آیا ثبات شعارها برای سلامت انقلاب کافی است؟

عنایت به تأکید رهبر انقلاب مبنی بر ثبات شعارها و استنتاج سلامت انقلاب از این مسأله، این سؤال مطرح است که با وجود اختلاف فاحش میان شعارها و عملکردها در بسیاری از موارد، آیا صرف ثابت بودن شعارها برای اثبات سلامت انقلاب کفایت می‌کند؟ گروه سیاسی برهان؛ با عنایت به تأکید رهبر انقلاب مبنی بر ثبات شعارها و استنتاج سلامت انقلاب از این مسأله، این سؤال مطرح است که با وجود اختلاف فاحش میان شعارها و عمل‌کردها در بسیاری از موارد، آیا صرف ثابت بودن شعارها برای اثبات سلامت انقلاب کفایت می‌کند؟ در تبیین این فراز از بیانات رهبر انقلاب، با دکتر «محمدعلی فتح الهی» معاون سیاسی سابق نهاد ریاست جمهوریدر دولت نهم، معاون سابق آسیا و اقیانوسیه‌ی وزارت امور خارجه در دولت دهم به گفت‌و گو نشستیم؛

با توجه به بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند شعارهای حال حاضر انقلاب همان شعارهای صدر انقلاب است، در این سه دهه دولت‌ها، مجالس و مسؤولینی روی کار آمدند و شعارهایی داشتند که گاه شعارها و عملکردشان در تضاد با شعارها و آرمان‌های اوایل انقلاب بود؛ مانند کارگزاران، اصلاحات و هم‌فکران و حامیان آن‌ها، با این وجود چگونه مقام معظم رهبری تأکید دارند که شعارها و عملکردها تغییر نکرده است؟ آیا می‌توان حضور افراد و گروه‌هایی در مناصب دولتی را که عملاً با گفتمان انقلاب اسلامی قرابتی نداشته‌اند کتمان کرد؟

در اینجا باید بین حرکت عمومی مردم و نظام سیاسی کشور با بعضی از گروه‌هایی که در مقاطعی بر بخشی از ارکان حکومتی مسلط می‌شوند، تفکیک قایل شد.

از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن دولت موقت، این مسأله را می‌توان مشاهده کرد. شعارهای دولت موقت با شعارهای انقلاب در تضاد بود. شعارهای انقلاب و مردم متفاوت از شعارهای دولت موقت بود. دولت موقت به دنبال ‌رابطه با آمریکا بود در حالی‌که مردم و نظام به دنبال استقلال از آمریکا بودند. بعد از دولت موقت و روی کار آمدن دولت بنی‌صدر، باز هم شاهد حرکت دولت در مسیری غیر از خواست مردم و انقلاب هستیم. در مجلس نیز می‌توان افرادی را دید که کاملاً معتقد به شعارهای اساسی و اصولی انقلاب نیستند. اما از همان بدو پیروزی انقلاب، حرکت کلی نظام و مردم قوی‌تر از این جریانات و افراد است. خواست عمومی مردم حرکت بر مدار ولایت فقیه است و به کرات با حضور خود در صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف انقلاب اعم از راهپیمایی‌های 22 بهمن و روز قدس و دیگر عرصه‌ها این خواست خود را متجلی کرده اند.

بر این اساس می‌توان گفت در طول این سی‌و‌سه‌ سال حضور افراد و جریانات انحرافی در ارکان حکومت رفته رفته کم‌تر شده است. به عبارت دیگر همواره انحراف از شعارها و آرمان‌های انقلاب وجود داشته اما غلظت آنها در سطوح حاکمیت رفته رفته کاهش یافته است؛ لذا علی‌رغم وجود بعضی جریانات نا خالص در برخی سطوح حاکمیتی، شعارهای کلی و اساسی انقلاب محفوظ مانده است و این مسأله نشان دهنده‌ی این است که پای‌بندی به شعارها بیشتر شده است. در اول انقلاب امکان انحراف از آرمان‌ها و اصول نسبت به حال حاضر که تعدادی کم‌تری از آنها در سطح حاکمیت حضور دارند، بسیار بیشتر بود. اما در حال حاضر ما شاهد کاهش محسوس این روند هستیم.

با وجود شکاف و فاصله‌ای که میان شعارها و عمل‌کردها مشاهده می‌شود، آیا باز می‌توان ادعا کرد که انقلاب در مسیر صحیح خود بوده و استحاله نشده است؟

تضاد میان عمل‌کرد و شعارها همواره در برخی بخش‌ها وجود دارد و این به این معنا نیست که همه‌گیر و عمیق باشد. در جامعه شاهد ناهماهنگی میان شعارها و عمل‌کردها هستیم؛ اما وجود برخی تضادها در این زمینه را نباید جدی و حاد قلمداد کرد. این در حالی است که در آغاز انقلاب علاوه بر این‌که شعارها با شعارهای اصیل انقلاب یکسان نبود، عملکردها نیز با خواست مردم در تضاد بود؛ یعنی این تضاد در آغاز انقلاب شامل شعارها و عمل‌کردها با هم می‌‌شد. اما در حال حاضر علاوه بر این‌که شعارها و آرمان‌های انقلاب مطرح می‌شوند به این شعارها تا حد زیادی عمل نیز می‌شود. مضاف براین‌که در بخش‌هایی نیز که فاصله‌ای میان شعار تا عمل مشاهده می‌شود اتفاقاً مردم امکان ارزیابی دارند و این بدان معناست که وقتی شعارها وجود دارند، امکان قضاوت نیز وجود دارد. اگر شعارها وجود نداشته باشند، امکان قضاوت و ارزیابی نیز میسر نخواهد بود.

مقام معظم رهبری فرمودند که مردم و مسؤولین از شعارها منحرف نشده‌اند، و این فرمایش مستمسکی برای برخی افراد و گروه‌ها و رسانه‌ها شده است که این نتیجه را حاصل نمایند که جریان معروف به «جریان انحرافی» وجود خارجی ندارد و استنادشان هم همین فرمایش رهبری است؛ لطفاً ارزیابی خود را از این مسأله بفرمایید؟

در این زمینه نمی‌توان تفسیر به رأی کرد زیرا بیانات مقام معظم رهبری شفاف و صریح است؛ یعنی مجموعه مدیریت جامعه و حرکت عمومی مردم را در راستای شعارهای اصلی انقلاب تبیین می‌کنند. البته ممکن است در مورد بخش‌هایی از مردم و مسؤولین در این زمینه تردیدهایی وجود داشته باشد، ولی حرکت عمومی جامعه خلاف این را ثابت می‌کند.

آنچه جریان انحرافی از این فراز بیانات مقام معظم رهبری بدان استفاده می‌کنند این است که هم‌چنان که رهبری فرموده اند مسؤولین نیز انحرافی نداشته‌اند و این مسأله تا حدودی فضا را غبارآلود کرده است. استنباط شما چیست؟

رهبر معظم انقلاب با نگاهی به مجموع شعارها و عمل‌کردهای موجود، حرکت عمومی و کلیت آنها را در مسیر شعارها و اصول انقلاب می‌دانند. ممکن است در بخشهایی از مردم و قوای مختلف کشور افرادی باشند که تخلف خود را براساس تأیید کلی مقام معظم رهبری توجیه کنند، که در واقع قصد سوءاستفاده می‌کنند و این افراد البته مورد قضاوت مردم هستند. ممکن است افرادی به ارزشها، شعارها و آرمانها معقتد نباشند و یا به آنها عمل نکنند؛ این مسأله از ارزش فرمایش مقام معظم رهبری در مورد صحیح بودن حرکت کلی مردم و مسؤولین بر اساس آرمان‌های اولیه انقلاب نمی‌کاهد.

مقام معظم رهبری در فراز دیگری از فرمایشاتشان می‌فرمایند که ارزش های اصیل انقلاب به جوانان منتقل شده است و این موضوع را یکی از نقاط قوت نظام برمی‌شمارند این در حالی است که بسیاری از مواقع ادعا می‌شود که میان نسل‌های انقلاب شکاف نسلی رخ داده است؛ حال سوال این‌جاست که نسل امروز با وجود این‌که دریافت ملموسی از امام، انقلاب و جنگ ندارد، انتقال ارزش‌ها به نسل دوم و سوم چگونه صورت گرفته‌است و حتی خود را انقلابی‌تر از نسل اول خود نشان می‌دهد؟

صرف درک امام، انقلاب و جنگ معیاری برای پای‌بندی به ارزش‌ها و آرمان‌ها نیست. آنچه مهم است آگاهی است. میزان آگاهی نسل امروز، بیشتر از نسل انقلاب است. امروز شاهد رشد آگاهی‌ها هستیم؛ نمونه آن پیدایش و رشد آگاهی‌ها نسبت به سیاست‌های نظام سرمایه‌داری و همچنین رشد آگاهی‌ها نسبت به رژیم‌های عربی تحت عنوان بیداری اسلامی است. این موارد نشان‌دهنده اهمیت نقش آگاهی و افزایش میزان آگاهی‌هاست.

صرف درک امام، انقلاب و جنگ معیاری برای پای‌بندی به ارزش‌ها و آرمان‌ها نیست. آنچه مهم است آگاهی است. میزان آگاهی نسل امروز، بیشتر از نسل انقلاب است. امروز شاهد رشد آگاهی‌ها هستیم؛ نمونه آن پیدایش و رشد آگاهی‌ها نسبت به سیاست‌های نظام سرمایه‌داری و همچنین رشد آگاهی‌ها نسبت به رژیم‌های عربی تحت عنوان بیداری اسلامی است. امروز امکان آگاه شدن نسبت به زمان انقلاب و جنگ بیشتر شده‌است.

امروز امکان آگاه شدن نسبت به زمان انقلاب و جنگ بیشتر شده‌است. در زمان جنگ فضا بسیار غبارآلود بود صرف درک انقلاب و جنگ منجر به آگاهی نمی‌شود، در حالی‌که بعد از گذشت زمان امروزه ماهیت رژیم بعث و صدام آشکار شده‌است.

ثبات قدم جمهوری اسلامی و استحکام آن در طول سی‌ و چندسال آگاهی مضاعفی را ایجاد می‌کند. بنابراین غیرمنتظره‌ نیست که نسل‌های بعدی مقیدتر و آگاه‌تر از نسل‌های قبلی نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب باشد. زیرا نسبت به اوایل انقلاب امکان درک واقع‌بینانه از شرایط، ارزش‌ها و اصول انقلاب بیشتر فراهم شده است.

به طوری طبیعی نسل بعدی باید نسبت نسل قبل از خود نسبت به ارزش‌ها پای‌بندتر باشند. همان‌گونه که نسل اوایل انقلاب نسبت به نسل قبل از خود به ارزش‌ها پای‌بندتر بود. اصولاً بر اساس منطق اسلام و تفکر اسلامی و نگاه اصولی به تاریخ، همواره نسل‌های بعدی نسبت به نسل‌های قبل آگاه‌تر و پایبندتر است. اگر غیر از این باشد آن‌گاه باید دنبال علت بود و پرسیده شود که چرا پای‌بندی نسل امروز به ارزش‌ها کاهش یافته است.

مقام معظم رهبری در فراز دیگری از بیاناتشان به موضوع ریزش‌ها و رویش‌ها اشاره و تأکید کردندکه علی‌رغم وجود ریزش، توبه‌کار و پشیمان حتی در بین مسؤولین و گاه در میان رؤسای قوا، رویش‌ها بیشتر بوده است حال سوال این‌جاست که چگونه می‌توان ادعا کرد که رویش‌ها بیش از ریزش‌ها بوده و حتی چشم گیرتر بوده است؟

همان‌طور که اشاره شد در گذشته و در ابتدای انقلاب افرادی در رأس امور قرار گرفتند که اعتقاد و التزامشان به ارزش‌ها کم بود مثال آن هم دولت موقت و وزیران آن‌ها می باشد؛ بعد از دولت موقت هم بنی صدر که اتهام جاسوسی سیا بر جبین دارد، رییس جمهور کشور می‌شود و این نشان دهنده‌ی این امر است که برخی افراد بی‌علاقه به ارزش‌ها و آرمان‌ها بر اساس شرایط انقلابی کشور می‌توانند بر مسند ریاست بنشینند ولی وجود و حضور این افراد نامحرم دلیل ضعف انقلاب نیست بلکه نشان دهنده‌ی قوت انقلاب است که توانست آن‌ها را با این‌که در مناصب بالا حضور داشتند، کنار بزند. انقلاب در پست‌ها و مناصب خلاصه نمی‌شود که با انحراف مسؤولین، دچار انحراف شود، بلکه انقلاب حقیقی در بطن جامعه است که هرکس در راستای اهداف و آرمان‌هایش نبود، آن را کنار می گذارد. از این موارد در تاریخ انقلاب بسیار است و این بیان‌گر قوت و صحت انقلاب است.

این‌که در آغاز انقلاب ریزش‌ها وجود داشته است می‌توان گفت که در آن زمان شرایط خاص انقلابی برکشور حاکم بود، اما این مسأله در سال‌های بعد انقلاب نیز تکرار شد؛ این مساله چگونه قابل تحلیل است؟

این نکته‌ی درستی است اما اگر دقت لازم صورت گیرد، شاهد آن خواهیم بود که شدت ریزش‌ها در ادامه کم‌تر شده است. امام در کل تاریخ انقلاب یک‌بار فرمودند که اشتباه کرده‌ام و آن سپردن امور انقلاب به دست دولت موقت بود که فرمودند: «آثار این کار شاید بیست سال بعد هم جبران نشود»؛ یعنی حتی با خروج آنها از قطار انقلاب مشکلات برطرف نمی‌شود؛ زیرا سران دولت موقت در همان زمان محدود توانستند سنت‌های نظام طاغوتی را در انقلاب حفظ کنند و همین موضوع باعث شد تا امکان رسوخ عناصر نالایق به رده‌های ارشد نظام باقی بماند. به نحوی که نظام اداری ما محلی شد برای رسوخ افرادی که با انقلاب و نظام و آرمان‌هایش میانه خوبی نداشتند. البته با وجود این مسأله، انقلاب با قوت خود افراد ناخالص را کنار زد و از دایره انقلاب خارج کرد.

لذا ریزش‌ها در انقلاب دلیلی بر ضعف آن نیست. اتفاقا با نگاه به رویش‌ها می‌توان گفت انقلاب حقیقی فراتر از افراد است که می‌تواند انسان‌های معتقد به انقلاب را تولید کند و باعث عمیق‌تر شدن و نشر آن شود. اگر تاریخ انقلاب به طور دقیق بررسی شود مشخص می‌شود که ورود افراد ناخالص به انقلاب به علت وجود خلاءهایی بوده است که در نهایت انقلاب توانست با قوت خود آنها را کنار بزند. این‌که جامعه ما به این رشد رسیده است که ماهیت بعضی افراد روشن شده و کنار می روند، این از قوت انقلاب ماست و ما را به آینده انقلاب امیدوار می‌کند. اگر جامعه ما طوری بود که افراد ناخالصی که به دلیل برخی خلا‌ءها وارد عرصه سیاسی می‌شدند در جای خود باقی می ماندند و با همان نفاق به کار خود ادامه ‌می دادند دلیل بر ضعف انقلاب بود، اما با وجود ریزش‌ها است که می‌توان گفت انقلاب پویا و رو به رشد است.

انقلاب حقیقی فراتر از افراد است که می‌تواند انسان‌های معتقد به انقلاب را تولید کند و باعث عمیق‌تر شدن و نشر آن شود. این‌که جامعه ما به این رشد رسیده است که ماهیت بعضی افراد روشن شده و کنار می روند، این از قوت انقلاب ماست و ما را به آینده انقلاب امیدوار می‌کند. اگر جامعه ما طوری بود که افراد ناخالصی که به دلیل برخی خلا‌ءها وارد عرصه سیاسی می‌شدند در جای خود باقی می ماندند و با همان نفاق به کار خود ادامه ‌می دادند دلیل بر ضعف انقلاب بود، اما با وجود ریزش‌ها است که می‌توان گفت انقلاب پویا و رو به رشد است.

لطفا جمع‌بندی خود را از این بحث بفرمایید.

در مجموع باید گفت بر اساس اراده‌ی الهی در این مقطع از زمان یک حرکت دینی و انقلابی در این نقطه از جهان(خاورمیانه) شکل گرفته است و البته نیاز جهان امروز ما که آلوده‌ی مادیات شده بود نیز هست، این حرکت روز به روز بر عظمت و قدرت آن افزوده می‌شود و این به دلیل اتکا بر اراده الهی، مکتب غنی اسلام و قرآن کریم است. در واقع مکتب اسلام را مردم ایران بوجود نیاوردند بلکه یک مکتب دینی و الهی است که مردم فقط تبعیت کردند و پرچم آن را در دنیای امروز به احتزاز در آوردند و طبیعی است که هر روز بر رشد و نمو آن افزوده شده و ریشه‌هایش محکم‌تر و شاخه‌های آن به مرور در اقصا نقاط دنیا گسترده می‌شود.

ما باید به انقلاب با نگاهی خوشبینانه بنگریم؛ زیرا هم بر اساس آموزه‌های مکتب تشیع و هم براساس واقعیات تاریخ انقلاب اسلامی، عنصر خوش‌بینی نسبت به آینده انقلاب، امیدوار بودن، وحدت ملی، پایبندی به ارزش‌ها، محبت بین مردم همواره باید در تحلیل‌ها حاکم باشند تا بتوانیم نقش شایسته‌ی خود را ایفا کنیم. همین پویایی در انقلاب بیان‌گر وجود ارتباط میان نسل‌ها است و این نکته‌ای است که باید همواره مورد توجه ما قرار گیرد.

با تشکر از این که وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید/ ۱۳۹۰/۱۱/۲۷

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
11 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .