آمادگي براي نبرد استقامت ها

روابط خصمانه درازمدت ايران و آمريكا از موضوعات نادر در روابط بين الملل است. اين روابط خصمانه درازمدت، داراي تنوع موضوعات در تمامي عرصه هاست مانند: حمايت همه جانبه آمريكا از حكومت شاه معدوم، دخالت در امور ايران براي منحرف كردن انقلاب و نابودي آن، در سه مقطع حمله نظامي به طبس، اسكله هاي نفتي ايران و ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران، حمايت از عراق در جنگ تحميلي، حمايت از ضدانقلاب ها و تروريست ها، مصادره اموال ايران در آمريكا، تبليغات رسانه اي گسترده عليه ايران، تلاش بي وقفه براي منزوي كردن ايران، طراحي توطئه هاي گوناگون براي سرنگوني نظام و ... در بين مجموعه اين رفتار خصمانه، مناقشه و منازعه بر سرفعاليت هاي هسته اي ايران، مقوله اي كاملاً ويژه و يگانه است. برخلاف موارد ديگر كه آمريكايي ها مي توانستند فردي و به تنهايي عمل كنند و بارها هم اينگونه عمل كردند، در بحث هسته اي به تنهايي از عهده كار و حمل اين وزنه سنگين بر نمي آمدند و از سر ناچاري مي بايست بازيگران ديگري را به كمك بگيرند تا با استفاده از حضور آنها بتوانند شعار مخالفت جهاني با فعاليت هاي هسته اي ايران را سردهند.

با بررسي مشي دولت جورج بوش پسر، معلوم مي شود سرگرم بودن وي به پرونده بسيار مشكوك يازده سپتامبر و پس از آن حمله به افغانستان و عراق و به صحنه كشاندن موضوع «خاورميانه جديد» كه بعدها كاملاً شكست خورد، اين فرصت براي وي پيش نيامد كه بتواند از موضوع هسته اي ايران به عنوان ابزاري براي مديريت سياسي حكومت و حزبش استفاده كند. شايد تنها چيزي كه در آن دوره كاملاً محسوس بود و همچنان نيز تا حدودي محسوس است، لحاظ كردن خواسته هاي مقامات رژيم صهيونيستي در موضوع هسته اي ايران بود. با روي كار آمدن اوباما و برهم خوردن برخي مناسبات جهاني به ويژه در عرصه اقتصاد كه فشار زيادي بر سياستمداران آورده، اهميت و جايگاه موضوع هسته اي ايران در سياست داخلي و خارجي آمريكا با حاكميت دموكرات ها و مديريت اوباما تغيير جدي پيدا كرد. در نوشتار حاضر با پايه قراردادن اين نظر، بحث تشديد تحريم ها كه در چند روز اخير درصدر اخبار جهان قرار دارد و دامنه آن گسترده تر خواهد شد و بر مسائل مختلفي تأثير خواهد گذاشت، تحليل و بررسي مي شود. ان شاء الله.

1- نگاه اوباما و حزبش به انتخابات رياست جمهوري آمريكا؛ در محافل سياسي يكي از مباحث مطرح در محافل سياسي درباره آمريكا اين است كه دو حزب حاكم بر مقدرات آمريكا، يعني حزب جمهوريخواه و دموكرات مرز رقابت با يكديگر را خطوط امنيت و منافع ملي قرارداده اند و خود را مجاز مي دانند در رقابت و اختلاف تا نقطه تماس با اين خطوط جلو روند و به محض رسيدن به اين نقطه توقف كنند. وجود چنين نظري كه جاي بحث و بررسي بيشتر دارد، سبب شده تا رقابت هاي انتخاباتي و رقابت منافع حزبي و شخصي آنها درست تجزيه و تحليل نشود و متأثر از آن تفكر، به كليات اكتفا شود. تا زماني كه مسائل مربوط به رقابت و انتخابات در آمريكا در ذيل آن تفكر كلي ديده شود فهم دقيق آن و آثاري كه بر مسائل پيراموني دارد، مقدور نيست. پس براي درك بهتر موضوع لازم است رقابت و انتخابات را از حصار اين تفكر بيرون آورد تا در فضاي آزاد ديده و ارزيابي شود. بر اين اساس بايد گفت، دموكرات ها در اواخر دوره حكومت جورج بوش پسر متوجه شدند خطاهاي راهبردي و مكرر وي كه به موقعيت بيروني آمريكا لطمه جدي وارد كرده و در داخل نيز بحران اقتصادي موجب ايجاد نارضايتي شده، بهترين فرصت را براي بازگشت آنها به كاخ سفيد، فراهم كرده است. آنها مطابق معمول با انرژي و توان لازم براي حضور دو دوره اي وارد كاخ سفيد شدند. بنابراين حاضر نيستند به راحتي و متأثر از تبليغات به شدت منفي رقيب جمهوريخواه يعني «ميت رامني» ميدان را واگذار كنند و برعكس با تمام توان تلاش مي كنند تا از تمام ابزار و امكانات براي پيروزي در انتخابات استفاده كنند و بيشتر به اين مي انديشند كه چه اقدامي بر آراي آنها مي افزايد و چه رفتاري آراي آنها را كاهش مي دهد.

در خصوص امنيت و منافع ملي هم تا حدي كه از روشني كامل برخوردار نباشد به سمت نظر مردم متمايل مي شوند تا آراي آنها را به دست آورند و پايبندي به آن ديدگاهي كه در باره امنيت ملي در بالا به آن اشاره شد در اين مرحله براي آنها اهميت درجه دو پيدا مي كند. بنابراين آنها به پيروزي در انتخابات مي انديشند و حتي حاضرند خطوط قرمز را نارنجي كنند و يا دور بزنند.

2- جايگاه مذاكرات هسته اي ايران در انتخابات آمريكا؛ اوباما در مسير انتخابات رياست جمهوري با مسئله مهمي به نام فعاليت هاي هسته اي ايران مواجه است كه در وضعيت فعلي در شكل مذاكرات هسته اي ديده مي شود و اوباما درخصوص آن سه ملاحظه اساسي دارد:الف- در عرصه رقابت انتخاباتي، رقيب وي «ميت رامني» نوع برخورد اوباما با فعاليت هاي هسته اي ايران و يا همان مذاكرات هسته اي را نقطه ضعف اوباما مي داند و مدام عليه وي تبليغ مي كند. تبليغات وي القاكننده خطرناك بودن فعاليت هسته اي ايران و سست و بي كفايت بودن اوباما در برخورد با آن است. به عبارتي استفاده رامني از بحث هسته اي ايران، امتياز منفي براي اوباما است.

ب- رژيم صهيونيستي از يك سو درخصوص فعاليت هاي هسته اي ايران نگاه بسيار تند و افراطي دارد و بر اوباما فشار مي آورد كه نگاه اين رژيم را اصل قرار دهد و دنبال كند و از سوي ديگر لابي صهيونيست ها نقش تعيين كننده اي در پيروزي نامزدهاي انتخابات در آمريكا دارند. ج- اوباما به عنوان رئيس جمهور آمريكا كه احتمالاً از حالا براي دوره بعد رياست جمهوري نيز اهداف و برنامه هايي را در نظر دارد، درباره فعاليت هاي هسته اي ايران و فرايند مذاكرات نيز ديدگاه خاصي دارد كه مايل است آن را دنبال كند. بنابراين منطقي است كه اوباما برنامه اي تدوين كند يا كرده باشد كه بتواند اين سه ملاحظه را پوشش دهد. يعني هم تبليغات رامني را خنثي كند، هم لابي صهيونيسم را راضي نگه دارد و هم بتواند تفكر انتخاباتي اش را درباره مذاكرات هسته اي، جاري نگه دارد. به نظر مي رسد از مدتي پيش اوباما اين روند را آغاز كرده است.

3- انتقال از مذاكره براي انصراف، به مذاكره براي تحريم؛ ظاهراً پس از مذاكرات استانبول يك، برنامه اوباما براي استفاده از مذاكرات هسته اي در راستاي انتخابات با شيب ملايمي آغاز و به تدريج آشكارتر شد. مروري بر آنچه كه در نشست استانبول دو، بغداد و مسكو گذشت، نشان مي دهد كه اوباما از اين سه نشست آنقدر دستاورد داشته كه در مباحث انتخاباتي بتواند مقابل تبليغات رامني بايستد و جلوي تركتازي وي را بگيرد، امتياز ندادن وي به ايران در گفت وگوها، روي خوش نشان دادن به صهيونيست ها و داشتن نيم نگاهي به حمايت انتخاباتي آنها بخشي از اين نشانه ها است، ضمن آنكه برنامه اصلي خودش را نيز پيش مي برد. الگوي اوباما براي عبور از اين مرحله بسيار حساس، همان روش طبخ قورباغه به سبك فرانسوي است. با اين تفاوت كه اوباما همه ظواهر اين الگو را رعايت كرده الا تنظيم حرارت، كه آن را بسيار پايين نگه داشته تا اينكه پيش از زمان انتخابات، آب اين طباخي جوش نيايد. مطابق اين الگو است كه مي توان ديد، در چند نشست اخير مذاكره با ايران، جهت از منصرف كردن ايران، به سمت تشديد تحريم ايران تغيير يافت. البته در زير پوست اين روند تغييري، منصرف كردن ايران در عين نااميدي همچنان دنبال مي شود.

4- مواجهه اصلي آمريكا با ايران پس از انتخابات؛ اوباما براي پيروزي در انتخابات كه براي وي و حزب متبوعش يك اصل غيرقابل چشم پوشي است و نيز كنار زدن برخي موانع پيروزي در محور مذاكرات هسته اي، با تغييري كوچك، از الگوي طبخ قورباغه به روش فرانسوي استفاده كرد تا علاوه بر دو علت ذكر شده از كاركرد مهم اين الگو نيز استفاده كند. يعني اوباما مي داند يكي از بزرگ راه هاي منتهي به پيروزي در انتخابات، پايين آوردن قيمت انرژي است، براي اين كار در گام اول مقداري از ذخائر راهبردي آمريكا را آزاد كرده و در گام دوم با پايين نگه داشتن حرارت طبخ قورباغه فرانسوي با سخت نگرفتن تحريم ها، ارزان كردن بهاي انرژي را گام به گام دنبال مي كند. شايد فهم دقيق تر اين موضوع با طرح اين پرسش امكانپذيرتر باشد اينكه چرا آمريكايي ها ابتدا با شدت وحدت بسيار به كشورهاي خريدار نفت ايران، آنها را وامي دارند تا از ايران نفت نخرند و يا خريد نفت از ايران را كاهش دهند و پس از مدتي چند تا چند تا به مدت شش ماه كه حدود دو ماه آن به بعد از انتخابات بازمي گردد، آنها را از اعمال مجازات رعايت نكردن تحريم ها، معاف مي كنند؟! اوباما مي داند و چوب آن را قبلاً خورده كه اگر تحريم ها سخت و جدي شود بهاي انرژي به شدت افزايش پيدا مي كند و اين دقيقاً در نقطه مقابل طرح انتخاباتي اوباما است كه مي خواهد براي گرفتن رأي بيشتر، انرژي را ارزان كند. در حال حاضر اوباما براي رسيدن به اين هدف، به نفت بشكه اي 70 دلار مي انديشد.

پس منطقي به نظر مي رسد كه اگر برنامه هاي اوباما بدون تأثيرپذيري از اتفاقات پيراموني، مسيرش را طي كند، بايد بعد از انتخاباتي كه رئيس جمهور پيروزش اوباما است، شاهد آشكار شدن روش اصلي برخورد آمريكا با فعاليت هاي هسته اي ايران ايران بود.

5- قابليت هاي ايراني تبديل تهديد به فرصت؛ در اين بخش به مواردي اشاره مي شود كه به شكل كلي در بردارنده موضوعاتي است كه مستقيماً مي توانند تهديد را به فرصت تبديل كنند و يا به شكل معين اين اقدام، در حريم موضوع قرار دارند. بيان اين موارد به اين معنا نيست كه تحريم ها در وضعيت حاضر كارآمد و فلج كننده است. همانگونه كه پيشتر اشاره شد به نظر نگارنده خط برخورد اصلي با فعاليت هاي هسته اي ايران را كه تحريم ها نيز بخشي از آن است، بايد پس از انتخابات رياست جمهوري آمريكا ديد. بنابراين ارائه اين موارد به سبب سير منطقي تحليل حاضر و استفاده از فرصت چند ماهه براي آمادگي كامل در برابر تشديد واقعي و احتمالي تحريم ها در چند ماه آينده است. اين موارد عبارتند از:

الف- عمق راهبردي مقاومت ايران؛ برخورداري ايران از امتيازات مادي و معنوي گوناگون، عمق راهبردي مقاومت ايران را زياد كرده است. ايران از جمله معدود كشورهاي دنياست كه از مواهب فراوان الهي برخوردار است. در بعد مادي تمام آنچه را كه براي زندگي در وضعيت سخت لازم است، در اختيار دارد. در ابعاد معنوي نيز ايران از لحاظ سابقه و درخشش تاريخي هر آنچه كه براي سرافرازي و خوداتكايي و مباهات نياز است در پيشينيه درخشان خود دارد و از همه مهم تر اسلام همه عناصر مقاومت ساز مانند، غيرت، حميت، تكليف، مقابله با ظلم، قناعت، صبر و ... را در وجود مردم مسلمان ايران دميده است.

ب- به خطر افتادن موقعيت مذاكرات؛ در وضعيت حاضر در عرصه عمل، هم آمريكايي ها، به شكل مشخص دموكرات ها، از توالي مذاكرات به عنوان فرصت استفاده مي كنند، هم ايراني ها، تا زماني كه ارزش فرصت سازي مذاكرات باقي باشد و حتي تا زماني كه مذاكرات در فراز و فرودهاي هسته اي ميان ايران و غرب جايگاه كمك كننده به حل اختلافات را داشته باشد كه به نظر مي رسد براي مدت هاي طولاني اين طور خواهد بود، هر زماني كه ايران لازم بداند مي تواند با سنگ اندازي ديپلماتيك در روند مذاكرات، براي طرف مقابل مشكل سازي كند. اين هنري است كه ايراني ها دارند و از آن خوب استفاده مي كنند.

ج- كوتاه و بلند بودن دوره تحريم ها؛ در صورت جدي شدن تشديد تحريم ها دو حالت اصلي متصور است. حالت اول اينكه تحريم ها در دوره زماني كوتاه به نتيجه برسد و ايران حاضر شود امتياز دهد. حالت دوم اينكه تحريم ها در دوره زماني كوتاه نتوانند مقاومت ايران را بشكنند و عملاً طولاني شوند. يكي از گذرگاه هاي اصلي مقوله تحريم كه سرنوشت آن را مشخص مي كند، همين جا است و دشمنان ايران به همين نقطه دل بسته اند و اگر در اين نقطه شكست بخورند تا حد زيادي مديريت صحنه را از دست مي دهند. غرض، اهميت مقاومت در برابر تحريم در دوره كوتاه مدت است. اگر نظام خودش را طوري آماده كند كه بتواند حدود يك سال در برابر تحريم هاي جدي تشديد شده، حفظ كند پيروز اين عرصه است زيرا از آن به بعد هم جهت خسارات معكوس مي شود و هم كشور راه هاي سازگاري با وضع موجود را پيدا مي كند و با وضعيت جديد سازگار مي شود و اين يعني از بين رفتن ارزش اهرمي تحريم هاي فلج كننده.

د- تحريم، واقعيتي نسبي؛ اين روزها سخت باورترين افراد نظر مك لوهان را درباره دهكده شدن جهان از حيث اخبار و اطلاعات پذيرفته اند، با اين حال كسي نمي تواند ادعا كند كه اين نظر در ساير عرصه ها هم صدق مي كند. به بيان مشخص تر كسي نمي تواند ادعا كند كه اقتصاد جهاني در عرض و طول گستره كره خاكي مانند بحث اخبار و اطلاعات دهكده اي شده و عده اي بر آن سلطه مطلق دارند. با وجو قوانين دقيق و محدود كننده و ناظر، گستردگي جهان اجازه نمي دهد تحريم لفظي در عرصه هاي ميداني تحقق پيدا كند. منافذ متعدد و گذرگاه هاي پيدا و پنهاني كه مفهوم اقتصاد را محقق مي كنند، تحريم را در زمره مسائل نسبي قرار داده كه فعلاً از آن گريزي نيست و تيزبين ترين نظار هم به اين امر معترفتند.

ه- خداحافظي با بازارهاي نامطمئن؛ بر فرض قطع كامل مبادلات نفتي با غرب، اتفاقي كه مي افتد بسيار مبارك است. پيوند ناميمون نفتي ايران با بازارهاي نفتي بي ثبات و نامطمئن گسسته مي شود و در نهايت هر چند با فروش كمتر به بازارهايي پيوند مي خورد كه ادعاهاي نامربوط و نامشروع ندارند و اين گسست يك نعمت و موهبت است.

و- پايان تهديدات اقتصادي؛ تحريم اگر خوب ارزيابي شود، مقوله اي زشت صورت و زيبا سيرت است. در ظاهر، تحريم يعني كاهش صادرات و در نتيجه كند شدن روند توسعه در همه ابعاد و در مقابل يعني ذخيره سازي منابع نفتي، سرعت دادن به شكوفايي استعدادها براي تأمين نيازها، يعني رشد دانش در همه زمينه ها، يعني خوداتكايي بيشتر، يعني مالكيت كامل منابع انرژي كشور، يعني تصميم گيري قاطع درباره چگونگي به كارگيري منابع، يعني به حداقل رساندن تأثير تحولات بيروني بر اهميت كالاي ارزشمند نفت؛ جمع اين موارد و ناگفته هاي بسياري ديگر، يعني اينكه پس از تحمل سختي در دوره كوتاه زماني، مي توان قوي تر و سريع تر مافات را جبران كرد و از ديگران پيشي گرفت؛ بر اين مهم منافع سياسي و حيثيتي بسياري مترتب است.

ز-سود محوري تحريم كنندگان ايران؛ كشورهاي تحريم كننده ايران، سرمايه و سودمحور و متكي به تفكر سرمايه داري هستند. تحريم بدون توجيه منطقي و به صرف ديدگاه غلط سياستمداران، مانع سودآوري آنها و باعث ضرر و زيان شده است، خوي سركش و وحشي سرمايه داري، اندك اندك بروز پيدا مي كند و با سياست درگير مي شود و سياست در نهايت مجبور به عقب نشيني خواهد شد و اين به معناي پيروزي ايران است. پس بايد با برآورد هوشمندانه و دقيق و آگاهي كامل از داشته هاي مادي و معنوي، آماده نبرد استقامت ها شد كه با اتكا به لطف الهي قطعاً پيروز نبرد استقامت ها ملت حق مدار ايران است. ان شاء الله
آمادگي براي نبرد استقامت ها/رضا گرمابدرى /پایگاه خبری تحلیلی بصیرت /91/04/19

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .