«تنگه‌ی هرمز» هم‌چنان استراتژیک می‌ماند؟

با توجه به اهمیت تنگه‌ی هرمز در امنیت انرژی منطقه‌ای و جهانی و کنترل ایران بر این آبراه به عنوان یکی از ابزارهای قدرت ملی، کشورهای عربی منطقه در راستای سیاست‌های جهانی غرب مبنی بر کاهش توان ملی ایران، به اجرای برنامه‌هایی برای کاهش اهمیت تنگه‌ی هرمز و کنارگذاری آن از مسیرهای ترانزیت نفت و گاز (به صورت LNG) پرداخته‌اند. این مقاله در صدد ارزیابی این سیاست‌ها از نظر میزان تحقق پذیری آن و تحلیل میزان این تأثیرات بر ژئوپلتیک انتقال خلیج‌فارس از راه تنگه‌ی هرمز می‌باشد. بخش اول این مطلب ضمن شناسایی اهمیت تنگه‌ی هرمز در انتقال انرژی جهانی به سیاست‌های کشور امارات متحده عربی در «دور زدن» تنگه‌ی هرمز می‌پردازد. در بخش‌های بعدی به سیاست‌های کشورهای عربستان سعودی، عراق در این زمینه می‌پردازد.

تنگه‌ی هرمز

این تنگه بین کشورهای ایران و عمان واقع شده که خلیج‌فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند وصل می‌کند. تنگه‌ی هرمز با توجه به عبور روزانه 17میلیون بشکه نفت در سال 2011م.مهم‌ترین گذرگاه آبی جهان می‌باشد. این در حالی است که میزان نفت منتقل شده از این تنگه بین سال‌های 2010-2009م. بین 16-15.5میلیون بشکه در روز بود. نفت منتقل شده از این تنگه در سال 2011م. حدود 35درصد کل محموله‌های نفتی جهان و حدود 20درصد کل نفت تجارت شده جهانی است. [1]

به طور متوسط در سال 2011م.، روزانه 14تانکر بزرگ نفتی به سمت دریای عمان از این تنگه عبور کرده که به همین میزان تانکر خالی برای بارگیری نفت با عبور از این تنگه وارد خلیج‌فارس شده‌اند. بیش از 85درصد صادرات این محموله‌های نفتی به سمت بازارهای آسیایی- چین، ژاپن، ‌کره جنوبی و هند- ارسال می‌شود.[2] باریک‌ترین نقطه‌ی این تنگه 21مایل می‌باشد که عمق ساحل عمان از ساحل ایران بیشتر است اما در مسیرهای منتهی به تنگه‌ی هرمز از سمت خلیج‌فارس، تنها 2 مسیر قابل عبور کشتی‌های بزرگ وجود دارد که عرض هر کدام 2مایل بوده و به صورت مسیرهای جداگانه رفت و برگشت از آن استفاده می‌شود که هر دو مسیر در سواحل دریایی و تحت کنترل ایران قرار دارد.[3]

در مجموع، عمق و عرض این تنگه برای عبور بزرگ‌ترین تانکرهای نفتی کافی است و حدود دو سوم نفت انتقالی توسط تانکرهای با ظرفیت بالای 150هزار تن حمل می‌شود.

مسیرهای فعال و برنامه‌ریزی شده برای دور زدن تنگه‌ی هرمز:

الف) خط لوله‌ی نفتی 745مایلی – به خط لوله شرقی- غربی- در عرض کشور عربستان سعودی از اباقیق به دریای سرخ؛

ظرفیت اسمی این خط لوله 5میلیون بشکه در روز می‌باشد.

ب) خط لوله‌ی میعانات گاز طبیعی از اباقیق به بندر ینبوع؛

این خط لوله موازی خط لوله‌ی شرقی- غربی عربستان سعودی بوده و دارای ظرفیت انتقالی 290هزار بشکه در روز می‌باشد.

پ) خط لوله‌ی کرکوک به جیهان ترکیه در سواحل دریای مدیترانه؛

ظرفیت انتقالی این خط لوله به دلیل انسداد خط لوله‌ی استراتژیک جنوب به شمال عراق برای انتقال نفت استخراجی عراق در استان بصره به شمال آن با محدودیت روبه‌روست. هرچند به تازگی مذاکره‌هایی برای ترمیم و ساخت مجدد آن وجود دارد.

ت) خط لوله‌ی نفت عراق به عربستان (IPSA)؛

این خط لوله در دوره‌ی موسوم به جنگ نفت‌کش‌ها در جنگ عراق برضد ایران- حمله‌ی عراق به نفت‌کش‌های ایرانی- برای سهولت انتقال نفت عراق از بندر الامیه در عراق به ینبوع در عربستان در سال 1986م. با ظرفیت 1.65میلیون بشکه در روز ساخته شد که بعد از حمله‌ی عراق به کویت در سال 1991م. مسدود گردید و بعد از آن دچار آسیب جدّی شده است. این خط لوله هم اکنون غیر فعال و تلاش‌هایی برای کسب موافقت عربستان سعودی برای بازسازی آن از سوی عراق انجام شده است که ناموفق بوده است. هزینه‌ی بازسازی این خط لوله در سال 2007م. برابر با 2.2میلیارد دلار برآورد شده است.

ث) خط لوله‌ی حبشان- فجیره؛

این خط لوله با ظرفیت 1.5میلیون بشکه در روز در عرض کشور امارات متحده و در بخش جنوبی این کشور از حبشان در امارات دبی در خلیج‌فارس به بندر فجیره در ساحل دریای عمان کشیده شده است. این خط لوله به طول 370کیلومتر در تابستان 2012م. به بهره برداری رسید.

ج) تلاش برای راه اندازی مجدد خط لوله‌ی تاپ-Trans-Arabian Pipeline -؛

این خط لوله که عملیات ساخت آن در سال 1947م. با سرمایه‌گذاری مشترک بین «استاندارد اویل نیوچرسی» (اکسون موبیل کنونی)، «استاندارد اویل کالیفرنیا» (چورون کنونی) و «سوکونس وکیوم» (هم‌اکنون در اکسون موبیل ادغام شده است) شروع شد که در سال 1950م. از القیصومه در عربستان سعودی با عبور از اردن، سوریه به بندر صیدا در لبنان ختم می‌شد که دارای ظرفیت 500هزار بشکه در روز بود. این خط لوله بعد از اشغال بلندی‌های جولان توسط اسراییل و نیز قطع صادرات عربستان به دلیل حمایت اردن از صدام حسین(عراق) در اشغال کویت در سال 1990م. کاملاً مسدود شد و در سال 2002م. نیز به طور رسمی توقف آن اعلام شد. در سال 2005م.مذاکره‌هایی برای بازگشایی مجدد آن انجام شد که ناموفق بود و هم اکنون با پیشنهاد کشورهای غربی یکی از گزینه‌های احتمالی دور زدن تنگه‌ی هرمز می‌باشد که در مجموع به رغم اقتصادی بودن دارای ظرفیت محدودی است.

چ) خطوط لوله‌ی نفتی پیشنهادی اباقیق و رأس التنوره؛

(عربستان سعودی) به موکلا(Mukalla) در یمن و نیز خط لوله‌ی عربستان به مسقط در عمان که هم اکنون در حد طرح می‌باشند.[4]

بخش دوم: بررسی تفصیلی خط لوله‌ی نفتی حبشان- فجیره

طراحی مفهومی این خط لوله بین حوزه‌ی خشکی حبشان در امارت ابوظبی به بندر فجیره در ساحل دریای عمان در سال 2006م.به وسیله‌ی شرکت مشاوره و مهندسی «تبودین»[Tebodin] تکمیل گردید. امور قراردادی این خط لوله در سال 2007م. به مناقصه‌ی بین‌المللی گذاشته شد. در این مناقصه «شرکت ساخت و مهندسی چین»[2] برنده شد و عملیات ساخت آن در 19مارس 2008م. شروع شد. نظارت بر عملیات ساخت این پروه نیز به عهده‌ی شرکت مشاوره (ILF)بود. این پروژه علاوه بر خط لوله شامل پایانه‌ی نفتی اصلی فجیره، تأسیسات بارگیری نفتی ساحلی به تانکرها و همچنین پالایشگاه نفتی 300هزار بشکه‌ای نیز می‌باشد. در راستای تکمیل نهایی این پروژه، یک شرکت ایتالیایی( Belleli Energy Spa) برنده‌ی مناقصه‌ی 160میلیون دلاری احداث مخازن ذخیره سازی نفت خام در این بندر گردیده است. طبق برنامه قرار است که 8سوپر مخزن نفتی بزرگ با ظرفیت هر یک 1میلیون بشکه در این بندر احداث شود.[5]

مشخصات فنی

این خط لوله 48اینچی دارای طول 360کیلومتر (220مایل) بوده که 14کیلومتر آن در بخش دریایی قرار داشته و از شرق ابوظبی و غرب العین گذشته و به بندر فجیره می‌رسد. ظرفیت این خط لوله 1.5میلیون بشکه در روز بوده که می‌تواند حدود 70درصد صادرات نفتی 2.3میلیون بشکه‌ای این کشور را به خود اختصاص دهد. این خط لوله دارای 3ایستگاه پمپاژ در حبشان، سویحان و فجیره بوده و هزینه‌ی ساخت خط لوله‌ی نفتی نیز 3.29میلیارد دلار برآورد شده است.[6]

اهداف استراتژیک امارات متحده عربی

همان‌طور که «محمد بن زاین الهاملی» - وزیر انرژی کشور امارات - در ژانویه‌ی 2012م. بیان کرد، ایجاد این خط لوله با اهداف امنیتی، کاهش اهمیت تنگه‌ی هرمز از سوی کشورهای عربی برای انتقال نفت خود است.[7] پیش از این نیز کشور عربستان با ایجاد خط لوله‌ی شرقی- غربی خود به دریای سرخ چنین برنامه‌ای را اجرا کرده بود. اما برای درک بهتر اهداف کشور امارات برای احداث این خط لوله می‌بایست،

این خط لوله‌ی نفتی را در چارچوب یک سلسله برنامه‌های دیگر سیاسی امنیتی دید:

الف) خریدهای سپر دفاع موشکی برد بلند(THAAD) و برد کوتاه و متوسط پاتریوت3؛

ب) خرید هواپیماهای مدرن شکاری- بمب افکن رافائل فرانسوی و اف-16 آمریکایی در راستای تحقق دکترین برتری هوایی بر ایران و اجازه‌یتأسیس پایگاه نظامی فرانسه در نزدیکی ابوظبی؛

پ) میزبانی هواپیماهای فوق مدرن F-22 آمریکایی و اشتیاق به میزبانی نیروهای نظامی غربی؛

ت) عربی و جهانی کردن اختلاف ادعایی خود با ایران بر سر جزایر سه‌گانه - ایران آن را سوء تفاهم می‌داند و نه اختلاف حقوقی.

به نظر می‌رسد که کشور امارات متحده عربی «جایگاه خود را به عنوان یک حلقه از زنجیره‌ی تهدید نظامی برضد ایران» در ائتلاف غربی تصور کرده و سعی می‌نماید با کاهش آسیب‌پذیری خود از خطر انسداد احتمالی تنگه‌ی هرمز، با احساس امنیت بیشتری وارد این نبرد احتمالی شود.

این مجموعه اقدام‌ها نشان می‌دهد که احداث این خط لوله تنها یک موضوع صرف اقتصادی نیست. هرچند که هزینه‌ی بیمه‌ی نفت‌کش‌ها در دریای عمان نصف هزینه‌ی آن در خلیج‌فارس و انتقال نفت به دریای عمان سبب صرفه‌ی اقتصادی می‌شود؛[8] بلکه به نظر می‌رسد که کشور امارات متحده‌ی عربی «جایگاه خود را به عنوان یک حلقه از زنجیره‌ی تهدید نظامی برضد ایران» در ائتلاف غربی تصور کرده و سعی می‌نماید با کاهش آسیب‌پذیری خود از خطر انسداد احتمالی تنگه‌ی هرمز، با احساس امنیت بیشتری وارد این نبرد احتمالی شود. انگیزه‌ی روانی تحریک جامعه‌ی خود در این ماجراجویی را هم اکنون با برجسته کردن موضوع جزایر سه‌گانه‌ی ایرانی فراهم آورده است.در مجموع، افتتاح این خط لوله نفتی هرچند در افزایش امنیت انتقال نفت امارات متحده عربی کاملاً تأثیرگذار بوده اما زمانی برای ایران خطرناک و تهدیدزاست که دیگر طرح‌های «دور زدن» تنگه‌ی هرمز نیز تکمیل گردد.

در حال حاضر به رغم کاهش 1.5میلیون بشکه نفت انتقالی امارات از تنگه‌ی هرمز، اهمیت استراتژیک این تنگه‌ برای دیگر کشورها همچنان حیاتی است. زیرا:

- کشور امارت متحده عربی در انتقال دیگر کالاهای خود- به جز نفت- همچنان به تنگه‌ی هرمز وابسته است؛

- کشور قطر در صادرات حدود 70میلیون تن (LNG) و صادرات نفتی خود کاملاً به تنگه‌ی هرمز وابسته است؛[9]

- در حال حاضر صادرات نفت کویت، نیمی از نفت عربستان و حدود 1.4میلیون بشکه صادرات عراق از این تنگه انجام می‌پذیرد.

در پایان باید گفت که با تکمیل تمام طرح‌های دور زدن تنگه‌ی هرمز، تهدیدهای امنیتی جدی برضد منافع ملی ایران ایجاد خواهد شد که در مقالات بعدی به «تدوین استراتژی‌های مقابله‌ای» پرداخته خواهد شد.(*)

پی‌نوشت‌ها:

[1] . Kenneth Katzman And Others(2012)Strait of Hormuz. Congressional Research Service. P.3.

[2] . http://www.ewi.info/strait-hormuz-whats-stake

[3] . http://www.globalresearch.ca/index.php?aid=28516&context=va

[4] . http://csis.org/files/media/csis/pubs/060227_abqaiqattack.pdf

[5] . http://pipelinesinternational.com/news/construction_complete_on_habshan_...

[6] . http://www.nytimes.com/2012/01/12/world/middleeast/pipeline-avoids-strai...

[7] . Arab Online(2012) UAE pipeline keeps away from Strait of Hormuz. At

[8]. خواجوی، علی(١٣٨٩)تلاش امارات در راستای کم‌رنگ نمودن نقش تنگه‌ی هرمز در مبادلات جهانی نفت خام. مجله‌ی اقتصاد انرژی، شماره‌ی ١٢٧، خرداد ١٣٨٩، صص 8-٩.

[9] . Business Monitor International(Q1,2012)Qatar oil And Gas Report. P.26

*محمد صادق جوکار؛ کارشناس ارشد مؤسسه‌ی مطالعات بین‌المللی انرژی/
http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3442

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .