آزمون تهدید و تحریم‬؛لغزش شاه سلطان حسین‌ها

در مورد ریشه‌های فتنه ی 88 و ارتباط آن با دولت‌های سازندگی و اصلاحات سؤال‌های بسیاری مطرح است، از جمله این‌که تاکتیک های فتنه تا چه اندازه با سیاست‌ها و رویکردهای برخی از جریان‌های سیاسی به هنگام تکیه بر اریکه‌ی قدرت سازگاری داشت؟ یکی از این رویکردها، انفعال موجود در دولت اصلاحات بود که در فتنه خودش را به وضوح نشان داد. در متن پیش رو انفعال در دستگاه فکری اصلاح‌طلبان و دنباله‌های فکری آن ها به بررسی گذاشته شده است.

در بخش قبلی این مطلب به دو مورد از ویژگی های حکومتی شاه سلطان حسین آخرین پادشاه نگون بخت صفوی و ارایه‌ی هشدارهایی در خصوص سیاستمداران حکومت اسلامی پرداختیم و در ادامه موارد دیگری مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد:

3- فاصله گرفتن از اصول و مبانی اولیه، موجد حکومت و قدرت

دوره‌ی صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران محسوب می‌شود، چرا که 900 سال پس از نابودی حکومت ساسانیان، یک حکومت پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سرتاسر یا بیش‌تر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. در حقیقت پس از اسلام، چندین حکومت ایرانی مانند: «صفاریان، سامانیان، آل‌بویه، سربداران و ...» تشکیل شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و وحدتی بین مردم ایران به وجود آوردند، اما صفویه از عهده‌ی این امر مهم برآمد.

صفویه برای نخستین بار در تاریخ، مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران قرار داد و آن را به عنوان عامل وحدت ملی ایران انتخاب کرد. پس از تشکیل حکومت صفویه، ایران اهمیتی بیش‌تر یافت، از ثبات و وحدت برخوردار گردید و در عرصه‌ی جهانی مطرح گشت، اما حکومتی چنین مهم را شخصیتی به نام «سلطان حسین» نابود کرد.[1] شاه سلطان حسین با زیر پا گذاشتن اصولی که اقتدار دولت صفوی پای‌بند به آن بود، پایه‌های حکومت صفوی را لرزان کرد.

رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «استقلال به این نیست که انسان شعار استقلال بدهد یا حتى مثلاً در زمینه‏هاى اقتصادى هم به یک رشد بالایى دست پیدا کند؛ نه، استقلال این است که یک ملت به هویت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهمیت قایل باشد، براى حفظ او تلاش و کار کند و در مقابل متعرضین و مستهزیین، شرمنده‏ى اظهارات و جایگاه خود نباشد. ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، می‌دیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسؤولین بودند یا حتى خودشان مسؤول یک بخشى بودند، کأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمنده‏اند و خجالت می‌کشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آن‌ها را پیگیرى کنند یا به آن‌ها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است.»[2]

اعتقاد به هویت ملی، شرمنده نشدن از اظهارنظرها و جایگاه خود و یا به عبارتی عقب‌نشینی نکردن از مواضع به حق دقیقاً نقطه‌ی مقابل مؤلفه‌ی اخیر حکومت شاه سلطان حسینی است که شخص حاکم و یا مسؤول با نام اصلاحات و تجدیدنظرطلبی آرمان‌هایی که مبنای شکل‌گیری نظام بوده را منکر شده و در مقابل نظام سلطه سر تسلیم فرود آورد. تبدیل موضع تهاجمی نظام در مقابل دشمنان به موضع تدافعی اولین گام در تجدیدنظرطلبی در اصول اساسی نظام است و نظام سلطه همواره به یک گام عقب نشینی کشوری دو گام جلو خواهد آمد.

رهبر فرزانه‌ی انقلاب با اشاره به تبدیل موضع تهاجمی نظام به موضع تدافعی در برهه‌ای از تاریخ انقلاب با تحسین سیاست خارجی دولت نهم می‌فرمایند: «در زمینه‏ى سیاست خارجى هم موضع جمهورى اسلامى از اول موضع تهاجمى بود. تبدیل موضع تهاجمى به موضع تدافعى، یک خطاست و این خطا بعضاً اتفاق افتاده است! چرا موضع تهاجمى؟ یعنى ما با دنیا جنگ داریم؟ نه، معنایش این نیست؛ ما طلبکاریم. ما در قضیه‏ى سیاست‌هاى استعمارى دنیاى استعمارگر، طلبکاریم؛ در قضیه‏ى تعامل با مسأله‏ى زن در دنیا ما طلبکاریم؛ در مسأله‏ى ایجاد جنگ‌هاى داخلى و تسلیحات گوناگون ما از دنیا طلبکاریم؛ در مسأله‌ی اشاعه‏ى سلاح‌هاى اتمى و سلاح‌هاى شیمیایى و میکروبى ما از دنیا طلبکاریم؛ در مسأله‏ى خراب کردن اخلاقیات مردم و توسعه‏ى فرهنگ استهجان و لاابالی‌گرى و اشاعه‏ى شهوت جنسى ما از دنیا طلبکاریم؛ این‌ها مطالبات یک ملت زنده و با مبناست از دنیاى مسلطى که این کارهاى خلاف را دارد، انجام می‌دهد. شجاعت در قبال مسایل جهانى، مثل مسایل داخلى یک اصل است. بحمداللَّه آدم مى‏بیند که این معنا وجود دارد.»[3]

و در جای دیگر اصل اساسی نظام اسلامی در مقابل استکبار را داشتن روحیه‌ی تهاجمی می‌نامند و می‌فرمایند: «روحیه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگویان بین‏المللى، بهترین دفاع در برابر تهاجم زورگویانه‌ی هجوم است. این جور نیست که ما براى تهاجمات سیاسى بین‏المللى، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم. یک وقتى از بنده – سال‌هاى اوایل – می‌پرسیدند که آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابى دارید؟ می‌گفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعى این‌ها هستیم؛ در قضیه‏ى زن مدعى هستیم؛ در قضیه‏ى حقوق بشر مدعى هستیم؛ در قضایاى حقوق اساسى انسان‌ها مدعى هستیم. ما مدعى این‌ها هستیم؛ ما در مقام پاسخ‌گویى نیستیم. چرا باید سؤال بکنند تا کسى مجبور باشد، پاسخ بدهد؟ آن‌ها بى‏جا می‌کنند سؤال و ادعا می‌کنند. این روحیه، روحیه‏ى خوبى است؛ روحیه‏ى انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان می‌کند.»[4]

یکی از دلایلی که عده‌ای بر مبنای آن با عقب‌نشینی از اصول و مبانی نظام با استکبار سر یک سفره نشسته و از سابقه‌ی انقلابی خویش اظهار ندامت می‌کنند، احتمال حمله‌ی دشمن و عدم آمادگی نظام برای مقابله با مشکلاتی از قبیل جنگ و تحریم اقتصادی و ... است. همان دلیلی که شاه سلطان حسین بر مبنای آن تسلیم مهاجمین شد و تاج و تخت سلطنت را به دشمن سپرد!

رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «می‌گویند: چرا جلب دشمنى آمریکا را می‌کنید؟ مثلاً فرض کنید حالا رییس جمهور تعبیر تندى می‌کند، ناگهان آقایانِ به اصطلاح عقلا می‌گویند این تعبیر تند بود؛ این دشمنى آمریکایى‏ها را جلب می‌کند. نه آقا! دشمنى آمریکایى‏ها تابع این الفاظ و تعبیرات نیست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است. از بعد از پایان جنگ تحمیلى تا امروز، هیچ وقت نبوده که احتمال حمله‏ى نظامى آمریکا به ما نباشد. امروز کم‌تر از گذشته است. مسؤولین دولت قبل، اولى که آمدند، یکى از حرف‌هایشان این بود که می‌گفتند تا قبل از آمدن دولت ما، لوله‏هاى توپ یا گلوله‏ى آمریکا به سمت ایران آماده‏ى شلیک بود؛ ما آمدیم، برداشته شد. پس خب، قبلاً بوده. در همین زمانِ دولت قبل بود که آن کسى که خودش مجسمه‏ى شرارت است، ملت ایران را جزو محور شرارت معرفى کرد. بوش، بوشِ شرور، بوشى که وجود او سر تا پا شر و پلیدى است، ملت ایران را یکى از سه ملت یا سه کشور محور شرارت قرار داد. این مال آن زمانى است که یک خرده هم ملاحظه‏ى آمریکایى‏ها را می‌کردند؛ بعضى‏ها هم از داخل گاهى اوقات چیزهایى می‌گفتند که آن‌ها خوششان بیاید.»[5]

رهبر معظم انقلاب با انتقاد از عقلانیتی که عده‌ای با بهانه‌ی آن از اصول دست بر می‌دارند، می‌فرمایند: «بعضی‌ها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‏المللى، می‌خواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمی‌شود؛ این نمی‌شود. این نشانه‏ى بى‏صبرى و نشانه‏ى خسته شدن است. گاهى این خسته شدن را - که خودشان خسته شده‏اند - به مردم نسبت می‌دهند: مردم خسته شده‏اند! نه، نخیر. مردم آن وقتى که احساس کنند مسؤولین کشور با سربلندى مسلمانى و عبودیت خودشان را اعلام می‌کنند، خوش وقت می‌شوند؛ خوشحال می‌شوند.»[6]

یکی از دلایلی که عده‌ای بر مبنای آن با عقب‌نشینی از اصول و مبانی نظام با استکبار سر یک سفره نشسته و از سابقه‌ی انقلابی خویش اظهار ندامت می‌کنند، احتمال حمله‌ی دشمن و عدم آمادگی نظام برای مقابله با مشکلاتی از قبیل جنگ و تحریم اقتصادی و ... است. همان دلیلی که شاه سلطان حسین بر مبنای آن تسلیم مهاجمین شد و تاج و تخت سلطنت را به دشمن سپرد.

یکی از دلایل دیگر عقب‌نشینی از اصول و مبانی نظام، شیفتگی مسؤولین به تمدن دشمن است. یکی از راه‌های تسلط فرهنگی دشمن بر یک کشور، شیفتگی مسؤولین آن نظام به فرهنگ بیگانه است. رهبر فرزانه‌ی انقلاب با اظهار تأسف از این که در برهه‌ای از تاریخ انقلاب این شیفتگی از سوی برخی مسؤولین نسبت به فرهنگ بیگانه هویدا بود، می‌فرمایند: «روند غرب ‏باورى و غرب‏زدگى را که متأسفانه داشت در بدنه‏ى مجموعه‏هاى دولتى نفوذ می‌کرد، متوقف کردید؛ این چیز مهمى است. حالا یک عده‏اى در جامعه، ممکن است به هر دلیلى شیفته‏ى یک تمدنى یا یک کشورى باشند؛ اما این وقتى به بدنه‏ى مدیران انقلاب و مجموعه‏هاى انقلاب نفوذ می‌کند، چیز خیلى خطرناکى مى‏شود. این دیده می‌شد؛ خب، جلویش گرفته شد.»[7]

4- خو گرفتن به تن آسایی و عافیت طلبی و از دست دادن روح مبارزه

«ابن خلدون» متفکر بزرگ اسلامی که وی را پدر علم جامعه‌شناسی نامیده‌اند، نظریه‌ای در مورد ظهور و سقوط یا حیات و ممات تمدن‌ها و حکومت‌ها ارایه کرده است ولی معتقد بود انسان‌ها پس از آن که از زندگی عشیره‌ای فاصله گرفته و به مدنیت روی آورده‌اند «عصبیت» قبیله‌ای آن‌ها که زمانی عامل بقا و متضمن دوام‌شان بود به تدریج از میان رفته باعث سستی و ضعف می‌گردد و انسان‌هایی که زمانی در بیابان در میان شداید و سختی‌های فراوان با طبیعت خشن مبارزه می‌کردند برآن غلبه یافته بودند و از سوی دیگر همواره آماده‌ی دفع مهاجمین بودند، به چنان فتور و ضعفی گرفتار می‌آیند که دیگر یارای دفاع از خویش و خانواده‌ی خویش را ندارند و از این رو در مقابل مهاجمین مستأصل شده، شکست می‌خوردند و منقرض می‌گردند.

نظریه‌ی ابن‌خلدون با اندکی اغماض در مورد سلسله‌های تاریخی صدق می‌کند و با استفاده از این نظریه می‌توان فراز و فرود و سلسله‌های مختلف را تبیین و تحلیل نمود، توضیح این که سرگذشت اکثر خانواده‌های حکومت‌گر نشان‌ دهنده‌ی این واقعیت است که گروه و یا قبیله‌ای با تکیه بر نیروی نظامی و همبستگی عشیره‌ای و قبیله‌ای خود در جنگی داخلی بر دیگر رقبا پیروز می‌شد و سلسله‌ی را بنیان می‌نهاد پس از جندی با تثبیت اقتدار و تحکیم پایه‌های قدرت، آن سلسله پادشاهان و سردمداران حکومتی از عادات قبیلگی خویش فاصله گرفته به تن‌آسایی و عیش و نوش روی می‌آوردند و میدان جنگ و عرصه‌ی نبرد و زندگی در طبیعت جای خود را به کاخ، دربار و حرم سرا می‌سپرد و به این ترتیب زمینه‌های ضعف آن خاندان فراهم شده و در جنگی مشابه آنچه سرسلسله‌گان ایل طی آن به قدرت و حکومت دست یافته بودند، علیه آنان اتفاق می‌افتد و سرنگونشان می‌کند و «شاه اسماعیل» و «شاه عباس» جای خود را به «شاه سلطان حسین» می‌دهند.[8]

امام خمینی(ره) درباره‌ی روحیه‌ی رفاه طلبی و منافات آن با مبارزه در پیام تاریخی خویش در پذیرش قطعنامه می‌فرمایند: «ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش‌های اسلامی هستند به خوبی دریافته‌اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آن‌ها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد با الفبای مبازه بیگانه‌اند و آن‌هایی هم که تصور می‌کنند سرمایه‌داران و مرفهان بی‌درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند، آب در هاون می‌کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت‌جویی، دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند و تنها آن‌هایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.»[9] حاکمان رفاه‌طلب هرگز نمی‌توانند جلوی فساد و تباهی را بگیرند و دیر یا زود حکومتی که دچار حاکمان رفاه‌طلب و عیاش شود، سقوط خواهد کرد، چنان چه حکومت شاه سلطان حسین سقوط کرد.

5 – مغلوب شدن در برابر قدرت خارجی

مؤلفه‌هایی که به اختصار توضیح داده شد، یک حکومت را تا آن اندازه سست و خالی از محتوا می‌گرداند که با هجوم استعمار خارجی و رضایت ملت در داخل این حکومت نابود می‌شود. در این حالت است که به اصطلاح ملتی که زمانی با جان فشانی‌های خود این نظام را تأسیس کرده بودند، از ترس مرگ به خودکشی پناه می‌برند!

مؤلفه‌های هویت حقیقی نظام اسلامی در مقابل گفتمان شاه سلطان حسینیسم

آن چیزی که مسلم است، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خلأ صورت نمی‌گیرد و اگرچه این سخنان راهنمای امت حزب الله در رسیدن به قله‌های مادی و معنوی است و در تمامی دوران‌ها ملت ایران باید این نکات را در انتخاب‌های خویش لحاظ کنند ولی از سوی دیگر سخنان هشدارگونه‌ی رهبری در دانشگاه «علم و صنعت» از احساس نگرانی عمیق ایشان که حاصل اتفاق‌های گذشته و احتمال‌های آینده است، خبر می‌دهد. نظام اسلامی از دیدگاه رهبر فرزانه‌ی انقلاب کدام ویژگی‌ها را دارد که در مقابل مؤلفه‌های حکومت شاه سلطان حسینی قرار می‌گیرد و از این مؤلفه‌ها چگونه باید پاسداری کرد؟ همه و همه سؤال‌هایی است که رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی و در سخنرانی‌های متعدد به آن اشاره کرده‌اند.

ایشان در بخشی از سخنانشان به هویت حقیقی نظام اسلامی اشاره و تأکید کردند که هویت حقیقی نظام در حکم روح، معنا و مضمون نظام است که حفظ ساخت حقوقی جمهوری اسلامی (ارکان و دستگاه‌های نظام) بدون حفظ این هویت حقیقی فایده‌ای ندارد. رهبر معظم انقلاب اسلامی سپس مؤلفه‌های هویت حقیقی نظام اسلامی را به شرح زیر برشماری کردند:

1- اخلاق اسلامی، حفظ ارزش‌ها و کرامت انسان؛

2- عدالت‌خواهی و سعی برای ایجاد برابری و برادری؛

3- مردمی بودن مسؤولان؛

4- کار و تلاش مخلصانه و خدمت به مردم و فداکاری برای آنان؛

5- ساده زیستی و اجتناب از اشرافی‌گرایی مسؤولان و در سطح توده‌ی مردم بودن؛

6- ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه‌ی بیگانگان؛

7- طلب پویایی علمی بی وقفه؛

8- دفاع شجاعانه از حقوق ملی؛

9- تکریم جهاد و شهادت؛

10- اعتماد به مردم و اعتقاد عمیق به مشارکت آن‌ها؛

11- برخورداری از شجاعت و اعتماد به نفس؛

12- حمایت از ملت‌های مسلمان از جمله ملت مظلوم فلسطین.[10]

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از بیاناتشان در دانشگاه علم و صنعت به تلاش 30 ساله‌ی دشمنان به ویژه در دو دهه‌ی پس از رحلت امام خمینی(ره) برای تهی کردن نظام اسلامی از روح و هویت واقعی آن (استحاله و فروپاشی جمهوری اسلامی) اشاره کردند و فرمودند: «باید بسیار مراقب بود تا این روح و سیرت نظام اسلام از دست نرود، به ویژه با توجه به این که تغییر سیرت و هویت واقعی، تدریجی و آرام است و توجه خیلی‌ها به آن جلب نمی‌شود و ممکن است افراد موقعی به خود بیایند که کار از کار گذشته باشد.»

عناصر مرعوب، واداده و مقهور دشمن (شاه سلطان حسین‌ها) به دلیل این که همواره در زمین تعیین شده از سوی دشمن بازی می‌کنند در حقیقت به عنوان دنباله‌ی دشمن محسوب می‌شوند و کامل کننده‌ی پازل آنان می‌باشند. بدین ترتیب، شاه سلطان حسین‌ها با تحمیل اراده‌ی دشمن به افکار عمومی و کشور، در واقع به بازیگران بسیار مهمی برای دشمن تبدیل می‌شوند. از این رو بازشناسی و مقابله با آنان، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. در این راستا می‌توان به نامه‌ی سرگشاده‌ی 120 نفر از نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه‌ی حمله‌ی آمریکا به عراق اشاره کرد. در آن نامه، نویسندگان با خطرناک معرفی کردن اوضاع منطقه و تهدیدهای نظامی برضد جمهوری اسلامی ایران، خواستار تغییر سیاست‌های نظام در قبال آمریکا شدند و تصریح کردند: «چنانچه نظام، سیاست‌های خود را تغییر ندهد، ایران همانند جنگ‌های اول و دوم جهانی اشغال خواهد شد و جمهوری اسلامی ساقط می‌شود.»

عناصر مرعوب، واداده و مقهور دشمن (شاه سلطان حسین‌ها) به دلیل این که همواره در زمین تعیین شده از سوی دشمن بازی می‌کنند در حقیقت به عنوان دنباله‌ی دشمن محسوب می‌شوند و کامل کننده‌ی پازل آنان می‌باشند. بدین ترتیب، شاه سلطان حسین‌ها با تحمیل اراده‌ی دشمن به افکار عمومی و کشور، در واقع به بازیگران بسیار مهمی برای دشمن تبدیل می‌شوند.
شاه سلطان حسین‌ها پیش‌تر از این هم در زمانی که آمریکا می‌خواست به افغانستان لشکرکشی و برای تصرف و اشغال کابل از سمت جنوب افغانستان با موانع جدی مواجه بود، اصرار می‌کردند ما باید تسلیم خواسته‌ی آمریکا شویم و اجازه دهیم آمریکا از مرزهای شرقی کشورمان برای تصرف هرات و کابل استفاده کند. شاه سلطان حسین‌ها کسانی هستند که در سال 1378 معتقد بودند که نظام در حال فروپاشی است و باید خود را از زیر آوار آن خارج کنیم. به همین دلیل سعی کردند در نقش «یلتسین» ظاهر شوند. شاه سلطان حسین‌ها کسانی هستند که خواهان مداخله‌ی اتحادیه‌ی اروپا در انتخابات هفتمین دوره‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی شدند و حتی مذاکره‌هایی را نیز با «سولانا» انجام دادند.

شاه سلطان حسین‌ها افرادی هستند که در آستانه‌ی هشتمین دوره‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی، از دشمنان و بیگانگان درخواست کردند تا قطعنامه‌ی سوم برضد جمهوری اسلامی ایران را صادر کنند تا زمینه‌ی رویگردانی افکار عمومی از گفتمان انقلاب اسلامی، امام(ره) و رهبری فراهم شود. شاه سلطان حسین‌ها کسانی هستند که پیش از انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری از نظارت خارجی سخن گفته و بعد از انتخابات با حمایت دشمنان خارجی بر طبل تقلب در انتخابات کوبیدند، فتنه گران زمانی که دشمن بر طبل جنگ کوبید و ملت بزرگ ایران را تهدید کرد، جام زهر آماده کردند و ملت را به تسلیم ترغیب و تشویق کردند.

شاه سلطان حسین‌ها عناصر و جریان‌هایی هستند که همواره مرعوب تهدیدهای دشمن شده و با بزرگ‌نمایی و خطرناک جلوه دادن تهدیدها و فوق‌العاده خواندن وضعیت کشور، سعی در مرعوب ساختن مردم و مسؤولان دارند. آن‌ها با این گونه اقدام‌های خود عدم پای‌بندی خود را به هویت حقیقی نظام و مؤلفه‌های آن و نفی‌ها و اثبات‌های جمهوری اسلامی به وضوح به اثبات می‌رسانند و تلاش‌هایشان را می‌توان در راستای خدشه وارد کردن به اصول یاد شده، ارزیابی کرد. موارد اشاره شده تنها مشتی از نمونه‌ی خروار اقدام‌های مرعوبانه‌ی شاه سلطان حسین‌ها بوده تا ضرورت بازشناسی جریان مرعوب، واداده و مقهور دشمن اثبات شود. در خاتمه بار دیگر بخشی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار می‌دهیم، آنجا که ایشان فرمودند: «اگر روزی در میان مسؤولان کشور... شاه سلطان حسین‌ها پیدا شوند... کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است.»[11](*)

منابع:

[1]. همان.

[2]. رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیأت دولت ، 2 شهریور 1387.

[3]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام ، 9 تیر ماه 1386.

[4]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با رییس جمهور و اعضای هیأت دولت ، 2 شهریور 1386.

[5]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه‌های یزد ،13 دی ماه 1386.

[6]. بیانات در دیدار با رؤسای سه قوه و مسؤولان نظام، 19 شهریور 1387.

[7]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هیأت دولت، 2 شهریوور 1387.

[8]. افراسیابی، سمیرا، شاه سلطان حسین‌های تاریخ، برگرفته از باشگاه اندیشه به نقل از روزنامه‌ی رسالت.

[9]. پیام تاریخی امام خمینی(ره) در پذیرش قطعنامه.

[10]. سراج، رضا، «شاه سلطان حسین» مصداق یا جریان؟، روزنامه‌ی کیهان، برگرفته از باشگاه اندیشه.

[11]. همان.

*محمد امین آبادی؛ کارشناس مسایل سیاسی/برهان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .