آینده‌ی انقلاب در دستان تابعین

انقلاب اسلامی ایران، در آستانه‌ی دهه‌ی چهارم خود، اکنون با کهولت سن و یا خستگی و ریزش بخشی از انصار و مهاجرینش روبرو است. افزون بر این، کادرسازی سیستماتیک و نظام‌مند و نیروسازی برای بخش‌های مختلف جمهوری اسلامی، با مشکل اساسی روبرو بوده که خود نقیصه‌ای در خور تأمل می‌باشد. با این شرایط، چرا نباید بیمناک بود؟
جامعه‌شناسی تاریخی ریزش‌ها و رویش‌های انقلاب اسلامی

1. تاریخ در مکتب اهل بیت صلوات‌الله علیهم اجمعین متفاوت از سایر نحله‌های فکری معنا و مفهوم می‌یابد. امیرمومنان علی علیه السلام می‌فرمایند: « اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَکُنْ بِمَا قَدْ کَانَ، فَإِنَّ الاُْمُورَ أَشْبَاهٌ، بر پایه‌ی روی‌دادهای تارخی گذشته، در مورد آینده استدلال کن، چرا که جریان‌های تاریخی همانند یکدیگر است» و نیز می‌فرمایند: « وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِمَا مَضَى حَفِظْتَ مَا بَقِیَ، اگر با چشم عبرت به تاریخ بنگری( با جمع‌بندی درست) آینده‌ات را پاس خواهی داشت».[1]

2. در این نگره، چند ویژگی مهم را می‌توان مشاهده نمود. از جمله، هدف‌مند بودن تاریخ و نیز، پویایی و تکرارپذیری آن، در نتیجه می‌توان با تکیه بر گذشته، بر روی‌دادهای جدید فائق آمد. با این تعریف، تاریخ تنها نقل تک خطی روی‌دادها نیست، بلکه با استفاده از ابراز جانبی–مثل استفاده از احادیث-می‌توان و باید آن را فهم نمود. متن زیارت عاشورا مؤید دیگری بر این مطلب است: « انّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَه» یعنی قیام بر ضد دشمنان حسینی مقطعی و دفعی نیست، بلکه همیشگی و همگانی است.

3. در میان مجموعه‌های گوناگون تاریخی، تاریخ اسلام به جهت ویژگی‌هایی منحصر به فرد و حضور انسان کامل در جامعه، برای ما شیعیان از اهمیت و موضوعیت خاصی برخوردار است. فراز و نشیب‌های طی شده و شخصیت‌ها و گروه‌های گوناگون آن برهه‌ی تاریخی را متمایز و متفاوت نموده است.

4. خداوند متعال می‌فرماید: « وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ » در این آیه به سه دسته از یاران رسول خدا (صلی‌الله علیه و اله و سلم) که مورد رضایت خداوند بوده‌اند، اشاره می‌شود که عبارت‌اند از: «مهاجرین، انصار و تابعین».

5. «مهاجرین» تازه‌مسلمانانی بودند که در مکه تحت فشار شدید کفار واقع شدند. در هنگامه‌ی هجرت تاریخی به مدینه، آنان به دنبال حضرت و برای نجات از فشارها و آزارها و اذیت‌های مشرکان و جهت تقویت دین نوپای اسلام، خانه و کاشانه و همه‌ی هستی خویش را رها کرند و با دست خالی به مدینه هجرت نمودند.

6. «انصار» دعوت‌کنندگان اصلی پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه وآله وسلم) به مدینه بودند و آمادگی خویش را برای هرگونه همکاری و همراهی با دین خدا و فرستاده‌اش اعلام نموده بودند. این‌ها با آغوش باز از مهاجرین استقبال نمودند و خانه و زندگی در اختیار آنان گذاشتند و به آنان همچون برادران خویش، کمک نمودند.

7. متأسفانه شکی نیست که از دو گروه پیش گفته، افرادی با نقشه‌ای از پیش طراحی شده، ضمن نفوذ در سیستم، پس از فقدان پیغمبر خاتم(صلی‌الله‌علیه وآله وسلم) اقدام به غصب مقام وصایت و تشکیل «حکومت جعلی عربی» بر پایه‌ی انگیزه‌های قبیلگی، به جای «حکومت اسلامی» با مایه‌های دینی نمودند. این امر اولین اقدام مشهود انحراف در میان دو گروه ویژه‌ی صدر اسلام بود. البته این انحراف بزرگ، با مقدمه‌چینی قبلی بود و بعدها، نمودهای متعددی از این گروه بروز کرد که در تاریخ ثبت شده است.

8. مهمترین انگیزه حرکت بر خلاف منش نبوی، مطابق آنچه در تاریخ ذکر شده است، دنیاپرستی این عده بود. وجود نورانی علی‌علیه السلام در خطبه مشهور «شقشقیه» پس از بررسی اوضاع سیاسی-اجتماعی حاکمیت مکتب خلفا، در علت‌یابی عمل نکردن آنان به اصول اساسی اسلامی می‌فرمایند: «وَ لَکِنَّهُمْ حَلِیَتِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا» زرق و برق دنیا چشمشان را پر کرد، و زیور و زینتش آنان را فریفت.

9. دنیاخواهی، نخ تسبی اندیشه‌ی جبهه‌ی مخالفان تفکر حاکمیت اسلام ناب بود. از این‌رو گروه‌های متعدد و متنوعی را در کنار یکدیگر جمع نمود که چهره‌هایی نام‌آشنا و غلط‌انداز برای مردم داشتند. در این جبهه، مخالفان دیرینه‌ی پیغمبرخاتم(صلی‌الله‌علیه وآله وسلم)، آل امیه، اهل حقد و حسد نسبت به حضرت وصی علیه السلام، زورمدارانی چون عثمان و زرپرستانی چون طلحه و زبیر و اهل طمع‌هایی چون «ابن زیبر»، طالبان قدرت و حکومت‌هایی چون «ابوعبیده جراح» و «سالم مولای حذیفه» و کجروان اندیشه‌ای چون «ابوموسی اشعری» وجود داشتند.

10. علاوه بر نفوذ آشکار یهود و مسیحیت در دوران حاکمیت خلفا به سرکردگی «کعب الاحرار» و تمیم داری»، مشغول شدن ذهن جامعه‌ی اسلامی به جنگ و کشورگشایی و فاصله گرفتن از ارزش‌های الهی، شیوع خرافه‌گرایی و قصه‌پرازی، پرداختن به جنگ داخلی، ارزیابی شتاب زده‌ای از عملکرد این جبهه است. به عنوان نمونه‌ای کوچک، در جنگ تحمیلی جمل، آمار تلفات طرفین بین ده تا هفده هزار نفر، ذکر شده است و در جنگ نهروان، حدود چهار هزار نفر. علاوه بر این باید در نظر داشت که خسارات معنوی مهمی در این سال‌ها به جامعه وارد آمد که همه بر عهده‌ی جبهه مقابل عدل علوی است.

11. نکته‌ی مهم این‌جاست که ولی و حجت خدا تمام توان خویش را برای حفظ نیروها، و جلوگیری از ریزش‌ها انجام می‌دهد و از عدول آنها نسبت به اهداف ناخرسند و نگران است. این خود افراد هستند که با فاصله گرفتن از مبانی و مبادی، پا در مسیر انحراف می‌گذارند.

12. اما در مورد «تابعین» دو نظر موجود است. گروهی معتقدند این دسته، کسانی هستند که پیغمبر خاتم(صلی‌الله‌علیه وآله وسلم) را درک نکردند، اما به یاری معصومین شتافتند. گروهی دیگر بر این عقیده‌اند که این دسته تابع مهاجرین و انصار شدند. آنچه در این نوشته مدنظر است، رأی گروه نخست را مدنظر دارد.

13. کارنامه‌ی عمل تابعین از سویی درخشان‌تر از مهاجرین و انصار است و از دیگر سو اعجاب‌آور. چرا که سخت می‌توان ظهور نسلی را باور نمود که پیامبر را ندیده باشند، اما جانانه پا به رکاب ولی خدا حرکت نمایند. «عبدالله بن عباس»، «مالک اشتر نخعی» و «محمد بن ابابکر» را می‌توان سه چهره شاخص رویش یافته در کنار امیرالمومنین علی علیه السلام دانست.

14. تاریخ تکرار می‌شود و کربلا، بزرگترین صحنه‌ی آزمون خلقت است. تاریخ به ما می‌آموزد جز با معصوم با هیچ شخص و شخصیتی نمی‌توان و نباید عقد اخوت برقرار نمود و مصداق و میزان در همه‌ی امور پیروی از ولایت است. ابن‌عباس، در مقام یک مفسر و محدث، قریب به هفتاد و دو مناظره با سران جبهه‌ی معارض حکومت علوی دارد و رشادت‌های او در جنگ‌های سه‌گانه ناکثین و قاسطین و مارقین مثال زدنی است. اما در صحنه‌ی بی‌بدیل کربلا او که دارای توانایی آمادگی است هم از یاری سید و سالار شهیدان عالم باز می‌ماند و در آزمون بزرگ همراهی با حجت خدا مردود می‌شود؛ و در تاریخ موارد این‌چنینی وجود دارد.

15. صحنه‌ی مثال زدنی کربلا برای همیشه تاریخ کافی است و کربلا مختص مکان و زمان نیست. اگر خیل کسانی که حسین‌بن‌علی علیه السلام را به بیان یا با برهان می‌شناختند، در سویی قرار گرفتند، که یاریش نکردند و یا با او جنگیدند؛ عده‌ای به ظاهر و به عدد کم و کوچک اما به بزرگی تاریخ به یاریش شتافتند که از جهت سنی به عنوان تابعین و یا حتی تابعین تابعین محسوب می‌شدند. این در حالی بود که شاید هنوز شنوندگان نغمه‌ی جاودانی «حسین منی و أنا من حسین» به ظاهر زنده بودند.

تاریخ تکرار می‌شود و کربلا، بزرگترین صحنه‌ی آزمون خلقت است. تاریخ به ما می‌آموزد جز با معصوم با هیچ شخص و شخصیتی نمی‌توان و نباید عقد اخوت برقرار نمود و مصداق و میزان در همه‌ی امور پیروی از ولایت است. عده‌ای به ظاهر و به عدد کم و کوچک اما به بزرگی تاریخ به یاریش شتافتند که از جهت سنی به عنوان تابعین و یا حتی تابعین تابعین محسوب می‌شدند.

16. انقلاب اسلامی ایران، در مدل ولایی مکتب اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم اجمعین قابل تعریف است؛ چرا که مبانی و مشروعیت خود را از آن می‌داند و مطالبه‌ی مردمی هم از آن به همین منوال است.از این رو، عبرت گرفتن از گذشته، برای حفظ و ادامه‌ی انقلاب ضروری است. یک برش نظری برای آینده انقلاب اسلامی، توجه به ریزش‌ها و رویش‌هاست.

17. از ابتدای نهضت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه، چه بسیار گروه‌ها و آدم‌هایی بودند که داعیه نزدیکی با مبانی و مبادی انقلاب اسلامی را داشتند، اما پس از مدتی جزء ریزش‌های تاریخ معاصر شدند. در این میان افراد در سطوح بالای حوزوی و دانشگاهی و مجاهدین و مبارزین انقلابی تا مسؤولان و مدیران بزرگ جامعه حضور دارند. لیست متنوعی که با کنار هم قرار دادن آن‌ها، مجموعه دنیاطلبان را می‌توان تشکیل داد. اما به‌راستی با این همه نیروهای مهم و متشخص که در سال‌های دور و نزدیک از دست رفته‌اند، آینده انقلاب اسلامی چگونه پیش خواهد رفت؟

18. تاریخ تکرار می‌شود. نه آن‌که آدم‌هایی مثل گذشته با همان ویژگی شخصیتی به وجود آیند و یا جریان‌ها و رفتارهایی درست مثل صدر اسلام برای ما به وجود آید؛ اما می‌توان با عبرت از گذشته آینده‌ی بهتری را در نظر گرفت. انقلاب اسلامی ایران، در آستانه‌ی دهه‌ی چهارم خویش علاوه بر پیمودن موج ترورها، جنگ تحمیلی اکنون با کهولت سن و یا خستگی و ریزش بخشی از انصار و مهاجرینش روبرو است. برخی از انقلابیون که حتی زندان‌های رژیم ستم‌شاهی را نیز تجربه کرده‌اند. در ضمن متأسفانه کادرسازی سیستماتیک و نظام‌مند و نیروسازی برای بخش‌های مختلف جمهوری اسلامی، با مشکل اساسی روبرو بوده که خود نقیصه‌ای در خور تأمل می‌باشد. با این شرایط، چرا نباید بیمناک بود؟

19. هرچند بسیاری از تجربه‌های جوان و ارزشمند در حیطه‌های مختلف رویش یافته‌اند و در روزمرگی‌های سیاست‌زده امروز گم شده‌اند. با این وجود، نشانه‌ها حاکی از آن است، همان‌طور که در دوران صدر اسلام تابعین، توانستند نهضت اسلامی را ادامه داده و از آن دفاع نمایند، تابعین انقلاب اسلامی هم تنها گروهی هستند که می‌توان بدان‌ها امید داشت تا از پیچ و خم‌های پیش رو عبور کنند. حماسه‌ی بزرگ نهم دی و حضور گسترده‌ی نسل سومی‌ها در راهپیمایی‌های بزرگ، بارقه‌هایی از وجود جریان تابعین انقلاب اسلامی است.

نشانه‌ها حاکی از آن است، همان‌طور که در دوران صدر اسلام تابعین، توانستند نهضت اسلامی را ادامه داده و از آن دفاع نمایند، تابعین انقلاب اسلامی هم تنها گروهی هستند که می‌توان بدان‌ها امید داشت تا از پیچ و خم‌های پیش رو عبور کنند. حماسه‌ی بزرگ نهم دی و حضور گسترده‌ی نسل سومی‌ها در راهپیمایی‌های بزرگ، بارقه‌هایی از وجود جریان تابعین انقلاب اسلامی است.

20. تابعین انقلاب اسلامی کسانی هستند که امام راحل عظیم‌الشأن و شهدای هشت سال دفاع مقدس را درک نکرده‌اند؛ اما در پای‌مردی بر سر آرمان‌های بلند ایشان، دشمن‌شناسی و دشمن‌ستیزی و اقامه‌ی کلمه‌ی حق در دنیا، کمر همت بسته‌اند. بزرگ‌ترین و مهم‌ترین ویژگی این دسته ی نوپدید، عدم رغبت به دنیا و مظاهر گوناگون آن است. عرصه‌های گوناگون علمی و اجتماعی شاهد چنین جوانانی است که با مجاهدت در راه خدا مشغولند. هرچند ممکن است نام آن‌ها در کنار بزرگان و نخبگان سیاسی اجتماعی دیده نشود و یا عده آن‌ها کم به گمان آید؛ اما تاریخ آینده ی انقلاب را همین نسل رقم خواهد زد.

21. تابعین انقلاب اسلامی را بی‌گمان با یک شعار مهم می‌توان شناخت. شعاری پیام‌گونه و به عمق تاریخ، که برآمده از شور و شعور دینی است: «انقلابی بودن مهم نیست، انقلابی ماندن مهم است»(*)

پی نوشت:

[1]. نهج‌البلاغه، نامه 31

* محمد آقاسی؛ دانشجوی کارشناسی ارشد /برهان/۱۳۹۰/۱۱/۲۶

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .