آیا امام نسبت به حجاب بی‌تفاوت بود؟! /تبیین جایگاه حجاب از نگاه امام راحل (رحمت الله علیه)/ پاسخ به شبهات نعیمه اشراقی

IMAGE634987876151640279.jpgآیا حجاب اجباری است؟ از منظر امام به عنوان یک مرجع فقیه، فیلسوف، عارف و یک متفکر نظام جهانی، نه فقط حجاب، بلکه رفتار عفیفانه هم اجباری است. هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید حد حجاب شرعی تنها رنگ است یا آرایش و سرمه‌ کشیدن است. امام می‌فرمایند باید در روابط بین زن و مرد حائلی باشد که آنجا معصیت انجام نشود.
ضرورت رجوع غیرمتخصص به متخصص از اموری است که عقل هر انسانی آن را تأیید می‌کند. در بررسی تاریخ اما همواره افرادی بوده‌اند که با زیر پا نهادن بدیهیات عقلی و اصولی، سعی در توجیه رفتارها و منحرف کردن اذهان مردم داشته‌اند. متأسفانه در این برهه از تاریخ، که نهال انقلاب اسلامی با همت امام راحل و مردم بزرگ کشورمان در حال به ثمر نشستن است و مظلومان و ستمدیدگان عالم چشم امید به آن دارند، چندی است برخی افراد به دنبال ساختارشکنی و زیر پا گذاشتن اصول اساسی دین و انقلاب برآمده‌اند و دست به اظهارنظرهای غیرکارشناسانه‌ی دینی می‌زنند و از آنجایی که در مقام استدلال، پاسخ‌گوی ذهن بیدار مردم نیستند، سخنان ناصواب خود را به مراجع قابل قبول مردم ارجاع می‌دهند تا از این طریق، اعتباری برای سخنان خود قائل شوند. غافل از اینکه این مسئله خیانت به اسلام، مردم و انقلاب و شهداست.

یکی از افرادی که اخیراً موضع‌گیری‌های عجیب و غیر‌قابل باوری را نسبت به برخی مبانی بنیادین دین و نظام اسلامی وارد کرده‌ خانم نعیمه اشراقی است که علاوه بر اظهارنظرات شاذ و غیرکارشناسانه، در کمال تعجب، آن نظرات را به امام راحل نیز نسبت داده است. با توجه به تبعات این مسئله، «برهان» ضروری دانست تا در گفت‌وگو با سرکار خانم «همیز»، استاد حوزه و دانشگاه؛ از نگاه قرآن و دیدگاه‌های امام راحل، مسائل مطرح‌شده را تبیین نماید. این گفت‌وگو در دو قسمت ارائه می‌شود. اینک قسمت اول این گفت‏و‏گو به محضر خوانندگان گرامی تقدیم می‏گردد:

اخیراً شاهد موضع‌گیری‌های برخی افراد در خصوص بعضی مبانی بنیادین دین و نظام، از جمله حجاب بوده‌ایم. به عنوان مثال، خانم اشراقی در مصاحبه با برخی سایت‌های معارض، به طرح شبهات و نظرات غیرکارشناسانه‌ای در‌باره‌ی حجاب پرداختند و آن را به امام (رحمت الله علیه) نسبت دادند. به نظر شما، دلیل این ‌گونه موضع‌گیری‌ها چیست و به طور کلی، این افراد با طرح چنین مباحثی چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟

می‌خواهم از منظر بالاتری به این سؤال توجه شود. اکنون که در حال تدوین مدیریت جامعه‌ی جهانی برای قوانین اسلام هستیم، چطور می‌توانیم قوانین اسلامی را در جامعه‌ی جهانی اجرایی کنیم؟ از صدر اسلام تا کنون نتوانسته بودیم برای جامعه‏ی جهانی برنامه‌ریزی صد درصد اسلامی انجام دهیم. بنابراین برای اجرای قوانین اسلامی در تمام وجوه زندگی انسان‌ها، اعم از مرد و زن، باید به قول مقام معظم رهبری، سبک زندگی را تدوین کنیم. این نوع تلاشها برای اینکه فردی را به میدان بکشد و مصاحبه ای تدوین کنند مصداق «عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیرٌ لکم» است. آن‌ها به قول خودشان به مواضع صحیح اسلامی حمله می‌کنند و می‌خواهند به زعم خودشان، مردم را به سوی اباحه‌گری بکشانند. ما با این برداشت‌های موذیانه با کراهت برخورد می‌کنیم، اما این کمک می‌کند که متخصصان قوانینی را که باید در اسلام به ‌صورت جهانی اجرا شود، با دقت بیشتری تدوین کنند.

کار ما دارد کاملاً از ابتدا شروع می‌شود. ما از ابتدای انقلاب با دشمنان مسلح برخورد رودررو داشتیم، اما امروز با دشمنان فرهنگی مواجهیم. امام می‌فرمودند جنگ یکی از نعمت‌های الهی بود که درِ نعمت شهادت، مبارزه و مجاهدت را به روی مردم باز کرد. ما نیز فکر می‌کنیم این جنگ فرهنگی نعمتی است که درِ فهم برتر قوانین اسلام را به روی جهانیان باز می‌کند. باید دقت داشته باشیم که اکنون حقیقتاً اجرایی کردن قوانین در سراسر جهان مطلوب همه‌ی انسان‌هاست. آن‌ها که در فرانسه شکنجه می‌شوند و اجازه ندارند حجاب داشته باشند و آن‌ها که در کشورهای دیگر محرومیت دارند، همه با تمام وجود اجرایی شدن این قوانین را می‌خواهند.

اما به کسانی که با این قضیه ضعیف برخورد می‌کنند و آگاهی ندارند (فرقی نمی‌کند به چه کسی منتسب باشند) مروه‌ شربینی، شهیده‌ی حجاب، پاسخ داده است. [1]او در آن سوی عالم، در جواب این سؤال که چطور باید با حجاب برخورد کنیم، می‌گوید: با حجاب باید به ‌گونه‌ای برخورد کنی که حتی جانت را هم بفروشی تا این قانون الهی باقی بماند؛ افرادی که نسبت به این قضیه ضعیف حکم می‌کنند و درباره‌ی این مسئله که آیا ما حجاب را جهانی کنیم یا نه؟ می‌گویند ببینیم که مردم جهان چه می‌پسندند، مثل آشپز برای جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند و مثلاً می‌گویند ما باید بر اساس سلیقه‌ی مردم کار کنیم و چون مردم دارند برای قوانین اسلام با ما مبارزه می‌کنند، باید با آن‌ها صلح کنیم.

نگاه قرآن و موضع‌گیری بزرگان دین ما از ابتدای اسلام در برخورد با این افراد چگونه بوده است؟

بعضی‌ها شاید فکر کنند که اصول‌گراهای تندرو با این نظرات مخالفت می‌کنند، اما این طرز فکر افراد غلط است؛ این خداست که با این حرف مبارزه خواهد کرد. قرآن به شدت با این افراد برخورد کرده و فرموده است: ای پیغمبر، آن‌ها بسیار دوست دارند که تو مداهنه کنی، ولی این کار را نکن.‌ [2]حق نداری در قوانین سست کار بکنی. حتی خداوند می‌فرماید: پیغمبر اگر تو کوچک‌ترین تغییری در ارائه‌ی پیام ما به مردم بدهی، با دست قدرت تو را می‏گیریم و به خاک مذلت می‏کشیم. این‌ها همه‌ نشانه‌ی این است که خداوند می‌خواهد آنچه قانون اسلام است اجرا شود.

بعد هم وقتی از پیغمبر تعریف می‌کند و می‌فرماید ما در آینده رضایت تو را جلب می‌کنیم؛ یعنی از تو راضی هستیم[3]، این نشان می‌دهد که پیغمبر قوانین را درست ابلاغ کرده است. پس هرکس داعیه‌ی ابلاغ اسلام را دارد، حق مداهنه و سستی ندارد، زیرا «خداوند» با او مبارزه خواهد کرد. بنابراین ما باید از خدا بترسیم، قوانین اسلام را صحیح ارائه بدهیم، مبلّغ خوبی باشیم و صحیح ابلاغ کنیم. هر مصاحبه‌ای که در ارائه‏ی اسلام خدشه ایجاد می‌کند و ابلاغش را ناصحیح ارائه می‌دهد، مخدوش است. نه اینکه مردم آن را نمی‌پذیرند، بلکه خدا نمی‌پذیرد.

دوم اینکه حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند روش تبلیغ‌ پیغمبر (صلی الله علیه و آله) این بود که راه می‌افتادند و خودشان موردی را انتخاب و رویش کار می‌کردند. روش پیغمبر را این طور تفسیر می‌فرمودند: آنجایی که زخمی پیدا می‌کردند، اگر مرهم لازم داشت، مرهم می‌گذاشتند؛ اگر داغ احتیاج داشت، داغ می‌کردند تا زخم نابود شود. پس کسانی که یک‌سویه برخورد می‌کنند و می‌گویند ما مرهم بگذاریم تا درمان شود و می‌گویند ما آرام‌آرام صحبت کنیم تا جامعه تحریک نشود، خلاف روش پیغمبر عمل می‌کنند.

خداوند تبارک و تعالی در سوره نور آیه 56 می‌فرمایند: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون» آن‌ها می‌گویند ما خدا را دوست داریم، ولی روش پیغمبر را نمی‌پسندیم. صحبت خالص از اسلام مردم را پس می‌زند و اکنون باید طوری برخورد کنیم که مردم را جذب کنیم. قرآن در سوره آل عمران آیه 31 می‌فرماید: «قل ان کنتم تحبون‌ الله فاتبعونی یحببکم‌ الله»: پیغمبر بگو اگر شما خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید، آن وقت خدا شما را دوست می‌دارد.

الآن در جامعه خیلی‌ها می‌گویند ما خدا را قبول داریم، ولی چرا پیغمبر گفته است حد حجاب این است؟ در صورتی که خداوند فرموده حجاب داشته باشید، روابط محرم و نامحرم را گفته و تمام وجوهاتش را هم بیان کرده است.

بعضی‌ها شاید فکر کنند که اصول‌گراهای تندرو با این نظرات مخالفت می‌کنند، اما این فکر غلط است؛ این خداست که با این حرف مبارزه خواهد کرد. قرآن به شدت با این افراد برخورد کرده و فرموده است: ای پیغمبر، آن‌ها بسیار دوست دارند که تو مداهنه کنی، ولی این کار را نکن.
حجاب یعنی حائل بین تو و نامحرم و این فقط محدود به پارچه، نگاه و گفتار نیست. بین دو نامحرم در فضای بیرونی حائلی عفیف درست کنید تا بتوانند به «مقاماتی» برسند که محبوب خدا باشند و به کارهای اجتماعی و انسانی خودشان هم برسند. هر کسی که تنها درباره‌ی پارچه، رنگ و... بحث می‌کند و روی ریزه‌کاری‌ها دست می‌گذارد، اصلاً نمی‌فهمد اسلام چه می‌خواهد. مقصد اسلام رشد جامعه‌ی جهانی و تخلق به اخلاق‌الله است. می‌خواهد جامعه‌ی جهانی رشد کند تا به جایی برسد که اخلاق خدا در آن اجرا شود و مردم رنگ خدایی پیدا کنند[4]؛ نه فقط یک نفر، بلکه همه‌ خلیفه‌الله شوند. همه باید صفات خدا را در رفتار اجتماعی خود اجرا کنند.

امام توانستند بخشی از این امر را در زمان حیاتشان اجرا کنند. بخشی‌ از آن هم الحمدالله اکنون توسط شاگرد مسلم‌ و خلیفه‌ی برحقشان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اجرا می‌شود که جهان ایشان را می‌پذیرد و به ایشان نمره‌ی مثبت می‌دهد. ایشان جامعه را به سویی می‌کشانند که همان روش پیغمبر اجرا شود. بنابراین ما نباید بترسیم که عده‌ای از حجاب خوش‌شان نمی‌آید. قرآن هم می‌فرماید ای پیغمبر، اگر در مقابل عده‌ای که به آخرت ایمان ندارند، اسم خدا را بیاوری مشمئز می‌شوند. خداوند روان‌شناسی آن‌ها را در سوره‌ی زمر آیه 45 بیان می‌کند: «وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ». بنابراین ما احتیاج نداریم طبق خوش‌آمد آن‌ها کار کنیم. اگر مثلاً در جامعه‌ برای اینکه هویت اسلام حفظ شود، اجباری لازم باشد، باید اجبار بگذاریم.

روزی پیغمبر اکرم (صل الله علیه وآله والسلم) در مسجد رفت و عده‌ای از نمازگزاران را بیرون کرد و فرمود شما نمی‌خواهد نماز بخوانید، چون زکات نمی‌دهید. چرا کسی به این رفتار پیغمبر اعتراض نمی‌کند؟ ایشان «شِدادٌ غلاظ» برخورد کرد؛ یعنی همان جمله‌ای که حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند آنجایی که لازم بود داغ بشود داغ می‌کردند.

اصلاً بحث اجبار یعنی چه؟ یعنی وقتی شما در قدرت هستید، باید قوانین اسلام را اجرا کنید. خداوند در سوره‌ی مائده می‌فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»: مسلمانان، شما روش جدیدی دارید، این روش جدید را متخذ از یهود و نصارا نکنید و آن‌ها را رهبران فکری و فرهنگی خودتان نگیرید. سپس می‌گوید هر کدام از شما مسلمانان (که دین برتر را دارید) اگر به دنبال روش‌های فرهنگی، روش‌های اجرایی ، روشهای کلی آنها، زندگی آن‌ها بروید، از آن‌ها هستید. در اینجا مخاطب «من یتولهم منکم» همه‌ی عصرها و همه‌ی نسل‌هاست و نه فقط زمان رسول‌الله. بعد می‌فرماید: «ان‌ّ الله لایهدی القوم الظالمین»[5] : خداوند گروهی را که ظلم می‌کنند هدایت نمی‌کند؛ یعنی گروهی که دنبال قوانین اجرایی و فرهنگی یهود و نصارا بودند. گرچه آن‌ها هم قانون و کتاب مدون دارند و این ‌طور نیست که آن‌ها پوچ باشند، اما فرهنگ آن‌ها دون فرهنگ اسلامی است، چون آن‌ها از کتاب تحریف‌شده‌شان فرهنگ‌سازی می‌کنند.

ما حق نداریم درباره‌ی فرهنگ‌های آن‌ها که با ما معارض هستند، حتی به عنوان فرهنگی که می‌توان درباره‌اش فکر کرد، بحث کنیم. قرآن می‌گوید اگر این کار را بکنید، از آن‌ها هستید. این را برای تمام کسانی گفتم که می‌خواهند از این جنس مصاحبه‌ها تهیه کنند و موذیانه بعضی‌ افراد را، ملعبه‌ی خودشان ‌کنند و با استفاده‌ از آن‌ها بر مقاصد خودشان صحه بگذارند.

خانم اشراقی می‌گویند برخی علما اعتقاد دارند چون حدی برای حجاب تعریف نشده است، حکومت هم نمی‌تواند آن را اجباری کند. این مسئله تا چه اندازه صحت دارد؟

به نظر من این حرف خوبی نبود و حتماً خودشان هم قبول دارند که این حرف خوبی نیست، چون اصلاً نمی‌شود به ساحت علما نزدیک شد. اظهارنظر به علما یعنی به بازی گرفتن روش علما. به نظر من ایشان خودشان هم این حرف را قبول نخواهند نداشت. علمای ما از صدر اسلام تا کنون همیشه مدافع اسلام و مرزهای آن بوده‌اند. اسلام یعنی مجموعه‌ی دستور‌های قرآن و سنت. حد و حدود حجاب در قرآن سنت تعریف شده است؛ بنابراین علما هرگز نمی‌توانند خلاف قرآن و سنت حرفی بزنند. در غیر این صورت، علمایی هستند که قرآن از آنان اظهار برائت می‌کند. مثلاً بلعم باعورا [6]یکی از مثال‌های بزرگی است که قرآن درباره‌اش می‌فرماید او مردی بود که ما آیات خودمان را به او دادیم، اما او خودش را منسلخ کرد و خودش را از این آیات جدا کرد. خلود در زمین را پذیرفت و نخواست آسمانی شود.

این نکته‌ی بسیار مهمی است. خداوند می‌فرماید عالمی که زمینی شود و آسمان را نادیده بگیرد، سگ است. اگر رهایش کنید، فریاد می‌زند؛ اگر او را بگیرید هم فریاد می‌زند[7]. خداوند تا این حد با علمایی که با آیات خدا بازی می‌کنند مبارزه می‌کند. بعد از انقلاب، هیچ‌ کدام از این علما را نمی‌توانیم در اسلام پیدا کنیم. علمایی که امروز در ایران در سطح جهانی برای دفاع از اسلام کار می‌کنند، بسیار زحمت می‌کشند و نمی‌توانیم این تهمت را به علمایمان بزنیم. این تهمت است که بگوییم علما برای حجاب تعریف ندارند. تمام مراجع تقلید ما از علمایی هستند که حجاب را در رساله‌شان تعریف کرده‌اند.

اگر منظورمان از علما مراجع تقلید باشد، این توهین خطرناکی به ساحت ایشان است و توصیه می‌کنم کسی دنبال این مسئله نرود. اما اگر منظور کسانی است که به اگر منظور کسانی است که مطالعات دینی دارند یا پای منبرها درسی را یاد گرفته‌اند، آن‌ها نمی‌توانند ملاک ما باشند. من به جوان‌های عزیزم توصیه می‌کنم به این حدیث امام صادق (علیه السلام) دقت کنند. ایشان می‌فرمایند: «من دخل فی هذا الدین بالرجال اخرجته منه الرجال...»: هر کس با «شخصیت‌ها» وارد دین شود، با «شخصیت‌ها» هم از دین خارج می‌شود. امروز هم می‌بینیم بسیاری از شخصیت‌هایی که داعیه‌ی اسلام داشتند، با اسرائیل مصاحبه می‌کنند و حتی با یهود و صهیونیست دست موافقت داده‌اند.

بنابراین این‌ها را جزء علما به شمار نمی‌آوریم. امام صادق (علیه السلام) در ادامه می‌فرمایند: «من دخل فی هذا الدین بالکتاب و السنه زالت الجبال و لا یزول...»: با کتاب و سنت وارد دین بشوید، اگر کوه‌ها بلرزند، شما نمی‌لرزید. علمای ما، یعنی مراجع عظام، همه با کتاب و سنت درباره‌ی حجاب صحبت کرده‌اند و حرف‌های قاطعانه و صریحی زده‌اند که هم در استفتائات‌ آن‌ها موجود است و هم در رساله‌هایشان. بنابراین اصلاً نمی‌توانیم بگوییم برخی علما اعتقاد دارند چون حدی برای حجاب تعریف نشده است، حکومت هم نمی‌تواند آن را اجباری کند. این حرف اصلاً صحیح نیست و مذموم است.

در واقع می‌توان گفت افرادی که چنین شبهاتی را مطرح می‌کنند، دو دسته هستند: گروهی که با نگاه مغرضانه و از روی دشمنی این مباحث را مطرح می‌کنند و عده‌ی دیگر که از روی جهل و نادانی به طرح این‌ گونه مباحث می‌پردازند.

دقیقاً همین طور است. اسلام تنها برای مادیت و جسمانیت برنامه ندارد، بلکه قوانینش را برای سه عالم وجود انسان طراحی کرده است. برای مثال، از یک سو در اسلام گفته شده حتماً از نجاست پرهیز کنید. حتی در احادیث داریم کسانی که از نجاست پرهیز ندارند، دچار فشارهای شب اول قبر می‌شوند. شارع مقدس می‌گوید از نجاست باید صد درصد پرهیز کنید و از احکام واجب است که باید با لباس طاهر عبادت کنید. حتی خداوند می‌گوید بیت کعبه را باید طاهر نگه دارید. از سوی دیگر، گفته شده است که وقتی مهمان وارد منزل شد، حق ندارید به او بگویید اینجا پایت را نگذار، نجس است؛ به دلیل اینکه او به زحمت می‌افتد و مهمان باید اکرام شود. نباید شخصیت مهمان را دچار آسیب و مهمان را محدود کنید. کسی که به قضیه نادان باشد، نتیجه می‌گیرد که اگر مهمان نجاست را توسعه بدهد، اشکالی ندارد. اما این نتیجه‌گیری غیرعقلانی است. استنتاج صحیح این است که شما محیط را نجس در اختیار مهمان نگذارید؛ نه اینکه اگر مهمان نجاست را توسعه بدهد و خودش هم نجس شود اشکالی ندارد. در واقع شما موظف هستید نجاست را به طهارت تبدیل بکنید تا برای مهمان عسر و حرج ایجاد نکنید.

این مثال را زدم تا بگویم ما باید نجاست را برطرف کنیم. در مسئله‌ی حجاب هم باید افکار و عرف مردم را ارتقا دهیم تا به این حقیقت برسند یعنی باید سه عالم وجودشان توسعه یافته تا موفق به عبودیت شوند تا این‏که مورد رحمت خدای تبارک و تعالی قرار گیرند. یکی‌ از این‌ها اجرای حجاب است. نباید بگوییم چون برای مردم دشوار است، سخت نگیرید، به مردم فشار می‌آید، بلکه باید قوانین اسلام را به گونه‌ای ارائه دهیم که مردم بپسندند و اجرا کنند تا از آن‌ها بهره‌مند شوند. هدف 124هزار پیغمبری که خداوند فرستاده است و پیغمبر خاتم حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) که فرزندان گرانقدرش به شهادت برسند چیست؟ نعوذبالله هر کسی قوانین را هر طور که خواست اجرا کند؟ امام (رحمت الله علیه) جمله‌ی عمیقی دارند که می‌فرمایند امام حسین (علیه السلام) عصاره‌ی پنج تن است. از طرفی کل خلقت برای این پنج تن خلق شده‌اند؛ خداوند می‌فرماید: «لولاک لما خلقت الافلاک» چرا امام حسین (علیه السلام) با این عظمت، که عصاره‌ی پنج تن آل‌عباست، باید این ‌طور به خاک و خون کشیده شود؟ برای اینکه اسلام بماند. اسلام یعنی چه؟ یعنی مجموعه‌ی برنامه های قرآن و سنت.

. در مسئله‌ی حجاب باید افکار و عرف مردم را ارتقا دهیم تا به این حقیقت برسند که باید سه عالم وجودشان توسعه و عبودیت پیدا کند تا مورد رحمت خدا قرار گیرند. یکی‌ از این‌ها اجرای حجاب است. نباید بگوییم چون برای مردم دشوار است، سخت نگیرید، یا اینکه باید قوانین اسلام را به گونه‌ای ارائه دهیم که مردم بپسندند.
این نوع مصاحبه‌ها ناشی از روش تبلیغی عده‌ای است که می‌گویند سخت‌گیری نکنید، کسی را در قبر دیگری نمی‌گذارند. خداوند تبارک می‌فرماید زمین از عدل و داد پر و از کفر پاک می‌شود، امام زمان (عج الله تعالی فرجه شریف) تشریف می‌آورند و تمام خواسته‌های انبیا را به ثمر می‌رسانند و این یعنی اسلام در سراسر زمین برای همه‌ی آحاد اجراشدنی است. این قابلیت در درون همه‌ی انسان‌ها وجود دارد. ما باید روش‌های شکوفایی این انتخاب را اجرایی کنیم. مردم ذاتاً می‌خواهند اسلام را انتخاب کنند، اما ما با چه روشی این خواسته‌ی ذاتی را به منصه‌ی ظهور برسانیم؟ با مداهنه؟ با اینکه حرام خدا در زمین اجرا شود اشکالی ندارد؟

روش حضرت امام (رحمت الله علیه) در برخورد با افرادی که نسبت به اجرای احکام اسلام بی‌تفاوت بودند و مرتکب فعل حرام می‌شدند چه بود؟

روش‌ حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) این بود که کسی جرئت نداشت جلوی ایشان حرامی را انجام بدهد و مثلاً حتی یک کلمه غیبت کند. یکی از نماینده‌های استانی ایشان وقتی خدمت امام می‌رسد تا گزارش سیاسی استان را بدهد، در گزارش سیاسی‌اش غیبت می‌کند. امام فریاد می‌زنند و می‌گویند آقا شما غیبت کردید، سپس جلسه را ترک می‌کنند و حتی از او تشکر هم نمی‌کنند.

حتی سرکار خانم دباغ این مجاهدی که از یاران مهم زمان شکنجه‌ها و زندان‌ها بودند، در خاطراتشان تعریف می‌کردند که در نوفل‌لو‌شاتو آقایی آمده بودند تا یک یا چند میلیون تومان به امام خمس بدهند و انگشتر طلا هم دستشان بود. در آن زمان مسائل مالی خیلی برای ما اهمیت داشت. امام با تحکم به او گفتند: آقا انگشتر را دربیاور، بعد حرف بزن! سرکار خانم دباغ فرمودند این آقا کمی‌ عقب‌نشینی کرد، انگشتر را درآورد و بعد حرف زد. یعنی امام از اجرای حرام به ‌شدت جلوگیری می‌کردند. امام (رحمت الله علیه) می‌فرمایند: «کسی که حرام خدا را انجام می‌دهد محترم نیست.» پس نگوییم کسانی که حرام خدا را انجام می‌دهند محترم هستند و باید مواظبشان باشیم، چون داریم در جامعه برنامه‌ی حکومتی تدوین می‌کنیم.

امام خمینی (رحمت الله علیه) می‌فرمودند خداوند تمام روش‌های زندگی در دنیا را در قالب کلام ائمه به ما داده است و آن‌ها پیام‌رسان خدا هستند. با اینکه در طول تاریخ کتاب‌های ما را سوزاندند، نتوانستند این معارف را از ما بگیرند. کسی که هرگز از خود در برابر قوانین اسلام پذیرش نشان نمی‌دهد و حرام را انجام می‌دهد، باید درالگوی حکومتی ذلیل باشد و این همان چیزی است که در دعای افتتاح برای ما بیان شده است: «انا نرغب إلیک فی دوله کریمه، تعز به الاسلام و اهله و تذل به النفاق و اهله» کاملاً مشخص است که روش حکومت در برابر متخلفان و کسانی که حرام انجام می‌دهند چیست. دولت کریمه‌ای که می‌خواهد در جامعه‌ی جهانی حکومت کند چنین خصوصیتی دارد. اسلام و اهلش عزیز و شریف هستند و اکرام می‌شوند و در مقابل، نفاق و اهلش ذلیل هستند.

در روش حکومتی نباید بگوییم که با این‌ها کنار بیاییم و مداهنه کنیم و آن‌ها حرامشان را انجام دهند، چون ما می‌خواهیم حکومت کنیم! مگر حکومت پست معاویه، که تبدیل به سلطنت شد، غیر از این بود؟ با مداهنه‌هایی که شد به‌ تدریج دیدیم که اسلام تحریف شد و به جایی رسیدیم که اکنون اسلام تحریف‌شده و فرقه‌هایی مثل وهابیت از آن سر برآوردند و ما اکنون می‌خواهیم از آن تحریف‌زدایی کنیم.

اسلام به ما شاخص داده است: «کسانی که حرام انجام می‌دهند، نباید در جامعه محترم باشند.» مثلاً جمله‌ای که حضرت امام درباره‌ی وزارتخانه‌‌ها می‌فرمایند: «الآن وزارتخانه‌ها، این را می‌گویم که به دولت برسد، آن طوری که برای من نقل می‌کنند، باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه‌ی اسلامی نباید در آن معصیت بشود... زن‌ها بروند، اما باحجاب باشند، مانعی ندارد. بروند اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند.»[8]

امام به طور کلی می‌گویند نباید معصیت شود؛ چه بسا، زنی مانتو به تن کند، اما آرایش و ظاهر نامناسبی داشته باشد. او پوشش دارد، ولی معصیت می‌کند. پس آیا حجاب اجباری است؟ نه فقط حجاب، بلکه رفتار عفیفانه هم اجباری است. امام یک مرجع فهیم، فیلسوف، عارف و یک متفکر و طراح نظام جهانی است.

بنابراین هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید حد حجاب شرعی تنها رنگ است یا آرایش و سرمه‌ کشیدن است. بلکه باید در روابط بین زن و مرد حائلی باشد که آنجا معصیت انجام نشود.

شما به جمله‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) توجه کنید که می‌فرمایند بهترین زن، زنی است که مردی او را نبیند، او هم مردی را نبیند. در این حدیث کلمه‌ی «یری» آمده که به معنای تماشا کردن و نگاه ‌کردن است. اکثر افراد می‌گویند این جمله مناسب شأن فاطمه‌ی زهرا(سلام الله علیها) نیست، چرا خودشان رفتند در مسجد سخنرانی کردند و مردها را دیدند و مردها هم ایشان را دیدند؟ این نتیجه گیری سفیهانه با این جمله‌ی حکیمانه . مگر سلمان به خانه‌ی ایشان نمی‌رفت؟ حتی خود ایشان یک بار به سلمان گفتند این دعا را من به تو یاد می‌دهم، به مردم یاد بده. سلمان به عنوان شاگرد این دعا را از خانم(سلام الله یاد می‌گیرند و به جامعه ارائه می‌دهند. خود سلمان اقرار می‌کند که از وقتی این دعا را یاد گرفتم، به هزار نفر در مدینه یاد دادم. مگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) سلمان را ندیدند؟ مگر سلمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را ندید؟

پس مفهوم جمله‌ی حضرت آن است که مردی زن را با جاذبه‌ی جنسی نبیند. این جاذبه‌ی جنسی می‌تواند لباس باشد یا آرایش باشد.

امام گفتند در جامعه معصیت نشود و معصیت اعم از حجاب و رفتار و گفتار و هر نوع حرکتی است. فیلمی که معصیت را رواج بدهد حرام است، هنری که معصیت را رواج بدهد حرام است. این چیزی است که اسلام ناب ارائه می‌دهد. ما داریم فرهنگ‌سازی جامعه‌ی جهانی را انجام می‌دهیم.
پس نمی‌توانیم بگوییم کمی آرایش اشکالی ندارد. اینجا حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرمایند هر جاذبه‌ای که نامحرم را به طرف تو بکشاند و باعث شود به تو به‌ عنوان یک زن و بر اساس جذابیت‌های جنسی نگاه کنند، باید از روابط اجتماعی جمع شود. مردم وقتی می‌خواهند مشکلاتشان را رفع کنند، باید به جامعه مراجعه و آنجا همدیگر را ملاقات کنند. پس باید در روابط اجتماعی که مردم جمع میشوند و میخواهند مشکلاتشان را رفع کنند محیط پاک و مناسبی براییشان فراهم باشد. خانمی که آن طور حکیمانه صحبت کرده چطور این جمله‌اش غیرحکیمانه و غیرعقلانی است؟

امام هم همچون فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) گفتند در جامعه معصیت نشود و معصیت اعم از حجاب و رفتار و گفتار و هر نوع حرکتی است. فیلمی که معصیت را رواج بدهد حرام است، هنری که معصیت را رواج بدهد حرام است، مینیاتوری که می‌کشند برای اینکه زیبایی‌های خلقت نقاشی را بخواهند نشان بدهند، ولی اگر جاذبه‌ی جنسی و شهوت در آن باشد، مثلاً مرد و زنی به هم جام شراب تعارف می‌کنند، حرام است. این چیزی است که اسلام ناب ارائه می‌دهد. ما داریم فرهنگ‌سازی جامعه‌ی جهانی را انجام می‌دهیم. آیا ما باید نقاشی مینیاتور بکشیم؟ بله. از زیبایی‌های طبیعت در خط و رنگ و نقش و... استفاده کنیم؟‌ بله. اما چه چیزی را به بیننده القا کنیم که به کمال رساندن بیننده باشد و عبودیت خودش را بیشتر در این هنر پیدا کند.

وقتی امام خمینی حمت الله می‌فرمایند در محضر خدا گناه و معصیت نکنید، یعنی دارد برای همه‌ی عالم برنامه‌ریزی می‌کند. کسانی که نمی‌توانند این طراحی را برای قوانین داشته باشند دارند با خدا مبارزه می‌کنند. خداوند هم می‌فرماید: «جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا».

ادامه دارد...

پی‏نوشت‏ها:

[1]مروه شربینی زنی مصری بود که در دادگاهی در آلمان با هجده ضربه چاقو کشته شد. ضارب شخصی بود که شربینی از او به اتهام اهانت بدلیل پوشیدن حجاب شکایت کرده بود..

[2]سوره مبارکه ی قلم، آیه 9

[3]. سوره مبارکه ضحی، ایه 5

[4]. سوره مبارکه بقره، آیه 138

[5]. سوره مبارکه مائده آیه 49

6].سوره مبارکه اعراف، آیه 170

[7]. همان

[8] . (صحیفه‌ی امام، ج 6، صص 328 و 329)

پاسخ به شبهات نعیمه اشراقی(2)؛

آیا امام نسبت به حجاب بی‌تفاوت بود؟!
خطاب تند حضرت امام (رحمت الله علیه) به زن‌هایی است که آرایش می‌کنند و قابل توجه است اینجا بحث آراستگی نیست بلکه آرایش از نظر قرآن یک خط قرمز است. آن وقت آیا می‌توان گفت امام(ره) نظر خاصی راجع به حجاب ندارد؟!امام شخصیت ممتازی است و هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید من چون از خانواده‌ی ایشان هستم، سخنگوی ایشان هستم. گروه فرهنگی-اجتماعی برهان؛ ضرورت رجوع غیرمتخصص به متخصص از اموری است که عقل هر انسانی آن را تأیید می‌کند. در بررسی تاریخ اما همواره افرادی بوده‌اند که با زیر پا نهادن بدیهیات عقلی و اصولی، سعی در توجیه رفتارها و منحرف کردن اذهان مردم داشته‌اند. متأسفانه در این برهه از تاریخ، که نهال انقلاب اسلامی با همت امام راحل و مردم بزرگ کشورمان در حال به ثمر نشستن است و مظلومان و ستمدیدگان عالم چشم امید به آن دارند، چندی است برخی افراد به دنبال ساختارشکنی و زیر پا گذاشتن اصول اساسی دین و انقلاب برآمده‌اند و دست به اظهارنظرهای غیرکارشناسانه‌ی دینی می‌زنند و از آنجایی که در مقام استدلال، پاسخ‌گوی ذهن بیدار مردم نیستند، سخنان ناصواب خود را به مراجع قابل قبول مردم ارجاع می‌دهند تا از این طریق، اعتباری برای سخنان خود قائل شوند. غافل از اینکه این مسئله خیانت به اسلام، مردم و انقلاب و شهداست.

یکی از افرادی که اخیراً موضع‌گیری‌های عجیب و غیر‌قابل باوری را نسبت به برخی مبانی بنیادین دین و نظام اسلامی وارد کرده‌ خانم نعیمه اشراقی است که علاوه بر اظهارنظر‌ها شاذ و غیرکارشناسانه، در کمال تعجب، آن نظرات را به امام راحل نیز نسبت داده است. با توجه به تبعات این مسئله، «برهان» ضروری دانست تا در گفت‌وگو با سرکار خانم «همیز»، استاد حوزه و دانشگاه؛ از نگاه قرآن و دیدگاه‌های امام راحل، مسائل مطرح‌شده را تبیین نماید. در قسمت قبل به بررسی اهداف شبهه افکنان به احکام و اصول بنیادین دین و نظام و آسیب‌های ناشی از آن پرداختیم. همچنین سیره ی حضرت امام(رحمت الله علیه) را در برخورد با این‌گونه افراد مورد بررسی قرار دادیم. اینک قسمت دوم این گفت‏و‏گو به محضر خوانندگان گرامی تقدیم می‏گردد:

به طور خاص، موضع‌‌گیری حضرت امام درباره‌ی حجاب چه بود؟ آیا طبق شبهات مطرح‌شده، می‌توان ‌گفت حجاب برای ایشان دغدغه‌ی مهمی نبود؟

در کتاب تبیان سیمای زن در کلام امام خمینی (مصاحبه‌ی ایشان در سال 1358 با یک خبر نگار زن به نام اوریانا فالاچی) که بسیار جالب است؛ او از حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) این‌گونه سؤال می‌کند: «آیا صحیح است که این زن‌ها خود را در زیر چادر مخفی کنند؟ این زن‌ها در انقلاب شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند، این چادر هم یک رسم از‌قدیم‌مانده‌ای است... حالا دیگر دنیا عوض شده، حالا این صحیح است که خودشان را مخفی کنند؟» امام می‌گوید: «اولاً این یک اختیاری است برای آن‌ها. خودشان اختیار کردند، شما چه حقی دارید که این اختیار را از دست‌شان بگیرید؟ ما اعلام می‌کنیم به زن‌ها که هر کسی چادر می‌خواهد یا هر کسی پوشش اسلامی بیاید بیرون. از 35 میلیون جمعیت ما 33 میلیونش بیرون می‌آید، شما چه حقی دارید که جلوی این‌ها را بگیرید؟... این چه دیکتاتوری‌ای است که شما نسبت به زن‌ها دارید؟» «ثانیاً ما یک پوشش خاصی را نمی‌گوییم، و الا زن‌هایی که به سن و سال شما می‌رسند هیچ چیزی نیست...» «ما زن‌های جوانی که وقتی آرایش می‌کنند می‌آیند یک فوج را دنبال خودشان می‌کشند این‌ها را داریم جلویشان را می‌گیریم. شما دلتان نسوزد.»

نکته‌ی اول: آیا می‏توان با وجود این موضع‌گیری شدید و خطاب سخت در پاسخ به این خبرنگار، می‌توان گفت که حضرت امام (رحمت الله علیه) نسبت به حجاب نظر خاصی ندارد!؟

نکته‌ی دوم: اینکه حضرت امام (رحمت الله علیه) به این خبرنگار سن و سالش را متذکر می‌شود و به قانونی در قرآن اشاره می‌کند که مربوط به آیه ایست که پوشش و حجاب زنان سالخورده را استثناء نموده است و می‏فرماید: زنان سالخورده‏ای که از سن ازدواج آن‌ها گذشته باشد و دیگر امیدی به ازدواج ندارند؛ گناهی بر آنان نیست که لباس‌های روئین خود را بر زمین بگذارند، در حالی که خود را آرایش و زینت ننموده باشند. البته باز هم سفارش می‌فرمایند که خود را بپوشانند بهتر است.

نکته سوم: خطاب تند حضرت امام (رحمت الله علیه) به زن‌هایی است که آرایش می‌کنند و قابل توجه است اینجا بحث آراستگی نیست بلکه آرایش از نظر قرآن یک خط قرمز است. آن وقت شما می‌توانید بگویید امام نظر خاصی راجع به حجاب ندارد؟! امام می‌گوید آرایش اشکالی ندارد؟! امام می‌فرمایند: «زن‌های جوان» چون زن جوان جاذبۀ خودش را دارد، وقتی هم که آرایش کند جاذبه‌هایش دو برابر می‌شود و یک فوج را دنبال خودش می‌کشد؛ یعنی جامعه را تبدیل به نر و ماده می‌کند. پس حضرت امام(رحمت الله علیه) درباره‌ی خصوصیات بیشتری از حجاب نظر قاطعی دادند.

اما در سال 57 قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران خبرنگار دیگری به امام می‌گوید: «چون من را به عنوان یک زن پذیرفته‌اید، این نشان دهندۀ این است که نهضت ما یک نهضت مترقی است اگرچه دیگران سعی کردند نشان دهند که عقب‌مانده است. فکر می‌کنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند، مثلاً چیزی روی سر داشته باشند یا نه؟»

حضرت امام (رحمت الله علیه) می‌فرمایند: «اینکه من شما را پذیرفتم، من شما را نپذیرفتم، شما آمده‌اید اینجا، من نمی‌دانستم که شما می‌خواهید بیایید اینجا و این هم دلیل بر این نیست که به مجرد اینکه شما آمده‌اید اینجا اسلام مترقی است. به مجرد اینکه شما آمدید اینجا اسلام مترقی است؟ مترقی هم به این معنا نیست که بعضی زن‌ها یا مردهای ما خیال کرده‌اند. ترقی به کمالات انسانی و نفسانی است. بر اثر بودن افراد در مملکت و ملت است، نه اینکه سینما بروند و دانس بروند. این‌ها ترقیاتی است که برای شما درست کرده‌اند و شما را عقب رانده‌اند، باید بعداً جبران کنیم. شماها آزادید در کارهای صحیح و به دانشگاه بروید و هر کاری که صحیح است بکنید و همۀ ملت در این زمینه‌ها آزادند، اما اگر بخواهند کاری خلاف عفت بکنند یا مضر به حال ملت...»

نکته اول: من توصیه می‌کنم همۀ کسانی که به اسم حضرت امام (رحمت الله علیه) مصاحبه می‌کنند این روش امام را اتخاذ بکنند؛

نکته دوم: آن قدر ایشان «شدادٌ غلاظ» برخورد می‌کنند که تعجب می‌کنیم این امامی که عارف است و اشعار عرفانی‌اش همه را به زانو درآورده، چطور با زن خبرنگاری که سؤالی پرسیده به این صورت مقابله می‌کند. برای این است که اسلام باید عزت داشته باشد، نه اینکه هرکسی بتواند بگوید اسلام عقب‌مانده است، حتی در کلام.

ببینید حضرت امام (رحمت الله علیه) تا در کلام این زن خبرنگار کلمه‌ای شنید که بوی ذلت برای اسلام داشت، چطور به او حمله کرد. ما اگر وارث ایشان هستیم باید همین‌طور به آن‌ها حمله کنیم کسانی که اسلام در چشم و دلشان حقیر است و مصداق «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» باشیم.

نکته سوم: اما من تعجب می‌کنم از اینکه بعضی‌ها می‌گویند ما از تمدن عقب‌ مانده‌ایم. ما از توحش آن‌ها عقب ‌مانده‌ایم! این‌ها حتی از وحشی‌ها هم عقب‌مانده‌ترند. کدام حیوانی در نظام خلقت همجنس‌بازی می‌کند؟‌ ولی در انگلستان و کشورهای دیگر مصوبۀ قانونی برای همجنس‌‌بازی وجود دارد. این‌ها از توحش هم عقب‌مانده‌ترند چه برسد به تمدن. حضرت امام (رحمت الله علیه) اینجا به روش‌های حکومتی این تمدن‌ها حمله می‌کند؛

نکته چهارم: خلاف عفت در کلام ایشان، یعنی هر نوع بی حجابی و بدحجابی که به عفت لطمه بزند، حتی زنی چادری سر بکند و یک پر طاووس هم بگذارد بالای شانه‌اش و بگوید این پر طاووس قشنگ و زیباست، خدا هم زیباست و زیبایی را دوست دارد! این می‌شود خلاف عفت. زیرا همۀ مردها می‌گویند این زن پر طاووس را گذاشته برای اینکه ما به او نگاه کنیم، و به جسمش توجه کنیم و از او لذت ببریم!

نکته پنجم: حضرت امام (رحمت الله علیه) می‌فرمایند که «اگر بخواهند کاری خلاف عفت بکنند یا مضر به حال ملت...»؛ ملت ایران کسی است که داعیۀ بزرگداشت اسلام را در همۀ انحاء آن دارد. اگرچه ما الان آن را تجلی ندادیم ولی این داعیه را داریم که قادریم اسلام را در همۀ عرصه‌ها و موقعیت‌های جهانی اجرایی کنیم و قابلیت اجرایی‌اش را به همه نشان دهیم. ملت ایران اکنون این را می‌خواهد و اگر دشمنان دست از سر ما بردارند، همه کار می‌توانیم بکنیم. به طور مثال حضرت علی (علیه‌السلام) که به کمیل می‌فرمایند ای کمیل اگر این‌ها من را مشغول نمی‌کردند، من از این آب نور تهیه می‌کردم تا شما خانه‌هایتان را با آن روشن کنید. منظور حضرت علی (علیه‌السلام) معاویه است که یک سال امام (علیه‌السلام) را به جنگ صفین مشغول کرد و تاریخ گواه است اگرچه کوفه بیست و چند سال تحت حکومت خلفا بوده است اما نان آن‌ها جو بود و آب آن‌ها آلوده اما امام علی (علیه‌السلام) در همان چهار سال حکومت خود قنات درست کرد و آب شرب خوردنی مردم کوفه را به چشمه تبدیل کرد و جو را تبدیل به گندم کرد و.. اکنون هم چرا ملت نمی‌تواند تمام قوانین اجرایی اسلام را در همۀ عرصه‌ها نشان بدهد؟ چون هم دشمنان داخلی، هم جاهلان داخلی، هم دشمنان آگاه خارجی نمی‌گذارند.

آیا می‌توان گفت شرایط آدم‌ها در نوع پوششی که انتخاب می‌کنند اهمیت دارد؟ نظر حضرت امام در این خصوص چه بود؟

من یادم هست که از زبان سرکار خانم طباطبایی عروس محبوب حضرت امام (رحمت الله علیه) مطلبی را شنیده بودیم که ضمناً نشان می‌دهد خاندان حضرت امام با چه رنجی می‌خواستند اسلام را جهانی کنند و ما اکنون نمی‌توانیم و‌ حق نداریم از این ارث امام، که حفظ اسلام است، کوچک‌ترین راهی را برای نفوذ دشمن باز کنیم. ایشان می‌فرمودند که برای اولین بار از طریق لبنان شبانه به نجف رفتیم و امام را ملاقات کردیم. امام صبح جلوی من، به خانم فرمودند که برای ایشان چادر عربی بدوزید. من همان لحظه فهمیدم که نباید بروم حرم حضرت علی(علیه‌السلام) را زیارت کنم و باید صبر کنم چادر عربی‌ام آماده شود و بعد بروم؛ یعنی امام معتقد بودند که نباید با نوع خاصی از حجاب، در آن محیطی که وارد شده‌اید، انگشت‌نما شوید. اگرچه آن‌ها می‌دانستند ایرانی‌ها با چادر ایرانی هستند و چیز عجیبی نبود. شاید بعضی‌ها بگویند چون حضرت امام تحت محاصره‌ی سیاسی بود، برای حفظ جان ایشان چنین سفارشی کردند. به هر صورت، این حرف حکیمانه‌ی حضرت امام (رحمت الله علیه)، چه برای حفظ جان ایشان باشد و چه برای حفظ اصل اسلام، تفاوتی ندارد.

و همچنین سرکار خانم دباغ؛ خانم مجاهدی که در فرانسه با امام بودند و می‌فرمودند که آنجا من با مانتو و شلوار به رنگ کرم و روسری بزرگ کرم رنگ حجابم را حفظ می‌کردم. در ظاهر به عنوان خدمتکار ایشان آنجا حضور داشتم، ولی در پنهان محافظ مسلح حضرت امام بودم. وقتی هواپیمای حضرت امام راهی ایران شد، من نتوانستم با هواپیمای ایشان بیایم و با پرواز بعدی آمدم. وقتی به جماران آمدیم، خدمت ایشان رفتم، همان روز اول ایشان به من حرفی زدند که هیچ جوابی نمی‌توانستم بدهم. حضرت امام (رحمت الله علیه) فرمودند: «خواهر دباغ، اگر پول نداری، بدهم احمد برایت چادر بخرد.» من فهمیدم منظور امام این است که اینجا در بیت من به دلیل شأن اسلام در ایران چادرت را برندار.

این خود نشان می‌دهد که حضرت امام (رحمت الله علیه) اهتمام شدیدی به آن حجاب کامل داشتند؛ اگرچه ایشان حجابشان کامل بود و حتی حضرت امام سرکار خانم دباغ را به عنوان پیام‌رسان توحید به شوروی فرستاده بودند. امام تا این حد به زن احترام می‌گذاشت و ایشان را به دلیل خدمت رسانی به اسلام، ستایش می‌کرد؛ اما در سلیقه‌ی شخصی ایشان هم دست بردند و گفتند حجابت را غیر از این قرار بده. بنابراین اهتمام حضرت امام (رحمت الله علیه) بر این بود تا آن‌هایی که ممتاز هستند باید حجاب ممتاز را انتخاب کنند، ولی حد آن را شرع مشخص کرده است. ما نه جلوتر از شرع می‌رویم و نه عقب‌تر از آن می‌مانیم. شرع گفته است زن به گونه‌ای در کنار نامحرم ظاهر شود که هیچ نوع جاذبه‌ی جنسی برای نامحرم نداشته باشد.

و همچنین یکی از خانم‌هایی که به عنوان زندانی سیاسی دستگیر شده و به زندان رفته بود، در خاطراتشان تعریف می‌کردند که آن موقع هنوز برای زن‌های سیاسی لباس تهیه نکرده بودند. وقتی زندانبان جلوی من تعدادی لباس ریخت که لباسم را تحویل بدهم و لباس زندان بپوشم، من از شلوارهای گشاد مردانه گشادترینش را برداشتم و از پیراهن‌های مردانه‌ای هم که آنجا ریخته بودند، گشادترین پیراهن مردانه را انتخاب کردم. یک پیراهن را هم برداشتم سرم کردم و آستینش را زیر گلویم بستم.

نکته مهم این است که این ابتکار را یک نفر که مجری قانون اسلام است به کار می‌برد این مجری در زندان این‌گونه لباس‌هایش را انتخاب می‌کند بنابراین در این زمانه خودتان قضاوت کنید آیا ما مجری خوبی برای قانون اسلام در صحنه جهانی هستیم یا خیر؟

همچنین سرکار خانم دباغ می‌گفتند وقتی انقلاب پیروز شد، من شکنجه‌گر خودم را دیدم که جلویش یک لیوان آب پرتقال گذاشته‌اند و از او بازجویی می‌کنند. در حالی که چادرم سرم بود و رویم را گرفته بودم، به او گفتم آقای تهرانی، آیا شما هم با آب پرتقال از من بازجویی می‌کردید؟ گفت شما را به جا نمی‌آورم. کمی صورتم را باز کردم، گفت خواهر پتویی! جالب است، خانم دباغ در زندان وقتی هیچ چیز برای پوشش نداشت، تابستان و زمستان خودش را با پتویی که آنجا روی تخت‌ها می‌انداختند حفظ می‌کرد.

بله مجری قانون اسلام نمی‌گوید من چه بپوشم، می‌گوید من چگونه نگذارم قانون اسلام، زمین بماند. به نظر من، این روش برای همه‌ی آن‌هایی است که این مصاحبه را می‌خوانند. این‌ طور نیست که ما بنشینیم و بحث کنیم که مردم چه رنگی بپوشند و چه مدلی بپوشند و... ما باید این هنر داشته باشیم که نامحرم زدایی در درون جامعه به عنوان یک اصل دیده بشود. هم زن‌ها باید نسبت به نامحرم پرهیز داشته باشند و قانون اسلام را اجرا کنند، هم مردها نسبت به زن‌ها این پرهیز را داشته باشند و قانون اسلام را اجرا کنند. همین که انسان قانون اسلام برتر را اجرا کند، انسان برتر می‌شود همان‌گونه که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه‌ی حکیمانه‌ی خویش می‌فرمایند کسانی که پیرو حقیقی اسلام شوند مورد غبطه‌ی جهانیان قرار می‌گیرند (مغتبطَ به أشیاعه[1]) .

اهتمام حضرت امام (رحمت الله علیه) بر این بود تا آن‌هایی که ممتاز هستند باید حجاب ممتاز را انتخاب کنند، ولی حد آن را شرع مشخص کرده است. ما نه جلوتر از شرع می‌رویم و نه عقب‌تر از آن می‌مانیم. شرع گفته است زن به گونه‌ای در کنار نامحرم ظاهر شود که هیچ نوع جاذبه‌ی جنسی برای نامحرم نداشته باشد.
چرا این را به جوانانمان یاد ندهیم؟‌ «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» : اسلام برتر است و تو هم برتر خواهی شد. او به هر صورتی مجری خوبی برای اجرای طرح حجاب می‌شود؛ چه با پتو باشد، چه پیراهن گشاد باشد و چه خودش را قایم کند.
کافی است به جوان بگوییم تو می‌توانی این قانون اسلام را اجرا کنی، او اجرایش می‌کند. جالب است که قرآن می‌فرماید ای زن‌ها، زینت‌هایتان را «آشکار» نکنید؛ یعنی زن‌ و زینت دو چیز لاینفک هستند. زن باید بلد باشد چطور خودش را زینت کند. زن گل است، باید خودش را برای شوهرش آراسته کند، اما به گونه‌ای با نامحرم ارتباط برقرار کند که معصیتی ایجاد نشود. مردم خودشان این را بلد هستند. این مصاحبه‌هایی که انجام می‌شود برای القاء اباحه گری است که این شبهات را مطرح می‌کنند و قصدشان اختلاط زن و مرد در جامعه است.

و این اختلاط مایه‌ی اضمحلال جامعه خواهد شد و خداوند هم مهر باطل بر آن می‌زند. قرآن بارها می‌گوید: «کم اهلکنا...» [2]چقدر اهل قریه‌هایی را هلاک کردیم که حرام خدا را انجام دادند که حتی از شما هم قوی‌تر بودند و برتر بودند. این نکته‌ی جالبی است که قرآن مرتب به ما تذکر می‌دهد، چون قرآن می‌فرماید: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» اینجا دستورات تربیتی قرآن بسیار مهم است که این کتاب دائماً مورد حفاظت خداوند تبارک و تعالی است تا از هرگونه تحریفی در امان باشد و در سوره‌ی مبارکه‌ی مؤمن می‌فرماید: «افلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم کانوا اکثر منهم و اشد قوهً و آثاراً فی‌الارض و ما اغنی عنهم ما کانوا یکسبون» آیا سیر نمی‌کنید در بین قوم‌های گذشته که وقتی که قانون تربیتی خداوند عزوجل را زیر پا گذاشتند، ما چطور نابودشان کردیم؟ از شما هم قوی‌تر بودند و آثارشان بعد از هزاران سال هنوز باقی مانده است. منظور آثار ساختمانی‌شان هست که نشان می‌دهد پیشرفت مهندسی در آن زمان بسیار بالا بوده است.

علم داشته‌اند و بی‌سواد و غارنشین نبوده‌اند. قرآن می‌فرماید: «اشد قوهً و آثاراً فی‌الارض» قوی‌ترین آثار را آن‌ها در زمین گذاشتند، اما ما نابودشان کردیم. چون فحشا را در روابط اجتماعی‌شان اراده داشتند. بعد می‌فرماید: «فما اغنی عنهم ما کانوا یکسبون» : و غنی نشدند یعنی از عذاب ما در امان نبودند. بعد به این مطلب می‌پردازد که چرا مردم راجع به این مسائل این گونه فکر می‌کنند و این نظریه‌ها را می‌دهند: «فلما جائتهم رسلهم بالبیِّنات فرحوا بما عندهم من العلم» : دلیل آن این است که وقتی رسولانمان را با بینات روشن برای مردم می‌فرستیم، بعضی‌ که صاحب علم هستند (علمی که خود خدا به این‌ها داده است) تکبر می‌روزند و می‌گویند حرف‌های این رسولان امروزی و قابل اجرا نیست و قرآن می‌گوید: «حاق بهم ما کانوا به یستهزؤن» یعنی همین حرف‌هایی را که علیه رسولان می‌زنند آن‌ها را احاطه خواهد کرد. پس ما حق نداریم در خصوص دستور انبیا و خداوند تبارک و تعالی، نظرات شخصی‌مان را به مردم تحمیل کنیم. وظیفه‌ی ما این است که اسرار اسلام و قوانینی را که انسان را برتر و خدایی می‌کنند را، از پرده‌ی راز دربیاوریم و اجرایی و اجتماعی کنیم. این هنری است که همه‌ی مردم ندارند. اما جوان‌ها را می‌توان به این سمت دعوت کرد.

اینکه امام می‌فرماید: «آمریکا شیطان بزرگ است» خود نشان می‌دهد که رفتار امامِ عارفِ فقیهِ فیلسوف از نظر سیاسی، این است که باید شیطان را کشف و دستش را قطع کنید. بنابراین ما در تدوین برنامه‌های اجتماعی و ‌حکومتی خود، باید این موضوع را حتماً در نظر بگیریم.
حضرت امام در مقدمه‌ی کتاب «جنود عقل و جهل»، ‌فرموده‌اند که هر کس احکام اسلام را بدون اشارات عرفانی‌اش برای مردم بیان کند، به اسلام خیانت کرده است. آیا ارائه‌ی نظرات سطحی، حداقلی و غیرکارشناسانه‌ی برخی افراد و انتساب آن به امام خیانت به اسلام و انقلاب نیست؟

دقیقاً همین طور است. امام یک فقیه جامع‌الشرایط و یک فیلسوف کامل بودند که به نظر من نظراتشان حتی از ملاصدرای فیلسوف هم برتر بود، چون فقه می‌دانستند و به قرآن اشراف فوق‌العاده‌ای داشتند. مثلاً ملاصدرا می‌فرماید در آخر عمرم وقتی با آیات قرآن بیشتر مأنوس شدم، حسرت خوردم که ای‌کاش از ابتدا به سراغ قرآن رفته بودم، ولی می‌بینید که حضرت امام (رحمت الله علیه) خواندن روزی چهار جزء قرآن‌ را ترک نمی‌کردند. حضرت امام (رحمت الله علیه) عارف بودند و حتی «ابن‌عربی» در مقابل ایشان از نظر کشف و شهودهای عارفانه مانند جایگاه زمین است در برابر آسمان. با این اوصاف نمی‌توان توقع داشت شاگردان حضرت امام هم به اندازه‌ی ایشان بفهمند، مگر شاگردان خاصشان مثل شهید بهشتی (رحمه‌الله علیه) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامه عزه) که مغز مطالب حضرت امام (رحمت الله علیه) را درک کردند.

امام شخصیت ممتازی است و هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید من چون از خانواده‌ی ایشان هستم، سخنگوی ایشان هستم. زیرا حضرت امام فرموده بودند من از اطرافیانم سخنگویی ندارم.

در این مصاحبه حق نبود نوه‌ی امام به این میدان کشیده شود و این خیانتی به ایشان است. اصلاً امامی را که توانسته در جهان بیداری ایجاد کند، نباید در سطح فامیل محدود کرد. خود خانواده‌ی ایشان هم چنین اجازه‌ای را نمی‌دهند. اصلاً این مقایسه‌ها کار غلطی است.

نکته‌ی دیگر اینکه اصلاً چرا این قدر مردم روی قوانین اسلام تبصره دارند؟ بعضی‌ها می‌گویند اجباری‌ بودن ممکن است، بعضی‌ها می‌گویند نمی‌شود!؟

در حقیقت اسلام هم به دو عالمی که انسان می‌خواهد وارد شود و هم به سه عالم وجود انسان که الآن باید به کمال برسد، نظر دارد. برنامه‌ی حجاب فقط برای روابط اجتماعی در دنیا طراحی نشده است بلکه آثار آن در برزخ (تا زمانی که خورشید خاموش شود؛ شاید میلیاردها سال) ادامه داشته باشد و همچنین زمانی که در صور دمیده می‌شود و همه‌ی عوالم نابود می‌گردد و در صور دوم همه‌ی انسان‌ها در زمینی دیگر گرد هم می‌آیند و به گواه آیات قرآن کریم[3] گفته می‌شود (وقفوهم انهم مسؤولون[4]) آنجا هم حجاب به عنوان عمل صالح در کفه‌ی ترازو در ارزش گذاری‌ها نقش حیاتی دارد پس نمی‌توان حجاب را فقط برای رابطه‌ی زن و مردی در دنیا مورد مداقّه قرار داد.

مثلاً اگر بگوییم خانم نانسی پولوسی، رئیس مجلس پارلمان آمریکا را در نظر بگیرید. قاعدتاً در مملکتی که 200 میلیون جمعیت دارد، زن تحصیل کرده ای است که باید در رأس مجلس قرار بگیرد. این خانم شوهر و پنج فرزند دارد و آلوده نیست، ولی حجاب ندارد. به هر حال، یک زن سیاسی و اجتماعی است که از نظر مسائل سیاسی هم بر اساس اهداف آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با آن‌ها همکاری می‌کند و مقبول همه‌ی ان‌هاست. کار اجرایی سنگینی هم به دستش داده‌اند و ایشان حجاب هم ندارد. بعضی‌ها می‌گویند چه اشکالی دارد؟ او کار سیاسی اجتماعی می‌کند، ولی حجاب ندارد.

و اسلام این را اصلاً‌ قبول ندارد مثلاً بعضی می‌گویند چه اشکالی دارد خانمی وارد یک کار علمی سطح عالی، حتی در سطح انرژی هسته‌ای شود، اما حجاب نداشته باشد؟ برای دنیایش اشکالی ندارد!؟ این قضاوت صحیح نیست زیرا انسان موجودی جاودانه است و برای عوالمی که می‌خواهد به آن‌ها وارد شود باید تمهیداتی را فراهم کرده باشد.

چه اشکالی دارد که زن و مرد در جامعه حضور فعال داشته باشند اما بدون حجاب باشند؟

خداوند تبارک و تعالی در سوره‌ی نور، آیه‌ی 30 می‌فرماید مردان قدرت دارند که نسبت به زنان تجسم ‌کنند: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم انّ الله خبیرٌ بما یصنعون» کلمه‌ی «صنع» یعنی ساختن و کلمه‌ی «خبیر» یعنی مطلع‌ بودن از مسئله‌ای پنهانی که کسی از آن آگاه نیست. خداوند می‌گوید من خبیر هستم به چیزی که این‌ها می‌سازند. در تفسیر المیزان، آقای علامه طباطبایی خیلی جالب این مسئله را بررسی می‌کند. که شیطان در پردازش مسائل پلید در ذهن بعضی از مردان بسیار فعال است.

اگر ما نقش ابلیس را در جامعه فراموش کنیم، اصلاً بحث حجاب به نتیجه نمی‌رسد. الآن بسیاری از افراد در بحث حجاب به پارچه، روابط و... نظر دارند؛ اما حجاب یعنی عفیف‌ بودن. همچنین بعضی می‌گویند خانم نانسی پلوسی عفیف است چون شوهر دارد و بچه دارد و همین کافی است؛ بقیه‌اش زیاده‌روی حساب می‌شود.

اما اسلام درباره‌ی این موضوع چنین قضاوتی را نمی‌پذیرد زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) خودشان را از یک مرد نابینا هم می‌پوشانند آیا در واقع افراطی عمل می‌کنند!؟ اگر این‌گونه بگویید به معصومیت ایشان توهین کرده‌اید زیرا حضرت امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مارأیت الجاهلَ مفرطاً او مفرّطا» : جاهل یا افراطی است یا تفریطی.

پس عفیف کسی است که روش حضرت زهرا (سلام الله علیها) را اجرا کند که در مقابل کور خودش را می‌پوشاند. هم برادران سنی ما وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بسیار محترم می‌دانند و هم اسم فرزندانشان را فاطمه می‌گذارند و هم شیعیان خودشان را سینه‌چاک ایشان می‌دانند. پس اینکه ایشان عفت را این طور معنی می‌کند که زن حتی در مقابل یک کور هم باید موها و زینت‌های خود را مخفی کند، به این معناست که عفت معنای عمیق‌تر از آن چیزی دارد که ما در روابط اجتماعی‏مان اظهار می‌کنیم.

می‌خواهم اینجا یک بحث جدیدی را مطرح کنم. ما در رفتارهای اجتماعی یا فردی‌مان، باید نقش شیطان را پیدا کنیم. شیطان چه جاهایی دارد برای ما انحراف ایجاد می‌کند؟ این عهدی است که ما با خدا بسته‌ایم. قرآن می‌فرماید: «الم اعهد إلیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان[5]» و سپس در سوره‌ی آل‌عمران می‌فرماید اگر کسی عهد من را اجرا نکند، در روز قیامت هیچ چیز برایش درست نمی‌کنم، نگاهش هم نمی‌کنم و با او حرف هم نمی‌زنم. این عهدی است که خدا با ما بسته است که به دنبال شیطان نرویم. پس باید برای بحث حجاب نقطه‌هایی را کشف کنیم که شیطان می‌خواهد در آنجا کار کند. قرآن می‌فرماید: «انه لکم عدوٌ مبین» یعنی او دشمن آشکار شماست و می‌گوید: «فاتخذوه عدواً» : با او دشمنی کنید. پس در بحث حجاب هم باید در آنجایی که شیطان کار می‌کند با او دشمنی کنیم، آن چیزهایی در حجاب را که شیطان می‌گوید اشکالی ندارد، کشف کنیم و بگوییم اشکال دارد، خواه در لباس باشد یا در رفتار یا نگاه یا در هر چیز دیگری. این یک روش اسلامی متخذ از اصل قرآن کریم و سنت اهل بیت پیغمبر (صل الله علیه و آله و سلم) است. که به ما دستور داده شده است که مودت ائمه(علیهم السلام) را به عنوان اجر رسالت داشته باشیم. مثلاً از امام صادق(علیه‌السلام) سؤال شده است: زنی در مسافرت از دنیا رفته است و هیچ محرمی ندارد برای غسل میت. برای او چگونه باید عمل کرد؟ امام صادق می‌فرمایند:«ولا یکشفها...» او را مکشوف نکنید فقط مواضع تیمم او را به نیت غسل میت آب بریزیر و او را مس نکنید.

خودتان گواهی دهید مواضع تیمم جز پیشانی و پشت دو دست از مچ میباشد وقتی در اسلام حتی مرده‌ی یک زن آنقدر محترم است که هیچ نامحرمی اجازه ندارد به او دست بزند این عالی ترین قانون حفاظتی یک زن در اسلام نیست؟

اسلام دریچه‌ی دیگری را برای فهم قوانینش باز کرده است. رابطه در محیط اجتماعی در نسل‌های آینده تأثیر دارد؛ یعنی رابطه‌ی دو نفر تنها مربوط به خودشان نیست. ما فکر می‌کنیم که حجاب یک مسئله‌ی شخصی است. بعضی‌ می‌گویند حق‌الله است و حق‌الناس نیست، در صورتی که باز هم اشتباه می‌کنند. مثلاً آن مادری را در نظر بگیرید که همه‌ی هستی و وجودش را برای حفاظت فرزندش گذاشته است، اما فرزندش به دلیل رعایت ‌نشدن این اصول در جامعه، به مقصد متعالی خود نمی‌رسد. چه بسیار مادر و پدرهای بسیاری ناله‌شان به آسمان است که جوان ما وقتی وارد اجتماع و دانشگاه شد، از دست رفت؛ دچار یک ازدواج ناموفق شد. ما نمی‌توانیم نسبت به این مسائل بی‌اعتنا باشیم. این نشان می‌دهد موضوع دیگری در بحث حجاب و روابط اجتماعی وجود دارد که آن شیطان‌زدایی از این الگوهایی است که ما برای حجاب ارائه می‌دهیم و این به نظر من، یک حلقه‌ی مفقوده‌ در برنامه‌های تربیتی ما بوده است که به آن توجه نکرده‌ایم.

اسلام دریچه‌ی دیگری را برای فهم قوانینش باز کرده است. رابطه در محیط اجتماعی در نسل‌های آینده تأثیر دارد؛ یعنی رابطه‌ی دو نفر تنها مربوط به خودشان نیست. ما فکر می‌کنیم که حجاب یک مسئله‌ی شخصی است. بعضی‌ می‌گویند حق‌الله است و حق‌الناس نیست، در صورتی که باز هم اشتباه می‌کنند.
در تمام قوانینی که برای رفتار اجتماعی‌ تدوین می‌شود، انسان‌هایی که به اجرای آن‌ها همت می‌کنند، اگر خدا مد نظرشان باشد، حتماً به این مطلب می‌رسند، باید شراکت شیطان را در رفتارهای تدوینی و تربیتی برای کودک در سطوح مختلف سنی‌اش، برای ورود او به اجتماع از میان برداریم. اینکه امام می‌فرماید: «آمریکا شیطان بزرگ است» خود نشان می‌دهد که رفتار امامِ عارفِ فقیهِ فیلسوف از نظر سیاسی، این است که باید شیطان را کشف و دستش را قطع کنید. بنابراین ما در تدوین برنامه‌های اجتماعی و ‌حکومتی خود، باید این موضوع را حتماً در نظر بگیریم.

چگونه می‌توان انگیزه‌ی با حجاب بودن را در درون زنان تقویت کرد؟

یک راه ایجاد انگیزه دادن اطلاعات صحیح به اوست زمانی که با یک مرد نامحرم مواجه می‌شود یعنی به زن‌ها اعلام کنید که اگر از شما در نگاه و خیال مرد پلید تصویری مستهجن به وسیله‌ی شیطان ساخته می‌شود؛ شما چقدر این را دوست دارید و می‌پسندید؟ هیچ زنی هرگز نمی‌پذیرد. این را به زن‌ها آموزش بدهید، بعد خودشان حجاب را انتخاب می‌کنند و اصلاً احتیاجی نیست ما بگوییم چه کار کنید. اگر در آموزش‌هایمان به بن‌بست می‌رسیم، به این دلیل است که مثل امام به آن حدود عرفانی دقت نمی‌کنیم. عرفان یعنی معرفت به خدا داشتن در اجرای قانون اسلامی. وقتی زنی معرفت به خدا پیدا می‌کند، در اجرای قانون آن چیزی را ادا می‌کند که حق است. امام در کتاب «چهل ‌حدیث» خودشان، جمله‌ای دارند که حائز اهمیت است.

ایشان می‌فرمایند که انسان به گونه‌ای است که «اگر سلطنت نفس اماره و شیطان در باطنش قوی شد، تمام قوا سر به رقیت و طاعت آن‌ها گذاشتند و خضوع در پیشگاه شیطان و نفس انجام شد، تسلیم تام انجام بشود، آن انسان دیگر قانع به معاصی تنها نمی‌باشد.» و همچنین امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند دو لشکر در وجود انسان برای تصمیم‌گیری حضور دارند؛ لشکر رحمانی و لشکر شیطانی. در اصول کافی می‌فرمایند که هر کدام از این‌ها 75 عضو دارند. وقتی عبادت می‌کنید، برای لشکر رحمانی اسلحه می‌فرستید و خداوند در قلب شما مستقر می‌شود و حکومت قلب از آنِ خدا می‌شود، اما وقتی شما حرامی را انجام می‌دهید، برای لشکر شیطان اسلحه می‌فرستید، و شیطان در قلب شما مستقر می‌شود و حکومت خدا در قلب انسان از آنِ شیطان می‌شود.پس ارتکاب به گناه در او حتمی است در نهج‌البلاغه هم داریم که حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «زمانی که شیطان وارد قلب شد تخم گذاری کرده و تکثیر می‌شود و حکومت قلب از آن شیطان می‌شود شما گواهی دهید که کدامیک از این معارف را در آموزه های غربی می‌توان پیدا کرد؟» این معارف را غربی‌ها ندارند و ما هم به ‌لطف امامان معصوم (علیهم السلام) به این حقایق رسیده‌ایم.

حضرت امام (رحمت الله علیه) در حدیث شانزدهم کتاب چهل ‌حدیث، در بیان اینکه اسارت نفس منشأ همه‌ی اسارت‌هاست، می‌فرمایند وقتی لشکر شیطان به درون انسان می‌آید، نفس «اماره بالسوء» را تقویت می‌کند. وقتی این نفس تقویت شد و در برابر شیطان خاضع شد، آن گاه رفتار خروجی انسان قانع به معاصی تنها نیست و کم‌کم از معصیت‌های کوچک انسان را به معاصی بزرگ، از آن‌ها به سستی عقاید، از آن به ظلمت افکار و از آن به تنگنای جحود، یعنی انکار همه چیز می‌کشاند.

حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) می‌فرماید: «منکر حجاب منکر اسلام است»، چون فرد قدم به قدم دچار معصیت‌های کوچک و از آن به معصیت‌های بزرگ و سپس به سستی عقاید نسبت به دنیا و آخرت شده است، ظلمت افکار پیدا می‌کند و دیگر افکار نورانی برای نجات بشر ندارد. از آن به تنگنای جحود، یعنی انکار، کشیده می‌شود. مثلاً می‌گوید خمس یعنی چه؟ من خمس را قبول ندارم، من نماز می‌خوانم، ولی خمس نمی‌دهم. اینکه بعضی‌ها اصلاً با ولایت فقیه دشمن هستند از اینجا ریشه می‌گیرد. شما تعجب نکنید بعضی از افراد تصمیم می‌گیرند به شیطان چراغ سبز نشان بدهند. به دلیل اینکه این مسائل در درون نفسشان به وجود آمده است و در تصمیم گیری‌های بیرونیشان هم همین طور اثر گذاشته است.

مسلمان‌های مذهبی هستند، مسجد هم می‌روند، کربلا هم می‌روند، برای امام حسین(علیه‌السلام) و به وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) اعتراف میکنند، اما چرا خروجی رفتارشان غیر اسلامی است؟ اینجا امام توضیح می‌دهد و می‌فرماید وقتی حکومت شیطان و نفس در درون برپا شد، رفتار یک مسلمان غیرمهذب این‌ گونه می‌شود و بعد به انکار می‌رسد. بسیاری از ریزش‌هایی که ما در انقلاب اسلامی داریم از اینجا نشئت می‌گیرد. خداوند ان‌شاءالله ما را از این ریزش‌ها محفوظ بدارد. پس نتیجه می‌گیریم این‏که در جامعه‌ی پس از انقلاب اسلامی عده ای به شدت برای حفظ حجاب در همه‌ی عرصه‌ها تلاش می‌کنند و عده ای هم به شدت برای حذف حجاب یا اباحه گری تلاش می‌کنند حق با کدام است؟ تفکر لیبرالی می‌گوید مردم را رها کنید تا برای حکومت مخالف نداشته باشیم غافلند که خداوند حکومت را حفظ می‌کند و تا الان هم همین گونه حفظ شده است و خواهد شد خوب است دوباره آیه‏ی 54 سوره‌ی مائده را بخوانیم «آ ایها الذین امنوا...» تا شامل فضل الهی گردیم و از مخالفت کسانی که مورد ترد خدا هستند نترسیم. جمله مشهور امام را به یاد آوریم تمام آن‌هایی که میگویند زنده باد خمینی اگر خلاف آن را بگویید هم برایم فرقی نمی‌کند. ای کاش برای ما هم فرقی نکند.

استاد به عنوان سؤال آخر اگر نکته‏ای باقی مانده است بفرمایید؟

نکته ی خاصی باقی نمانده است و من ان شاءا... آمادگی پاسخگویی به شبهات بعدی را هم دارم.

پی‌نوشت‌ها:

[1] . سید محمد کاظم قزوینی؛ از ولایت تا شهادت؛ صفحه 361

[2] . سوره مبارکه قصص، آیه 58

[3] . سوره ی میارکه نمل آیه 87 و سوره مبارکه زمر آیه 69 و70

[4] . سوره مبارکه صافات؛ ایه 37

[5] . سوره مبارکه آل عمران؛ آیه 77

برهان/ ۱۳۹۱/۱۲/۲۶

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .