تك افراد بينديشد، چاره‏اي جز تعطيل كارها و متوقف ساختن كليه برنامه‏ها، نخواهد داشت. مگر طرحي را مي‏توان يافت كه احدي، از آن ناخشنود نباشد؟ و مگر قانوني مي‏توان تدوين كرد كه مورد پسند همگان باشد؟ حتي اگر با سوداگران مرگ و عوامل توزيع مواد مخدر، به‏شدت برخورد شود، خود آن‏ها و عده‏اي از اطرافيانشان دچار مشكل خواهند شد واگر آزاد باشند كه مصلحت جامعه تضييع مي‏شود. هم‏چنين اگر به مقررات راهنمايي و رانندگي اهميت داده نشود و هر كس براي استفاده از هر وسيله نقليه و براي هرگونه رانندگي، مجاز باشد، مصلحت جامعه از بين مي‏رود و امنيت جان عابران و ديگر رانندگان در معرض خطر قرار مي‏گيرد، نظم عبور و مرور مختل مي‏شود، ساعت‏ها از عمر انسان‏ها ضايع مي‏شود و... واگر رعايت قوانين الزامي باشد، عده‏اي كه خود را در محدوديت ديده و به تخلف روي مي‏آورند، رضايت ندارند. در كليه اين موارد، چاره‏اي جز آن نيست كه گروهي از خردمندان و متخصصان فن، به‏بررسي موضوع پرداخته و با تعيين مصلحت جامعه ومحدوده آن،دست دولت را براي اعمال مقررات و برخورد با متخلفان، بازگذارند؛ زيرا توقف دولت در محدوده‏اي كه هيچ‏گونه صدمه‏اي بر آزادي‏هاي فردي وارد نيايد، و احدي بر كار خلاف ميلش وادار نشود، عملاً به‏از بين رفتن نقش حكومت در اداره جامعه و نابودي اهداف يك جامعه مترقي و پيشرفته مي‏انجامد. اگر الزام‏هاي دولتي در كار نباشد، نه نظم اقتصادي برقرار مي‏شود و نه از نظم شهري خبري است. هركس بدون ضابطه و مانعي براي ورود به هرگونه فعاليت اجتماعي و هر اقدام، آزاد است و در نتيجه، نه بر ورود و خروج كالا در كشور مي‏توان سياستي اِعمال كرد و نه كسي را بر حضور در دوره خدمت اجباري ِ نظام وظيفه مي‏توان الزام كرد و نه.... طبعاً در چنين جامعه‏اي از حكومت به معناي حقيقي آن، خبري نخواهد بود و مكتبي كه چنين الگوي آشفته‏اي را ارائه كند، در واقع، به انكار حكومت راي داده است. امام خميني، با ذكر مواردي از اختيارات دولت، مبناي خويش را درتقدم حكومت، بر همه احكام فرعيه بيان نموده‏اند: اگر اختيارات حكومت در چارچوب احكام فرعيه الهيه است، بايد... حكومت الهيه يك پديده بي‏معنا و محتوا باشد، اشاره مي‏كنم به پي‏آمدهاي آن كه هيچ كس نمي‏تواند ملتزم به آن‏ها باشد؛ مثلاً: - خيابان‏كشي‏ها كه مستلزم تصرف در منزلي است يا حريم آن است، در چارچوب احكام فرعيه نيست. - نظام وظيفه و اعزام به جبهه‏ها. - جلوگيري از ورود و خروج كالا. - منع احتكار (در غير دو سه مورد). - گمركات. - ماليات. - جلوگيري از گران فروشي. - قيمت گذاري. - جلوگيري از پخش مواد مخدر. - منع اعتياد به هر نحو، غير از مشروبات الكلي. - حمل اسلحه به هر نوع كه باشد. و صدها امثال آن، كه از اختيارات دولت است... خارج است. حكومت، كه شعبه‏اي از ولايت مطلقه رسول اللّه(ص) است، يكي از احكام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيه، حتي نماز و روزه و حج است: - حاكم مي‏تواند مسجد يا منزلي را كه در مسير خيابان است، خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند. - حاكم مي‏تواند مساجد را در موقع لزوم تعطيل كند. - و مسجدي كه ضرار باشد، در صورتي كه رفع بدون تخريب نشود، خراب كند. - حكومت مي‏تواند قراردادهاي شرعي خود را كه با مردم بسته است، در موقعي كه آن قرارداد، مخالف مصالح كشور و اسلام باشد، يك جانبه لغو كند. - حاكم مي‏تواند هر امري، چه عبادي و چه غيرعبادي، كه جريان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامي كه چنين است، جلوگيري كند. - حكومت مي‏تواند از حج، كه از فرايض مهم الهي است، در مواقعي كه مخالف صلاح كشور اسلامي دانست، موقتاً جلوگيري كند(صحيفه امام ، ج20 ، ص 170و171) براى مطالعه و تحقيق بيشتر ر.ك:1- ولايت فقيه ،امام خمينى 2- ولايت فقيه از ديدگاه فقها و مراجع،على عطايى 3- ولايت فقيه به زبان ساده،شفيعى 4- ولايت فقيه،جوادى آملى 5- حدود ولايت حاكم اسلامى،احمد نراقى 6- حكومت الهى و ولايت و زعامت،مصطفى آيت اللهى 7- ولايت فقيه و حاكميت ملت،طاهرى خرم‏آبادى 8- ولايت فقيه،شهيد هاشمى‏نژاد 9- مجله حوزه شماره 85 - 86 بحثى درباره ولايت فقيه،نجابت 10- ولايت فقيه يا حكومت اسلامى در عصر غيبت،محمد يزدى 11- ولايت فقيه،آيت‏اللَّه‏معرفت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .