آيت الله بروجردي و نظام ديني؟

آيا درست است كه در ص 27 ج 1 كتاب خاطرات سياسي آقاي صادق طباطبايي آمده است كه آيت الله بروجردي ميگويد من با استقرار هر نوع نظام ديني مخالفم شاه مخالفتش را با توپ و سنگ كنترل ميكند اما آخوند مخالفانش را با نام دين منكوب ميكند در نتيجه ايمان مردم به اسلام از بين ميرود اگر واقعا اين سخن را ايشان گفته اند نظر شما چيست؟ ما بايد چه تعبيري از اين سخن بزرگترين عالم ديني آن زمانه داشته باشيم؟

با سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز قبل از پاسخ به سوال حضرتعالي بايد نكته اي را به عنوان مقدمه بيان كنيم. مقدمه : در ميان علوم و معارف بشري، شايد بتوان گفت تاريخ از جمله ي مناقشه برانگيزترين آنها به شمار مي آيد. هنگامي كه در برابر كتاب ها و مقالات تاريخي قرار مي گيريم، نخستين مساله اي كه برايمان مطرح مي شود، ميزان صحت و سقم مدعيات مندرج در آنهاست. بديهي است براي پي بردن به اين مساله راه ها و شيوه هاي خاصي وجود دارد از جمله بررسي اسناد و شواهد و قرائن، ملاحظه ي ديدگاه هاي گوناگون و بلكه معارض درباره ي يك رويداد خاص، ارزيابي منطقي مدعيات و بررسي هماهنگي يا عدم هماهنگي ميان آنها و ... . تمام اين مسائل ما را به يك نكته رهنمون مي سازد و آن اينكه تاريخ عرصه اي است كه بايد با حزم و احتياط فراوان در آن گام برداشت. در مجموعه ي عظيمي كه تحت عنوان تاريخ شناخته مي شود ، مقوله ي خاطرات از جايگاه خاصي برخوردار است. اندك دقتي در ماهيت خاطرات ما را به اين مطلب مي رساند كه در مواجهه با كتاب هاي تاريخي كه در قالب خاطرات نگاشته شده اند بايد با دقت و اهتمام مضاعفي برخورد نمود. چه تضميني وجود دارد كه يك فرد در بيان و نگارش خاطرات خويش، پا از جاده ي انصاف و احيانا صداقت بيرون نگذارده و در جهت ارائه تصويري مثبت از خود و همراهانش و ترسيم چهره اي منفي از ديگران دست به تحريف ما وقع نزده باشد؟ از كجا معلوم كه يك فرد تمام حقيقت را گفته باشد و نه بخشي از آن را؟ آيا بزرگ نمايي يا كوچك نمايي در بيان خاطرات يك فرد صورت نگرفته است؟ و ده ها نمونه از اين دست سوالات و احتمالات را مي توان درباره ي خاطرات مطرح ساخت كه مجموعه اين مسايل به خواننده گوشزد مي كند در مواجهه ي با خاطرات نبايد شرط احتياط را از دست داد. يكي از مهم ترين و برجسته ترين سوالاتي كه درباره ي كتاب هاي به اصطلاح خاطرات تاريخي مطرح است در ارتباط با ادعا هايي است كه خاطره نگار درباره ي افراد مختلف مطرح مي كند. در بسياري از موارد مشاهده مي شود كه در كتاب هاي خاطرات، اقدامات و فعاليت ها و اقوالي به اشخاص خاصي نسبت داده مي شود كه طبعا خاطره نگار براي اثبات مدعيات خود در اين زمينه بايد به ارائه ي اسناد و مدارك قابل قبول بپردازد. بديهي است هر چه ميزان مطالبي كه خاطره نگار – به هر دليل – از ارائه سند يا شاهد معتبر درباره ي انها خودداري مي كند يا از ارائه ي سند در آن زمينه ناتوان است، بيشتر باشد ، خاطرات وي از حالت مستند به حالت شخصي سوق پيدا كرده و در نتيجه ميزان اعتبار آن به شدت تنزل پيدا مي كند. بعد از بيان اين مقدمه ي لازم و ضروري ، در چند گام به بررسي آنچه كه شما در رابطه ي با نقل قول فوق از آيت الله بروجردي مطرح نموده ايد، مي پردازيم. گام اول : لازم است متذكر گرديم كه به علت عدم دسترسي به كتاب فوق ، وجود چنين مطلبي در آن كتاب را مفروض گرفته و با فرض اينكه چنين مطلبي در آن كتاب از قول آيت الله بروجردي نقل شده است به بررسي اين نقل قول مي پردازيم. گام دوم : مسئله پيوند دين و سياست، از موضوعات اساسى دين مبين اسلام و مورد اتفاق علما و بزرگان دينى است كه هم در انديشه و هم در عمل بر آن تأكيد داشته‏اند. البته در بررسى ميزان فعاليت‏هاى سياسى علما، بايد به اين مهم توجه داشت كه اين موضوع، با عوامل مختلفى نظيرتوانايى‏هاى اشخاص، شرايط محيطى و ميزان احساس نياز ، اهم و مهم كردن مسايل و... در ارتباط است. از اين رو در بررسى و ارزيابى ميزان عملكرد بزرگان دين همواره مى بايست به اين عوامل توجه دقيق نمود. اما فارغ از اقدام عملي براي تشكيل حكومت اسلامي بايد بگوييم از منظر تئوريك اساسا تشكيل حكومت اسلامى در عصر غيبت با محوريت ولى فقيه جامع الشرايط، از منظر فقهى و انديشه اسلامى، از سابقه طولانى در آموزه هاى اصيل دينى و ديدگاههاى انديشمندان اسلامى برخوردار مى باشد. فقهاى بزرگى همچون صاحب جواهر ره، محقق كركى ومرحوم نراقى و مرحوم امام و بسيارى ديگر ازفقها در آثار خويش با استناد به ادله عقلى و نقلى، به اثبات و ضرورت ولايت فقيه و درنتيجه لزوم تشكيل حكومت اسلامي پرداخته اند. اما در ارتباط با موضوع پرسش شما بايد بگوييم، فارغ از فعاليت هاي سياسي آيت الله بروجردي كه در ادامه به برخي از آنها اشاره خواهد گرديد، ايشان از منظر تئوريك و اجتهادي قائل به ولايت فقيه بوده اند. حضرت آيت الله بروجردى ره در مورد ولايت فقيه با استناد به ادله عقلى ضرورت حكومت و ولايه فقيه را به اثبات رسانده و معتقدند: « اگر حتى دلالت روايات بر ولايت فقيه را ناتمام بدانيم، از طريق استدلال عقلى نيز مى توان آن را اثبات نمود». ايشان اين گونه استدلال نموده اند كه : « اولا، انسان نيازهاى اجتماعى دارد ثانيا، دين اسلام به اين نيازها اهميت داده و بسيارى از احكام آن در مورد اجتماع و سياست است كه اجراى آن احتياج به رهبرى دارد و اجراى ان را به مسلمان تفويض نموده است ثالثا، امامان معصوم كه شيعيان خويش را از رجوع به طاغوتها و قضات جور بر حذر داشته اند، به يقين فردى را به عنوان مرجع برگزيده اند، آن هم براى رفع خصومتها، تصرف در اموال غايبان و قاصران، دفاع از حوزه اسلام و ديگر امور مهمى كه شارع راضى به ترك و اهمال آنها نيست. رابعا، تعيين و نصب مرجع از سوى آنان منحصر در فقيه جامع الشرايط است زيرا هيچ كس قائل به نصب غير فقيه نشده است. بنابر اين امر دائر بين عدم نصب و نصب فقيه عادل است و چون بطلان فرض اول روشن است از اين رو نصب فقيه قطعى است و مقبوله عمربن حنظله نيز در شمار شواهد و مويدات خواهد بود.» (سيد محمد حسين طباطبايى بروجردى، البدر الزاهر، تقريرات مباحث آيت الله بروجردى، قم: دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه، ص 52) با اين توصيف مشخص مي گردد كه آيت الله بروجردي - با توجه به نظر فقهي شان در باب ولايت فقيه، - اساسا نمي توانند با استقرار نظام ديني مخالف باشند، آن هم با چنان استدلال سخيفي كه در نقل مذكور در پرسش بدان اشاره گرديده است. اساسا اگر استدلال مذكور پذيرفته شود مي بايست تشكيل حكومت اسلامي توسط پيامبر مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) و امير المومنين امام علي (عليه السلام) نيز مورد خدشه قرار گرفته و اين اشكال را به آنان نيز وارد نمود. گام سوم : حال كه دامنه ي سخن به اينجا كشيد مناسب به نظر مي آيد نكاتي درباره ي نحوه عملكرد آيت‏الله بروجردى(ره) پيرامون مسائل سياسى جامعه خويش نيز خالي از لطف نباشد. گفتنى است كه يكى از مهمترين مؤلّفه‏هايى كه در تصميم‏گيرى يك مرجع مذهبى براى برخورد با مفاسد و مظالم دستگاه حكومتى بسيار مؤثر است، مناسب بودن شرايط محيطى و اوضاع اجتماعى و فرهنگى جامعه است. شواهد و قرائنى بسيار زيادى حاكى از آن است كه دخالت گسترده و سرنوشت ساز در سياست نظير اقدام حضرت امام (ره) در مقابل رژيم پهلوى، در زمان ايشان براى برپايى قيام همه جانبه عليه رژيم وجود نداشت. به علاوه انحرافات رژيم در آن زمان به اندازه زمان قيام امام (ره) نبود و هر چه زمان مى‏گذشت، انحرافات شاه نيز بيش‏تر مى‏شد. به همين جهت مى‏بينيم امام (ره) تا سال 1342 رسما و به صورت علنى در مقابل رژيم شاه، قيام نكردند و بيشتر با نصيحت اصلاح شاه نوشتند و وقتى كه انحرافات و استبداد شاه، فزونى گرفت، مبارزه جدى را در پيش گرفتند. البته مطلب ياد شده به اين معنا نيست كه آيت‏الله بروجردى هيچ اقدامى عليه رژيم انجام ندادند بلكه بر عكس يكى از عوامل تعيين كننده پيروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى را فراهم آوردند و آن تثبيت و گسترش نقش محورى، مرجعيت در جامعه اسلامى بود. علاوه بر اين آيت‏الله بروجردى در واقعه مشروطه از نزديكان مرحوم آيت‏الله خراسانى بود و به خوبى مى‏دانست كه پس از رخنه ايادى بيگانه در امر مشروطيت و شهادت شيخ فضل الله نورى، مرحوم آخوند چگونه از اقدامات خود پشيمان شده و از دخالت در امور سياسى هراس داشت. آيت‏الله بروجردى (ره) در اين باره مى‏فرمايد: «از آن موقع كه ديدم مرحوم استاد آخوند و مرحوم نائينى كه آن هم زحمت در تأسيس و تداوم كار مشروطه محتمل شده بودند... حالت وسوسه‏اى براى من پيدا شده است كه تايك واقعه سياسى پيش مى‏آيد، از اقدام فورى حتى الامكان پرهيز مى‏كنم. مبادا كارى به زيان مسلمين انجام گيرد. خيلى‏ها به اين وسوسه و اضطراب من در امر سياست ايراد مى‏گيرند ولى من هم نمى‏توانم جز اين رفتارى داشته باشم». با وجود عوامل ياد شده، آيت‏الله بروجردى هرگاه احساس مى‏كرد خطر جدّى، اسلام و مسلمين را تهديد مى‏كند، موضعى تند مى‏گرفت و اقدامات لازم را انجام مى‏داد كه در ذيل به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:. 1. هرگاه به ايشان خبر مى‏رسيد كه رژيم شاه در صدد است با تحريك بيگانگان، به اقداماتى مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است بزند، چند بار هشدار مى‏داد مبنى بر اين كه اگر كارهاى پشت پرده عملى شود، من از كشور خارج خواهم شد. رژيم شاه نيز از بيم عكس العمل مردم، دست نگاه مى‏داشت تا پس از رحلت آن مرحوم نيات شوم خود را عملى سازد. باز اين رو بعد از رحلت ايشان در سال 1340 ش، رژيم در سال 1341 در لايحه انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى، قيد قسم به قرآن و شرط اسلام و ذكوريت را برداشت و.... 2. اقدامات فرهنگى ايشان در جهت مبارزه با مفاسد رژيم شاه عبارت بود از: الف) الزامى كردن درس تعليمات دينى در برنامه‏هاى درسى دانش‏آموزان ب) مبارزه با مظاهر آتش‏پرستى ج) مباره عليه بهايى‏ها د) تأسيس مدارس دينى و احداث مساجد و.... 3 .ايشان در مقابل وضعيت فرهنگى و اجتماعى مسلمانان جهان نيز بسيار حسّاس بود و اقدامات اساسى انجام دادند مانند: الف) تلاش و كوشش رسمى براى وحدت مسلمانان با تأسيس و توسعه دار التقريب مصر ب) پس از تشكيل دولت اسرائيل در دى ماه 1326 ه. ش و آغاز نخستين جنگ اعراب و اسرائيل، طى تلگرافى (به زبان عربى) ضمن محكوم كردن اقدامات صهيونيست‏ها، براى پيروزى اعراب مسلمان در جنگ، دعا نمودند. ج) تأسيس مسجد هامبورگ در آلمان و... نتيجه آنكه آيت الله بروجردى هم معتقد به پيوستگى دين و سياست بودند و هم اينكه تا آنجا كه توان داشتند و شرايط را مساعد مى ديدند به اين اصل مهم اسلامى عمل نمودند. براى اطلاع بيشتر ر. ك:. 1 على دوانى، نهضت روحانيون ايران، ص 25، و 562. 2 حجه‏الاسلام فلسفى، خاطرات و مبارزات، ص 180. 3 جمعى از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج 2، ص. 78 در پايان مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم. منتظر سوالات بعدي شما هستيم.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 12 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .