ابعاد سياسي نماز

ابعاد يا جنبه هاي سياسي نماز را ذكر بفرماييد.

در پاسخ به این پرسش توجه شما را به چند نکته جلب می کنیم :
1-اسلام براي انسان (در صورت شناخت دقيق و عمل صحيح به آن) به رفيع ترين درجات انساني مي انديشد و هدف اسلام ، رساندن انسان هايي با همت آهنين به قله کمال است و اين کمال را وقتي مي توانيم دقيق تر بشناسيم که هدف اسلام از آفرينش و کمال را مورد بررسي قرار مي دهيم . نماز به عنوان ستون اين دين نگهدارنده تمام پوسته ي اين سازه است .
2-نماز داراي ابعاد فردي، اجتماعي و سياسي است. نمازي که در دين ما به آن و به جماعت آن و به پر کردن مساجد در آن تاکيد شده و نماز هاي جمعه و نماز هاي سالانه ي جماعت مثل نماز اعياد مختلف ، تاثير شگرفي در ابعاد مختلف فردي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي دارد. اگر ما از يکي از اين ابعاد در بُعد عملي غافل باشيم انگار که از کل نماز غافليم و اگر از نماز غافل باشيم از کل دين اسلام غافليم .
3- سیاست در اسلام ، سیاست خدعه و فریب واستفاده از هر ابزار و وسیله برای رسیدن به هدف و مقصد نمی باشد بلکه حرکت و فعالیتی جهت دارو مقدس در جهت تحقق اهداف نورانی اسلام و جامه عمل پوشاندن به دستورات الهی در جامعه بشری و در نهایت قرب به حق است . چنین حرکت و تلاشی نیازمند توانایی و قدرت و پشتوانه قوی است و تا انسان تکیه گاهی محکم و قابل اعتماد نداشته باشد قادر نیست با صلابت و بدون انحراف و ترس در این راه گام بردارد . بهترین وسیله ای که تامین کننده این نیرو و قدرت و ایجاد کننده این پشتوانه است نماز است . نماز قطره ناچیز وجود انسان را به دریای عظمت الهی متصل می کند و انرژی و نیروی لازم برای تکاپو و فعالیت های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در اجتماع را به او می بخشد .
4- در روایات و دستورات تاکید فراوان بر خواندن نمازبه صورت جماعت وارد شده و برکات و آثار بسیاری درهر گونه اجتماع و جماعت اسلامی و به ویژه نماز جماعت وجود دارد و اساس فعالیت های سیاسی و موفقیت های آن بر حضور مردم و همراهی و هماهنگی و تجمع آنها است و از این نظر نماز جماعت دارای نقشی پر رنگ و تاثیر گذار است .
5- وقتی از نماز و آثار و ابعاد مختلف و بعد سیاسی آن بحث می شود بدون شک بحث از مسجد و نماز و سایر فعالیت هایی که در آن جا انجام می گیرد مطرح می شود . مسجد پایگاه و مرکز همه تحرکات و فعالیت های دینی و اجتماعی و سیاسی در اسلام بوده و هست . مديريت سياسي مسجد مسئله حائز اهميت و مهمی است كه در صدر اسلام مورد توجه خاص پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) بوده است و مرحوم امام(ره) نيز به تبعيت از آن حضرت بر آن تأكيد داشتند.
اهميت اين موضوع به حدي است كه اگر مسجد از سياست اسلام دور بماند، آن گونه خواهد شد كه دشمنان خواستارش بوده و سعي كرده اند تا مسجد و نماز جماعت را به محل صرف عبادت مبدل كنند، تا هيچ ضرر و خطري از اين ناحيه متوجه آنها نباشد.
در دوران انقلاب اسلامي ايران نيز پس از محور اعتقادي و عبادي، پررنگ ترين، فعال ترين و بارز ترين بخش كار مساجد در محور سياست بوده است؛ چراكه مساجد در آگاهي و بيداري توده ها در دوران قبل و بعد از انقلاب نقش مؤثري داشته اند و رژيم هاي استعماري جهان نيز از مسجد بيش از هر نهاد انقلابي مي ترسند و اين واضح است كه همانگونه كه مسجد از آغاز به عنوان خانه خدا و محبوب ترين مكان ها به عنوان نخستين كانون عبادي مطرح بوده است و همان طور كه نخستين جايگاه دانش و مركز تعليم و تعلم قرآن و بحث و بررسي مسائل ديني بوده است، به همان نسبت به عنوان نخستين نهاد سياسي در جامعه اسلامي، از جايگاه و اعتبار خاصي برخوردار بوده است.
پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) اصول سياسي اسلام را به ويژه در اموري كه مي دانست مسلمانان از نظرات و تجربيات مفيدي برخوردارند، در مسجد به شوري مي گذاشت.
حضرت امام(ره) در تبيين بعد سياسي مسجد مي فرمايند:
«اما راجع به اسلام شروع كردند تبليغات كردن به اينكه اسلام يك مكتبي است كه ملايم، كم كم پيش مي رود، يك مكتبي است كه مربوط به دعا و ذكر و يك روابطي مابين مردم و مابين خالق، و سياست را كاري به آن ندارد، اسلام به حكومت كاري ندارد، به سياست كاري ندارد، اين را آن قدر تبليغات روي آن كردند كه در جامعه خودي روحانيت هم به خورد آنها دادند كه بسياري از آنها هم همين اعتقاد را پيدا كردند كه روحاني مسجد برود و نماز بخواند و عرض مي كنم از اين صنف كارها، درس بگويد و مباحثه بكند و آن آداب شرعيه را به مردم نشان دهد. آنها ديدند كه نماز روحانيون و نماز اسلام هيچ به آنها ضرر ندارد، هرچه مي خواهند نماز بخوانند.»
و در جايي ديگر با بيان اينكه اسلام با سياست آميخته شده و اسلام بدون سياست، اسلام نيست مي فرمايند:
«كتابهايي كه اسلام در سياست دارد بيشتر از كتابهايي است كه در عبادت دارد، اين غلط را در ذهن ما جاي گير كرده اند و حتي حال باورشان آمده است آقايان، به اينكه اسلام با سياست جداست، يك احكام عبادي است مابين خود و خدا، برويد توي مساجدتان و هرچه مي خواهيد دعا كنيد، هرچه مي خواهيد قرآن بخوانيد ما هم با شما كار نداريم اما اين اسلام نيست.»
آن بزرگ مرد تاريخ در اوج اختناق رژيم ستمشاهي يعني سال 52 مي فرمايند:
«وظيفه علماي اعلام و مبلغين است كه جرائم اسرائيل- را- در مساجد و محافل ديني به مردم گوشزد كنند.» 21
البته ناگفته پيداست كه سياست مسجد با مسجد سياسي كه طرفداران هر گروه و جناح، اين مكان مقدس را سياسي و جناحي كرده و امام جماعت، نمازگزاران، سخنرانان و تمام برنامه هاي آن طبق سليقه آن گروه اجرا مي شود، فرق مي كند. چراكه با تعريف كه اسلام از مسجد عرضه مي كند، مسجد نمي تواند پايگاه سياسي «يك حزب» باشد، مسجد از يك سو به «خدا» و از سوي ديگر به «مردم» تعلق دارد از اين رو نمي تواند زير سيطره يك باند سياسي قرار بگيرد و از آن به صورت مركز فعاليت هاي تشكيلات گروهي استفاده شود.
حضرت امام(ره) در خاطره اي مي فرمودند: «در دوران رضاخان من از يكي از ائمه جماعات سؤال كردم كه اگر يك وقت رضاخان لباس ها را ممنوع كند و اجازه پوشيدن لباس روحاني به شما ندهد، چكار مي كنيد؟ او گفت: ما توي منزل مي نشينيم و جايي نمي رويم. گفتم: من اگر پيشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع مي كرد همان روز با لباس تغييريافته به مسجد مي آمدم و به اجتماع مي رفتم. نبايد اجتماع را رها كرد و از مردم دور بود.»
آنچه از لابلاي سخنان و پيامهاي حضرت امام خميني(ره) مشهود است، تأكيد و سفارش بر اهميت مسجد و اجتماع در آن است كه پرداختن به تمامي آنها در اين مقال نمي گنجد. ولي آنچه از مجموع سخنان پيامبرگونه ايشان درباره نقش مهم و سرنوشت ساز مسجد در جامعه اسلامي بدست مي آيد، حفظ مسجد در راستاي حفظ اسلام و دور نشدن از اهداف آن است.
نتيجه آنكه مسلمانان و حكومت اسلامي مكلفند دستورات و احكام دين را به بهترين وجه در تمامي ابعاد زندگي خود پياده نمايند، و از سوي ديگر، بايد مراقب باشند تا مبادا به بهانه هاي مختلف (مانند مقدس بودن مسجد) توطئه جدايي دين از سياست در جامعه و مسجد اجرا شود؛ چراكه يكي از جلوه هاي پياده شدن احكام ديني در زندگي مؤمنين، توجه و اهتمام به مسائل و مشكلات سياسي جامعه و تلاش درجهت رسيدگي و برطرف ساختن آنهاست و چه مكاني بهتر از مسجد براي هماهنگي اين فعاليت ها؟ و چه فضايي بهتر از جماعت مؤمنين، كه خود، جلوه اي از بعد سياسي نماز- اين عبادت بي همتا- است؟
پس بجاست تا سفارشات و نصايح آن پير فرزانه را به گوش جان بشنويم و به مقدار توان در اجراي آن بكوشيم تا زمانيكه بفرموده آن عزيز همه جا يك صبغه و رنگ اسلامي پيدا كند، كه اگر انشاءالله اين معنا تحقق پيدا كند همه چيز ما اصلاح مي شود.
مسجد و انقلاب اسلامي ص64

6- یکی از نمازهای با برکت و عجین شده با سیاست نماز جمعه است . نمازجمعه يكي از فريضه هاي مهم عبادي – سياسي است و اگر بعد سياسي آن مورد غفلت قرار گيرد ، از تاثير اجتماعي آن در سرنوشت عمومي مردم و جهت دهي فكري و فرهنگ سازي كاسته مي شود.
حضرت امام بارها به اين بعد نماز جمعه اشاره فرموده است و در يك جا مي فرمايد :
باتوجه به وضع زمان واحتياج مسلمانان در هر منطقه به اتحاد و همبستگي بيشتر وآشنايي بهتر با مسايل روز وظايف خطيري كه دارند ، مقتضي است در هر محل روزهاي جمعه اقامه نماز جمعه بشود و در ضمن انجام اين فريضه الهي ، هدف مزبور به خوبي تامين شود. امام بحث نماز جمعه را در عصر غيبت امام عصر ( عج ) واجب تخييري مي دانند و مي فرمايند : اگرچه نماز ظهر احوط است ، اما نماز جمعه افضل و برتر است .
امام راحل در زمينه وحدت بخشي نماز جمعه و ضرورت حفظ اين گوهر نقيس ، توصيه هاي زيبا و ارزنده اي دارد :

اجتماع كنيد ، نماز جمعه را با شكوه به جا بياوريد و نمازهاي غير جمعه را هم ، كه شيطان ها از نماز مي ترسند ، از مسجد مي ترسند.
اهميت آنچه امام جمعه در خطبه ها مي گويد ، كمتر از اصل نماز جمعه نيست .

حضرت امام نيز در اين زمينه مي فرمايند :
سزوار است خطيب در ضمن خطبه اش ، آنچه را كه مربوط به مصلح ديني و دنيوي مسلمين است ياد كند و آنچه را در كشورهاي مسلمانان مي گذرد ، حالاتي را كه سود يا زيان مسلمانان در آن هاست و آنچه را كه مسلمانان در معاش و معاد به آن نيازمندند ، به آنان خبر دهد .
بیانات امام خمینی در جمع اعضای دومین کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعات صحیفه نور جلد 18 ص 274 تاریخ: 23/2/ 63
در پایان برای آگاهی بیشتر ، توجه شما را به مقاله ای که بر گرفته ازبیانات و رهنمود های امام خمینی - قده- پیرامون نقش و جایگاه سیاست در اسلام است جلب می کنیم :
در مذهب اسلام هم زمان با اینکه به انسان می‏گوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او می‏گوید چگونه زندگی کن و روابط خود را با سایر انسان‏ها باید چگونه تنظیم کنی و حتی جامعه اسلامی با سایر جوامع باید چگونه روابطی را برقرار نماید.هیچ حرکتی و عملی از فرد و یا جامعه نیست مگر اینکه مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته است.بنابراین طبیعی است که مفهوم رهبر دینی و مذهبی بودن، رهبری علماء مذهبی است در همه شئون جامعه، چون اسلام هدایت جامعه را در همه شئون و ابعاد به عهده گرفته است. (1) اسلام یک چیزی نیست که برای یک طرف قضیه فکر کرده باشد، اسلام در همه اطراف قضایا حکم دارد، تمام قضایای مربوط به دنیا، مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع، مربوط به اقتصاد، تمام قضایای مربوط به آن طرف قضیه که اهل دنیا از آن بی‏اطلاعند.ادیان توحیدی آمده‏اند برای اینکه هر دو طرف قضیه را نگاه بکنند و طرح بدهند، نسبت به هر دو طرف قضیه آنها حکم دارند، طرح دارند، اینطور نیست که یا این طرف را و از آن طرف غافل باشند، یا آن طرف را و از این طرف غافل باشند، نه، آن طرف هم نظر دارند، این طرف هم نظر دارند و خصوصا اسلام که از همه ادیان بیشتر در این معنا پافشاری دارد. (2) قرآن کریم که بین ید مسلمین هست و از صدر اول تا حالا یک کلمه، یک حرف در آن زیاد و کم نشده است، این قرآن را وقتی که به عین تدبیر مشاهده بکنید می‏بینید که مسأله این نیست که دعوت برای این بوده است که مردم توی خانه بنشینند و ذکر بگویند و با خدا خلوت کنند ...مسأله، مسأله دعوت به اجتماع، دعوت به سیاست، دعوت به مملکت داری [است‏]، و در عین حال که همه اینها عبادات است، عبادت جدای از سیاست و مصالح اجتماعی نبوده است.در اسلام تمام کارهائی که دعوت به آن شده است جنبه عبادی دارد.حتی در کارخانه‏ها کار کردن، در کشاورزی کشاورزی کردن و در مدارس تعلیم و تربیت کردن، همه شان مصالح اسلامی است و جنبه عبادی دارد. (3) اسلام احکام اخلاقیش هم سیاسی است، همین حکمی که در قرآن هست که مؤمنین برادر هستند، این یک حکم اخلاقی است، یک حکم اجتماعی است، یک حکم سیاسی است.اگر مؤمنین، طوائف مختلفه‏ای که در اسلام هستند و همه هم مؤمن به خدا و پیغمبر اسلام هستند اینها با هم برادر باشند، همانطوری که برادر با برادر نظر محبت دارد، همه قشرها با هم نظر محبت داشته باشند، علاوه بر اینکه یک اخلاق بزرگ اسلامی است و نتایج بزرگ اخلاقی دارد، یک حکم بزرگ اجتماعی است و نتایج بزرگ اجتماعی دارد. (4) می‏شود گفت که بی‏استثنا دعوت‏های خدا حتی در آن چیزهائی که وظایف شخصی افراد است، روابط شخصی افراد است بین خود و خدا، از معنای اجتماعی و سیاسی برخوردار است. (5) اگر شما بتوانید مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامی ما درک و دریافت کنید، به روشنی خواهید دید که هیچ گونه تناقضی بین رهبری مذهبی و سیاسی نیست، بلکه همچنان که مبارزه سیاسی بخشی از وظایف و واجبات دینی و مذهبی است، رهبری و هدایت کردن مبارزات سیاسی گوشه‏ای از وظایف و مسؤولیت‏های یک رهبر دینی است. (6) اسلام دین سیاست است، دینی است که در احکام آن، در مواقف آن سیاست به وضوح دیده می‏شود .در هر روز، اجتماعات در تمام مساجد کشورهای اسلامی از شهرستان‏ها گرفته تا دهات و قراء و قصبات، روزی چند مرتبه اجتماع برای جماعت و برای اینکه مسلمین در هر بلدی، در هر قصبه‏ای از احوال خودشان مطلع بشوند، از احوال مستضعفین اطلاع پیدا کنند و در هر هفته یک اجتماع بزرگ از همه در یک محل و نماز جمعه که مشتمل دو خطبه است که در آن خطبتین باید مسائل روز، احتیاجات کشور، احتیاجات منطقه و جهات سیاسی، جهات اجتماعی، جهات اقتصادی طرح بشود و مردم مطلع بشوند در هر سال دو عید که در آن دو عید مجتمع بشوند...در نماز عید دو خطبه هست که آن دو خطبه هم باید بعد از حمد و بعد از صلوات بر پیغمبر اکرم و ائمه علیهم السلام، جهات سیاسی، جهات اجتماعی، جهات اقتصادی، احتیاجاتی که کشور دارد، احتیاجاتی که منطقه دارد در آنها طرح بشود و خطبا مردم را آگاه کنند از مسائل و از همه بالاتر در هر سال یک مرتبه اجتماع در حج که از همه بلاد اسلامی اشخاصی که مستطیع هستند واجب شده است بر آنها که مجتمع بشوند و باید در آنجا مسائل اسلام در آن مواقفی که در حج هست، در عرفات، بخصوص در منا و بعد در خود مکه مکرمه و بعد در حرم رسول اکرم این مواقفی که در آنجا هست، در آنجا مردم مطلع بشوند از اوضاع مملکت و از اوضاع تمام کشورهای اسلامی و در آنجا بالحقیقه یک مجلس عالی است و یک اجتماع عالی برای بررسی اوضاع تمام کشورهای اسلامی.
پس مطلب این است: هر روز در محله‏ها اجتماع و رسیدگی به اوضاع شهر و محله، در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها و درجاهایی که شرایط نماز محقق است برای بررسی اوضاع شهرستان و بالاتر، اوضاع تمام کشور، و در هر سال دو اجتماع بزرگ برای بررسی اوضاع کشورها، و در هر سال یک اجتماع بسیار بزرگ از تمام ممالک اسلامی برای حج و آن مواقفی که در حج هست، اجتماعات در آنجا برای رسیدگی به اوضاع تمام کشورهای اسلامی، تمام اینها مسائل سیاسی است و مسائلی است که باید مسلمین به آن توجه داشته باشند و مع الاسف غفلت از این مسائل شده است.اجتماعات می‏شود و از اجتماعات نتیجه گرفته نمی‏شود.مجتمع می‏شوند مسلمین در مکه مکرمه و در مواقف لکن مثل اینکه از هم جدا هستند و غریبه هستند.اجتماعات می‏شود در بلاد، نمازهای جمعه، نماز عید لکن افراد مثل اینکه با هم وحدت کلمه ندارند.اسلام دعوت کرده است مردم را به این اجتماعات برای مقصدهای بزرگ. (7) شعار سیاست از دین جداست، از تبلیغات استعماری است که می‏خواهند ملت‏های مسلمان را از دخالت در سرنوشت خویش باز دارند.در احکام مقدس اسلام، بیش از امور عبادی در امور سیاسی و اجتماعی بحث شده است.روش پیامبر اسلام نسبت به امور داخلی مسلمین و امور خارجی آنها نشان می‏دهد که یکی از مسؤولیت‏های بزرگ شخص رسول اکرم (ص) مبارزات سیاسی آن حضرت است .
شهادت امیر المؤمنین علیه السلام و نیز حسین علیه السلام و حبس و شکنجه و تبعید و مسمومیت‏های ائمه علیهم السلام همه در جهت مبارزات سیاسی شیعیان علیه ستمگری‏ها بوده است و در یک کلمه: مبارزه و فعالیت‏های سیاسی بخش مهمی از مسؤولیت‏های مذهبی است. (8) این مواقفی که در اسلام هست مثل عید فطر، عید اضحی (قربان) و حج، مواقف حج، نماز جمعه و جماعات که در شب وروز انجام می‏گیرد، این مواقف جنبه‏های عبادی دارد و جنبه‏های سیاسی اجتماعی هم دارد...اینها مدغمند، منضم به همند.
دیانت اسلام یک دیانت عبادی تنها نیست و فقط وظیفه بین عبد و خدای تبارک و تعالی، وظیفه روحانی تنها نیست و همین طور یک مذهب و دیانت سیاسی تنها نیست، عبادی است و سیاسی، سیاستش در عبادات مدغم است و عبادتش در سیاسات مدغم است یعنی همان جنبه عبادی یک جنبه سیاسی دارد، همین اجتماع در اعیاد برای نماز، این عبادت است لکن آن اجتماع خودش جنبه سیاست دارد.مسلمان‏ها باید از این اجتماعاتی که هست، از این اجتماعات استفاده‏های زیاد بکنند مثلا مسجدها در صدر اسلام به این صورتی که بعدش به توسط اشخاص منحرف به این صورت‏های مبتذل در آمد، در صدر اسلام اینطور نبوده است، مسجدها محلی بوده است که از همان مسجد ارتش راه می‏افتاد برای جنگ با کفار و با قلدرها، از همان توی مسجد.آنجا خطبه خوانده می‏شد، دعوت می‏شدند مردم به اینکه فلان مثلا آدم متعدی در فلان جا قیام کرده بر ضد مسلمین یا مال مردم را چپاول می‏کند، قلدری می‏کند، انحرافات دارد و از همان مسجد راه می‏افتادند و می‏رفتند طرف دشمن، از همان جا قراردادها حاصل می‏شد. (9) بزرگترین درد جوامع اسلامی این است که هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکرده‏اند، و حج با آن همه راز و عظمتی که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بی‏حاصل و بی‏ثمر باقی مانده است.
یکی از وظایف بزرگ مسلمانان پی‏بردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا برای همیشه باید بخشی از امکانات مادی و معنوی خود را برای برپایی آن صرف کنند.چیزی که تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیل گران مغرض و یا جیره خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است، این است که حج یک عبادت دستجمعی و یک سفر زیارتی ـ سیاحتی است، به حج چه که چگونه‏باید زیست و چطور باید مبارزه کرد و با چه کیفیت در مقابل جهان سرمایه‏داری و کمونیسم ایستاد ! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه که باید برای فشارهای روحی و جسمی مسلمانان چاره اندیشی نمود! به حج چه که مسلمانان باید به عنوان یک نیروی بزرگ و قدرت سوم جهان خود نمایی کنند! به حج چه که مسلمانان را علیه حکومت‏های وابسته بشوراند، بلکه حج همان سفر تفریحی برای دیدار از قبله و مدینه است و بس! و حال آن که حج برای نزدیک شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است.
حج تنها حرکات و اعمال و لفظها نیست و با کلام و لفظ و حرکت خشک، انسان به خدا نمی‏رسد، حج کانون معارف الهی است که از آن محتوای سیاست اسلام را در تمامی زوایای زندگی باید جستجو نمود.
حج پیام آور ایجاد بنای جامعه‏ای به دور از رذایل مادی و معنوی است، حج تجلی و تکرار همه صحنه‏های عشق آفرین زندگی یک انسان و یک جامعه متکامل در دنیاست، و مناسک حج مناسک زندگی است و از آن جا که جامعه امت اسلامی از هر نژاد و ملیتی باید ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیوند خورد و یکی گردد و ید واحده شود، حج تنظیم و تمرین و تشکل این زندگی توحیدی است.حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادی و معنوی مسلمانان است.حج بسان قرآن است که همه از آن بهره‏مند می‏شوند ولی اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامی اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام و سیاست‏های اجتماعی آن نترسند، از صدف این دریا، گوهرهای هدایت و رشد و حکمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت. (10) اکنون که مسلمین کشورهای مختلف جهان به سوی کعبه آمال و حج بیت الله روی آورده و این فریضه عظیم الهی و کنگره بزرگ اسلامی، در ایامی متبرکه و در مکانی متبرک بر پا گردیده است، مسلمانان مبعوث از قبل خداوند تعالی، باید علاوه بر محتوای عبادی از محتوای سیاسی و اجتماعی آن بهره‏مند شوند و به صرف صورت قناعت نکنند.همه کس می‏داند که بر پا نمودن چنین کنگره عظیمی، برای هیچ مقامی و هیچ دولتی امکان پذیر نیست و این امر خداوند متعال است که این گردهمایی بزرگ را فراهم آورده، مع الاسف مسلمین در طول تاریخ نتوانستند از این نیروی آسمانی و کنگره اسلامی استفاده شایانی به نفع اسلام و مسلمین بنمایند.
جهات سیاسی زیادی در اجتماعات، جماعات و جمعات و خصوصا اجتماع گرانبهای حج می‏باشد که از آنجمله اطلاع بر گرفتاری‏های اساسی و سیاسی اسلام و مسلمین است که با گردهمآیی روحانیون و روشنفکران و متعهدان زائر بیت الله الحرام ممکن است طرح و با مشورت از راه حل‏ها مطلع و در بازگشت به کشورهای اسلامی در مجتمع‏های عمومی گزارش داده و در رفع آنها کوشا شوند و از جمله وظایف در این اجتماع عظیم دعوت مردم و جوامع اسلامی به وحدت کلمه و رفع اختلافات بین طبقات مسلمین است که خطبا و گویندگان و نویسندگان، در این امر حیاتی اقدام نمایند و کوشش کنند در بوجود آوردن جبهه مستضعفین که با وحدت جبهه و وحدت کلمه و شعار لا اله الا الله از تحت اسارت قدرتهای شیطانی اجانب و استعمارگران و استثمارگران بیرون آیند و با اخوت اسلامی بر مشکلات غلبه پیدا کنند. (11) فریاد برائت از مشرکان مخصوص به زمان خاص نیست، این دستور است و جاوید، در صورتی که مشرکان حجاز منقرض شده‏اند.و «قیام ناس» مختص به زمانی نیست و دستور هر زمان و مکان است و در هر سال در این مجمع عمومی بشری از جمله عبادات مهم است الی الابد. (12)
پی‏نوشت‏ها:
1 ـ صحیفه نور جلد 4 ص 168 ـ 167 تاریخ: 18/10/57 (پاریس ـ نوفل لوشاتو)
2 ـ بیانات امام خمینی در جمع اعضای مجتمع آموزشی طیبه لنگرود صحیفه نور جلد 9 ص 137 تاریخ: 25/6/ 58
3 ـ بیانات امام خمینی در جمع اعضای دومین کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعات صحیفه نور جلد 18 ص 275 تاریخ: 23/2/ 63
4 ـ صحیفه نور جلد 13 ص 23 تاریخ: 27/5/ 59
5 ـ 6 ـ مصاحبه امام خمینی با خبرنگار تایمز لندن صحیفه نور جلد 4 ص 167 تاریخ: 18/10/57 (پاریس ـ نوفل لوشاتو)
7 ـ بیانات امام خمینی به مناسبت عید سعید فطر صحیفه نور جلد 8 ص 265 ـ 264 تاریخ: 2/6/ 58
8 ـ مصاحبه امام خمینی با جنبش امل لبنان صحیفه نور جلد 4 ص 33 تاریخ: 16/9/57 (نوفل لوشاتو ـ پاریس)
9 ـ بیانات امام خمینی پیرامون ابعاد سیاسی عبادی اسلام صحیفه نور جلد 3 ص 121 ـ 120 تاریخ: 21/8/57 (نوفل لوشاتو ـ پاریس)
10 ـ پیام امام به مناسبت سالگرد کشتار خونین در مکه معظمه و قبول قطعنامه 598 صحیفه نور جلد 20 ص 229 ـ 228 تاریخ: 29/4/ 67
11 ـ پیام امام خمینی به زائران بیت الله الحرام صحیفه نور جلد 20 ص 223 تاریخ: 7/7/ 58
12 ـ پیام امام خمینی به زائران بیت الله الحرام صحیفه نور جلد 20 ص 21 تاریخ: 16/5/ 65
پاورقي:
1- وسايل الشيعه715
2- من لا يحضره (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 7/100104048)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .