ابراهیم متقی/ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و امنیت ملی ایران (2)؛ مواجه با ایران؛ دیپلماسی اجبار یا سیاست قدرت؟

محور اصلی سیاست امنیتی و رویکرد اوباما در قبال ایران را باید در قالب دیپلماسی اجبار تبیین نمود، در حالی که سیاست خارجی «رامنی» را می­توان به عنوان نمادی از تلاش مبتنی بر سیاست قدرت و یک‌جانبه‌گرایی «ریگان» دانست.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حالی به روزهای نهایی خود نزدیک می‌شود که بحث پیرامون مسائل سیاست خارجی و به خصوص موضوع ایران همچنان جایگاه ویژه‌ای در منازعات انتخاباتی میان احزاب جمهوری‌خواه و دمکرات دارد.

در قسمت نخست مطلب پیش رو، مواضع و سیاست‌های حزب جمهوری‌خواه و رامنی را در قبال امنیت ملی ایران مورد بررسی قرار دادیم. اکنون و در قسمت دوم، همین واکاوی را درباره‌ی سیاست‌های حزب دمکرات و باراک اوباما انجام خواهیم داد؛ ضمن اینکه تفاوت‌های راهبردی سیاست امنیتی رامنی و اوباما در قبال ایران و نیز احتمالات انتخاباتی و منافع ملی ایران را تحلیل و واکاوی خواهیم نمود.

رویکرد باراک اوباما در برخورد با ایران

اگرچه باراک اوباما به عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده دارای رویکردهای مشخصی نسبت به ایران می‌‌باشد، اما مواضع تبلیغاتی و انتخاباتی وی تابعی از شرایط عمومی رقابت‌‌های انتخاباتی در ایالات متحده محسوب می‌‌شود. رقابت‌‌های انتخاباتی در شرایطی برگزار می‌‌شود که بیشترین فشارهای تبلیغاتی علیه کاندیدای رقیب مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. بنابراین به‌کارگیری ادبیات تبلیغاتی اوباما را می‌‌توان انعکاس دفاع از سیاست عملی آمریکا در برخورد با ایران دانست.

رقابت تبلیغاتی موجود می‌‌تواند 2 پیامد معکوس را به همراه داشته باشد: از یک طرف احتمال دارد دولت اوباما را وادار نماید از طریق مجاری غیرمستقیم مانند ترکیه، روسیه یا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، جمهوری اسلامی ایران را به ازسرگیری مذاکره با گروه 1+5 ترغیب کند یا برعکس، چانه‌‌زنی با متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن برای تحریم بانک مرکزی و نفت ایران را افزایش دهد. آنچه به عنوان مذاکرات استانبول و بغداد در چارچوب دیپلماسی هسته‌‌ای آمریکا انجام گرفت می‌‌توان نمادی از ضرورت‌‌های دیپلماتیک و امنیتی اوباما دانست که ماهیت تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری نیز دارد.

با توجه به چنین مؤلفه‌هایی، مهم‌ترین محورهای باراک اوباما در قبال ایران عبارت‌اند از:

1. ارائه‌ی بسته‌های پیشنهادی در قالب رویکرد چماق و هویج؛

رویکرد باراک اوباما برای تحریم ایران مبتنی بر «استراتژی چماق و هویج» [1] است که بر 2 محور اعمال توأمان تحریم و ارسال سیگنال‌‌‌‌هایی برای مذاکرات انتقادی با گروه 1+5 بنا شده است. نامزدهای جنگ‌طلب آمریکا اذعان می‌‌‌‌دارند اعمال تحریم‌‌‌‌های جهانی، ائتلافی و یک‌جانبه‌ی آمریکا نتوانسته است روند بومی‌‌‌‌سازی دانش هسته‌‌‌‌ای را در ایران متوقف کند و خواهان تغییر راهبرد آمریکا از سیاست تهدید و تطمیع به تقابل‌‌‌‌گرایی نظامی هستند. تأکید نامزدهای جمهوری‌خواه بر تضعیف حداکثری وزارت دفاع و سپاه پاسداران بخشی از پازلی است که جمهوری‌خواهان در راستای بسترسازی برای حمله به ایران در دستور کار قرار داده‌‌‌‌اند.

2. مذاکرات غیرمستقیم با ایران در قالب گروه 1+5؛

رفتار دولت اوباما در قبال جمهوری اسلامی ایران بیانگر تضاد سیاست‌های اعلانی و اعمالی است؛ به طوری که از یک طرف خواهان رفع موارد اختلاف در قالب مذاکره با گروه 1+5 است، ولی از طرف دیگر تراکم تحریم‌های اعمالی در دوره‌ی ریاست جمهوری وی به طور محسوسی افزایش یافته است.

اوباما بر این باور است که همسو با گزینه‌ی تحریم، بایستی عمق استراتژیک حمایت‌های مردمی از حاکمیت را کاهش داد و بخشی از این استراتژی لازم است از طریق ایجاد شکاف بین رهبری نظام و نهادهایی همچون سپاه پاسداران دنبال شود!
به عبارتی دولت اوباما از یک طرف مدعی حمایت از تداوم مذاکرات گروه 1+5 با جمهوری اسلامی ایران و از طرف دیگر خواهان گسترش دامنه‌ی تحریم‌ها به منظور دستیابی به اهداف زیر است:

3. اجماع‌سازی علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران؛

باراک اوباما بر این باور است که به جای گزینه‌ی نظامی، بایستی از طریق چانه‌زنی با متحدان واشنگتن در اروپا و شرق آسیا، مقدمه‌ی هم‌گرایی و هم‌افزایی ظرفیت‌ها برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران را فراهم نمود.

4. حمایت از گروه‌های اپوزیسیون ایران؛

باراک اوباما بر این باور است که همسو با گزینه‌ی تحریم، بایستی عمق استراتژیک حمایت‌‌‌های مردمی از حاکمیت را کاهش داد و بخشی از این استراتژی لازم است از طریق ایجاد شکاف بین رهبری نظام و نهادهایی همچون سپاه پاسداران دنبال شود. از منظر اوباما، سیاست‌های تحریمی دولت و کنگره در قالب گفتمان‌های بشردوستانه بایستی بیشتر به مفاهیمی متمرکز شوند که بتوانند بیشترین دامنه‌ی تأثیر را بر چتر جامعه‌ی ایران داشته باشند.

در این میان، تأکید بر محورهایی از قبیل حمایت از حقوق اقوام، اقلیت‌‌های دینی، تصویرسازی مجازی از نقض حقوق زنان، ایجاد تردید نسبت به برگزاری انتخابات آزاد و سالم، انحراف اخبار واقعی پیرامون زندانیان سیاسی‌ـ‌امنیتی و متهم‌سازی جمهوری اسلامی ایران به نقض معاهدات بین‌المللی بشردوستانه مانند«عهدنامه‌ی بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی»، [1] «معاهده‌ی حذف تمام اشکال تبعیض نژادی» [2] و «معاهده‌ی بین‌المللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی»[3] از ظرفیت‌های لازم برای تجمیع بسیج معترضان داخلی برخوردارند.

5. سازمان‌دهی عملیات‌های محرمانه برای مختل کردن برنامه‌های اتمی ایران.

یکی از تدابیر باراک اوباما، در کنار اجماع‌سازی گزینه‌ی تحریم، بهره‌گیری از فنون جنگ‌های الکترونیکی و سایبری است که از مصادیق آن می‌توان به طراحی تهاجم ویروس استاکس‌نت به نیروگاه اتمی بوشهر در ژوئن 2010 اشاره کرد. جمهوری‌خواهان اقدامات باراک اوباما در بخش جنگ سایبری را کم‌رنگ قلمداد می‌کنند.

تفاوت‌های راهبردی سیاست امنیتی رامنی و اوباما در قبال ایران

شواهد یادشده نشان می‌دهد که سیاست امنیتی رامنی در برخورد با ایران ماهیت تهاجمی و افراطی دارد. نامبرده به گروه نئومحافظه‌کاران در ساختار سیاسی آمریکا تعلق دارد. از سوی دیگر، نگرش رامنی را می‌توان در راستای فعال‌سازی سیاست تهدید در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران دانست، در حالی که محور اصلی سیاست امنیتی و رویکرد اوباما را باید در قالب دیپلماسی اجبار تبیین نمود. دیپلماسی اجبار ماهیت نهادی و چندجانبه دارد، در حالی که سیاست تهدید دارای جهت‌گیری یک‌جانبه و مقابله‌جویانه است.

تفاوت‌های راهبردی اوباما و رامنی در قبال ایران را می‌توان به شرح ذیل مورد توجه قرار داد:

1. رامنی بر این اعتقاد است که کشوری همانند اسرائیل از آزادی عمل لازم برای مقابله با ایران برخوردار است. چنین رویکردی به منزله‌ی تصاعد تهدیدات امنیتی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، در صورت پیروزی میت رامنی، محسوب می‌شود. لازم به توضیح است که سیاست تهدید در کاربرد قدرت نظامی، کشورها را در وضعیت تصمیم‌گیری در لبه‌ی پرتگاه امنیتی قرار می‌دهد.

2. میت رامنی از الگوی همکاری‌جویانه‌ی بیشتری با اسرائیل بهره می‌گیرد. چنین رویکردی می‌تواند مخاطرات امنیتی مؤثرتری در خاورمیانه ایجاد نماید. مجموعه‌های اسرائیل‌محور در روند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از قدرت تبلیغاتی و توان لازم برای تهییج افکار عمومی برخوردارند.

در شرایط موجود، ادبیات اوباما ماهیت صلح‌جویانه‌تری در برخورد با ایران دارد، در حالی که نتایج رویکرد امنیتی و تهدیدمحور رامنی نه تنها مخاطرات امنیتی زیادی را برای ایران به وجود می‌آورد، بلکه واکنش کشورهای منطقه و حتی قدرت‌های بزرگ را برمی‌انگیزد.
3. نگرش اوباما در قالب نهادگرایی لیبرال سازمان‌دهی شده است. چنین رویکردی به منزله‌ی آن است که می‌توان، از طریق ابزارهای چندجانبه‌ی بین‌المللی، ایران را در شرایط محدودیت راهبردی قرار داد.

4. اوباما از نگرش منطقه‌گرایی در مهار و محدودسازی قدرت ایران بهره می‌گیرد. چنین رویکردی به منزله‌ی آن است که اجماع بین‌المللی در فضای سیاست عملیاتی اوباما از مطلوبیت بیشتری برخوردار است.

منافع ملی ایران و احتمالات انتخاباتی آمریکا

امنیت ملی ایران در شرایطی حاصل خواهد شد که امکان‌پذیری تهدید علیه ایران کاهش یابد. باراک اوباما از الگوی تهدید نرم در برخورد با جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کند. به طور کلی، نهادگرایی نئولیبرال را می‌توان بخشی از رویکرد قدرت نرم باراک اوباما در برخورد با ایران دانست. قدرت نرم اثربخشی بیشتری در برخورد با کشورهایی همانند ایران ایجاد می‌کند و علت آن را می‌توان در الگوهای مبتنی بر چندجانبه‌گرایی راهبردی و متقاعدسازی قدرت‌های بزرگ و کشورهای منطقه‌ای از طریق سازوکارهای دیپلماتیک دانست. چنین رویکردی می تواند حمایت غیرمستقیم قدرت­های بزرگ علیه ایران را ایجاد نماید.

میت رامنی از رویکرد تهدید بهره می‌گیرد. ادبیات سیاسی و امنیتی رامنی در مقابله با ایران، کشورهای منطقه و حتی قدرت‌های بزرگ استفاده خواهد شد. چنین رویکردی زمینه‌های لازم برای واکنش در برابر رهیافت امنیتی رامنی را به وجود می‌آورد. در شرایط موجود، ادبیات اوباما ماهیت صلح‌جویانه‌تری در برخورد با ایران دارد، در حالی که نتایج چنین رویکردی مخاطرات امنیتی زیادی را برای ایران به وجود می‌آورد. نمونه‌ی آن را می‌توان در ارتباط با قطعنامه‌ی 1929 شورای امنیت سازمان ملل و الگوهای مبتنی بر تحریم یک‌جانبه‌ی ایران دانست.

در بسیاری از مواقع، میت رامنی خود را با ریگان مقایسه می‌کند، در حالی که باید این نکته را مورد توجه قرار داد که در دوران ریاست جمهوری ریگان، زمینه برای گسترش همکاری‌های راهبردی با ایران فراهم گردید. چیزی را که به عنوان ایران‌گیت در سیاست خارجی و امنیتی ریگان شکل گرفت می‌توان به عنوان نمادی از تلاش مبتنی بر سیاست قدرت و یک‌جانبه‌گرایی ریگان دانست.

در چنین شرایطی، ادبیات رامنی علیه ایران بر اساس مفاهیم تهاجمی سازمان‌دهی می‌شود، در حالی که چنین رویکردی با واکنش سایر بازیگران در سیاست بین‌الملل روبه‌رو خواهد شد. در نهایت می‌توان این موضوع را مطرح کرد که ادبیات میت رامنی ماهیت تهاجمی بیشتری در برخورد با ایران دارد، اما کارآمدی راهبردی آمریکا در دوران رامنی برای بهره‌گیری از ابزارهای تهدید کاهش می‌یابد. (*)

پی‌نوشت‌ها:

[1]. Stricks & Carrots Approach

[2]. International Covenant on Civi & Political Rights (ICCPR)

[3]. The Convention on the Elimination of All Forms of Racial Discrimination (CEDAW)

[4]. International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights (ICESCR)

*ابراهیم متقی، استاد دانشگاه تهران/ برهان/۱۳۹۱/۷/۱۲

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
13 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .