آيت الله طالقاني و ولايت فقيه؟

چرا آيت الله طالقاني با ولايت فقيه مخالف بودند!!؟؟

AyatollaTaleghani.jpgآيت الله طالقاني (ره) با ولايت فقيه مخالف نبودند،بلكه ايشان ولايت فقيه را قبول داشتند كه براي آشنايي در ادامه نگاهي گذار به ديدگاه ايشان در مورد ولايت فقيه خواهيم داشت.ايشان بحث خود را در موضوع حكومت از توحيد آغاز مي‌كند.او به توحيد از اين حيث بها مي‌دهد كه دعوت به يگانگي و پرستش خداوند مي‌تواند مانع از بروز استبداد در زمين در هر دوره‌اي باشد. به همين‌خاطر ايشان ضمن بحث درباره توحيد ذات و توحيد عبادت به بحث توحيد قيموميت و نظامات و قوانين مي پردازد. آيت‌الله طالقاني در طرح حكومتي خود به اصول اشاره مي‌كند و به همين‌خاطر به سراغ بحث توحيد مي‌روند لذا آيت‌الله طالقاني در مقدمه اي كه بر كتاب تنبيه الامه مرحوم نائيني نگاشته است به وضوح آورده است: چنانكه اراده خداوند در سراسر جهان حكومت دارد ، در اختيار و اراده و اجتماع انساني هم كه جزء ناچيزي از جهان است همان بايد حاكم باشد و حكومت تنها براي خداوند است ان الحكم الا لله و اين اراده براي بشر به صورت قانون و نظامات درآمده و در مرتبه بعد كساني حاكم به حق و ولي مطلقند كه اراده و فكر و قواي دروني آنان يكسره تسليم اين قوانين باشند كه پيامبران و امامان هستند و در مرتبه بعد از آن ما شيعيان معتقديم كه كار اجتماع به دست علماي عادل و عدول مؤمنين است كه هم عالم به اصول و فروع دينند و هم خود محكوم ملكه عدالتند و اينجا نوبت به انتخاب و تعيين مردم مي رسد .(سيد محمود طالقاني، مقدمه تنبيه الامه آيت اله نائيني ، سهامي انتشار، ص 14و 15) البته بايد توجه داشته باشيم كه مرحوم طالقاني هم چون امام خميني براي مردم جايگاه و نقش تعيين كننده قائل بودند و معتقد بودند سرنوشت مردم بايد به دست خود مردم باشد و مردم بايد خود بر مقدرات خود حاكم باشند. (شورا و آزادي بحثي در انديشه سياسي آيت الله طالقاني , علي شيرخاني , قم, آفتاب سبا ، ص159) ولي اين دخالت مردم با حاكميت ديني و الهي منافاتي ندارد لذا به همين خاطر ايشان مي‌گويد كه حكومت در دوران غيبت از آن فقيه است و اين ديدگاه مرحوم طالقاني بر مبناي فكري ايشان كه همان توحيد است مبتني مي باشد ايشان معتقد بود توحيد تنها يك عقيده قلبي و دروني نيست و هم چنين تنها يك بحث فلسفي و كلامي نيست كه چون با دليل و برهان اثبات شد در گنجينه كتب بايگاني شود، بلكه حقيقتي است كه بايد در فكر و عمل تحولاتي پديد آرد و جهت سير زندگي و خط مشي اجتماعي را برگرداند .( سيد محمود طالقاني، توحيد از نظر اسلام، پيام آزادي، ص29) در عين حال مرحوم طالقاني معتقد است كه اين مسئله يعني تصدي گري فقيه در امور حسبيه محدود است. ممكن است اين ذهنيت پيش آيد كه آيت‌الله طالقاني به بسط يد فقيه آنگونه كه امام(ره) معتقد است، اعتقادي نداشته است. اتفاقا آيت‌الله طالقاني با تعريفي كه از امور حسبيه ارائه مي‌دهد اين ابهام را برطرف مي‌كند. ايشان بر اين نظر است كه ما شيعيان معتقديم كه مجتهدان جامع‌الشرايط از امام(ع) نيابت دارند، قدر مسلم اين نيابت در امور حسبيه است؛ مانند ولايت بر صغار و مجانين و تصرف در اموال بي‌صاحب و اوقاف مجهول‌التوليه و صرف آن در موارد خود و اين قبيل. حالا اگر كسي بخواهد به اين موارد بسنده كند، اين نتيجه را مي‌گيرد كه تاسيس حكومت جزو شئونات فقيه نيست اما ايشان در ادامه مي‌نويسد كه چون نظم و حقوق عمومي از اكمل و اوضاع موارد حسبيه است، پس نيابت علما در اين موارد مسلم و وجوب اقامه اين وظايف حتمي است. اين درواقع همان نظريه ولايت فقيه است كه آيت‌الله طالقاني به شيوه خود ارائه كرده است.(نقش آيت اله طالقاني در تحولات تاريخ معاصر ايران در گفت و شنودي با دكتر موسي حقاني) در مجموع مرحوم طالقاني با آن انديشه توحيدي و خلوصي كه داشت را نمي توان چه از لحاظ نظري و چه از لحاظ سلوك عملي از رهبر و ولي فقيه زمانش يعني امام خميني جدا كرد منتهاي مراتب مرحوم طالقاني به جنبه و بعد مردمي بودن انقلاب و نظام اسلامي تاكيد بيشتري داشت و ديگر ياران امام به امر مشروعيت بخشي دولت كه ناشي از ولايت فقيه بود تاكيد داشتند اساساً مرحوم طالقاني بيشتر نگران اين بود كه انقلاب ما با عدم دخالت و نقش آفريني مردم مورد تهديد قرار گيرد ولي ديگر ياران امام نگران تكرار و تجربه شكست انقلاب مشروطه در انقلاب اسلامي بودند لذا براي صيانت از انحراف در انقلاب در خصوص ولايت فقيه اصرار و پيگيري بيشتري از خود نشان دادند بنابراين بايد گفت در خصوص اعتقاد به اصل وجود ولايت فقيه در ميان ياران امام از جمله مرحوم طالقاني ترديدي وجود ندارد . مرحوم طالقاني در جاي ديگر تصريح مي كند : حكومت به خدا، پيامبر و امامان تعلق دارد. پس از امام ، مجتهد و سپس توده هاي مسلمان هستند كه همگي داراي قدرت اجراي قوانين مي باشند(سيد محمود طالقاني، حهاد و شهادت، ص 65و 66به نقل از فروغ جهان بخش، اسلام و دموكراسي،گام نو،ص124) اين جمله نشان مي دهد ايشان ولايت فقيه را از طريق دليل حسبه براي مجتهد قائل بودند و نهايت سخني كه درباره نظر ايشان شايد بتوان گفت اين است كه ايشان گرايش به نظريه انتخاب ( نظريه انتخاب نظريه اي است كه قائل به مشروعيت ولايت فقيه از طريق انتخاب مردم و يا مجاري انتخاب مثل مجلس خبرگان است) داشته اند در عين حال از تصريح سخنان مرحوم طالقاني ترديدي نمي توان داشت كه ايشان قائل به ولايت فقيه بودند و اصل ولايت فقيه را قبول داشتند. (www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=118&t)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .