آيت الله سيستاني و ولايت مطلقه فقيه؟

آيا اين درسته که آيت الله سيستاني ولايت مطلقه را براي فقيه قبول ندارند و فقط ولايت در امور حسبيه را مي پذيرند؟

دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز. ممكن است اين تصور به وجود آيد كه آيت الله العظمي سيستاني كه معتقد به ولايت در امور حسبيه هستند ، منكر ولايت مطلقه فقيه هستند و حال آنكه به راحتي نمي توان ايشان را منكر اين ديدگاه دانست و در اين زمينه بايستي توضيحاتي ارائه شود . براي اين منظور ابتدا بايد به اين نكته اشاره نماييم كه آنچه مي توان از آن به عنوان نقطه عطف و مجمع انظار تمام فقهاي بزرگ شيعه،پيرامون مساله ولايت فقيه ياد نمود اين است كه تمام اين بزرگواران، ولايت را براي فقيه جامع الشرائط،در سه حوزه¬ي افتا،قضا و امور حسبيه پذيرفته اند ولي برخي با تمسك به اطلاق ادله موجود،معتقد به ولايت فقيه در زمينه زعامت سياسي جامعه شده و آن را در پهنه تشكيل حكومت نيز ديده وگفته¬اند اين ولايت در واقع همان ولايت نبي اكرم و امامان معصوم(ع) مي باشد اما عده¬اي ديگر،ازاين ادله چنين اطلاقي استفاده نكرده وآن را محدود به موارد فوق دانسته اند.
بر اين اساس آنچه از برخي ظواهر بر مي آيد اين است كه آيت الله سيستاني در زمره دسته دوم از فقهاءمي باشندكه ولايت را براي فقيه جامع الشرائط در راستاي حفظ نظام مملكت اسلامي كه مقبول عامه مومنين باشد پذيرفته¬اند كه درحقيقت همان ولايت مقيده فقيه منظورمي باشد. ايشان در اين زمينه معتقدند: «ولايت فقيه در زمان غيبت در امور عامه ثابت مي شود و حكم حاكم شرعي عادل كه مورد قبول عامه مؤمنين است در مواردي كه نظام جامعه بر آن متوقف است، نافذ است.» ايشان مي فرمايند: «حكم كسي كه ولايت شرعي دارد در امور عامه كه نظام جامعه و معاش مردم به آن مبتني است بر همه نافذ است حتي بر مجتهدين ديگر.»( http://www.sistani.org. «استفتاء از دفتر آيت الله سيستاني در قم) .
با اين وجود برخي ديدگاهي غير از آنچه از اين ظواهر فهميده مي شود دارند كه از آن اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه فهميده مي شود . در تبيين اين ديدگاه بايد ابتدا متذكر گرديم كه همانگونه كه مي دانيم آيت الله سيستاني ، شاگرد و به تعبير دقيقتر جانشين آيت الله خويي بوده و ادامه دهنده مكتب فكري ايشان هستند . لذا به اعتقاد برخي ، براي بررسي ديدگاه آيت الله سيستاني در مورد ولايت مطلقه فقيه ، بايد مراجعه اي به ديدگاه آيت الله خويي داشته باشيم . از طرفي با مراجعه به ديدگاه آن مرحوم در مي يابيم كه ايشان به لحاظ نظري ولايت فقيه را در امور حسبه قبول دارند كه ظاهرا همان ولايت مقيده فقيه مي باشد . اما نكته ظريفي در اين ميان وجود دارد و آن اينكه با بررسي دقيقتر ديدگاه هاي آيت الله خويي در مي يابيم كه ايشان امور حسبه را به گونه اي تفسير مي كنند كه امور حكومتي را نيز شامل مي شود كه عملا همان معناي ولايت مطلقه فقيه را مي دهد .
البته در اينجا هدف ما بيان جزئيات ديدگاه آيت الله خويي نمي باشد و بررسي دقيق اين مطلب حوصله ديگري را مي طلبد ولي نويسندگاني همچون حجت الاسلام دكتر جهان بزرگي در كتاب «در آمدي بر تحول نظريه دولت در اسلام» معتقدند كه حضرت آيت الله خويي ره «دايره مسائل حسبيه را مانند آيت الله نائيني بسيار گسترده مي داند كه تقريبا همه مسائل اجتماعي غير قضايي را در بر مي گيرد ؛ البته مسائلي كه شرع مقدس راضي به تعطيل شدن آنها نيست» (درآمدي بر تحول نظريه دولت در اسلام ، احمد جهان بزرگي ، ص 224) و براي اين ديدگاه خويش شواهدي از كتب مرحوم آيت الله خويي از جمله كتاب «منهاج الصالحين» ذكر مي كنند كه براي مطالعه بيشتر مي توانيد به اين كتاب مراجعه نماييد .
بنابر اين ديدگاه نظري آيت الله خويي با اين تفسير موسع از ديدگاه ايشان نسبت به امور حسبيه كه امور حسبيه را شامل امور حكومتي را نيز مي گرداند و نيز عملكرد ايشان در انتفاضه مردم عراق در سال 1369 بر ضد نظام بعثي عراق كه در آن نقش رهبري انقلاب را عهده دار شده و شورايي به نام شوراي انتفاضه عراق را تشكيل داده و عملا ولايت در زعامت سياسي را براي خود به عرصه ظهور رساندند نشاندهنده اين است كه ايشان نيز معتقد به ولايت مطلقه فقيه هستند و نه ولايت مقيده اي كه صرفا دربرخي امور همچون رسيدگي به صغيران و يتيمان و ... و حداكثر در امور قضايي ولايت داشته باشد . همين ديدگاه در مورد دائره امور حسبيه و مشمول نمودن امور حكومتي در تحت دائره امور حسبيه را مي توان حتي در ديدگاه تئوري پرداز و مجري بزرگ ولايت مطلقه فقيه در دوران معاصر يعني حضرت امام خميني ره نيز مشاهده كرد به اين معنا كه ايشان نيز وظايف فقها را در مسائل حكومتي از مصاديق بارز امور حسبه دانسته. چنانكه ايشان در اين زمينه مي فرمايند : « پنهان نيست كه حفظ نظام، حراست از مرزهاي مسلمانان، نگه داري جوانان از رويگرداني از اسلام، جلوگيري از تبليغات ضد اسلامي و مانند آن از واضح ترين حسبيات است و دسترسي به آنها جز با تشكيل حكومت عدل اسلامي ميسر نمي باشد. پس با صرف نظر كردن از ادله ولايت فقيه، شكي نيست كه فقها براي انجام اين حسبيات و تصدي حكومت اسلامي قدر متقين مي باشند. »
با توجه به اين نكته شايد بتوان آيت الله سيستاني را نيز به عنوان شاگرد و ادامه دهنده مكتب آيت الله خويي جزء طرفداران ولايت مطلقه فقيه دانست . با اين حال حتي اگر ولايت مطلقه فقيه را نتوان به آيت الله سيستاني نسبت داد ولي عملكرد ايشان به ويژه ديدگاهها ومواضع ايشان در دوران پس از اشغال عراق حاكي از اعتقاد و التزام ايشان به مراتب بالايي از ولايت در خود بوده و حمايت ها و پشتيباني هايي كه از مقام معظم رهبري داشته و در ديدارهايي كه با برخي علما و شخصيتهاي سياسي ايراني داشته آن را ابراز نموده اند حاكي از اعتقاد ايشان به لزوم وجود ولايت مطلقه فقيه و لزوم اطاعت پذيري از ايشان مي باشد .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .