شبهات

خيانت و انتخاب مسئول غير اصلح؟

عرض سلام وادب خدمت سروران ارجمند. حديثي از امام علي شنيدم كه فرمودند هر مقام مسئولي در كشور اسلامي كه كسي از خودش اصلح تر رو مي شناسه و كنار نكشه وجا را به او ندهد خائن به الله و به الرسول و امت رسول الله است . بنابراين اكثر مسئولين ما خائن هستند. اينطور نيست؟ لطفا در مورد اين حديث بيشتر توضيح دهيد. متشكر

با سلام و احترام فرهيخته گرامي، در اين موضوع آنچه كه از مضمون روايات متعدد برمي­آيد اين قاعده عقلايي است كه فردي كه در نظام اسلامي، سمتي قبول مي‏كند مي‏بايست از تمامي افرادجامعه اولي و اصلح باشد. بنابراين اگر فردي مي‏داند در بين افراد جامعه‏شخصي شايسته‏تر از او جهت احراز منصبي وجود دارد، حق ندارد خود را داوطلب آن نموده بلكه لازم است او را در احراز آن سِمَت بر خود مقدم دارد. درغير اين صورت آن شخص و يا كسي كه او را منصوب كرده، خائن به خداوند، پيامبر(صلي الله عليه و آله) و همه ‏مسلمانان خواهد بود. در اين زمينه روايات متعددي وجود دارد كه برخي از آنهاچنين‏اند:

اختیارات ولی‌فقیه؛ قانونی یا فرا قانونی؟!

بازخوانی نظریه‌ی آیت‌الله مصباح یزدی درباره‌ی حدود اختیارات ولی‌فقیه؛ اختیارات ولی‌فقیه؛ قانونی یا فرا قانونی؟!

IMAGE634914425872420288.jpgبه دنبال درج مقاله‌ای با عنوان «نسبت قانون اساسی با ولایت فقیه؛ نقد نگاه کلی آیت الله مصباح یزدی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی در تاریخ 13 آذر ماه و طرح شائبه‌هایی پیرامون این مقوله، در سطور ذیل تلاش شده پاسخی مستدل و منطقی در این خصوص ارائه گردد.

ره‌آورد آزادی زنان در غرب ؟

آزادی زن به چه معناست و چگونه و با چه شرایط و حدودی به استقلال و عزت زن می‌افزاید و نه به اسارت و ذلت او؟

2_2.jpg«آزادی»، به عنوان مقوله‌ای جهانی، فراملیتی و فرافرهنگی، از مفاهیم پیچیده و پرکاربرد جهان امروز به شمار می‌رود؛ مفهومی که در شعارهای متعدد و از سوی اقشار متفاوتی مانند زنان، جوانان، اسیران، کارگران و... بدون تعریف و حد و مرزی به زبان آمده و در حقیقت به عنوان نوعی راه فرار از هست‌ها و بایدها به کار گرفته شده است. اما سؤال اینجاست که آیا حقیقتاً آزادی مفهوم مطلقی است و نباید از خواستاران آن پرسید: «آزادی از چه؟

دنیوی کردن دین یا دینی کردن حکومت و سیاست؟

يكي از اشكلاتي كه غالباً دگرانديشان در باب حكومت ديني به آن تمسك مي جويند اين است كه پيوند دين و سياست موجب مي شود دين در خدمت قدرت درآيد و زورمداران و قدرت طلبان از طريق آن وجاهت و مشروعيت كسب نموده و دين را ابزاري براي حفظ و بقاي قدرت خود قرار دهند؟

يكي از اشكلاتي كه غالباً دگرانديشان در باب حكومت ديني به آن تمسك مي جويند اين است كه پيوند دين و سياست موجب مي شود دين در خدمت قدرت درآيد و زورمداران و قدرت طلبان از طريق آن وجاهت و مشروعيت كسب نموده و دين را ابزاري براي حفظ و بقاي قدرت خود قرار دهند.

تكيه گاه اصلي اين گروه پاره اي از شواهد تاريخي است.

بازرگان مينويسد:

هزار سال رياست بلامنازع ديني پاپها و حاكميت قهار كليساي كاتوليك بر پادشاهان و اشراف و مردم اروپاي قرون وسطي يادگاري جز جهل و تاريكي، ركود و عقب ماندگي و اختناق افكار يا انگيزسيون وحشتناك به جا نگذاشت.[1]

-اعدام منافقين در سال 67 ؟

در خصوص اعدامهاي منافقين در سال 67 به حکم حضرت امام سوال داشتم. آيا اعدام زندانياني که حکمشان چند سال زندان بوده صرفا به دليل ماندن بر سر مواضع مصداق قصاص قبل از جرم نيست؟ لطفا جنبه هاي فقهي اين مسأله را برايم ر

2011_4_9_11_9_37.jpg سال ۱۳۶۷ منافقینی که در زندان بودند به صورت تاکتیکی اعلام توبه کردند اما پس از پذیرفتن آتش‌بس و حمله منافقین به ایران این عده نیز در زندان آشوب کرده و شروع به آتش زدن زندان کردند تا به زعم خود و با رسیدن منافقین به تهران، پروسه‌ اشغال تهران را کامل کرده و کار را یکسره کنند.به‌دنبال این اقدام منافقین بود که امام فرمود آنهایی که بر سر موضع هستند مهدورالدمند و باید محاکمه و مجازات شوند(سید حمید روحانی در گفتگو با نشریه دانشجویی سپیدار- ارگان بسیج دانشجویی دانشگاه تهر