آزادی در الگوی سه گانه اسلام

۱۳۹۱/۰۸/۲۴آزادی در الگوی سه گانه اسلام

دكتر ابراهیم برزگر، دانشیار دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی

چكیده
این نوشتار می‌كوشد تا مفهوم آزادی را در هندسه معرفتی اسلام و اندیشه سیاسی آن طرح كند. بر مبنای طبقه‌بندی شناخته شده اسلام یعنی اعتقادات، اخلاقیات و احكام و به تبع آن اندیشه سیاسی اسلام، سه نوع آزادی اعتقادی، آزادی معنوی و آزادی سیاسی فقهی را گونه شناسی می كند و آنگاه از تعاملات این سه گانه، به تاثیرگذاری‌های شش‌گانه آزادی‌ها بر یكدیگر می‌پردازد. از خلال چنین بررسی كل‌گرایانه، آزادی را در یك چارچوب نظری اسلامی بومی طرح می‌كند و برای پرسش‌های مدرن آزادی پاسخی اسلامی تولید و ادبیات آن را روز آمد می‌كند. در عین حال همه شبهات در باب "آزادی در اسلام" را نه در یك موقعیت تدافعی كه در یك موقعیت فعال طرح و تولید پاسخ می‌كند و نوعی اقناع فكری برای جوانان در بحث آزادی ایجاد می‌كند. در عین حال سامان‌مندی یا سیستماتیك بودن بحث آزادی در دستگاه الگوی سه گانه و تعاملات ششگانه می‌تواند برای سیاستگزاری در بحث آزادی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی توانایی داشته باشد.

كلمات كلیدی:‌ آزادی، آزادی در اسلام، آزادی اعتقادی، آزادی معنوی، آزادی سیاسی- فقهی

مقدمه
مسئله آزادی در طول تاریخ همواره یكی از دغدغه های اساسی بشر در زندگی اجتماعی و سیاسی است. هر چند آزادی یكی از آرزوها و رابطه‌های عاطفی و هم‌زاد بشر بوده است؛ با این همه در طول تاریخ به اشكال مختلف و با موانع گوناگون درونی و بیرونی اعم از هوای نفس یا طاغوت‌های داخلی و قدرت‌های خارجی از افراد سلب شده است. برخورد تمدن جدید مغرب زمین با جهان اسلام به طرح پرسش‌های نوینی در حوزه آزادی انجامیده است و لزوم پاسخگویی به آنها، اولویت بیشتری پیدا كرده است. فراتر از آن ایجاد نظام جمهوری اسلامی در ایران و تجارب عملی چند دهه مملكت داری و موقعیت كشورداری به نوبه خود به طرح پرسش‌های جدیدی پرداخته است و نیازمند پردازش نظری است. موقعیت عملی جمهوری اسلامی روزبه روز به میزان گذر عمر آن بر ضمن تحكیم ریشه‌ها و شجره طیبه، آن را با پیچیدگی‌های جدیدی می‌كند و مملكت داری را وارد مراحل پیچیده‌تری می كند. بویژه در یك محیط متعاملانه با نظام بین‌الملل متخاصم و بویژه در ارتباطات با مطالبات غیر قابل جذب برخی از مخالفان و آزادی مخالفت و مخالفان در جمهوری اسلامی، سیاستگذاری كلان و مرحله ای نظام جمهوری اسلامی در ابعاد نظریه‌پردازی و سیاستگذاری در مسائل و محذورات عینی و تزاحم مفاهیم گوناگون را ضروری می‌كند. پرسش‌های معطوف به آزادی چه از خاستگاه غربی آن و چه از خاستگاه موقعیت آزمون عملی اسلام در جمهوری اسلامی نمی‌تواند پاسخ خود را از اندیشه‌های سیاسی غرب مدرن اخذ كند. پاسخ این پرسش‌ها باید در دستگاه نظری اسلامی به روز شده تولید شود. از این مقدمات كپسولی، مسئله وارگی موضوع متولد می‌شود و بنابراین پرسش پژوهشی آن است كه در دستگاه نظری و میراث غنی و گرانمایه اسلامی اعم از قرآن و سنت و سیره معصومین، مفهوم آزادی، انواع و ابعاد و شاخص‌های گوناگون آن چگونه تصویرپردازی می‌شود؟‌ آزادی چگونه تولید و چگونه محدود می‌شود؟‌

فرضیه یا مدعای پژوهش آن است كه آزادی در اسلام معطوف به الگوی سه‌گانه اعتقادات، اخلاقیات و احكام و تعاملات شش‌گانه آنها و معطوف به ظرفیت و واقعیت فرد (اعم از نقاط قوت و ضعف) و واقعیت‌ها و ظرفیت‌های جامعه (اعم از فرصت یا تهدید) تولید یا محدود می‌شود و پرسش‌های خاص و مسئله‌واره روز آزادی در این دستگاه سه‌گانه به تولید پاسخ و راه حل عملی می‌رسد.

مفروضات. این نوشتار بر مفروضات ذیل استوار است:
1- بر خلاف برخی از مفاهیم كه خاستگاه آن در مغرب زمین است آزادی در میراث اسلامی كهن دارای قدمت طولانی است و مفهومی وارداتی از مغرب زمین نیست و در ذات اسلام و متون دینی و سیره معصومین به مثابه اسلام مجسم وجود داشته است.
2- پرداخت نوین از آزادی نیازمند مطالعه اندیشه سیاسی مدرن غرب در باب آزادی است. مطالعه آراء صاحب‌نظران كانت، لاك، مونتسكیو، بدن، آدام اسمیت، جمیز میلف نوزیك، رولز، برلین و سون اریك لیدمن برای صیقل زدن بحث آزادی و تولید پرسش‌های نوین و تحریر محل نزاع مفید است. به دلیل ضیق وقت در این نوشتار این ادبیات مفروض گرفته می‌شود.
3- اسلام دارای بخش‌های سه‌گانه اعتقادات، اخلاقیات و احكام است. این بخش‌های سه‌گانه متناسب با با ابعاد وجودی انسان یعنی ویژگی‌های شناختی، ویژگی‌های عاطفی و ویژگی‌های رفتاری انسان است. به دلیل محدودیت اثبات آن طبقه‌بندی و انطباق آن با نیازهای انسان و ادبیات روز دنیا مفروض گرفته می‌شود.
4- واقعیت دگرگونی ژرف جهان مدرن بویژه بعد از فروپاشی شوروی و دگرگونی در شیوه اطلاع‌رسانی و ایجاد و گسترش فضای مجازی و تكنولوژی ارتباطات، نحوه مواجهه با مفهوم آزادی فرد و قدرت دولت را بشدت متحول كرده است و صورت‌بندی جدیدی از بحث آزادی در اسلام را اقتضاء می‌كند. به تعبیر دیگر یا موضوع آزادی در موضوع‌شناسی فقهی آن متحول شده است و یا اینكه اصولاً: پرسش‌های جدیدی در رابطه فرد، دولت و حكومت‌كنندگان تولید كرده است و بناچار تولید پاسخ جدید را می طلبد و دست كم نیازمند آن است كه منطق اسلام در بحث آزادی به زبان روز دنیا و با ترمینولوژی روز، روزآمد شود.
- مفهوم "آزادی" در درون دستگاه های نظری و جهان بینی گوناگون، دارای معانی متفاوتی می شود. آزادی در دستگاه نظری سوسیالیسم یا دستگاه نظری لیبرالیسم دو معنای كاملاً متفاوت دارد، آزادی در اسلام نیز دارای معانی خاص و نظام ترجیحاتی ویژه است.

تعریف، مفهوم و انواع آزادی
آزادی در اندیشه سیاسی غرب معمولاً به دو نوع آزادی منفی و آزادی مثبت تعریف و تقسیم می‌شود؛ اما در الگوی سه‌گانه اندیشه سیاسی اسلام به سه نوع یا سه سطح آزادی می‌توان دست یافت.

1. آزادی فكری-كلامی
- این نوع از آزادی از چگونگی رابطه انسان و خداوند تولید می‌شود و موجودیت می‌یابد.
- این نوع از آزادی در ادبیات دینی با مفهوم و دو‌گانه "جبریا اختیار" پیوند خورده است. لازمه آزادی وجود اختیار و اراده آزاد است. در عین حال این وضعیت به آزادی مطلق انسان نمی انجامد.
- انسان از نظر تكوینی آزادی عمل دارد و برخلاف سایر موجودات می‌توانند به راه‌های گوناگونی حركت كنند. با این همه با توجه پذیرش مفروضات هستی‌شناسانه و اسلامی انسان مومن، آزادی تكوینی انسان با تشریع و فقه محدود می‌شود و از این حیث "آزادی مسئولانه" مفهوم‌سازی می‌شود. انسان آزاد است اما باید پاسخگوی انتخاب‌های خود در قبال خداوند باشد.
- این نوع از آزادی به طور "غیر مستقیم" بر سیاست اثرگذاری دارد و نه به طور "مستقیم". به طور مثال اگر فردی جبرگرا شود این اعتقاد به جبرگرایی به طور واسطه‌ای رفتار سیاسی فرد را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
- اصل نفی ولایت انسان بر انسان دیگر مگر به اذن الهی، نیز به تولید آزادی كلامی می‌كند.
- با توجه به سنت آزمایش الهی، ضرورت آزادی عمل انسان تبیین می‌شود. آزمایش الهی دارای مفروضی به نام آزادی است.
- مفاهیم خلافت الهی انسان بر زمین نیز خبر از آزادی عمل انسان و استعداد دو‌گانه وی برای تحقق یا عدم تحقق عینی آن می‌دهد.
- نظارت مومنان بر رفتار یكدیگر و امر به معروف و نهی از منكر نیز نشان از آزادی عمل انسان‌ها دارد و اینكه این نظارت می‌تواند بر رفتارها اثر‌گذاری داشته باشد.
- آزادی در اندیشه سیاسی اسلام، ارزش مطلق نیست. آزادی بر خلاف مفاهیمی چون عدالت كه ارزش مطلق است، یك ارزش نسبی است؛ یعنی آزادی فی‌نفسه هدف نیست، بلكه وسیله است. "آزادی" در ارتباط با مفهوم دیگر نظیر"رشد و كمال" معنا پیدا می كند و آزادی برای رشد و كمال انسان، جامعه، دولت و نظام بین‌الملل است. بنابراین آزادی كه تاثیری منفی بر رشد و كمال داشته باشد، پذیرفته نیست.

2. آزادی اخلاقی- گرایشی یا معنوی
- نوع ویژه آزادی در اندیشه سیاسی اسلام است. این نوع آزادی، آزادی از تعلقات نفسانی، آزادی از امیال و تمنیات نفسانی و آزادی انسان از اسارت و قیود نفسانی خودش است. استاد مطهری آن را با عنوان "آزادی معنوی" مفهوم‌سازی كرده است.
- این نوع آزادی به طور غیر مستقیم بر آزادی سیاسی و رفتار سیاسی تاثیر‌گذاری دارد. بنابراین بسته به آنكه آزادی معنوی تحقق بیابد یا نیابد و در صورت تحقق فعال یا منفعل باشد، آزادی سیاسی و رفتار سیاسی متحول خواهد شد. در واقع ذخیره مثبت یا ذخیره منفی ناشی از آزادی معنوی، آزادی در سیاست را به دو مسیر متفاوت هدایت می‌كند.

3. آزادی فقهی- كنشی
- نوع سوم آزادی، آزادی رفتاری است كه متعلق آن اعضاء و جوارح انسان است.
- در حالی كه نوع اول با فكر رابطه دارد و نوع دوم به عواطف و گرایش‌های انسان مرتبط است.
- در حالی كه آزادی‌های نوع اول و دوم به طور غیر مستقیم تولید آزادی سیاسی می كردند این نوع از آزادی، به طور مستقیم به سیاست و رفتار سیاسی و آزادی سیاسی مربوط است؛ یعنی به طور مستقیم آزادی سیاسی را تولید یا آن را محدود می كند.
- در حالیكه نوع اول آزادی در ادبیات اسلامی با واژه "جبر و اختیار" و نوع دوم آزادی با واژه "نفس و پرستش نفس و شهوت" تداعی می‌شود. نوع سوم آزادی با واژه "حر و عبد" همداستان و هم سخن می‌شود.
- در حالیكه مانع آزادی نوع اول، برداشت‌های نادرست اعتقادی نظیر اعتقاد به جبر الهی است در آزادی نوع دوم، هوای نفس و تمایلات درونی، مانع آزادی است. در نوع سوم آزادی، موانع و محدود‌كننده‌های آزادی متعدد و عینی و بیرونی می شود كه عبارتند از:
- محدود كننده اول روابط فرد با دیگران و مزاحمت دیگر افراد است كه آزادی وی را محدود می‌كنند. این نوع از محدود‌‌كننده بین اندیشه سیاسی غرب و اسلام مشترك است.
- محدود‌كننده دوم، دولت است. دولت می‌تواند به نوبه خود به حق- با توجه به كاركرد تربیتی خود و یا به ناحق به اقتضای طبع دیكتاتور گونه خود آزادی را محدود كند.
- محدو‌دكننده سوم آزادی، تكالیف شرعی است.
- هرچند انسان دارای آزادی تكوینی است؛ اما انسان مومن از حیث آزادی تشریعی باید در چارچوب تكالیف الهی و شرعی عمل كند. این محدود‌كننده خود حاوی صورت‌های ذیل است:
- محدودیت‌كننده‌های اولیه (ذاتی) فقهی نظیر حرمت ربا، شرب خمر و اسراف كه اینگونه محدود‌كننده‌ها، ثابت و غیر قابل تغییرند (حكم اولیه).
- محدود‌كننده‌های ثانویه كه هنگام تعارض و تزاحم احكام در یك متعلق خارجی بروز می كنند. مانند قاعده "لاضرر". این بخش از محدودیت‌ها، ثابت و همیشگی نیستند.
- محدود‌كننده‌های شرعی در صورتی كه متعلق آزادی به زیان فرد باشد. بنابراین در اسلام حتی فرد در ارتباط با خودش هم آزادی عمل ندارد كه با خود هر كاری كند و به خود زیان برساند.

تعاملات شش گانه در بحث آزادی
1. تاثیر آزادی اعتقادی بر آزادی اخلاقی
پرسش این است كه با فرض سبدهای سه‌گانه اعتقادات، اخلاقیات و احكام و بازتاب آن بر بحث آزادی، آزادی اعتقادی و اعتقادات كلی و اعتقادات سیاسی:
اولاً: چگونه آزادی اخلاقی و معنوی در سیاست را تولید می‌كند؟‌
ثانیاً: چگونه آزادی و اخلاقی و معنوی در سیاست را محدود می‌كند؟

تولید‌كننده آزادی
- اعتقادات توحیدی و خدامحوری می تواند هنجاری اخلاقی تولید كند و این هنجارهای اخلاقی رفتارها را قاعده‌مند می‌كند. به رفتار منصفانه و اخلاقی حتی با مخالفان سیاسی و اعتقادی حكم می‌كند. "اگر خدا نباشد هر كاری مجاز است".
- اعتقادات در موقعیت حكمت نظری بر اخلاقیات در موقعیت حكمت عملی به صورت سلسله مراتبی اثر‌گذاری دارد.
- اعتقادات الهی فرد را در تعامل با "مخالفان سیاسی" خود در مقیاس فردی، خوبی و دولتی یا بین‌المللی وادار می‌كند تا مطابق با هنجارهای اخلاق اسلامی عمل كند.
- اعتقاداتی چون حسن‌ظن به خداوند، حسن خلق فرد با مردم را به دنبال دارد و خود ساز و كار تولید كننده آزادی است.
- اعتقادات الهی- اسلامی به فرد وسعت نظر می‌دهد و اینكه هستی را محدود به این دنیا نكند و اینكه ذره ای از اعمال انسان بدون محاسبه نمی‌ماند، این نوع نگاه، نوعی بستر مساعد اخلاقی برای فرد فراهم می‌كند و این امر اولاً: تولید‌كننده آزادی در خود فرد و آزادسازی درونی اوست. ثانیاً: تولید‌كننده آزادی دیگران از سوی او می‌شود. بویژه اگر این فرد، دولتمرد باشدكه در این صورت در شعاع وسیع تری به رعایت آزادی دیگران می‌انجامد.
- اعتقاد به آخرت، فرد را از بند تعلق به دنیا می‌رهاند. این امر موجب می‌شود در عمل آزادی دیگران را محترم شمارد. زیرا انسان تا زمانی كه دوست دار دنیا باشد، اسیر شهوات، خشم و حرص خود باشد، نمی‌تواند پاسدار آزادی دیگران باشد (مطهری، آزادی معنوی، 1371،‌ص 26). اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

محدود كننده آزادی فرد خاطی یا تولید‌كننده آزادی دیگران
اعتقادات الهی، در محورهای توحید، معاد، نبوت موجب شكل‌گیری ملكه "عدالت" در فرد می شود. ملكه عدالت در فرد، آزادی لجام گسیخته فرد را در شكل خدشه‌دار كردن آزادی دیگران را مهار می‌كند. این مهار از سوی یك نیروی قدرتمند درونی است. بنابراین عدالت به مثابه یك ملكه اخلاقی كه خود از سرچشمه‌های معرفتی ناشی می‌شود، رفتارهای عادلانه و منصفانه معطوف به دیگران و زیردستان تولید می‌كنند و این نوع "محدودیت آزادی" معطوف به فرد در واقع به گونه تناقص‌نمایی به "تولید آزادی" برای دیگران می‌انجامد.

2. تاثیر آزادی اعتقادی بر آزادی رفتاری
آزادی اعتقادی، اعتقادات كلی و یا اعتقادات سیاسی؛
اولاً: چگونه آزادی فقهی، آزادی رفتاری و آزادی سیاسی را تولید می‌كند؟‌
ثانیاً: چگونه آزادی فقهی، آزادی رفتاری و آزادی سیاسی را محدود می‌كند؟‌

تولیدكننده آزادی رفتاری
- اعتقاد به نفی ولایت انسان بر انسان و نفی عبودیت انسان نسبت به انسان، موجب فضای آزادی برای انسان مومن می‌شود.
- اعتقاد به توحید افعالی، موجب می‌شود كه فرد مومن در قبال سلطه دیگران به عنوان محدودكننده به مقابله برخیزد.
- در بخش اعتقادات معطوف به آزادی، وظیفه دفاع عقلانی از آزادی‌های مشروع انجام می‌شود. اصالت اصلی آزادی انسان می‌تواند تمام ابواب فقه را مشروب كند و بر آنها اثرگذاری كند.
- قول به "اختیار" می تواند آزادی فرد را تولید كند. مباحث آزادی به مفهوم هستی‌شناسانه آن، به نحوی بنیادین به تولید آزادی فردی، اجتماعی و سیاسی می‌انجامد. این آزادی بدون پیش فرض انسان خودمختار و مسئول نسبت به انتخاب‌هایش وجود نخواهد داشت.

محدود‌كننده آزادی رفتاری
- اعتقاد به اینكه انسان "ذات نامستقل" است و به طور مستقل نمی‌تواند به سعادت و خوشبختی دست یابد و محتاج هدایت الهی توسط واسطه پیامبران الهی است و در نتیجه شریعت، آزادی انسان را از این حیث محدود می‌كند و فرد مومن آزادی عمل مطلق را ندارد.
- اعتقاد به "عدالت" به عنوان یك اصل اعتقادی و به عنوان یك "ارزش مطلق" یعنی در همه زمان‌ها، مكان‌ها و وضعیت‌ها، بر آزادی به عنوان یك "ارزش نسبی" بویژه در هنگامه تزاحم آزادی و عدالت به محدود شدن آزادی به نفع عدالت می‌انجامد.
- اعتقاد به حق بودن و طرح دوگانه حق و باطل موجب می‌شود كه آزادی دارای پیش‌فرض حقانیت و حق بودن باشد و بنابراین موجبات محدود كردن آزادی در عرصه باطل‌ها می‌شود.
- اعتقاد به اصل "آزادی مسئولانه" یعنی مسئولیت انسان در قبال خداوند، موجب محدود شدن آزادی عمل انسان می‌شود؛ زیرا انسان در هنگام آزادی باید بیندیشد و باید پاسخ گوی اعمال خود باشد.
- اعتقاد به " فطرت اجتماعی" انسان به عنوان یك بحث كلامی و فلسفی و اعتقادی به آنجا می‌انجامد كه فرد باید تن به ضرورت زندگی اجتماعی دهد و این امر موجب می شود كه برخلاف آزادی تكوینی و اولیه‌اش، به ناچار "اراده‌اش را با اراده دیگران و فعالیت‌های دیگران، همراه و سازگار كند. نتیجه آن می‌شود كه انسان در برابر یك سری از قواعد و قوانین كه اراده‌ها و فعالیت‌هایش را محدود می‌كنند، خاضع و تسلیم شود. در واقع همان تكوین و طبیعتی كه به وی آزادی اراده و عمل بخشیده است، خود محدود اراده و عمل انسان هم شود و آن آزادی طبیعی اولیه را محدود كند (طباطبائی، ج 4،‌ 1369، ص 117-116).
- اعتقاد به نفی غایت بودن آزادی و نفی ارزش مطلق آزادی و نقش ابزاری آزادی برای نیل به اهداف عالی‌تر نظیر رشد و كمال و سعادت دنیوی و اخروی و خود به نوعی محدود‌كننده آزادی است.
- اعتقاد به اصل "سودمندی" آزادی برای انسان، به نوعی آزادی را مشروط می كند. بنابراین در صورت مضر بودن آزادی، فرد حتی نمی تواند در رفتار با خود، آزادی مطلق عملیاتی داشته باشد.

3. تاثیر آزادی اخلاقی (خلقیات) بر آزادی اندیشه‌ای
پرسش این است كه اولاً: خلقیات فضیله چگونه آزادی اندیشه ای را تولید می‌كند؟‌ یا آن را متأثر می‌كند؟‌ ثانیاً: خلقیات رذیله چگونه آزادی اندیشه‌ای را محدود می‌كند؟‌

تولید آزادی
1- "تقوا" موجب تاثیرات مبتنی بر آزادی اندیشه می‌شود و موجب "روشن‌بینی" و ایجاد قدرت فرقان حق و باطل در فرد می‌شود. ان تتقوا الله یجعل لكم فرقانا.
2- اخلاص ورزیدن موجب تاثیرات مثبتی بر آزادی تفكر و اندیشه ورزی می شود، "اخلاص در چهل روز موجب جاری شدن حكمت بر زبان مخلص می شود.
3- تهذیب نفس و ورود "علم" به قلب فرد مهذب اخلاقی:‌ لیس العلم بالتعلیم، انما هونور یقذف الله فی قلب من یشاء (امام صادق ع).
4- تهذیب نفس موجب ماندگاری علم و اندیشه ناب در شخص مهذب می‌شود. و در واقع بستر اخلاقی مساعد، زمینه مثبتی برای آزادگی فكری و اندیشه‌ای و پرورش اندیشه‌های ناب فراهم می‌كند.

خلقیات محدود‌كننده آزادی اندیشه
- تعصبات و خلقیات منفی قبیله‌گرایانه و حب و بغض‌های نابجا، چشم و گوش فرد را از كاركرد می‌اندازند و تعطیل می‌كند. در نتیجه فرد به درستی نمی‌تواند تفكر و اندیشه كند. "حب الشی یعمی و یصم".
- عدم ورود اندیشه‌های ناب و اصیل در بستر اخلاقی نامساعد فرد یا جامعه یا عدم ماندگاری آن: لا یدخل الملائكه فیه كلب اوصوره الكلب.
- " اندیشه معطوف به هوس" یا اندیشه غیر قابل احترام به دلیل اتكای غیر فكری آن مشمول آزادی نمی‌شود. صرفاً‌ اندیشه‌های حقانی از آزادی برخوردارند و اندیشه‌های باطل‌گرا، شایسته احترام و حمایت و آزادی نمی‌باشند.
این همان تفكیك استاد مطهری بین اندیشه (اعتقاد مبتنی بر تفكر) و عقیده (اعتقادی كه مبنای فكری ندارد بلكه مبنای آن وراثت، تقلید، عادت، تعصب، خصومت و هوی و هوس است. اندیشه‌ای كه بعضاً نسل به نسل منتقل می‌شود) قائل می‌شود. به نظر وی اندیشه فقط می‌تواند قابل احترام باشد و مشمول آزادی شود. اما عقیده نمی‌تواند قابل احترام و شایسته حمایت باشد و مشمول آزادی قرار گیرد.

4. تاثیر آزادی اخلاقی بر آزادی سیاسی
آزادی اخلاقی و معنوی یا روحی در قالب مدخل هایی چون تهذیب نفس و مالك نفس شدن، تقوا و خویشتن‌داری، اخلاص، عبادت، زهد و تمایلات خیرخواهانه می تواند به طور مستقیم بر آزادی سیاسی در دو قالب تولید‌كننده یا محدود‌كننده آزادی فرد تاثیرگذاری داشته باشد.

تولید كننده آزادی
- آزادی معنوی یا روحی از دیرباز در كانون توجه حكیمان و عارفان از جمله حكیمان رواقی یونان و عالمان بودایی و قدیسان مسیحی و عارفان و زاهدان یهودی و مسلمان بوده است. استاد مطهری آن را در حد اعلای خود توصیف كرده است.
- هرچند این نوع از آزادی به نوعی منطق فردگرایانه دارد، با این همه به طور غیر مستقیم بر آزادی سیاسی و اجتماعی اثرگذاری دارد. زیرا فردی كه صاحب آزادی معنوی و روحی شده باشد و صاحب روح بلند و همت والا و رهیده از وابستگی‌های حقیر باشد، به راحتی می تواند با پرداخت هزینه جان و مال و وقت و اعتبار برای رسیدن به آزادی خود و آزادسازی دیگران اقدام كند و علیه سلب‌كنندگان آزادی خود و مردم قیام كند.
- تربیت اخلاقی اسلام بر محور احساس كرامت انسان نسبت به خود و دیگران به وجه عام آن و به مقتضای آیه شریفه ولقد كرمنا بنی آدم (17/70) و نیز حس تكریم خاص كه یك فرد مومن از آن برخوردار است، مبتنی است. فردی كه حامل تكریم و گرامی داشت الهی است، اولاً: ‌این احساس كرامت او را بعدها در آزادی سیاسی مدد می‌كند تا از حریم آزادی سیاسی به عنوان بخشی لازم از عزت و كرامت خود پاسداری كند و ثانیاً: همین احساس كرامت نسبت به همنوعان و نسبت به مومنان دیگر اعمال می كند و آزادی سیاسی آنان را لگد مال نمی‌كند (مالك بن نبی،‌1384،‌ ص 115).
- هنجارهای اخلاقی می تواند اعطاء كننده آزادی به فرد باشد و فرد را از درون آزاد كند. این فرد از درون آزاد شده، دارای ذخیره مثبت و زمینه مساعدی برای اكتساب آزادی بیرونی یا آزادی سیاسی است. وقتی آزادی معنوی در آزادسازی سیاسی و بیرونی اثر گذاری مثبت داشته باشد، می‌توان از آن به "آزادی معنوی فعال" یاد كرد.

محدود كننده آزادی فرد
- محدو‌دكننده‌های آزادی نسبت به فرد محدود‌كننده تلقی می شود و نسبت به غیر فرصت برای آزادی تولید می‌كند.
- آزادی‌های سیاسی باید همواره دارای یك "پیوست اخلاقی" باشد. بدون تحقیق آزادی اخلاقی در فرد و جامعه، آزادی سیاسی برای فرد و دیگران زیان آور خواهد بود. به این ترتیب آزادی اخلاقی و آزادی سیاسی مكمل‌ساز یكدیگرند.
- آزادی معنوی و ملكه شدن هنجارهای اخلاقی در فرد می‌تواند به عنوان یك اهرم قوی بازدارنده برای فرد بویژه حاكم در قالب عدم تجاوز به حقوق و آزادی دیگران و عدم ظلم به دیگران عمل كند. در نتیجه دو نقش توامان محدود‌كننده آن نوع از آزادی فردی كه تجاوز به آزادی دیگران است و در عین حال ایجاد‌كننده آزادی برای غیر است، را ایفاء كند.
- آزادی معنوی و روحی می تواند یكی از قوی‌ترین ضمانت اجرایی برای پاسداری از حریم آزادی افراد از سوی حكومت‌كنندگان در مرتبه اول و از سوی حكومت‌شوندگان در مرتبه دوم باشد.
- آزادی روحی و معنوی، آسیب‌های احتمالی كاربرد آزادی سیاسی در عمل را مصونیت می‌بخشد و نوعی "بیمه" كردن رفتار سیاسی است، آن هم از نوع بازدارندگی و در مرتبه بعدی جبران خسارت احتمالی و اعلام توبه سیاسی از خدشه‌دار كردن آزادی دیگران.
- آزادی معنوی به معنای آزادی مثبت بر این به‌گونه‌ای كه از آزادی صرف‌نظر كند، نیست. بلكه آزادی معنوی خود بسترساز و مشوق فرد و جامعه برای اكتساب آزادی سیاسی است. از این‌روست كه می‌توان از آن به عنوان "آزادی معنوی فعال" و نه "منفعل" یاد كرد. نوعی عرفان اصیل است كه فرد را از جامعه دور نمی‌كند بلكه برعكس او را به مبارزه برای ایجاد مدینه فاضله و رشد سیاسی- الهی می‌كشاند.
- اخلاقیات اسلامی فرد مومن، نوعی نظارت درونی، كنترل درون یا "خود كنترلی" را به صورت خودكار بر فرد اعمال می‌كند و او را از دست یازی به آزادی دیگران باز می‌دارد. حتی ساز و كارهای بیرونی نظیر قوانین رسمی در صورتی كارآمد است كه به طور توأمان با سازوكارهای درونی به منظور حفظ آزادی سیاسی دیگران همزمان اعمال شود.

1. تاثیر فقه بر آزادی اعتقادی
در دو سبد 5 و 6 كه از تاثیرگذاری "فقه" بر اعتقادات و اخلاقیات حكایت می‌كند، نكته كلی آن است كه زور و اجبار و تحمیل صرفاً در قلمرو ظاهر انسان‌ها می توان اعمال قدرت كرد و اثرگذاری داشت؛ اما زور و اجبار نمی‌تواند بر باطن اثرگذاری كند و باطن را تصرف كند. باطن هم دو وجه دارد. یكی وجه اخلاقی و دیگر وجه اعتقادی.
رفتارها و واقعیت‌ها و بسترهای عینی به عنوان متعلق فقه و احكام چگونه می‌تواند بر اعتقادات و آزادی اعتقادی اثرگذاری داشته باشد؟‌

محدود‌كننده یا تولید‌كننده آزادی
احكام فقهی چگونه می‌تواند به تولید آزادی معطوف به اندیشه و اعتقاد بینجامد؟‌ چگونه به حفظ اعتقادات مددرسانی می‌كند؟‌
1.جهاد ابتدائی. جهاد ابتدائی یكی از مباحث مناقشه‌برانگیز در بحث آزادی است. جهاد به عنوان یك دستور فقهی، تلاش برای رفع موانع ایمان آزاد است؛ یعنی افراد یا حاكمیت‌هایی مانع رساندن پیام فطرت و توحید و دعوت اسلامی به فرد می‌شوند، در این وضعیت، جهاد ابتدائی نه به قصد اظهار قولی ظاهری بر اسلام، بلكه به منظور نجات دادن مسلمانان از ساختار شرك آمیز و كفر آمیز است و پس از از بین رفتن این ساختار، مشركان و كافران مجبور به پذیرش اسلام نمی‌باشند (سروش، 1381، ص 191 وسید قطب ، 1994، ص 89-88 و 73-71 ).
2.هجرت. هجرت به عنوان یك دستور فقهی در مواضع مكرر و آیات متعدد قرآن كریم به عنوان ساز و كاری برای بستر مساعد برای اظهار عقاید و آزادی عقیده و اجرای قوانین اسلامی است هجرت از سرزمینی كه در آن آزادی اندیشه و عمل وجود ندارد به سرزمینی كه در آن آزادی ایمان وجود دارد در كانون توجه است.
3. تقیه. تقیه به عنوان یكی از ساز و كارهای فقه شیعی خود اهرمی است برای حفظ اعتقادات و آزادی‌سازی اعتقاد است.
4. حرمت نشر و مطالعه كتب ضلال. این دستور فقهی نیز ساز و كاری جهت حراست از ایمان و اعتقادات است. هر چند به دلیل تحولات ژرف در تكنولوژی ارتباطی برخی به جای "كتب ضاله" از "امواج ضاله"،‌ یاد می‌كنند (رفیع، ص‌322). با این همه حرمت كتب ضلال برای حفظ اعتقادات شخصی همچنان می‌تواند كارساز باشد. به بهانه تسهیلات ارتباطی نمی‌توان آن را كفار نهاد. در عین حال یاد به طرح مطالب آنها در محیط‌های علمی كه توانایی پاسخگویی به آنان را دارند و تولید نقدهای عالمانه پرداخت.
5. ارتداد. حكم فقهی ارتداد نیز یكی دیگر از ساز و كارهای حفظ اعتقادات و آزادی اعتقادی است.

2. تاثیر رفتار و اقدامات دولت‌ها در شكل‌گیری اعتقادات خاص
به طور مثال پیدایش اعتقاد به "جبر" در دوره معاویه و امویان یا مسلط شدن این اندیشه‌ها ریشه در واقعیات عینی سیاسی و منافع حاكمان آن زمان داشت.
تجارب تاریخی و بازخوردهای آزادی در سیاست عملی نیز به نوبه خود در قبض و بسط آزادی‌های سیاسی اثرگذار است. به طور مثال افراط و تفریط‌ها در نحوه كاربرد آزادی سیاسی در دوره‌های مشروطه و نیز بعضاً‌ در دوره اصلاحات منجر به احتیاط‌كاری‌هایی در باب گسترش آزادی شده و می‌شود.

تاثیر فقه بر اخلاق معطوف به آزادی (آزادی اخلاقی)
عدم تاثیر‌گذاری فقه بر اخلاق و آزادی اخلاقی. اجبار و زور فقط در قلمرو ظاهر افراد كارساز است كه قلمرو فقه است. در حوزه اخلاق و عقاید افراد كارساز نیست. عقیده و ایمان در منطقه‌ای قرار دارد كه از دسترس تحمیل و اجبار خارج است. با ابزار نه می توان فكری را به كسی قبولاند و نه می‌توان اعتقادی را به او انتقال داد و نه می‌تواند خلقیات فردی را تغییر داد. این نكته‌ای است كه در تفسیر آیه شریفه لا اكراه فی الدین از سوی علامه طباطبائی (ج 16، ص‌166) اظهار شده است. "علاقه و مهر و محبت را به زور نمی‌شود، ایجاد كرد، گرایش باطنی را به زور نمی‌شود ایجاد كرد (مطهری، جهاد، ص 49). بنابراین باید از این سبد به عنوان عدم تاثیرگذاری فقه بر اخلاق آزادی یاد كرد. با اقدامات ظاهری و تسلط بر ظاهر نمی‌توان باطن را تصرف كرد (طباطبائی، تفسیرا المیزان، ج 2، ص 334).
- نفاق و ریا: اثر معكوس و زیانبار كاربرد زور در قالب بروز پدیده "نفاق" یا "ریا‌كاری" یكی از پیامدهای زور در امور اعتقادی و اخلاقی است. موضوعی كه نه تنها به بهبود ساختار سیاسی- اجتماعی و فرهنگی كمك نمی‌كند، بلكه پیچیدگی برخورد با موضوع را دشوارتر می‌كند.
- مذمت تشیع فاحشه: در عین حال پیرو آیه شریفه سوره حجرات، مومنان از اینكه قبح امور ناپسند با بیان آزاد و مكرر ریخته شود و این تكرار در دراز مدت خلقیات جامعه را تغییر دهد، به مخالفت برخاسته است.
- واقعیات بحرانی و ظهور آزادی روحی و معنوی: تجربه تاریخی نشان داده است كه انسان‌ها همواره در برابر شدائد و بحران‌ها به درون هجرت می‌كنند و بستر مساعدی برای پرورش "آزادی روحی" و معنوی فراهم می‌شود. رواج صوفی‌گری و ظهور فرق عرفانی در زمان بعد از تهاجم مغول به ایران یكی از مصادیق آن است. هر چند كه این آزادی معنوی در دو قالب "فعال" و "غیر فعال" عمل كند و در آزادی سیاسی تاثیر داشته یا نداشته باشد (شیرین بیانی،‌‌)

نتیجه گیری
آزادی در اندیشه سیاسی اسلام‌، مفهوم، دلالت و منطق ویژه و منحصر خود را دارد. دستگاه نظام‌مند اندیشه سیاسی اسلام، سه نوع آزادی را در سه قلمرو فكری‌، عاطفی و رفتاری هم تولید می‌كند و هم به تعبیری محدود یا ریل‌گذاری می‌كند. از خلال تعاملات سه‌گانه و شش صورت‌بندی به دست آمده‌، راهنمایی برای تحقق عینی و عملی آزادی در رفتار سیاسی فراهم می‌كند. این تعاملات چندگانه بحث آزادی را با واقعیت عینی فرد، جامعه، دولت و نظام بین‌الملل پیوند می‌زند، آسیب‌شناسی می‌كند و قدرت تولید پاسخ برای پرسش‌های جدید در محور آزادی فراهم می‌كند.

منابع
1. قرآن كریم
2. نهج البلاغه (1382) ترجمه دشتی ، قم، موسسه تحقیقاتی امیر المؤمنین.
3. برزگر ، ابراهیم ، (1389) ساختار فهم اندیشه سیاسی در اسلام، دو فصلنامه دانش سیاسی، شمارۀ 12.
4. بیانی، شیرین ، (1381) دین و دولت در ایران عهد مغول، تهران ، نشر دانشگاهی، جلد دوم .
5. سروش، محمد(1381) ، آزادی ، عقل و ایمان ، تهران ، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری.
6. سید قطب (1994) ، معالم فی الطریق، قاهره ، دار الشروق.
7. طباطبایی، محمد حسین (1369) تفسیر المیزان، قم ، دفتر نشر اسلامی.
8. مطهری ، مرتضی (1369) جهاد، قم ، صدرا.
9. مطهری ، مرتضی (1368) ، آزادی معنوی ، قم ، صدرا.

http://farsi.khamenei.ir/others-article?id=21473

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
18 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .