ابعاد گوناگون خروج «ازبکستان» از سازمان پیمان امنیت دسته‌جمعی؛ روسیه و آمریکا؛ دور جدید دوئل‌ها

حدود 10 روز پیش، یعنی در روز 28 ژوئن، دولت ازبکستان با تسلیم یادداشتی به دبیرخانه‌ی سازمان پیمان امنیت جمعی، اعلام کرد که عضویت خود را در این سازمان به حال تعلیق درآورده است. این کشور پیش از این نیز یک بار از سازمان یاد شده خارج شده و مجدد به آن، بازگشته بود. هرچند مقام‌های ازبک، دلیل این تصمیم خود را وجود مشکلاتی در ساختار و رویه‌های سازمان اعلام کرده‌اند، اما برای تحلیل دقیق‌تر این امر، توجه به سطوح مختلف داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی و به ویژه رقابت قدرت‌های بزرگ در منطقه‌ی آسیای مرکزی ضروری است. افزون بر این، تبعات این تصمیم ازبکستان بر محیط امنیتی آسیای مرکزی و آینده‌ی تعاملات قدرت در این منطقه، خود موضوع توجهی ویژه است.

کش و قوس‌های روابط ازبکستان و سازمان پیمان امنیت جمعی

هرچند فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوری‌های پیشین اتحاد از مسکو، در ابتدا به عنوان تحولی مثبت از سوی رهبران این کشورها نگریسته می‌شد، اما بروز مسائلی در ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه، لزوم وجود حداقلی از پیوندها در شکلی جدید را مطرح نمود تا از سویی، این جمهوری‌ها بتوانند بقای خود را در شرایط جدید بین‌المللی تضمین کنند و از سوی دیگر، مسکو از واگرایی کامل سرزمین‌های پیشین و از دست رفتن نقش منطقه‌ای خود جلوگیری نماید.

با آغاز درگیری‌ها در تاجیکستان و وقوع جنگ داخلی در این کشور در سال 1992م.، رهبران کشورهای آسیای مرکزی، گاه و بیگاه درخواست‌هایی را از مسکو برای افزایش نقش خود جهت حل بحران مطرح می‌کردند. خود روسیه نیز به واسطه‌ی نگرانی از احتمال گسترده‌تر شدن ابعاد ناآرامی و بی‌ثباتی در نزدیکی مرزهایش، از زمینه‌ی لازم برای فعال شدن مجدد در این منطقه برخوردار بود. تشکیل سازمان کشورهای مستقل همسود (CIS) نیز زمینه‌ی نهادی لازم برای چنین نقش آفرینی را از پیش فراهم کرده بود. مجموعه‌ی این شرایط باعث گردید در نیمه‌ی سال 1992م.، «پیمان امنیت جمعی» میان روسیه، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ارمنستان به امضا برسد.

از این زمان تا اواخر سال 1993م.، به ترتیب کشورهای آذربایجان، گرجستان و بلاروس نیز به پیمان یاد شده، پیوستند و فعالیت این پیمان از آوریل 1994م. به طور رسمی آغاز شد. فعالیت این پیمان تا اکتبر 2002م. ادامه داشت و از این تاریخ، با ایجاد یک سلسله تغییرات ساختاری و نهادی، پیمان یاد شده به سازمان تبدیل شد و نام «سازمان پیمان امنیت جمعی» به خود گرفت. اما در این میان، ازبکستان در سال 1999م. از پیمان امنیت جمعی خارج شد. هرچند در آن زمان نیز مقام‌های ازبک دلایلی از جمله ناکارآمدی پیمان را علت تصمیم خود ذکر می‌کردند، اما حقیقت ماجرا چیز دیگری بود.

در حقیقت، در آن زمان مقام‌های تاشکند در تلاش برای نزدیک‌تر کردن روابط خود با غرب و رها شدن از وابستگی‌های گوناگون به روسیه، تصمیم یاد شده را اتخاذ کرده بودند. به بیانی دیگر، می‌توان گفت که ازبک‌ها با بر طرف شدن میزانی از نگرانی‌های امنیتی داخلی‌شان و اطمینان یافتن از ثبات داخلی و همچنین در تلاش برای محقق کردن آرمان‌های دیرین برای تفوق منطقه‌ای، نه تنها از روسیه فاصله گرفتند، بلکه حتی در صدد تقابل با آن نیز برآمدند.

این رویکرد تقابلی، در قالب عضویت این کشور در سازمان «گوام» نمود یافت که به عنوان یک ساختار نهادی غرب‌گرا و ضد هژمونی روسیه در فضای سابق شوروی شناخته می‌شد (با مشارکت گرجستان، اوکراین، آذربایجان و مولداوی). با این حال، سازمان «گوام» نیز به مانند اغلب ساختارهای روس ستیز در منطقه نتوانست در مواجهه با نفوذ روسیه دوام چندانی پیدا کند و اندک اندک رو به کم‌رنگ شدن گذاشت. از سوی دیگر، وقوع انقلاب‌های رنگی در منطقه‌ی آسیای مرکزی و قفقاز نشان داد غرب به دنبال چیزی بیش از حمایت از دولت‌های موجود و در پی پیاده ساختن تمام و کمال الگوی مورد نظر خود در منطقه است.

اولین و مهم‌ترین پیامد تصمیم ازبکستان به خروج از سازمان پیمان امنیت جمعی، بر هم خوردن توازن قوا در منطقه‌ی آسیای مرکزی به نفع آمریکا و به ضرر روسیه است. به عبارت دیگر، اولین پیامد منفی این امر به طور مستقیم متوجه روسیه است؛ زیرا حضور بیش از پیش آمریکا در منطقه به ضرر منافع این کشور است.
مجموع این عوامل، ازبکستان را در رویکرد غرب‌گرای خود با تردیدهایی مواجه ساخت؛ اما این واکنش شدید غرب به سرکوب معترضان ازبکی در «اندیجان» توسط دولت (در سال 2005م.) بود که به عنوان ضربه‌ای نهایی، زمینه‌ی پشت کردن ازبکستان به غرب و توجه مجدد این کشور به روسیه و ساختارهای روسی را فراهم کرد. انتقادهای شدید غرب از ازبکستان در حالی بود که روسیه در پی وقایع اندیجان، در عمل چتری حمایتی را برای دولت تاشکند فراهم نمود.

به این ترتیب، ازبکستان در نشست سازمان پیمان امنیت جمعی در «مینسک» در تاریخ 7 اکتبر 2006م. بار دیگر به عضویت این سازمان درآمد. با این حال، عضویت مجدد ازبکستان، به معنای مشارکت فعال این کشور در سازمان پیمان امنیت جمعی نبود. در حقیقت، دولت تاشکند نه تنها با طرح‌های نظامی سازمان، از جمله ایجاد نیروهای واکنش سریع و برگزاری مانورهای نظامی مخالفت می‌کرد، بلکه حتی در سال‌های اخیر، از شرکت در مراسم غیرنظامی سازمان نیز خودداری می‌نمود. این امر تا آنجا پیش رفت که «الکساندر لوکاشنکو»، رئیس‌جمهور بلاروس تقاضای اخراج ازبکستان از سازمان را مطرح نمود. این عوامل باعث شده برخی تحلیل‌گران استدلال کنند که اقدام اخیر ازبکستان در خروج از سازمان، امری غیرمنتظره نبوده است.

عوامل زمینه‌ساز خروج ازبکستان از سازمان پیمان امنیت جمعی

این بار هم مانند سال 1999م.، دولت ازبکستان وجود مشکلاتی در ساختار و روندهای سازمان پیمان امنیت جمعی را دلیل جدایی خود از این سازمان اعلام کرده است. از جمله دلایلی که از سوی تاشکند در توجیه این اقدام ارائه شده، نخست اولویت قائل شدن این کشور برای همکاری‌های دوجانبه، به جای ساختارهای چندجانبه‌ای مانند سازمان پیمان امنیت جمعی است. افزون بر این، در یادداشتی که این کشور به دبیرخانه‌ی سازمان ارائه کرده، نارضایتی از سیاست‌های این سازمان در قبال مسئله‌ی افغانستان نیز به عنوان یکی دیگر از دلایل ذکر شده است.

با این حال، نگاهی دقیق‌تر به زمینه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی این تصمیم، نشان می‌دهد که اقدام یاد شده کمترین ارتباط را با دلایل مطرح شده از سوی دولت تاشکند دارد. در این میان، آنچه به زعم اغلب تحلیل‌گران مهم‌ترین دلیل تصمیم ازبکستان به تعلیق عضویتش در سازمان را تشکیل می‌دهد، تلاش این کشور در جهت استفاده از فضای منطقه‌ای در آستانه‌ی خروج نیروهای ناتو از افغانستان است. مطابق برنامه‌ها، قرار است نیروهای عضو ائتلاف ناتو در افغانستان، تا پایان سال 2014م. به طور کامل این کشور را ترک کنند.

با توجه به این مسئله، به نظر می‌رسد دولت ازبکستان قصد دارد با اقدام یاد شده، زمینه را برای تسهیل خروج تجهیزات و نیروهای ناتو از راه خاک خود فراهم کرده و در ازای آن، منافع مهمی را از آن خود کند. از جمله‌ی این منافع می‌توان به دریافت کمک‌های مالی و همچنین حق نقل و انتقال تجهیزات و پرسنل از غرب اشاره کرد.

افزون بر این، ازبکستان امیدوار است بتواند بدون صرف هزینه، بخشی از تجهیزات نظامی بلا استفاده‌ی ناتو در افغانستان را به اختیار خود درآورد. به جز این، در شرایطی که به دلیل اعلام مخالفت سازمان پیمان امنیت جمعی با استقرار پایگاه‌های نظامی کشورهای خارج از سازمان در قلمرو اعضا، زمینه‌ی ادامه‌ی حضور آمریکا در آسیای مرکزی از راه حفظ پایگاه «ماناس» در قرقیزستان با ابهام روبه‌رو شده، خروج ازبکستان می‌تواند زمینه‌ی استقرار پایگاه‌های نظامی جدیدی را از سوی آمریکا در خاک این کشور فراهم کند.

در این رابطه، به ویژه باید توجه داشت که وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا در ازبکستان، مسبوق به سابقه است و پیش از تیره شدن روابط ازبکستان و آمریکا، نیروهای آمریکایی در پایگاه نظامی «کارشی- خان آباد» ازبکستان مستقر بوده‌اند. اما به جز این عامل که در حقیقت به نحوی به وجود عامل خارجی در منطقه باز می‌گردد، مورد دیگری نیز در رابطه با تعاملات قدرت در درون خود منطقه قابل اشاره است. در این رابطه، پیش از هر چیز باید به تمایلات تاریخی ازبکستان برای تفوق بر منطقه‌ی آسیای مرکزی و رقابت‌های دیرپای این کشور با همسایگانش برای کسب این جایگاه اشاره کرد.

نگاهی دقیق‌تر به زمینه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی این تصمیم، نشان می‌دهد که اقدام یاد شده کمترین ارتباط را با دلایل مطرح شده از سوی دولت تاشکند دارد. در این میان، آنچه به زعم اغلب تحلیل‌گران مهم‌ترین دلیل تصمیم ازبکستان به تعلیق عضویتش در سازمان را تشکیل می‌دهد، تلاش این کشور در جهت استفاده از فضای منطقه‌ای در آستانه‌ی خروج نیروهای ناتو از افغانستان است.
ازبکستان جایگاه خود را در منطقه به عنوان یک بازیگر مستقل مهم و تأثیرگذار می‌بیند و در این راستا، از هر فرصتی برای ارتقای موقعیت استراتژیک خود در مقایسه با رقبایش بهره می‌برد. در همین راستا، از ابتدای فروپاشی شوروی، دولت تاشکند درصدد کاهش وابستگی‌های خود به مسکو و ارتقای توان خود از راه همکاری هر چه بیشتر با غرب برآمد و وقفه‌ی ایجاد شده در این روابط نیز، بیشتر به عنوان موضعی انفعالی از سوی ازبکستان در مقابل رویگردانی غرب از حمایت این کشور قابل تعریف است.

بر این اساس، اکنون که این کشور بار دیگر به سبب شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی، زمینه را برای همکاری مجدد با غرب و در حقیقت، به واسطه‌ی موضوع افغانستان، غرب را به نحوی نیازمند خود می‌بیند، در تلاش است تا ضمن کسب منفعت از تجدید روابط – که مورد اشاره قرار گرفت – از این پتانسیل در جهت تغییر توازن قوای منطقه‌ای به نفع خود استفاده کند. اقدام جدید ازبکستان، می‌تواند از یک سو توازن قدرت کلان در منطقه‌ی میان آمریکا و روسیه را به نفع آمریکا تغییر دهد و از سوی دیگر، در موازنه‌ی قدرت داخلی منطقه، به ویژه میان ازبکستان و قزاقستان – که هر دو ادعای رهبری منطقه‌ای دارند – به نفع تاشکند عمل کند.

پیامدهای خروج ازبکستان از سازمان پیمان امنیت جمعی

همان گونه که اشاره شد، بدون شک، اولین و مهم‌ترین پیامد تصمیم ازبکستان به خروج از سازمان پیمان امنیت جمعی، بر هم خوردن توازن قوا در منطقه‌ی آسیای مرکزی به نفع آمریکا و به ضرر روسیه است. در سطحی کلان‌تر، می‌توان گفت اولین پیامد منفی این امر به طور مستقیم متوجه روسیه است؛ زیرا نه تنها حضور بیش از پیش آمریکا در منطقه به ضرر منافع این کشور است، بلکه همچنین اقدام ازبکستان، بار دیگر وجاهت تلاش‌های همگرایانه‌ی روسیه در فضای سابق شوروی را زیر سؤال می‌برد. تمامی این‌ها در شرایطی است که «پوتین»، یکی از اولویت‌های سیاست خارجی خود را در دوره‌ی جدید، تحقق بخشیدن به همگرایی اوراسیایی، به ویژه از راه تشکل اتحادیه‌ی اوراسیا اعلام کرده است.

با این حال، به نظر می‌رسد این تأثیر تنها در کوتاه مدت وجود خواهد داشت و خروج ازبکستان از دایره‌ی نفوذ روسیه، نمی‌تواند تأثیری بلند مدت بر نقش آفرینی منطقه‌ای روسیه داشته باشد. روسیه تا کنون بارها نشان داده در صورتی که خط قرمزهایش در منطقه‌ی خارج نزدیک با خطر مواجه شود، پتانسیل بر هم زدن بازی غرب را داراست و این امر را در گرجستان، اوکراین و تا حدودی قرقیزستان به خوبی نشان داده است. به علاوه، هرچند ازبکستان از سازمان پیمان امنیت جمعی جدا شده، اما ادامه‌ی حضور این کشور در دیگر ترتیبات منطقه‌ای، به ویژه سازمان همکاری شانگ‌های که روسیه در آن‌ها از نقشی کلیدی برخوردار است، زمینه‌ی نقش آفرینی مستقل به گونه‌ای رادیکال را از ازبکستان سلب می‌کند.

نکته‌ی دیگری که باید در این رابطه به آن توجه داشت این است که هرچند به احتمال زیاد، ازبکستان این بار هم به همکاری با غرب به چشم یک همکاری استراتژیک می‌نگرد، اما نگرش غرب به ازبکستان بیشتر دربردارنده‌ی جنبه‌های تاکتیکی است. در این رابطه، به طور خاص باید به این نکته اشاره کرد که توجه آمریکا به آسیای مرکزی برای خروج از افغانستان، بیش از هر چیز به دلیل عدم حصول توافق با پاکستان در این زمینه بود. اما پس از آنکه طی چند روز اخیر، عذرخواهی رسمی آمریکا از پاکستان بابت کشته شدن مرزبانان این کشور، از سردی روابط میان دو کشور کاسته، احتمال تجدیدنظر آمریکا در اولویت آسیای مرکزی در موضوع افغانستان به طور عینی وجود دارد.

مجموع این عوامل، در کنار توجه این امر که بی‌ثباتی و تغییر در سیاست خارجی ازبکستان از زمان استقلال تا کنون به یک اصل تبدیل شده، این فرضیه را تقویت می‌کند که احتمالاً ازبکستان بار دیگر و با تغییر شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای، به مدار روسیه بازخواهد گشت.(*)

*حمیدرضا عزیزی؛ دانشجوی دکترای مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران/برهان/۱۳۹۱/۴/۲۱

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
10 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .