آزادي از ديدگاه آيت الله خامنه اي؟

نظر مقام معظم رهبرى نسبت به آزادى در كشور چيست؟

azadi1.jpgالف)نظر مقام معظم رهبري در مورد آزادي:«پس ببينيد ما در بحث آزادى، اولين محدوديت را براى خودمان درست ميكنيم. آن محدوديت چيست؟ عبارت است از اين كه ما نظر اسلام را ميخواهيم؛ خودمان را محدود ميكنيم به نظر اسلام و چهارچوب اسلامى. اين، اولين محدوديت. در بحث آزادى، از محدوديت نترسيم. چون وقتى گفته ميشود آزادى، آزادى در معناى اوّلى - كه با حملِ اوّلىِ ذاتى مشخص ميشود - يعنى رها شدن. كسى كه ميخواهد درباره‌ى آزادى بحث كند، كأنه هر چيزى كه اندكى با اين رها شدن منافات داشته باشد، برايش سنگين مى‌آيد؛ يعنى دنبال استثناء ميگردد. قاعده عبارت است از رهائى مطلق. او دنبال اين ميگردد كه «الّا ما خرج بالدّليل»اش چيست، كه بگويد خب، در اين زمينه‌ها آزادى نه، در آن زمينه‌ها آزادى نه؛ از اين چند تا زمينه كه بگذريم، آزادى بله. اين اشتباه را انسان ممكن است در مواجهه‌ى با بحث آزادى بكند. من عرض ميكنم اينجورى نيست. از اول هيچ پيشفرضى وجود ندارد كه بخواهد به ما آزادى مطلق را بدهد - كه حالا عرض خواهيم كرد كه اصلاً منشأ آزادى در اسلام چيست - از اول چنين پيشفرضى نداريم كه يك آزادى مطلق حق انسان است، متعلق به انسان است، براى انسان ارزش است، حالا بگرديم ببينيم كه استثناها كدام است، «ما خرج بالدّليل»ها كدام است؛ نخير، قضيه اينجورى نيست. ما از محدوديت نترسيم. همان طور كه عرض كردم، اولين محدوديت ما كه درباره‌ى مباحث آزادى در اسلام حرف ميزنيم، اين است كه ميگوئيم در «اسلام»؛ يعنى از اول، چهارچوب درست ميكنيم؛ از اول برايش محدوده درست ميكنيم. آزادى در اسلام به چه معناست؟ اين خودش شد محدوده. نه، بحث ما اصلاً اين است.
در آيه‌ى معروف سوره‌ى مباركه‌ى اعراف ميفرمايد: «الّذين يتّبعون الرّسول النّبىّ الأمّىّ الّذى يجدونه مكتوبا فى التّوراة و الانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحلّ لهم الطّيّبات و يحرّم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم». اين واضح‌ترين آيه در قرآن براى آزادى است، كه «اصر» را برميدارد. «اصر» آن طنابهائى است كه به پايه‌ى خيمه ميبندند تا باد آن را نبرد؛ يعنى آن را متصل ميكند به زمين. «و لكنّه اخلد الى الأرض»؛ اين اخلاد الى الأرض است. «اواصر» ما آن چيزهائى است كه ما را ميچسباند به زمين، مانع پروازمان ميشود. «غل» هم كه غل است ديگر، غل و زنجير است؛ كه پيغمبر آمده است غل و زنجير را بردارد. در همين آيه، قبل از آنكه «يضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم» را بگويد، ميگويد: «و يحلّ لهم الطّيّبات و يحرّم عليهم الخبائث». خب، حلال و حرام يعنى چه؟ حلال و حرام يعنى حد گذاشتن، منع كردن؛ ممنوعيت همراهش است. از وجود محدوديت و ممنوعيت در ذهنمان، هنگامى كه راجع به آزادى بحث ميكنيم، اصلاً ابا نداشته باشيم.
بعضى از آقايان گفتند تفاوتهاى جوهرى بين نگاه به آزادى و نظريه‌ى آزادى در اسلام و در غرب وجود دارد؛ حالا بخصوص در غرب، ليبراليسم را مطرح كردند؛ كه البته مكاتب ديگر هم هست، ليكن همه در آن جهت شريكند. بله، راست است؛ همين تفاوتهائى كه آقايان گفتند، وجود دارد؛ ليكن مهمترين تفاوت اين است: در ليبراليسم، منشأ آزادى، به عنوان حق يا به عنوان يك ارزش، عبارت است از تفكر انسان‌گرائى - اومانيسم - چون محور عالم وجود و محور اختيار در اين عالم كوْن عبارت است از انسان؛ آن هم بدون اختيار معنى ندارد؛ پس بايد اختيار و آزادى داشته باشد. البته اين اختيار، غير از اختيار «جبر و اختيار» است. جبر و اختيار را هم بعضى از آقايان مطرح كردند. بحث اختيارى كه در جبر و اختيار ميكنيم، اين است كه انسان «توانائى انتخاب» دارد - توانائى ذاتى و طبيعى دارد - اما در اينجا كه صحبت انتخاب ميكنيم، ميگوئيم «حق انتخاب» دارد. بين توانائى انتخاب حق و حق انتخاب، يك ملازمه‌ى قطعى وجود ندارد. البته ميشود يك ملازماتى برايش فرض كرد، اما اينجورى معلوم نيست قانع‌كننده باشد. پس آنچه كه آنها ميگويند، اين است؛ آنها ميگويند انسان، محور است؛ يعنى در واقع خداى عالم وجود، انسان است و نميتواند بدون قدرت انتخاب و بدون اراده، وجود داشته باشد. يعنى بدون اعمال اراده - كه همان معناى ديگر آزادى است - امكان ندارد كه ما فرض كنيم انسان، صاحب‌اختيار عالم وجود است. اين، پايه‌ى بحث آزادى است. اين، مبناى تفكر اومانيستى درباره‌ى آزادى است.
در اسلام مسئله بكلى از اين جداست. در اسلام مبناى اصلى آزادى انسان، توحيد است. البته دوستان بعضى از موارد ديگر را هم ذكر كردند - آنها هم درست است - اما آن نقطه‌ى كانونى، توحيد است. توحيد فقط عبارت نيست از اعتقاد به خدا؛ توحيد عبارت است از اعتقاد به خدا، و كفر به طاغوت؛ عبوديت خدا، و عدم عبوديت غير خدا؛ «تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الّا نعبد الّا اللّه و لا نشرك به شيئا». نميگويد «لا نشرك به احدا» - البته يك جائى هم «احداً» دارد، اما اينجا اعم از آن است - ميفرمايد: «و لا نشرك به شيئا»؛ هيچ چيزى را شريك خدا قرار ندهيد. يعنى شما اگر از عاداتِ بى‌دليل پيروى كنيد، اين برخلاف توحيد است؛ از انسانها پيروى كنيد، همين جور است؛ از نظامهاى اجتماعى پيروى كنيد، همين جور است - آنجائى كه به اراده‌ى الهى منتهى نشود - همه‌ى اينها شرك به خداست، و توحيد عبارت است از اعراض از اين شرك. «فمن يكفر بالطّاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقى»؛ كفر به طاغوت وجود دارد، بعدش هم ايمان به خدا. خب، اين معنايش همان آزادى است. يعنى شما از همه‌ى قيود، غير از عبوديت خدا، آزاديد.»[1]
«اعتقاد ما به آزادي يك مسئله‏ي تاكتيكي نيست يك مسئله‏ي واقعي است آزادي به همان معنائي كه جمهوري اسلامي تعريف ميكند نه به معنائي كه غربي‏ها تعريف ميكنند كه آن به نظر ما انحراف است آنجائي كه بايد آزادي باشد نيست آنجائي كه بايد محدوديت باشد قيدها گسسته است و آزادي هست آن را ما مطلقاً قبول نداريم تو رودربايستي غرب هم گير نميكنيم ما آزادي را با همان مفهوم اسلامي خودش قبول داريم كه البته تو آن آزادي بيان هست آزادي رفتار هست آزادي فكر هست.»[2]
«آزادى فكر و بيان هم يكى از ارزشهاى انقلاب بود. مردم مى‏خواستند آزادانه فكر كنند. آن روز، آزادى فكر، آزادى بيان و آزادى تصميم‏گيرى هم نبود. مردم اين را نمى‏خواستند؛ مى‏خواستند اين آزاديها باشد.»[ بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏، 23/2/1379] «آزادى بايد به شكل منطقى و صحيح در جامعه تأمين شود؛ همان‌ آزادى‌يى كه انقلاب اسلامى و نظام اسلامى پرچمش را در دنياى اسلام بلند كرد؛ نه آزادى به شكل افراطى، تقليدى و من‌درآوردى... ما به آزادى معتقديم. اعتقاد ما به آزادى و تأمين حقوق‌ شهروندى در مسائل اجتماعى هم، ريشه‌دار و داراى مبناى دينى است.»[ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام ، 15/5/1382] مقام معظم رهبرى در زمينه مرزهاى آزادى مي فرمايد: «در اسلام مرزهاى اخلاقى وجود دارد . در اسلام آزادى علاوه بر آن حدود مادى مرزهاى معنوى هم دارد . البته بله كسى كه عليه منافع كشور و عليه سود كشور اقدامى بكند آزادى‏اش محدود مى‏شود اين منطقى است اما مرزهاى معنوى هم دارد . اگر كسى عقيده گمراهى دارد، عيبى ندارد، وقتى مى‏گوييم عيبى ندارد يعنى پيش خدا و پيش انسان‏هاى مؤمن عيب دارد ليكن حكومت هيچ وظيفه‏اى در قبال او ندارد در جامعه مسلمان، يهودى و مسيحى و بقيه اديان گوناگون هستند الآن در كشور ما هم هستند در زمان صدر اسلام هم بودند هيچ مانعى ندارد، اما اگر قرار باشد آن كسى كه عقيده فاسد دارد به جان ذهن و دل افرادى كه قدرت دفاع ندارند بيفتد و بخواهد آن‏ها را هم گمراه كند اين براى آدم يك مرز است اين جا آزادى محدود مى‏شود . از نظر اسلام اينگونه است‏يا مثلا بخواهند اشاعه فساد كنند، بخواهند فساد سياسى و فساد جنسى و فساد فكرى به وجود بياورند يا همين فيلسوف نماهايى كه در گوشه و كنار هستند بخواهند درباره اين‏كه تحصيلات عاليه براى جوانان خوب نيست مقاله بنويسند بنا كنند عيوبش را ذكر كردن البته به احتمال قوى درصدى نود اثر نخواهد كرد اما ممكن است درصدى ده جوان تنبل اثر بكند نمى‏شود اجازه داد كسانى بنشينند با وسوسه و دروغ انسان‏ها را از تحصيل باز دارند . آزادى دروغ‏گويى نيست، آزادى شايعه پراكنى نيست . آزادى ارجاف نيست .»[ بيانات مقام معظم رهبرى در جمع دانش آموختگان دانشگاه تربيت مدرس كيهان 14/6/77 .]
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه مي فرمايند : «...آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان « هرج و مرج » و « ديكتاتوري » را شناسائي و تثبيت كنند ، دوران جديد آغاز شده است . آري ، نبايد از « آزادي » ترسيد و از « مناظره » گريخت و « نقد و انتقاد » را به كالاي قاچاق و يا امري تشريفاتي ، تبديل كرد چنانچه نبايد بجاي مناظره ، به « جدال و مرا » ، گرفتار آمد و بجاي آزادي ، به دام هتاكي و مسئوليت گريزي لغزيد. آن روز كه سهم « آزادي» ، سهم « اخلاق » و سهم « منطق » ، همه يكجا و در كنار يكديگر ادا شود ، آغاز روند خلاقيت علمي و تفكر بالنده ديني در اين جامعه است و كليد جنبش « توليد نرم افزار علمي و ديني » در كليه علوم و معارف دانشگاهي و حوزوي زده شده است . بي شك آزاديخواهي و مطالبه فرصتي براي انديشيدن و براي بيان انديشه توام با رعايت « ادب استفاده از آزادي » ، يك مطالبه اسلامي است و « آزاد ي تفكر ، قلم و بيان » نه يك شعار تبليغاتي بلكه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي است .و من عميقا متاسفم كه برخي ميان مرداب « سكوت و جمود » با گرداب « هرزه گوئي و كفرگوئي » طريق سومي نمي شناسند و گمان مي كنند كه براي پرهيز از هر يك از اين دو ، بايد به دام ديگري افتاد. حال آنكه انقلاب اسلامي آمد تا هم « فرهنگ خفقان و سرجنبانيدن و جمود » و هم « فرهنگ آزادي بي مهار و خودخواهانه غربي » را نقد و اصلاح كند و فضائي بسازد كه كه در آن ، « آزادي بيان » ، مقيد به « منطق و اخلاق و حقوق معنوي و مادي ديگران » و نه به هيچ چي ز ديگري ، تبديل به فرهنگ اجتماعي و حكومتي گردد و حريت و تعادل و عقلانيت و انصاف ، سكه رائج شود تا همه انديشه ها درهمه حوزه ها فعال و برانگيخته گردند و « زاد و ولد فرهنگي » كه به تعبير روايات پيامبر اكرم (ص ) و اهلبيت ايشان (عليهم السلام ) ، محصول « تضارب آرا و عقول » است ، عادت ثانوي نخبگان و انديشه وران گردد. بويژه كه فرهنگ اسلامي و تمدن اسلامي همواره در مصاف با معضلات جديد و نيز در چالش با مكاتب و تمدنهاي ديگر ، شكفته است و پاسخ به شبهه نيز بدون شناخت شبهه ، ناممكن است . اما متاسفانه گروهي بدنبال سياست زدگي و گروهي بدنبال سياست زدائي ، دائما تبديل فضاي فرهنگي كشور را به سكوت مرداب گونه يا تلاطم گرداب وار ، مي خواهند تا در اين بلبشو ، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تريبون ، بتوانند تاثيرگذار و جريان سازي باشند و سطح تفكر اجتماعي را پائين آورده و همه فرصت مل ي را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسايند و درگيري هاي غلط و منحط قبيله اي يا فرهنگ فاسد بيگانه را رواج دهند و در نتيجه صاحبان خرد و احساس ، ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان ، بركنار و در حاشيه مانده و منزوي ، خسته و فراموش شوند. در چنين فضائي ، جام عه به جلو نخواهد رفت و دعوي ها ، تكراري و ثابت و سطحي و نازل مي گردد ، هيچ فكري توليد و حرف تازه اي گفته نمي شود ، عده اي مدام خود را تكرار مي كنند و عده اي ديگر تنها غرب را ترجمه مي كنند و جامعه و حكومت نيز كه تابع نخبگان خويش اند ، دچار انفعال و عقبگرد مي شوند. چنانچه در نامه خود توجه كرده ايد ، براي بيدار كردن عقل جمعي ، چاره اي جز مشاوره و مناظره نيست و بدون فضاي انتقادي سالم و بدون آزادي بيان و گفتگوي آزاد با « حمايت حكومت اسلامي » و « هدايت علما و صاحبنظران » ، توليد علم و انديشه ديني و در نتيجه ، تمدن سازي و جامعه پردازي ، ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود. براي علاج بيماري ها و هتاكي ها و مهار هرج و مرج فرهنگي نيز بهترين راه ، همين است كه آزادي بيان در چارچوب قانون و توليد نظريه در چارچوب اسلام ، حمايت و نهادينه شود.»[ پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه ، 16 / 11 / 1381]
از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي، وجود اختلاف نظر و سليقه در جامعه امري كاملاً طبيعي و مايه پيشرفت كشور است و طرح مطالبي كه مخالف نظر مشهور باشد، اشكال ندارد، «به شرط آنكه نحوة مطرح كردن و پرداختن به آن علمي باشد». به نظر ايشان، بررسي همه مسائل از جمله مسائل سياسي در فضاي «آرام و با ديد علمي»، امري كاملاً ضروري است. «ضديت با نظم و جهت‏گيري آنارشيستي، شايسته محيط‏هاي دانشگاهي نيست و صددرصد مخالف لوازم و ضروريات محيطهاي علمي است».[ ر.ك: روزنامه كيهان، 9/9/81، ص 2]. حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين لزوم خودداري از طرح كشمكش هاي فكري در عرصه هاي عمومي مي فرمايند: « اختلافات فكري ايرادي ندارد و بنده به معناي حقيقي و وسيع كلمه به آزادي بيان معتقدم اما اگر حرفها و مسائلي كه محل طرح و استدلال و بحث درباره آنها مجامع تخصصي و كارشناسي است بصورت اغواگرانه در محافل عمومي مطرح شود، نمي توان اين كار را آزادي بيان ناميد.»[ ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب اسلامي ، 8/8/1384]
ب) وضعيت آزادي در كشور:
در مقام بيان كيفيت مطوب ازادي در جامعه فعلي بايد گفت كه در نظام اسلامى و قانون اساسي برآمده از آن، آزادى تا آن‌جا كه مخل به ضوابط و ارزش‏هاى دينى و مصالح اجتماعى و حقوق ديگران نباشد مورد حمايت است. ازاين‏رو آزادى‏هاى اساسى در گسترده‏ترين شكل آن در نظام جمهورى اسلامى ايران به رسميت شناخته شده است: در اصل 24 قانون اساسى آمده است: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن كه مخل به مبانى اسلام يا حقوق عمومى باشد...». در اصل 26 آمده است: «احزاب، جمعيت‏ها، انجمن‏هاى سياسى و صنفى و انجمن‏هاى اسلامى يا اقليت‏هاى دينى شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نكنند». هيچ كس را نمى‏توان از شركت در آن‌ها منع كرد يا به شركت در يكى از آن‌ها مجبور ساخت.
در تمامى نظام‏هاى مدعى آزادى و دموكراسى، براى آزادى حد و مرزى وجود دارد؛ مثلاً توهين به مقدسات و يا نشر اكاذيب و توطئه براى براندازى، ممنوع و خلاف قانون است. ترويج فساد نيز از جمله موارد ممنوع در قوانين است؛ ولى هر نظامى با توجه به مبانى فكرى و اجتماعى خود، تعريفى از فساد دارد. در بينش اسلام، «فساد» تعريف شده است و مبانى آن نيز از وحى سرچشمه مى‏گيرد. بر اين اساس هيچ كس مجاز به ترويج فساد نيست. از همين‏رو اسلام، راه‏هاى گسترش فساد را بسته و اجازه ترويج آنان را به كسى نمى‏دهد. البته موضوع بيان و طرح مناسب عقايد و افكار، موضوع ديگرى است كه در اين مورد اسلام منعى براى آن قرار نداده است. در زمان پيامبر اسلام(ص) نيز طرح افكار منعى نداشته است؛ بلكه خود قرآن مجيد نيز سخنان مخالفان را نقل و به بررسى و ابطال آن‌ها پرداخته است. در زمان ائمه(ع) نيز، افراد بسيارى شبهات خود را نزد آنان مطرح مى‏كردند و پاسخ‏هاى لازم را دريافت مى‏نمودند. بنابراين، طرح افكار در جاى خود اشكالى ندارد؛ ولى نبايد اجازه داد كه از طرح انديشه‏ها سوءاستفاده شود و اذهان مردم، دست‌خوش آسيب‏هاى مختلف گردد. آزادى بيان در جمهورى اسلامى ايران در حد متناسبي وجود دارد به گونه‏اى كه در تاريخ اين كشور بي‌سابقه است و حتي در بسيارى از مناطق جهان نيز هم اكنون تا اين اندازه وجود ندارد.
يكى از آرمان‏هاى بلند نظام مقدس جمهورى اسلامى آن است كه فضايى سالم براى عرضه انديشه‏هاى مختلف به وجود آيد. البته به شرط آن كه در اين فضا عقيده‏ها و افكار به ميدان آيند نه عقده‏ها و انگيزه‏هاى سوء. ليكن متأسفانه برخى مواقع از اين فضاى آزادى كه در پناه جمهورى اسلامى به دست آورده‏اند بر عليه آن استفاده شده شعار خفقان و استبداد توسط بنگاه‌هاي خبرپراكني به جامعه ايران نسبت داده مي‌شود. اين امر را مي‌توان يكى از شيوه‏هاى تبليغاتى كه متأسفانه از غرب به داخل ايران سرايت كرده است، دانست. اين كه اخبار مشتمل بر اكاذيب و تحريفات چنان گسترده و با تب و تاب نقل شود كه اگر همه آن هم جا نمى‏افتد، لااقل بخشى از آن‌ها مورد قبول واقع شود و يا افراد را در ترديد افكند. اين وضعيت در حال حاضر در كشور ما در جريان است و رويارويى با اين موج كار ساده‏اى نيست. به نظر مى‏رسد در اين شرايط تكيه اساسى را بايد بر كاوش و تحقيق در ريشه‏ها و مسائل پشت پرده اين جنجال‏ها معطوف داشت.
به هيچ وجه ادعا نمي كنيم كه جامعه و نظام سياسي ايران، از همه نظر از جمله وجود انواع آزادي‌ها، جامعه‌اي ايده‌آل و كاملا مطلوب است، اما نگاهي منصفانه به وضعيت موجود و مقايسه با دوران قبل از انقلاب و نيز وضعيت ساير كشورهاي جهان حتي كشورهاي مدعي ليبراليسم و آزادي، به خوبي بيانگر اين واقعيت است كه بسياري از وجوه آزادي در حد نسبتاً مطلوبي در كشور ما وجود دارد. هر چند تحقق كامل آن‌ها منوط به فرهنگ‌سازي عميق و ريشه‌اي در كل جامعه و سيستم سياسي است كه در آن بايستي نسبت به استفاده صحيح از آزادي‌ها و نحوه به كارگيري آن از يك سو و بالا رفتن سطح تحمل و انتقادپذيري از سوي ديگر در تمامي بخش هاي جامعه و نظام توجه جدي صورت گيرد، كه به بركت وجود انقلاب اسلامي گام‌هاي مؤثري در اين زمينه برداشته شده و به پيش مي‌رود.
________________________________________

[1] بيانات رهبر معظم انقلاب در چهارمين نشست انديشه‌هاى راهبردى‌ با موضوع آزادي۱۳۹۱/۰۸/۲۴

[2] 8/6/1388

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .